تبليغاتX
ایران-گیلان-رودسر-اشکور-وربن وسورتله - مرثیه ای برغربت ده

مترجم سایت

مترجم سایت

مرثیه ای برغربت ده شنبه یکم اسفند 1388 16:18

                            مضی تله کوهی دروربن 

 مضی تله  یعنی کوهی با درختان بلوط (وربن)          

از محضر ارباب قلم اجازه می خواهم  تا در این نوشته نقاط محلّی را به همان گونه که تلفّظ میکنند بنویسم. صبح که از خواب پا میشی اگه حوصله داشته باشی ،میری   (کنده سر).نفس عمیق میکشی وبه اطرافت نگاه میکنی.حالا اگه رو به جنوب وا ایستی یه کم پائین تر از پاهات روستای( وربن) دیده میشه .دهی کوچک با آدمهائی بزرگ .آدمهائی که تنها با اتکاء به حود وخدا ،زندگی می کنند.یه کم اگه سرت رو بلند کنی وبه جلوتر نکاه کنی (فندق باغ) های ده رو میبینی.این باغها تأ مین کننده بخش عظیمی از زندگی مردم اینجا است.باغهای زیبائی که وادارت میکنند تا بری داخل شون وبدون فکر کردن به اینکه شاید دیگه فردا کسی نباشه که بیاد سراغ شون واز گشتن در زیر درختهای فندق لذّت ببره.یادیگه هیچ کودکی در این جا بدنیا نیاد تا اگه کار بدی کرد ،برای اینکه از دست باباش کتک نخوره بره وخودشو لای درختهای به هم پیچیده فندق پنهان کنه.حالا یه کم سرت روبیار بالاتر ، رو به جنوب ،دشتی کوچک در دامنه ای وسیع رو می بینی .این دشت (هربوچال)نامداره. هربوچال نظر گاه هر روزه ما در روستا است. مکان بازیها ی کودکانه ما در گذشته هائی که دغدغه نان مثل امروز نبود. درختان گلابی  وحشی وادارمان میکرد تا علی رغم همه سختگیری های پدرامون بازهم در هر فرصتی بریم و از آن گلابی های آب دار بخوریم. (هربو=گلابی وحشی)هربوچال هنوز زیبائی خودش رو داره .بتّه های نزدیک هم(مییه لسک= زرشک)،(مییه رخ =نوعی زال زالک محلی ،درخت های صنعتی راش وچند نوع درخت وحشی دیگر ،منظره پیش رورا دلچسب می کنه. کمی بالاتر از هربوچال(چاربداراغار)محل عبور چارواداران گذشته است.مردانی که بدون هیچ ادّعائی باچندرأس اسب وقاطر(استر)وگاهی بایک یاچندخر نه چندان قوی ،بارهای مردم را از روستائی به روستای دیگر میبردند.وحالا این راه به افتخار نام آنها ،مثل گذشته نامیده می شود.راهی پر از سنگ های کوچک وبزرگ که گاهی راه رفتن را مشکل می کند .اما برای رهروان این راه بسیار زیباست.زیرا در بالادست همین راه (زرد تله)قرار دارد.کوهی نه چندان بلند امّا برافراشته در برابر دیدگان مردم وربن وآنان که از سورتله می آیند. تله در زبان محلی ما یعنی صخره بزرگ.از رود خانه جاری در فرو دست وربن،شیب تندی تا قلّه زرد تله وجود دارد که بسیار نفس گیر است.اما پیاده روی در این شیب ،آدمی را به وجد می آورد.اگر همین طور خط الرأس زردتله رابگیری وبه سمت جنوب شرقی بیائی به (ورکالی لات)میرسی.راستش محلّی ها هم معنی ،ورکالی،رانمی دانند.امّالات یعنی بستر پهن رود خانه.ورکالی لات محل عبور ومرور روستائی های آن اطراف است.آب رود خانه از فاصله نه چندان دور از دل کوه سر چشمه می گیرد .

ورکالی لات

                             (ورکالی لات)رود زیبا درمنظر وربن

این رود خانه آب پائین دست را تأمین میکند.وبه رودهای دیگر مسیر می پیوندد تا به پلورود میرسد وبعد به دریای خزر میریزد. اگر از کناره رود به سمت شرق ادامه مسیر بدهیم ،آنوقت به نقاطی میرسیم که واقعاً باید گفت که تکّه ای از بهشت خداوند در اینجا قرار داده شده

تندوره (پارهای ازبهشت)

                         تندوره از این دست مناظر بسیار دارد.

است.از کنده سر ،یعنی همین جائی که ایستادیم وداریم به اطراف نگاه می کنیم (تندوره)را مانند مار بزرگی می بینیم که در دل کوه پیچ وتاب می خورد.از کنار رود ورکالی لات به سمت تندوره میرویم. مدخل تندوره در دوطرف رودخانه ،دیواره ای صخره ای به ارتفاع ده الی دوازده متر که بصورت قائم قد بر افراشته است.طول این دیواره سنگی به سمت شرق یک کیلو متر است .در دوطرف این دیواره کفتر های چاهی یا (سنگ کفتر)هالانه دارند.زیبائی این پرندگان نیلگون که شبیه سنگهای محل سکونت خودشان هستند هنگام پرواز در آسمان، مثال زدنی است. صخره های صاف با اشکال زیباواغواگر تورا وامیدارد که ناخودآگاه بگوای سبحان اله ،اینجا واقعاً تکّه ای از بهشت است.از ابتدای مسیر مجبوری پا ها تو به آب بسپاری ،زیرا رود جاری از میان صخره ها کناره خشکی ندارد تا بتوانی بدون خیس شدن ،عبور کنی.بعد از پیمایش مسیری سخت امّا دلفریب به (آبلوک) میرسی. آبلوک سوراخ بزرگی است که در دل

          آبلوک سرچشمه رودخانه وربن

 آبلوک سرچشمه رود خانه ای است که از پائین وربن میگذرد.

 کوه به وجود اومده وآب زیادی به قطر ده الی دوازده اینچ از آن فوران می کند.

همین آب در تمام فصل سال ،آب این رود خانه کوچک را تأمین می کند.شاید در پشت همین سوراخ ،غار بزرگی باشد.کسی نمیداند.صدای آبشار کوچکی که در زیر این چشمه ایجاد میشود ،نوای روح نواز موسیقی ملایم ایرانی را به یاد می آورد.آبلوک را باهمه دیدنیهای بکرش ،باید که بگذاری وبروی.زیرا در این نواحی دیدنیهای بسیاری هست که هرکدام به نوعی بیننده را مجذوب خود می کند.از کنده سر ،به هر طرف که سر به چرخانی تازه های بکری را می بینی که پیش از این یا ندیده ای ویا کمتر دیده ای.حالا از کنده سر درست به سمت شرق نگاه کن .به تر تیب اوّل زمین های کشاور زی وبعد از آن مراتع راخواهی دید. حالا دیگر جوان روستائی رغبت کار کشاورزی را ندارد.می گوید چه فایده ؟بکاریم که چه بشود؟ البتّه برای حرفش دلیل هم دارد.مراتع همینطور به سمت شرق ادامه دارد.درنظرگاهت به سمت شرق ،(جورسره) را میبینی وبعداز آن چشمانت به تپّه ماهور های(دوشان چال)خیره می ماند.مکانی که پیش از این محّل تولید علوفه برای دامهای مان بود. کمی بالاتر (اسمال چشمه)با خنکای آب زلالش تورا وامیدارد که لختی درنگ کنی  واز آن آب بنوشی.وبعدباچشم سر به( لوران خانی )

لوران خانی

                                             لوران خانی فرورفته درابر

میرسی.از وربن وقتی به آنجا نگاه میکنی،مانند زمینهای برنج کاری به نظر میرسند،به همین دلیل مردم محلّی به آنجا (بیجارمرز)می گویند.لوران حانی هم مثل دیگر جاهای وربن ،دارای یک چشمه آب سرد است .چشمه های آب سرد در همه جای اشکورات یافت می شود.گویا وجود چشمه باذات این مناطق آغشته است.از کنده سر که به لوران خانی خیره شده ای ،کمی سرت را به سمت جنوب به جرخان.شانه کـــــــــــــوه سترگ

                          (مضی تله)یعنی کوهی با درختان بلوط ،را میبینی.در گذشته های نه چندان دور دراین نواحی درختان بلوط به وفور یافت می شده اند.این منطقه چراگاه مناسب دامهای محّلی میباشد.........(ادامه دارد)

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |