تبليغاتX
وربن وسورتله Varboon&soortaleh - فقط وعده!!!

مترجم سایت

مترجم سایت

فقط وعده!!! جمعه شانزدهم دی 1390 9:31

گوش اگر گوش تو وناله اگر ناله من    آنچه البته به جائی نرسد فریاد است

این لینک را از وبلاگ برمکوه(آقای رمضانعلی امیری )مطالعه بفرمائید

خوب آن آدمهای قدیم کارد به استخوان شان رسیده بود وچنین جملات نغزی را به یاد گار میگذاشتند(فریادمی زدند).مانیز سالهاست که میگوئیم ،التماس میکنیم،به این یا آن متوسل میشویم وهربار بالبخندی به فرداوعده داده میشویم.خوشبختانه مسئولین عزیز ما خوب آموخته اند که بهتر است در برابر هر خواهش برای انجام کاری ،با لبخندی مراجعه کننده(خواهان حق) را به فردا امید وار کنند.

بنگر به راهی که هرگز ساخته نشد

اما یک سئوال از نماینده شهرستان رودسر واملش وهکذااشکور:

آقای عباسی براستی برای اشکور چه کرده اید؟ 

این تصاویر از راه هائی گرفته شده است که جنابعالی چهار سال قبل برای جمع آوری آرا از آن عبور کرده اید.در همان چهار سال قبل قول داده ایدکه این راه را درست کنید.در تمام روستاهای مسیر اطراق کرده اید وبا روستائیان حرف زده اید.آیا به وعده های داده شده پایبند بوده اید؟

مردمان روستاهای ما ساده دل هستند وزودباور.شمارا باورکردند وبه شمارأی دادند.چقدر خوب بود اگر تنها به ۲۵٪وعده های داده شده عمل میکردید.عباسی عزیز، من از نگاه یک سیاستمدار با شما حرف نمیزنم.زیرا نه سواد سیاسی دارم ونه در جایگاه سیاسی هستم.من یکی از مردمان سرزمینی هستم که به ناچار تمام امکانات ونعمات خوب خداوند در روستا را نهاده وبه مکانی غریب کوچیده ام.

امروز به اضمحلال روستاهای سرزمینم نگاه میکنم واز خود میپرسم چرا چنین شد؟بدون شک همه ما از سر ناچاری به شهر ها کوچیده ایم.آقای عباسی در جلسه اخیر تان در شهرک محمدیه قزوین از خودتان نپرسیدید که این همه اشکوری در اینجا چه میکنند؟خوب به چهره های جوان اما افسرده آنان نگاه کردید؟بنظر شما اینان در شهر های غریب مثمر ثمر تر هستند یا در روستاهایشان؟

شما باز هم تشریف آورده اید با وعده های دورو دراز.ما این همه سال گفتیم ونوشتیم وفریاد زدیم برای ساخت تنها پنج کیلومتر راه روستائی .آنوقت شما مارا وعده میدهید به ساخت

کار خانه کشتی سازی وکارخانه پتروشیمی!!!

بنگر به راهی که هرگز ساخته نشد

لابدآن کارخانه ها نیز به پنج کیلومتر راه نیاز خواهند داشت وخدا میداند چند سال ساختشان به درازا بکشد.آقای عباسی من روستائی هستم وامروزوقتی به سرزمینم نگاه میکنم دردبیکسی تمام وجودم را آزرده میکند.شما هزاران هکتار باغ وزمین آباد را نادیده میگیرید وصدهانفری را که از این راه امرار معاش میکنندپشت سر میگذارید ووعده ساخت کار خانه هائی را میدهید که شاید هرگز ساخته نشوند.ایا بهتر نیست که در بهینه سازی داشته هایمان تلاش کنیم وآنگاه اگر پول وزمانش بود به طرح های تازه رجوع نمائیم؟شما برای جوانانی کار خانه خواهید ساخت که اینک با اندکی همت ودرایت میتوانند شغل سهل الوصول تری داشته باشند.میتوانند بدون آنکه به مزدوری برای دیگران بپردازند برای خودشان کار کنند وبه تولید ملی بیفزایند. 

 

بنگر به راهی که هرگز ساخته نشد

آقای عباسی حتمأ از طریق همکارانتان تاکنون دریافته اید که اشکور سرزمینی وسیع وغنی هست. سرزمینی که دارای قابلیت های گوناگونی میباشد. وجود چشمه های بینهایت ورود خانه ها وجویبارهای زیادی که اگر تنها کمی همت وسیاست چاشنی هدایت ان شود بیگمان میتواند جانشین کارخانه های بسیاری شود.سرزمینی که فندق آن بی نظیر است .دارای باغهای فراوان گل گاوزبان است .کشاورزی ودام داری اش حرفهای بسیاری برای گفتن دارد.چرا میخواهیم نقد موجود را به هوای نسیه نامعلوم از دست بدهیم.شما بسیار بهتر از بنده میدانید که اگر زیر ساختهای روستا تقویت شود دیگر نیازی به مهاجرت نیست.خوب میدانید که کشاورزی دارای جاذبه است وهرکسی را به خود جلب میکند.مشروط برآنکه یک کشاورز به آینده خود ورفاه حاصل از کشاورزی اش ایمان داشته باشد.

وسخن آخر:آقای عباسی حرفی را بزنید که به تحقق آن ایمان راسخ داشته باشید.خوب میدانید که سخنان ادمهای مهم در اذهان ماندگار است.یاحق 

 


برچسب‌ها: مرثیه ای برغربت ده ما, اشکورومشکلات قابل حل, راه های روستائی, مریضی پدر, کی به این میگه راه
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |