این عکسها گویای زیبائیهای بکر روستاهای اشکوراست.روستای وربن یا سورتله ویا اینی تنها بخش کوچکی از سرزمین بزرگ اشکور است.فقط باید به روستا رفت ودرفصول مختلف در هوای پاک روستا نفس کشید تا به آرامش روستا ایمان آورد.

روستای اینی درهمسایگی وربن قرار دارد.این دوروستا وروستای سورتله از درد مشترک نداشتن یک جاده خوب در رنج بودند وهمین رنج عامل بسیاری از مشکلات در این روستاها شده است.

این درخت گلابی وحشی(هاربو)درهاربوچال قرار دارد.خیلی از ماها که اینک درشهرها سرگردانیم،خواب نیمروزی تابستانهارا در زیر سایه این درخت ودرخت های مشابه ازیاد نبرده ایم.

آدمهای هم سنّ من،درروستای وربن وسورتله از این درخت خاطرات زیادی رادریاد خود دارند،اما جبر زمانه وادارشان کرده است تا یادشان برود که بهشت دنیای ما همان روستای ماست.

من برای این، قصه این درخت را تازه میکنم تا به همولایتی ها بگویم که روستا فقط با حضور روستائیان زنده است.زیبائی این درختان زمانی است که کسانی آن را ببینند یا درسایه آن به استراحت بپردازند.

اینبار روستای وربن را از منظر دیگری به نمایش میگذارم.راستش خیلی وقت است که دیگر بچه های وربن ،وربن را از این طرف ندیده اند.حیفم آمد که این تصاویر را درمعرض دید همولایتی های خودم نگذارم.

باغهای فندق وربن که حاصل سالها تلاش مردان وزنان وربنی است چشم انتظار بازگشت فرزندان خودش است تا آبادی از دست رفته را از نوباز یابد.خزان پایان همه چیز نیست.خزان باغها آغاز رویش دوباره در بهاراست.

براستی چه کسی منکرزیبائی این مناظر بکر واصیل روستائی است.چرا خیلی از همولایتی های من یادشان رفته است که روستا نیاز مندحضورشان است.

به همولایتی هام میگم.چندنفرتون تاحالا زردتله راازاین زاویه دیده اید؟بنظرشما این کوه زیبا نیست؟

ماخیلی وقته که فراموش کردیم،روستایما اینجوری هم دیده میشه.کی باورمیکنه که من هم موقع ثبت این تصاویر وهم موقع نصب آنها برای انتشار گریه ام گرفت.

یادمون باشه که مابیشتر از روستا به روستا نیاز داریم.

فراموش نکنیم که این زمینهای خشک دربهار دوباره سبز میشن.اگرماباشیم این زمین هم با ما نفس میکشد.روستا به مردمش زنده است.

کی یادش مییاد که رمضان عمو برای باغش چقدر زحمت کشید؟ آیا بچه های رمضان عمو قدردان زحمات باباشون هستن؟خداکند که بچه های رمضان عمو باغ باباشون رو آباد ترش کنند.









