اینبارمیخواهم غمگینانه ترین مرثیه ام را برفراق دوستی بسرایم که عمرش را درغربت سپری کردودرغربت دار فانی را وداع گفت.اینروزها درماتم از دست دادن دوستی بسر میبریم که برای ما بسیار عزیزبود.این دوست ما، یکی از مردم روستای سورتله بود.خوب ،آدمها به دنیا می آیند زندگی میکنند واز دنیا میروند.این تقدیرانسان است وما آنرا پذیرفته ایم.امّا دراین چند روزه پس از درگذشت( عباد) مسائل بسیاری ذهن مرا به خود مشغول کرده است.(عباد) درسورتله متولّد شدوباسختی درغربت درس خواند ودرغربت مانند هزاران کس دیگر کار کردومثل هزاران کس درآرزوی این بود که روزی به روستا برگردد ودر آرامش زندگی کند.

اینجاروستای زیبای سورتله است.
این تصویر توسط محمدجوادمحمدی ارسال شده است
سالهااست که همه ماروستائیان چشم به راه این هستیم که کمی فقط کمی راحت تر به روستاهامان سفر کنیم . درروستا به کارکشاورزی ودامداری وکارهای دیگر روستائی بپردازیم. اما این مسئله تا کنون محقق نشده است .همه ما دوست داشتیم تا پیکر عباد به روستا منتقل شود.تا درمکانی بیارامد که درآن به دنیا آمده بود.اما انتقال یک جسد بیجان به جائی که حتی زنده ها هم به راحتی راه به آنجا ندارند بسیار سخت است.مادرازدست دادن عزیزان ما دوبار داغدار میشویم یک بار برای از دست دادن آنها وباردیگر برای اینکه ناچاریم آنهارا درغربت به خاک بسپاریم.اگرگوشه چشمی به روستاهامان میشد ،میتوانستیم لااقل ازدست رفته هامان را به روستا منتقل کنیم تا در مواقع مختلف برسر قبر شان فاتحه ای بخوانیم. این خواسته زیادی نیست که ازبزرگان قوم بخواهیم که ماهم توقّعاتی داریم.اما خواسته هامان اندک است.اندک مانند زندگی ساده روستائی.عباد ازدنیای ماکوچید درحالی که آرزوداشت ایکاش میشد باقیمانده عمرش رادرروستابگذراند.شاهد این مدعا تلاشی است که اودرتابستان گذشته برای احیای باغ فندقش کرد.عباد عزیز متأسفیم که درغربت به خاک سپردیمت.شاید این سرنوشت مختوم همه ماست که درغربت زندگی کنیم ودرغربت بمیریم.شاید ماحق نداریم که زندگی خودرا درآرامش روستا سپری کنیم.امّانگران نباش ،فرزندان ماباتلاش وپشتکار خواهند توانست تاراهی درخور به روستا بگشایند.شایدروزی که ماراهی سفر آخرت شدیم وجود یک راه خوب باعث شود جسد مارا به روستاببرند.

