اشکور وگل گاوزبان
شاید باورش کمی سخت باشد که بگوئیم بخش اشکورات در استان گیلان وهمچنین ،اشکور مازندران یکی از معدود مناطق ثروتمندایران است.امّا چرا ماهمیشه از فقر این سرزمین مینالیم.سرزمینی که در هر گوشه اش نعمات بیشمار خداوند رحمان هویدا میباشد
این هم بتّه زیبای گل گاوزبان اشکورات

گل گاوزبان یکی ازمحصولات متنوّع روستاهای اشکور است
شاید باورش کمی سخت باشد که بگوئیم بخش اشکورات در استان گیلان وهمچنین ،اشکور مازندران یکی از معدود مناطق ثروتمندایران است.امّا چرا ماهمیشه از فقر این سرزمین مینالیم.سرزمینی که در هر گوشه اش نعمات بیشمار خداوند رحمان هویدا میباشد. راستش رابخواهید من هرگاه قصد نوشتن مطلب تازه ای رامیکنم ناخود آگاه به یاد نبود بعضی از امکاناتی میافتم که با اندکی درایت ودلسوزی مسئولین میشود که در روستاها باشد.یکی از این کمبود ها که همیشه مارا می آزارد نبودن راه های مناسب عبور ومرور است.گل گاوزبان که محصول اشکور است ودر این بخش به وفور یافت میشود نیاز مند افرادی است که به آن برسند. پرورشش بدهند وبرداشتش کنند وبه بازار مصرف ارسالش کنند.شاید خیلی از خوانندگان این سطور ندانند که تولید فقط یک کیلوگرم از این محصول چه مرارتی را به همراه دارد.اما اگر تولید کننده این محصول برایش دلگرمی وجود نداشته باشد تن به این کار سخت نمیدهد.زیرا کشاورز روستائی دوست دارد تا محصولی را که بارنج فراوان به دست می آورد براحتی بتواند به بازار مصرف برساند.اما بدلیل مساعد نبودن بسیاری از شرایط در روستاها ،اورغبتی به کار نشان نمیدهد .

این هم بتّه زیبای گل گاوزبان اشکورات
در آینده ای نزدیک پیرامون فواید گل گاوزبان مطالبی را گرد آوری خواهم نمود وبه خوانندگان این صفحه پیشکش خواهم کرد.انشاءاله
باغهای فندق اشکور رادریابیم

باغهای فندق اشکور یادگاری از دوران گذشته
نگذاریم میراث گرانبهای نیاکان ما به آسانی تباه گردد

منظره ای زیبا از باغهای فندق در روستاهای اشکور
وقتی صحبت از محصول فندق به میان می آید نمیتوان فندق بخش اشکورات شهرستان رودسر را نادیده گرفت .بدون هیچ تردیدی میتوان گفت که یکی از پر محتواترین ومغّذی ترین محصولات غذائی سرزمین ما همین فندق روستاهای اشکور میباشد.اگر از افراد خبره دست اندرکار فندق جویا شویم به خصوص افرادی که در خرید وفروش ونیز صادرات این محصول دست دارندهمه متّفق القول خواهندگفت که محصول فندق اشکورات بسیار بسیار نسبت به محصول مشابه دیگرنقاط ایران وحتّی دیگر کشورهای تولید کننده این محصول اختلافات فاحشی دارد.بدلیل شرایط خاص آب وهوائی منطقه اشکور ،این ناحیه از ایران مستعد پرورش این محصول غذائی ارزشمند میباشد.مردم روستاهای بخش اشکوراین محصول را بعنوان محصول اصلی خود میدانند .به همین دلیل است که نمیشود کسی را در این مناطق پیدا کرد که از داشتن حداقّل چند بتّه از درخت فندق بی بهره باشد.پدران ومادران روستاهای اشکوربا افتخار تمام از اینکه چه تعداد درخت فندق برای هر کدام از فرزندانشان به ارث گذاشته اند صحبت میکنند. این مسئله بظاهر ساده بیانگر ارزش وجایگاه محصول فندق در روستاهای اشکورمیباشد.اگر به جنوب ایران سفر کرده باشید چنین قداستی را درمحصول خرمای خوزستان میتوان یافت.

حرس باغ فندق وآماده کردن باغ برای آبیاری سال آینده دراشکور
امّا چرا دیگر این محصول کمتر وارد بازار میشود.من بعید میدانم که تنها عدم تولید فندق را تغییرات ناگهانی جوّی بدانیم ویا همه تقصیرات کمبود فندق رابه سرنوشت روستائیان نسبت بدهیم.فندق نیز مانند همه محصولات کشاورزی نیاز به دانش وآگاهی ،کاشت وداشت وبرداشت را دارد.درست است که مردم طی سالیان متمادی تجربیات بسیار گرانبهائی را در زمینه پرورش فندق کسب کرده اند ،امّا اینک به یمن دانشهای روز افزون که در تابستان برف میبارد ویا در زمستان از انرژی خورشید ،درمیان برف ویخ آب داغ تولید میشود ،حتمأراهی برای مبارزه با آفت های جوّی وجود دارد.روستائی بدلیل مشغله زیاد ودرآمد نه چندان زیادش بدنبال راهکارهای جدیدنمی رود .اصولأ تجربیّات خود را فراتر از علم میداند.مگر اینکه به روستائیان ثابت شود که علم توان حّل بخش وسیعی از مسائل غامض در امر کشاورزی وباغ داری را دارد.بسیاری از مردم بدلیل افت تولید فندق روستارا به بهانه یافتن کاری مناسب رها نموده وبه شهرهای دورونزدیک کوچیده اند.

این هم از فندق روستاهای اشکور
برای ازیاد محصول فندق میشود برای عواملی که در زیر بر میشمارم راهکارهای عملی ومنطبق بر شرایط اقلیمی حاکم بر منطقه ارائه داد.
1-عدم وجود راه ماشین رو مناسبجهت دسترسی سریعتر به مناطق تولید وبازار مصرف.
2-عدم دسترسی باغ داران به مروّجین وکارشناسان کشاورزی وباغداری.
3-عدم آشنائی بخش وسیعی از باغداران به سموم وآفات نباتی.
4-عدم آشنائی به مبحث کاشت وداشت درخت فندق.
5-عدم توجّه مسئولین ذیربط به بازارفروش محصول فندق.
6-عدم پرداخت وامهای قابل توّجه جهت توسعه وبهینه سازی باغها.

درروستاهای اشکوراز این دست مناظر بسیار میتوان دید
عوامل موئثّر بسیاری در ازدیاد محصولات کشاورزی دخیل میباشند.بدون شک اگر درروستاها جاذبه وامید به روزهای بهتر ترویج شود ،وروستائی بداند که مزد زحمت خودرا دریافت میکند طبعأ تن به آموزش وعمل به آنچه که به افزایش محصول کمک کند خواهد داد.کافی است فقط اندکی از آن چیزی را که برای ایجاد جذّابیّت درشهر ها هزینه میگردد،جهت بهینه سازی روستاها وباغات هزینه گردد،آنوقت روستائی نه تنها رغبتی به کوچیدن نشان نمیدهد بلکه امید وارانه میکوشد تابه آبادانی بیشتر روستا بپردازد.
آیا صنایع تبدیلی درتوسعه اقتصاد کشاورزی تاثیر گذار است؟
گل گاوزبان(وربن)
گلپرگیاهی معطروخوراکیدر(وربن)
گلهاوگیاهان داروئی در(وربن)
به عقیده کارشناسان وصاحبنظران ، کشاورزی بعنوان محورتوسعه اقتصادی ایران ( که معادل یک چهارم تولید ناخالص ملی ، یک سوم نیروی اشتغال وهمجنین تامین چهارپنجم نیاز غذائی کشوررا بعهده دارد) بعلت شیوه کاشت سنتی و عدم بکارگیری مکانیزاسیون کشاورزی (که منجربه افزایش هزینه های تولید ونیزقیمت تمام شده محصولات تولیدی گردیده) وادامه فعالیت کشاورزی را ازنظراقتصادی غیرقابل توجیه نموده که این عوامل زمینه ترک روستا نشینان ازمحل زنگی آنها را( بجهت پیدا کردن شغل وحرفه مناسب فراهم نموده است) . صاحبنظران که اقدام عاجل وفوری مکانیزاسیون کشاورزی را درشرایط کنونی (بعلت نامناسب بودن زمینهای کشاورزی به دلیل کوچک بودن وسعت زمینهای مزروعی) امری محال و غیرممکن می دانند ، ضرورت ایجاد صنایع تبدیلی را مناسب ترین راهکار برای جلوگیری ازمهاجرت بی رویه روستانشینان به شهرها و ممانعت ازنابودی هرچه سریعتر کشاورزی ایران، پیشنهاد می نمایند.
قبل ازاینکه میزان اثرگذاری صنایع تبدیلی درتوسعه کشاورزی مورد بررسی قرارگیرد، لازم است اضافه شود ، صنایع تبدیلی دربخش کشاورزی به صنایعی گفته می شود که با زیرمجموعه این بخش ارتباط مستقیم دارد وبعبارت بهتر ، این صنایع ، فرآیندتولید مواد کشاورزی را کامل کرده وآنهارا بصورت بهینه آماده ورود به بازار مصرف می سازد.
صنایع تبدیلی دارای تجهیزات سبک با تکنولوژی ساده تر میباشد که مواد اولیه مورد نیاز آن به راحتی درمناطق روستائی یافت می شود.
ضرورت توسعه صنایع تبدیلی بخش کشاورزی بعنوان بخش اصلی صنایع روستائی می تواند درساماندهی وضعیت اقتصادی روستاها ، نقش سازنده ومهمی را ایفا نموده ودرعین حال ، وظیفه تبدیل وفرآوری محصولات کشاورزی را نیز برعهده گیرد. گسترش این صنایع دردرجه اول ، موجب کاهش ضایعات شده ودرمرحله بعد به افزایش وبهبود تولید تمامی فرآورده های کشاورزی کمک می کند وقادر است کالا را با بسته بندی مناسب و کاملا" بهداشتی دراختیار مصرف کننده قرار دهد.
بخش عمده ضایعات محصولات کشاورزی به دلیل فاصله زمانی ومکانی مراکز تولید تا کارخانه ها وصنایع به دلیل غیر منطقی، وارد سبد ضایعات می شود. که درصورت ایجاد صنایع تبدیلی ، این میزان ضایعات به چرخه تولید بازگشته وعلاوه بر تامین کسری نیاز داخلی، امکان صادرات ودرنتیجه کسب درآمد ارزی را فراهم می نماید.
نزدیکی صنایع تبدیلی به محل تولید ،ازمیزان ضایعات می کاهد ، ضمن اینکه موجب حذف هزینه حمل ونقل ودرنتیجه کاهش قیمت تمام شده فراورده های تولیدی نیز می گردد. تغییر ساختار کشاورزی وصادرات را باید تاثیرانکارناپذیر صنایع تبدیلی دانست . این خصیصه به دلیل ویژگی صنایع یادشده درایجاد ارزش افزوده است . زیرا با حفظ خواص محصولات ، موجب بالارفتن کیفیت وارزش افزوده می شوند. اما ازسوی دیگر ، گسترش کشاورزی موجب رونق وتوسعه صنایع تبدیلی رافراهم می آورد. همچنین ازآنجا که کشاورزان پس ازبرداشت محصول تا زمان آماده سازی زمین برای فصل بعدی کاشت ، بطورمعمول بیکارند، ازآن طرف هم صنایع تبدیلی با انبارکردن مواد اولیه قادرند درزمان دلخواه ، فعالیت خودرا پی بگیرند ازمهاجرت بی رویه روستانشینان با ایجاد اشتغال جلوگیری می کند که یکی ازنتایج صنایع تبدیلی به ویژه درروستاها خواهد بود.
بدین ترتیب با ایجاد صنایع تبدیلی( ضمن جلوگیری ازخالی شدن روستا ها،بجهت ترک روستا نشینان ونیز ممانعت ازنابودی هرچه سریعتر کشاورزی ، بعلت عدم بکارگیری مکانیزاسیون کشاورزی) می توان سبب کاهش ضایعات این محصولات با ارزش را فراهم نمود.
روی سخنم باتمام کسانی است که نگران آینده خود وفرزندان خود هستند.بیائید کمی راجع به این ضربالمثل قدیمی فکر کنیم که میگوید: کس نخاردپشت من جز ناخن انگشت من.راستی مابرای آینده خود واطرافیانمان چه کرده ایم.چه میزان دوراندیشی برای بهبود آینده اطرافیان داشته ایم.آیا اصلا برای ما مهّم است که دیگران چگونه زندگی میکنند؟روی سخنم با همولایتیهای من است.برای خودم هیچ دلواپسی ندارم زیرابه اندازه کافی خوب زندگی کرده ام.وبه اندازه کافی درآمد دارم که بتوانم زندگی ام را تاپایان بدون دلهره به سرببرم.امّا من نیز مانند همه مردم اطرافیانی دارم که در این بحران اقتصادی نیاز به حمایت فکری واقتصادی دارند.همه ما فرزندانی داریم که نیاز به حمایت دارند.باید زندگی کنند.باید در آمد داشته باشند.باید آرامش فکری داشته باشند.باید امید به آینده برای فرزندان خود ایجاد کنیم.باید محیط امنی برای فرزندانمان ایجاد کنیم تا در پناه آرامش فکری به زندگی خود ادامه بدهند.به نظر شما برای بدست آوردن این خواسته ابتدائی چه کاری باید انجام داد؟بازهم روی سخنم با همولایتی های من است.ما همه همدیگررا میشناسیم. از کمّ وکیف زندگی هم خبر داریم.میدانیم که وضع رندگی ما چگونه است.

منظره ای ازروستای(وربن)
امّا اصل مطلب.طبق تجربیاّت سالهای طولانی کار به راهکارهائی رسیده ام که ترجیح میدهم آن را واگویه کنم تادیگران نیز
پیرامون آن اندیشه کنند.
امروز ما فرزندانی داریم ویا آشنایانی داریم که نیاز مبرم به کار دارند ونیاز به در آمدی دارند که بتوانند در سایه آن زندگی کنند.چند نفر از ما میتوانیم به خودمان به قبولانیم که برای آینده خود ویا نزدیکان خود کاری کرده ایم که باعث بر طرف کردن بخشی از مشکلات دیگران شده ایم.
ببنید ما نمی توانیم منتظر باشیم تا فرصت شغلی دلخواه مارا ایجاد کنند وبعد به ما به گویند حالا بفر مائید سر کار.در جامعه کنونی که بحران بیکاری بیداد میکندوهمه کشورهارا به زانو در آور ده است این خواسته اصلأ منطقی به نظر نمی رسد.همه افراد جامعه هم چنین توانائی را ندارند تا به تنهائی اقدام به ایجاد شغلی کنند.زیراایجاد یک کار معمولی نیاز به سرمایه گذاری حداقّل 300000000ريال را میطلبد که در توان بسیاری از مردم نیست.پس چه باید کرد؟ راه حلّ این کار یا یکی از این راه حلّ ها سر مایه گذاری جمعی است.یعنی همه افرادیک فامیل یا یک منطقه در یک کار سازنده شرکت کنند وخود در مورد آینده وشغل خویش تصمیم بگیرند.
افرادی را که من میشناسم ودر این مقال مدّنظرم هستند هرکدام دارای دارائیهائی پراکنده هستند که به تنهائی چاره هیچ مشکلی را نمی کند.یعنی با این مبالغ کم اصلأنمیشود کاری کرد.مثلأفردی دارای 50000000ريال پول است ،بااین مبلغ چه کاری میشود کرد.بیشتر مردم یااز سر خیر خواهی ویا هر نیّت دیگر به دیگران قرض میدهند یا در بانکها به بهانه قرعه کشی سپرده گذاری می کنند.ویا برای روز مبادا آن را در خانه نگه میدارند.بهر حال این داشته آنهارا به جائی نمیرساند.همین افراد در خانه فرزندانی دارند که در بدر بدنبال کار میگردند ونمی یابند.ما در میان خود افرادی را با تخصّصهای مختلف وداشته های کم یا زیاد سراغ داریم.
اگر چندین نفر در یک جمعی در قالب یک شرکت گرد آیند وهرکس به فراخور دارائی اش سرمایه ای بگذارد آنوقت میشود برای چند نفر شغل ایجاد کرد وسر مایه گذار هم از باز ده پولی که گذاشته است بهره مند شود.
|
مثال: دوروستا در یکی از استانهای ایران را در نظر میگیریم. این دوروستا مانند اکثر روستاهای ایران از دوقشر جمعیتی بر خوردار هستند.گروهی که به دنبال کار به شهرهای دور ونزدیک کوچیده اند ودر آنجا ماندگار شده اند.وگروهی که در روستا مانده اند.این هردوگروه به هم نیاز مند هستند.زیرا بدلایل مختلف به هم وابسته هستند.افرادی از این دوروستا شغل مستمر دارند که شامل باز نشستگی میشود.بسیاری از این افراد پس از باز نشستگی به روستا برمیگردند.اینها نیز دارا ئیهائی دارند که چندان کار ساز نیست.فرض براین است که این دوروستا 100خانوار در شهر جمعیت دارند و25خانوار در روستاهستند.من بطور متوسّط در نظر میگیرم که از هر خانوار دونفر در این سرمایه گذاری شریک شوند.وهرنفر نیز مبلغ 20000000ريال سرمایه گذاری کنند.در آن صورت سرمایه ای معادل 40000000000ريال خواهند داشت.بااین مبلغ میشود برای 20الی30نفر شغل مناسب ایجاد کرد. |
باتوجه به مثال ساده بالامیشود این فکر را در جامعه پیاده کرد .امّا مشکلاتی در فراروی این کار وجود دارد وآن عدم اعتماد افراد به یکدیگر است.به نظر من میشود که باجلساتی که به بهانه های مختلف در میان مردم تشکیل میشود پیرامون این مسئله صحبت کرد.آگاهی دادن درست به مردم پیرامون مزایا ومعایب این کار ومشورت ونظر خواهی از دیگران باعث میشود تا دیگران به اعتماد برسند .البتّه هر کاری در ابتدا با چالشهائی مواجه میشود که اجتناب نا پذیر است.راهکارهای بسیاری را میشود برای به اعتماد رسیدن افراد پیشنهادکرد.اگر باور داشته باشیم که هر کدام از ما برای کار خود وسرمایه خود بیشتر ارزش قلئل هستیم وبرای ارتقاء آن بیشتر تلاش میکنیم ،باید به پذیریم که این نوع سر مایه گذاری هم به نفع ما وهم به نفع جامعه ای که در آن زندگی می کنیم میباشد.
|
بازهم یک مثال: چه عاملی باعث میشود تا مردم علی رغم ریسک پذیری بسیار بالا درشرکتهای هرمی سرمایه گذاری کنند؟ بطور یقین برای کسب در آمد وتأمین بخشی از مایحتاج روز مره زندگی تن به چنین کاری میدهند. مردم برای کسب در آمد، پول خود را به کسانی می سپارند که حتّی در این سر زمین نیز نیستند.شرکتهائی مانند:گلد کوئیست ویا پیرشین گلف وهمچنین شرکت پالینور .عدم آگاهی مردم برای سرمایه گذاری درست ودانستن روش کشاندن مردم به سوی سرمایه گذاریها کاذب وبه اصطلاح زود بازده باعث رونق بازار شرکتهای هرمی میشود. |
چرا ما به غریبه ها اعتماد داریم امّا به خودی ها اعتماد نمیکنیم؟بانگاهی گذرا به جوامع سرمایه داری در مییابیم که آنان باتکاء به داشته های جمعی توانسته اند به رشد اقتصادی بالا برسند.به همین دلیل شرکتها وتراستها وکارتلها شکل میگیرند.درنهایت امر سرمایه داران به این نیز قناعت نکرده وبه تجارت جهانی روی میآورند.اگر سرمایه گذاری در قالب شرکتهای رسمی وقانونی صورت بگیرد وافرادی متخصّص آن را اداره کنند وهر سرمایه گذاری در آنجا نماینده ای داشته باشد بالطبع میتواند از کمّ وکیف سرمایه گذاری خود باخبر باشد.
|
باز میگردیم به روستای مورد مثال خودمان: در این دوروستا آب وزمین به قدر کفایت موجود است.امّا پول کافی که بشود امکانات آنرا بهینه کرد وجود ندارد.اگرپول ازقبل گفته شده تدارک دیده شد آنوقت کاری آغاز میشود.در این روستا ها رودخانه کوچکی جریان دارد که آب آن بیشتر هرز میرود.بدلیل خوش آب وهوابودن منطقه مستعّد پرورش بسیاری از آبزیان هست. یک مجموعه پرورش ماهیان سردابی ویا تأسیس سالن پرورش قارچهای خوراکی ویا پروار بندی گاو وگوسفند وتولید علوفه دامی.امکان همه این موارد در روستاهای مورد مثال ما وجود دارد. |
بیشترین سودی را که بانکها در قبال سپرده ها پرداخت میکنند،1.5%ماهیانه است که برای سرمایه های کوچک ،قابل ملاحظه نیست.اما سرمایه گذاری در بخش پرورش آبزیان ویا دام وطیور،سودی بالغ بر6% راعایدسرمایه گذار میکند.مضاف براینکه میتواند از نیروی کار خود سر مایه گذاران نیز سود ببرد.دغدغه شغل نسل آینده مارا وامیدارد تا به فکر راه های تازه وعملی کار آفرینی باشیم.
اگر باعقل ومنطق بیندیشیم ،در مییابیم که سپردن سرمایه زندگی به دست بیگانگانی که نمی شناسیم درست نیست.آنهم به بهانه سودی آنی وریسکی که در از دست دادن سرمایه وجود دارد.باید راهکارهای گرد امدن پیرامون یکدیگر را بیاموزیم.بایدراه های اعتماد کردن را پیدا کنیم .
آموزش پرورش ماهی قزل آل
مقدمه
ماهیها ردهای از پستانداران هستند که خود به دو زیر رده ماهیهای غضروفی و استخوانی تقسیم میشوند. برخی از ماهیها ساکن آبهای شیرین و برخی ساکن آبهای شور هستند. ماهیهای ساکن آبهای شیرین دارای راستههای متعدد هستند. یکی از راستهها ، راسته آزاد ماهی شکلان (Salmoni formes) است و تیره آزاد ماهیان که قزلآلا جزء آن است، یکی از تیرههای این راسته است.ماهی بعنوان سالمترین ماده غذایی و همچنین مطرح ترین منبع فسفر برای افراد خانواده، این روزها بازار گرمی دارد. پرورش ماهی قزل آلا اگر چه نیازمند صرف هزینه نسبتا بالایی است، اما درآمد حاصله از آن میتواند در عرض چند دوره پرورش ماهی این هزینه را جبران کند.
بدلیل شرایط آب وهوای خوب در روستا های اشکور وبدیل داشتن رود های دارای آب خوب (صاف وزلال)موقعیّت مناسبی برای پرورش ماهیان سردابی به خصوص ماهی قزل آلا در این منطقه وجود دارد.به همین دلیل این پست را اختصاص داده ام به آموزش تولید ماهی قزل آلا .
امید وارم که این یادداشت راهکاری باشد برای بهتر زیستن در روستاهای اشکور.

خصوصیات تیره آزاد ماهیان Salmonidae
ماهیان ماده این تیره فاقد مجرای تخمبر هستند و تخم پس از رسیدگی در حفره شکمی افتاده و سپس از مجرای تناسلی به خارج هدایت میشود. از اینرو میتوان با کشیدن دست در زیر شکم ماهی مولد رسیده، تخمها را به آسانی از بدن آن خارج نمود. ماهیان این خانواده در آبهای سرد با اکسیژن فراوان زندگی میکنند و در پاییز و زمستان تخم ریزی میکنند.
در میان آنها ، نژادهای مختلف بر حسب شرایط محلی ایجاد شدهاند که از نظر شکل بدن و نحوه زندگی باهم متفاوت هستند و به همین جهت شناسایی آنها به دلیل تنوع زیادشان مشکل است. ماهیان این خانواده یعنی قزل آلا و ماهی آزاد از نظر اقتصادی بسیار باارزش و دارای گوشتی لذیذ هستند.
مشخصات قزل آلا
ماهی قزل آلا دارای بدنی فشرده و باله دمی آن نسبت به ماهی آزاد بزرگتر است. ساقه دمی آن مرتفع ، سر کند و قسمت خارجی باله دمی تقریبا صاف است. تعداد فلس بین باله چربی و خط جانبی 19 - 14 عدد و بطور متوسط حدود 16 عدد میباشد. تعداد خارهای اولین کمان آبشش بین 5 - 2 عدد است که به شکل شمشیر بوده و در پایین به شکل دکمه درآمدهاند. حداکثر طول بدن ماهی قزل آلا 140 سانتیمتر و وزن آن تقریبا به 5 کیلوگرم میرسد.
نحوه زندگی
ماهیان قزل آلا به هنگام ورود به رودخانه جهت جفتگیری و تخم ریزی لباس عروسی زیبایی به تن میکنند. تخم ریزی آنها بین ماههای بهمن و اسفند است. تعداد تخمها حدود 10 هزار عدد است که تقریبا برای هر کیلوگرم و وزن بدن ماهی ماده 1500 عدد تخم برآورد میشود. بیشتر ماهیان بالغ نر و ماده بعد از تخم ریزی زنده مانده و در سال بعد برای تخم ریزی مجددا وارد آب رودخانه میشوند.
لارو این ماهی بوسیله نوارهای تیره رنگ با نقطههای قرمز زیاد مشخص میشوند. بچه ماهیان 5 - 1 سال در آب شیرین زندگی میکنند که در شمال اروپا این مدت به 5 سال میرسد. هنگامی که طول آنها به 25 - 15 سانتیمتر رسید وارد آب شده و بیشتر در ساحل دریا بسر میبرند.
قزل آلا رنگین کمان
این ماهی دارای یک نوار پهن به صورت رنگین کمان در هر طرف بدن است. دوره تخم ریزی از ماههای آخر زمستان تا اواخر بهار و تعداد تخمها بین 5 - 1 هزار عدد است. امروزه ماهی قزل آلای رنگین کمان به صورت ماهی شماره یک اکثر کارگاههای تکثیر و پرورش ماهیان سرد آبی در بیشتر نقاط جهان درآمده است. از خصوصیاتی که این ماهی را مورد توجه قرار داده، سازش آن با شرایط پرورش متراکم است. از طرف دیگر این ماهی در انتخاب غذا زیاد سختگیر نیست و از سرعت رشد خوبی نیز برخوردار است.
ماهی قزل آلای دریاچه خزر
رنگ بدن این ماهی نقرهای است و در پهلوها ، لکههای ستارهای شکل دیده میشوند. تعداد فلس بین باله چربی و خط جانبی 19 - 11 عدد است. قد متوسط 77 سانتیمتر و وزن 5 کیلوگرم است این ماهی که در قسمتهای کرانه شمالی ایران زندگی میکند در اواخر پاییز و اوایل زمستان ، جهت تخم ریزی وارد رودخانههای ورودی به دریاچه خزر میشود.
مواد غذایی این ماهی را در سنین پایین لارو حشرات و بچه ماهیان و در سنین بالا انواع ماهیان تشکیل میدهند. این ماهی از ماهیان باارزش این دریاچه است. صید بیرویه ، مسدود شدن راههای مهاجرت به سبب ساختن پلها ، در نظر نگرفتن راه مهاجرت ماهی و آلودگی آبها عواملی هستند که نسل ماهیان را به خطر انداختهاند.
قزل آلای دریاچه شمالی
دو گونه از این ماهیها وجود دارد که هر کدام روش زندگی خاص خود را دارد نوع شمالیتر آن ، گونه مهاجران میباشد. آنها از آبهای شیرین مهاجرت کرده تا در آبهای آزاد تغذیه کنند و ادامه زندگی بدهند اما برای تولید مثل به رودخانه محل تولد خود باز میگردند. انواع جنوبیتر آن از گونه مهاجر خود کوچکتر بوده و تمام عمر خود را در دریاچهای کوهستانی میگذرانند.
قزل آلای پوزهدار
نوعی ماهی کشیده و لاغر با بالههای براق است که در مناطقی ساحلی که کف شنی دارند زندگی میکند. گونههای مختلف همگی دارای پوزههای گوشهداری هستند که از آنها برای حفاری ماسه و قرار گرفتن در آن استفاده میکنند. این ماهی هم به این خاطر به این اسم نامگذاری شده است. طول این ماهیها به 60 سانتیمتر میرسد. این ماهی یک نوع ماهی شب خیز است که شبها از بی مهرگان تغذیه میکند و در طول روز در سوراخی در میان گل و ماسه بسر میبرد. قزل آلای پوزهدار در بعضی مناطق به صورت تجاری صید میشوند
.
باغهای گل گاوزبان
وربن وسورتله

گل گاوزبان
محصولی کمکی برای مردم وربن وسورتله
گل گاوزبان (.Echium amoenum Fisch. et Mey)
( گیاه گل گاوزبان که دروربن وسورتله به وفوریافت میشود)
پوشش گیاهی جنگل را از نظر اندازه گیاهان به سه دسته تقسیم می کنند. دسته نخست ،درختان هستند که ساقهای چوبی و ارتفاعی بیش از هفت متر دارند. دسته دوم گیاهان چوبی با ارتفاعی کمتر از هفت متر هستند که درختچه نامیده می شوند. دسته سوم نیز شامل گیاهان بوتهای و علفی کف جنگل است.
گیاهان اصلی سازنده جنگل، چوبی هستند اما گیاهان علفی کف جنگل، از نظر تنوع زیستی و بهره برداری «محصولات غیر چوبی» اهمیت ویژهای دارند. این گیاهان مصارف صنعتی، دارویی و خوراکی متعددی دارند که با برنامهریزی میتوان به خوبی از آنها استفاده کرد. با وجود رواج داروهای شیمیایی، بسیاری از داروها، منشأ گیاهی دارند که به روش صنعتی تولید می شوند. هم اکنون از گیاهان دارویی جنگل های شمال، اغلب به صورت خودرُو استفاده میشود. درختان و درختچهها، حتی آنها که چوب مناسبی دارند، اغلب مصرف دارویی هم دارند.
کارشناس سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور درباره گیاهان دارویی جنگل های شمال گفت: استفاده دارویی از گیاهان جنگلهای شمال به دو بخش گونههای «درختی و درختچهای» و گونههای «مرتعی و علفی و بوتهای» تقسیم میشود.
گونههای درختی و درختچهای شامل ازگیل، انار جنگلی، انجیر، انگور فرنگی خاردار(گالِش انگور)، تمشک، پسته، سرو کوهی، جَل، خاس، خُرمَندی، دارواش، دَغدَغَک، ریش بز، زالزالک، زرشک، سیب جنگلی، شاهبلوط، شمشاد، شیرخشت، فندق، عناب، کولهخاس، گردو، گلابی جنگلی، گوجهجنگلی، گوَن، لیلکی[lilaki]، نسترن جنگلی، نَمدار و هفت کول است.
در بخش گیاهان مرتعی و علفی و بوتهای، گونههایی همچون پَلَم، اکلیل کوهی، آویشَن، بادَرَنجبُویه، بارهنگ، باریجه، بنفشه، بَذرُالبَنج و بُومادَران از گیاهان شاخص هستند.
وی در بیان برخی از استفادههای دارویی از گیاهان جنگلهای شمال گفت: از تمام گل، برگ، پوست شاخه و ریشه، پوست میوه و دانه، عصاره و آب انار استفاده درمانی میشود و عصاره پوست درخت و پوست ریشه انار به دلیل وجود " آلکالوئیدها " ضد انگل است.
بوداغی اظهار داشت: برگ درخت جل و فرآوردههای آن در داروخانهها با نام "لوریه سریز" عرضه میشود و آب مقطر آن دارای خاصیت ضد تشنج و تسکین دهنده سرفه است و در هنگام تنگی نفس، سیاه سرفه، اسپاسم های دردناک معده و روده، استفراغ و بیخوابی مصرف میشود.
وی افزود: برگ خاس، تب بُر است و میوه و برگ خُرمَندی، خاصیت ضد تب دارد و از برگ دارواش برای رفع التهاب کبد و تسریع در رشد موی سر استفاده میشود.
کارشناس سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور خاطرنشان کرد: میوه زالزالک، ضد کمبود ویتامین C و میوه زرشک مقوی کبد و قلب است و میوه سیب، علاوه بر داشتن ویتامینهای مختلف، خوابآور و آرامش بخش است و خاصیت ضد سرطان دارد.
بوداغی گفت: دمکرده برگ «شاه بلوط» برای رفع سرفه و سیاه سرفه کاربرد دارد و عرق شکوفه شمشاد در تقویت عمومی بدن موثرتر از عرق بهارنارنج است.
وی اضافه کرد: از شیرخشت، مادهای به نام "مان" به دست میآید که برای رفع تشنگی و قطع تبهای غیر عفونی استفاده میشود و مصرف عناب، آرامکننده اعصاب و مقوی عمومی بدن است.
این کارشناس افزود: آب پوست سبز گردو برای التیام زخم و شستشوی آن و بیماریهای پوستی و قارچی و اِگزما مفید است.
به گفته وی، دم کرده گل نَمدار به صورت دهانشویه، برای رفع التهاب مخاط دهان مفید است و گیاه پَلَم، خاصیت ضدعفونی کننده و التیام دهنده زخم دارد.
وی درباره خواص دارویی آویشَن گفت: برگ و سرشاخههای گلدار آن، ضد تشنج و بیماریهای دستگاه تنفسی است و لوسیون آن برای درمان کوبیدگی و آماس کاربرد دارد.
این کارشناس گیاهشناس اظهار داشت: ریشه «بابا آدم» دفعکننده اسید اوریک و پایین آورنده قند خون است و برگ بارهَنگ، برای التیام زخم استفاده میشود.
بوداغی تأکید کرد: بهرهبرداری از گیاهان دارویی به جز مواردی معدود همچون مجتمع کشت و صنعت گیاهان دارویی کندلوس و شرکت سُها، تاکنون بدون برنامهریزی و سرمایهگذاری لازم انجام شده است و شکل سنتی دارد.
استفاده از گیاهان دارویی بدون داشتن طرح و برنامه مشخص و علمی، باعث آسیب رسیدن به طبیعت و حتی انقراض آن گیاه میشود. بنابراین تعاریف و اهداف در بهره برداری از گیاهان دارویی باید روشن باشد و از کار بیبرنامه خودداری گردد.
مدیرکل سابق دفتر جنگلداری سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور در این باره گفت: مهم ترین اصل در بهرهبرداری از محصولات غیرچوبی جنگل و مرتع، اصل بهرهبرداری مستمر یا اصل استمرار تولید است.
مصطفی عبدالله پور افزود: باید به اندازهای از جنگل و یا مرتع برداشت شود که نه تنها به ادامه حیات طبیعی منبع مولد لطمهای وارد نشود، بلکه بتواند رویش آن را بهبود بخشد.
این کارشناس ارشد جنگلداری گفت: برداشت بیش از رویش یا بیش از پتانسیل باعث ایجاد بی تعادلی در فیزیولوژی گیاه یا در جامعه گیاهی و حتی زنجیره محیط زیست میشود.
وی تأکید کرد: بهره برداری از محصولات غیر چوبی باید در سال، مقدار ثابتی باشد و اصل حفظ و احیا و توسعه در آن رعایت گردد و به صورت "معدن" به آن نگاه نشود.
عبدالله پور خاطرنشان کرد: تاکنون در عرصه جنگلها و مراتع، طرحهای جنگلداری و مرتع داری برای برداشت چوب و علوفه تهیه میشد و درباره محصولات غیرچوبی و فرعی، کاری انجام نمیشد.
مدیرکل سابق دفتر جنگلداری سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور در ادامه گفت: با توجه به تنوع محصولات فرعی و تنوع اقلیمی و متفاوت بودن وضع اقتصادی ـ اجتماعی بهرهبرداران و کمبود اطلاعات، تنظیم چارچوب و دستورجامع و بینقص برای آینده نزدیک، مشکل به نظر میرسد اما میتوان اصول کلی برای آن برشمرد.
وی با تأکید بر این که زمان و میزان برداشت از گیاه باید مشخص باشد، گفت: محصولات فرعی جنگلها و مراتع را براساس تأثیر بهره برداری بر حفظ و توسعه گیاه به سه بخش تقسیم میکنند.
عبداللهپور اظهارداشت: دسته اول محصولاتی هستند که بهرهبرداری آن تأثیر نامطلوبی بر روی گیاه یا جامعه گیاهی ندارد زیرا پراکنشهای جغرافیایی و زمان محصولدهی آنها گسترده است، که گلگاو زبان و خَطمی(ختمی) از این نوع هستند.
این مسؤول سابق سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور افزود: دسته دوم گیاهانی با پراکنش محدود مانند ثَعلَب و آویشَن هستند که بهرهبرداری بیحساب، زادآوری آنها را به خطر میاندازد و به طور کلی نباید برداشت تجاری شوند.
وی در ادامه گفت: گروه سوم محصولاتی هستند که با رعایت اصول و ضوابطی میتوان از آنها بهرهبرداری تجاری کرد که گیاه وَشا از این گروه است.
گیاهان دارویی جنگلهای شمال هر یک پراکندگی خاصی دارند. بعضی از آنها به وفور در بیشتر مناطق دیده میشوند و برخی دیگر پراکنش محدود دارند.
پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران و مسؤول هرباریوم باغ گیاه شناسی نوشهر در این باره گفت: اکلیل کوهی در مناطق نیمه مرطوب کُجور و کلاردشت و آویشن در مراتع می روید.
طیبه امینی افزود: بابا آدم در داخل جنگل و همچنین در پایین دست و بارهنگ در همه جا دیده می شود.
وی تأکید کرد: ثعلب به صورت پراکنده در کف جنگل می روید و چون پراکنش وسیع ندارد و از ریشه اش استفاده می شود، در خطر انقراض قرار دارد.
این پزوهشگر گفت: گل گاو زبان در حاشیه جنگل و مناطق باز می روید.
امینی ادامه داد: برای شناسایی گیاهان با مراکز تولید داروهای گیاهی همکاری می کنیم ولی مراکز اندکی در این زمینه وجود دارد که بیشترشان به دنبال کار عملی هستند نه علمی.
گیاهان دارویی جنگل های شمال، عرصه ای باز برای تحقیقات علمی و مصارف صنعتی اند. طبق بررسی های انجام شده، 56 تیره گیاهی با 127 گونه درختی و درختچهای و بوتهای و علفی در شمال کشور وجود دارد که از آنها محصولات فرعی به دست میآید. بیشتر این گونهها دارای خواص دارویی هستند که با فعالیت علمی و تولید صنعتی میتوان بهره وافری از این بخش به دست آورد.
پرورش قارچ:
بدلیل شرایط آب وهوائی خوب در برخی از روستاهای اشکورات بویژه در روستاهای وربن وسورتله میتوان به پرورش قارچ همت گماشت.چه از این طریق میتوان امید وار بود که آنانی که در روستاها هستند ویاآنانی که پس از فراغت از کار ویا باز نشستگی به روستا باز میگردند ممر در آمدی داشته باشند.اگر آموزش صحیح به بینند واگر از بازار فروش آن مطمئن باشند بطور یقین به این کار خوب روی می آورند.اگر سرمایه گذاری مطمئن از سوی مسئولین صورت بگیرد واگر موانع دیگر از جمله عدم راه مناسب مرتفع شود میتوان به این طرح امید وار بود.من به فراخور یک بخش آسان به عنوان آموزش تولید قارچ دکمه ای تدارک دیده ام که امید وارم مفید فایده واقع شود.
پرورش قارچ میتواند به عنوان منبع کمک هزینه در روستا مطرح باشد
فصل کاشت:
بهترین موقع برای پرورش قارچ در خانه بین ماههای مهر تا آذر است ولی چنانچه امکانات تهویه هوا و متعادل نمودن درجه حرارت محیط محل پرورش وجود داشته باشد می توان قارچ را در ماههای دیگر سال تعمیم داد.
بطور کلی طرز پرورش قارچ مخصوص به خود آنست و می توان آنرا در محیط تاریک پرورش داد و بجز نور مستقیم آفتاب، هر مقدار نور را تحمل می کند. در هر صورت در محل پرورش قارچ علاوه بر آنکه، بایستی تهویه هوا به خوبی انجام گیرد، درجه هوای محیط پرورش نیز باید بین 15 - 10 درجه نگهداری شود. علاوه بر این محل پرورش بایستی کاملا تمیز، قابل شستشو و فاقد درز یا محلی برای پرورش باکتریها، حشرات و قارچهای مضر باشد.
اطاق پرورش قارچ:
عرض اطاق پرورش بایستی بحدی باشد که بتوان از راهروهایی که برای آن تعبیه می گردد، براحتی عبور نمود( حدود 70 سانتی متر) عرض طبقات پرورش قارچ را نیز حداکثر 180 سانتی متر در نظر می گیرند تا بتوان از دو طرف به وسط بستر قارچ دسترسی پیدا نمود و چنانچه طبقات پرورش قارچ در کنار دیوار باشد عرض آنرا حداکثر 90 سانتی متر قرار می دهند. همچنین می توان قارچ را در جعبه های چوبی در اندازه 60 در 90 سانتی متر و عمق 20 تا 25 سانتی متر پرورش داد. به منظور صرفه جویی در هزینه اولیه می توان، هر طبقه را با تخته های سه سانتی متری به عرض 90 تا 180 سانتی متر پوشانده و کود را مستقیما کف هر طبقه ریخته و قارچ را در آن کاشت و به این طرتیب احتیاجی به جعبه های چوبی نخواهد بود. طبقه بندی ها معمولا در طول اطاق پرورش انجام می گردد. روی سطح زمین نبایستی طبقه ای مستقر نمود، حداقل فاصله بین طبقه اول تا کف زمین 15 سانتی متر و فاصله هر طبقه از هم 60 سانتی متر می باشد.
بطور معمول برای پرورش قارچ در خانه فقط سه طبقه در نظر می گیرند و چنانچه اطاق به حد کافی وسیع باشد یک ردیف در طول اطاق در مجاور دیوار و یک طبقه (دو طرفه) در وسط و یک طبقه در طرف دیگر اطاق قرار می دهند بطوریکه دو راهرو به عرض 70 سانتی متر در دو طرف طبقه وسط، 180 سانتی متر باشد.
در یک اطاق بزرگ به طول 9 و عرض 5/6 متر می توان مساحتی در حدود یکصد متر مربع برای پرورش قارچ آماده نمود که از این سالن در هر فصل برداشت می توان استفاده نمود. و به 8 تا 850 کیلو قارچ دست یافت و چنانچه کاشت قارچ در جعبه های چوبی انجام گیرد تولید محصول از این میزان تا حدی بیشتر خواهد شد و در سالنی به ابعاد 5/9 و عرض 5/6 متر تعداد 180 جعبه جایگزین می گردد که محصول آن در یک فصل برداشت به حدود یک تن می رسد.
چنانچه محل پرورش قارچ محدود و کوچک باشد میزان احتیاج به کود و محلیکه باید آنرا تخمیر نمود، متناسب می باشد. لذا ترجیح داده می شود یک محوطه بتونی به ابعاد 5/1 متر ساخته و در مجاور آن محلی برای خروج آب مازاد کود در نظر بگیرند که فاضل آب را بتوان داخل سطل یا یک مخزن بتونی کوچک به ابعاد 40 سانتی متر وارد نمود. کف مخزن اصلی را به ضخامت 15 سانتی متر کاه ریخته و روی سطح کاه یک جعبه ای به ابعاد یک متر از جنس تور سیمی ضخیم که شبکه سوراخهای آن 5/0 سانتی متر باشد بطوری قرار می دهند که از هر طرف با دیواره مخزن بتونی 25 سانتی متر فاصله داشته باشد و اطراف این توری را از کاه پر نموده و داخل توری را از پهن اسبی مخلوط با کاه پر نموده و پهن را خوب متراکم نموده و سطح کود را نیز بطور کنبد مانند توده نموده تا آب باران به داخل توده کود نفوذ ننماید.
پس از 3 تا 4 روز به علت فعالیت باکتریهای تخمیر، درجه حرارت محیط توده به 70 درجه می رسد و مقداری از حجم توده کم می شود و در این موقع تمام توده کودی را که در مخزن قرار دارد برای هوادهی به محوطه مجاور توده برمی گردانند و در موقع برگرداندن کود بایستی سعی کرد حتی الامکان به تمام ذرات کود، هوا برسد تا اکسیژن مورد نیاز باکتریهای مخمر تامین گردد و پس از چند ساعت این توده را مجددا به داخل مخزن بذری ریخته و سطح آنرا با کاه بحد کافی انباشته تا سطح کود گنبدی شکل بشود. چنانچه در مخزن کوچک مجاور محل تخمیر فاضل آب جمع شده بوسیله سطل آنرا روی سطح کود می پاشند تا رطوبت توده تامین گردد مدت عملیات بین 15 - 10 روز به طول می انجامد و در این مدت 3 - 4 مرتبه بایستی کود برگردان بشود. و در خاتمه دوره سوم یا چهارم کود به رنگ قهوه ای تیره در آمده و ذرات آن ترد و شکننده شده و بوی مطبوعی از آن به مشام می رسد و چنانچه این شرایط در کود مشاهده نشود دلیل بر آن است که عملیات تخمیر به خوبی انجام نگرفته و در نحوه کار اشکالی وجود داشته است.
نحوه اسکلت بندی:
اسکلت بندی طبقات از نبشی 10 -12 که با ضد زنگ رنگ شده باشد و یا از الوار چهار چوب 10 سانتی متری ساخته می شود و بین ستونها چهار چوبی 5 سانتی متری پیش بینی می گردد. فاصله ستونهای عمودی از یکدیگر 5/1 متر و این فاصله در دو طرف بستر، بایستی حفظ گردد.
تهیه بستر برای پرورش قارچ:
بهترین ماده برای پرورش قارچ، پهن اسبی و کاه می باشد. برای تهیه کود جهت پرورش قارچ مقداری پهن اسبی و کاه را مخلوط نموده و در ابعاد مناسبی در حدود 3 متری آنرا انبار نموده و آنها را روی هم بخوبی بکوبید.(لگد کنید) تا متراکم شود بطوریکه از نفوذ باران به داخل آن جلوگیری گردد. پس از مدتی کوتاه عملیات تخمیر داخل توده کود شروع می شود و درجه حرارت محیط کود بالا می رود. همچنین می توان قبل از توده کردن کود مقداری آهک در حدود یک پنجم حجم پهن به آن اضافه و کاملا مخلوط کنید. سپس آنرا توده نمود این عمل باعث می گردد که عمل تخمیر به تعویق بیافتد و در عین حال آمونیاک تولید شده را جذب و علاوه بر آن مقداری از رطوبت اضافی کود را جذب نماید. بعد از سه روز مجددا این توده را برگ و هوا داده و آنرا مانند دفعه اول، انباشته و روی آنرا بکوبید. سطح آنرا شیب دهید تا آب باران به داخل آن نفوذ نکند و این عمل به فاصله 4 - 2 روز، چهار تا شش مرتبه باید تکرار گردد. لازم به یادآوریست که چنانچه در مرحله اول به کود، آهک داده شده فاصله برگردان کود چهار روزه و در صورتیکه آهک داده نشده باشد فاصله برگردان کود دو روز می باشد.
باید توجه داشت که بایستی دقت و مراقبت در نگهداری میزان رطوبت و حرارت داخل توده به عمل آید. زیرا هر اندازه مقدار رطوبت پهن زیاد باشد، محیط داخل کود، اسیدی شده و کود غیر قابل استفاده می گردد. بخصوص در موقع برگردان کردن کود، چنانچه مشاهده شود که کود بسیار خشک است، بایستی مقدار کمی غبار آب روی آن پاشید، از علائم مشخصه میزان رطوبت کود، آزمایش آنست، چنانچه مقداری کود را در دست بفشارید، نبایستی قطرات آب، از لای انگشتان(در هنگام فشار دادن) بچکد و فقط کافی است در اثر فشار به کود، کف دست، تر بشود. پس از آماده شدن بایستی اطاق پرورش را مجهز نمود.
طرز کاشت قارچ در اطاق پرورش:
پس از آماده شدن کود آنرا به داخل سالن انتقال داده و روی سطح هر ردیف به ضخامت 15 سانتی متر کود را گسترده و سطح آنرا کاملا مسطح می نمایند و این عمل را بایستی خیلی به سرعت و بدون آنکه کود حرارت خود را از دست بدهد انجام داد. پس از تکمیل و انجام کار کلیه درها و منافذ را بسته و مدت چهار روز کود را بحالت خود واگذار کنید تا درجه حرارت کود و محیط اطاق بالا برود و حدود 54 تا 60 درجه برسد و این حرارت به مدت 30 -48 ساعت ثابت باقی بماند، بعد از آن درجه حرارت کود پائین آمده و به 54 درجه می رسد. این عمل را عرق کردن محیط کشت می نامند در حقیقت در این حرارت قسمت اعظم از محیط در اثر حرارت زیاد ضد عفونی شده و لارو حشرات و غیره از بین می روند.
از این تاریخ به بعد تا مدت 5 روز درجه حرارت محیط بستر 10 - 12 درجه پائین می آید تا آنکه درجه حرارت به 23 الی 24 درجه می رسد. این درجه حرارت برای کاشت قارچ مناسب خواهد بود.
اسپر آماده کاشت:
اسپر قارچ را نمی توان مستقیما کاشت زیرا امکان دارد همراه با اسپر قارچ تعداد زیادی قارچهای سمی و غیر مفید وجود داشته باشد. بنابراین بایستی از اسپر آماده کاشت بنام اسپون که در محیط کاملا استریل، محفوظ و سلکته شده رشد کرده و به حالت خواب در آورده اند استفاده نمود.
طرز عمل و تهیه آن بدین ترتیب است که اسپر قارچ خالص شده را در محیط کاملا استریل آزمایشگاه قبلا پرورش داده، بطوریکه میسلیوم قارچ رشد خود را شروع نماید. سپس آنرا در حالت عقیم برده و مانع رشد بیشتر آن می شوند و در محیط کاملا استریل و محفوظ بنام اسپون قارچ به فروش می رسانند.
طرز کاشت اسپون:
یک قطعه اسپون را که در محیط بسته و کاملا استریل محفوظ است باز کرده و به دوازده قطعه کوچک تقسیم نموده و قبلا سطح خاک بستر را به فاصله 25 سانتی متر، قطعه چوبهای در خاک بستر فرو برده و علامت گذاری کنید. در محل هر سوراخ قسمتی از خاک را تا عمق 5 سانتی متر با وسیله ای خارج کرده و با دست چپ یک قطعه اسپون بجای آن گذاشته و روی آنرا بپوشانید بطوریکه عمق کاشت 3-5 سانتی متر از سطح خاک باشد و به همین ترتیب پیش بروید تا کلیه بستر کاشت شود.
پوشاندن سطح بستر:
ده تا چهارده روز بعد از تاریخ کاشت اسپون، بایستی سطح کشت را به وسیله یک لایه دو سانتی متری خاک استریل شده پوک و منفذدار پوشانده و کاملا آنرا مسطح و یکنواخت نمود. در این موقع درجه حرارت بستر بایستی 5/15 درجه باشد. باید توجه داشت که در موقع روکش کردن بستر، اسپون ها باید رشد خود را شروع کرده باشند و میسلیوم قارچ در اطراف محلی که اسپون کاشته شده رشد نموده و گسترش پیدا نموده باشند. در این موقع بوی مطبوع قارچ در محوطه و در محل بستر به مشام می رسد و در این موقع باید کاملا دقت شود تا به هیچ وجه، بستر کشت تکان نخورد و جابجا نشود و مخصوصا اگر تخته کف و طبقات شکم داده و یا قدرت نگهداری بستر خاک را نداشته باشد میسلیوم قارچ ها پاره شده و تمام محصول از بین می رود.
پس از پوشش نمودن سطح بستر، میسلیوم رشد سریع خود را شروع کرد و برای تسریع در رشد میسلیوم، درجه حرارت محیط بایستی بین 5/16 - 14 درجه باشد. در صورتیکه درجه حرارت محیط کشت خیلی بالا باشد، بکار بردن آهک در مخلوط خاک پوشش بستر صلاح نمی باشد.
شرایط برای پرورش و رشد قارچ:
تهویه:
تهویه در محیط اتاق کشت باید بطور یکنواخت انجام شود و نبایستی روی سطح کشت را بیش از حد نیاز هوا داد و تهویه در کلیه نقاط اطاق بطور یکنواخت باشد.
درجه حرارت:
چنانچه درجه حرارت بستر کشت به کمتر از 14 درجه برسد و درجه حرارت محیط اطاق به حدود 5/7 درجه برسد بایستی اطراف بستر را با پارچه ضخیم پوشاند تا مانع تبادل حرارت به محیط شود. برای سرعت رشد قارچ می توان درجه حرارت محیط را به 5/14 درجه رساند و میزان تهویه را بالا برد ولی باید دقت شود که جهت حرکت هوا به طرف سطح قارچ نباشد.
رطوبت هوا و آبیاری:
در موقع تشکیل قارچ، محیط اطاق احتیاج به رطوبت دارد. بطور متوسط بهترین درجه رطوبت برای کشت بین 70 - 80 درصد می باشد. چنانچه درجه رطوبت هوا از این مقدار کمتر شود سطح کلاهک ها ترک برداشته یا سطح کلاهک قارچ لک دار می شود علاوه بر این سطح بستر خشک شده و احتیاج به آبیاری بیشتری دارد. برای تقلیل میزان رطوبت هوا لازم است در نقاط مختلف اطاق، رطوبت سنج های کار گذاشته شود و بطور مرتب مورد بازدید قرار گیرد. در صورتی به علت خشک شدن خاک سطح بستر، احتیاج به آبیاری است. بایستی به وسیله غبار پاش روی سطح خاک آنهم بحدی که آب در سطح بستر جریان پیدا نکند و یا در یک جا جمع نشود آبپاشی کنید. آبیاری را با آب خالص و با درجه حرارت 32 درجه و بسیار با احتیاط انجام دهید.
درجه حرارت محیط:
چند هفته پس از روکش کردن سطح بستر، میسیلیوم های قارچ تمام سطح بستر را پر نموده و بطور متوسط 7-8 هفته پس از کاشت اسپون، قارچ های کوچک سر سنجاقی در تمام سطح کشت ظاهر می شوند. در این موقع درجه حرارت بستر بایستی بین 10 -14 درجه باشد ولی هر اندازه قارچها رشد بیشتری پیدا نمایند می توان درجه حرارت را از 14 به 5/16 رساند و میزان تهویه را نیز بالا برد ولی باید دقت کرد که جهت حرکت هوا، به طرف سطح قارچ نباشد.
تقویت خاک بستر:
پس از آنکه قارچها بزرگ شده و نزدیک به برداشت شوند می توان روی سطح بستر کود مایع پاشید ولی باید دقت نمود که روی کلاهک قارچ پاشیده نشود این عمل در بالا بردن میزان محصول بسیار موثر است.
برداشت محصول:
به محض آنکه رشد قارچ بحد کافی رسید و تاج آن شکل کامل خود را پیدا نمود بایستی قارچهای رسیده را جمع آوری نمود و بطور مرتب در طول بستر کشت، بررسی کرد و قارچهای رسیده را جمع آوری کرد. قارچهایی که ترک برداشته و چتر آن باز شده باشد ارزش بازاریابی ندارند. علاوه بر این وزن آن کم می شود و همچنین قارچهایی که زودتر از موقع چیده شوند وزن آنها سبک بوده و از قارچهای درجه دو محسوب شده و ارزش غذایی کمتری دارد.
در موقع جمع آوری نباید از سبدهای بزرگ برای این منظور استفاده نمود. زیرا فشار قارچهای روی سبد موجب می گردد که قارچهای زیرین خراش برداشته و سیاه شوند برای جمع آوری قارچ، کافی است کلاهک را در دست گرفته و یک پیچ به آن داده تا پایه آن از زمین جدا شود و بلافاصله ساقه کثیف و آلوده را با چاقوی تیز قطع کرد. و قارچ تمیز را داخل سبد گذاشته و حتی المقدور جمع آوری با دستکش انجام گیرد. بهره برداری هر 15 روز یکبار انجام می گیرد و این برنامه مدت دو تا سه ماه به طول می انجامد.
بسته بندی:
قارچهای چیده شده را به اطاق سرد و خنک انتقال داده و در اسرع وقت نسبت به درجه بندی آن اقدام نموده و قارچهای لک دار و ناقص و کج و ناجور را جدا کرده و برای مصارف تهیه پودر در قارچ و کچ آپ فرستاده و قارچ های سالم را در بسته های درجه یک و درجه دو به بازار عرضه کنید.
زنبور عسل دروربن وسورتله
زنبورداری دروربن وسورتله ازجایگاه ویژه ای برخورداراست. درصورتی که آموزشهای لازم به افرادداده شود
این حرفه میتوانددرمنطقه حرفهای بسیاری برای کفتن داشته باشد.زیرا به علّت اقلیم آب وهوائی خاص
نیازبه غذای مصنوعی برای زنبورعسل نمی باشد.سبحان یک زنبور داراست.اوکارهای دیگری هم دارد،
اما علاقه به زنبورداری را کتمان نمیکند.او آموزشهای خوبی درزمینه زنبورداری دیده است.امّابه علت عدم
امکانات حمایتی ازسوی مسئولین نمیتواند تنها به این کار اکتفانماید.

زنبور عسل دروربن وسورتله
سبحان طی این سالها خیلی تلاش کرده است تااین حرفه را بصورت علمی درمنطقه جابیندازد.
امّامیگویدوقتی حمایت نمیشوی ،چه انتظاری داری که کسی دنبالت راه بیفته.سبحان خیلی دوست داردکارش را گسترش بدهد.اما همه چیز در روستاهای ما به جاده بستگی دارد.سبحان میگوید وقتی تولیدمیکنی اما راهی نداری تا محصولت را به بازار فروش برسانی چه گونه میتوانی امید وار باشی که محصولت سالم بدست مصرف کننده برسد.اماباوجود تمام سختیها سبحان همچنان درفکر گسترش زنبورداری میباشد.

(محلّ نگهداری زنبورهای عسل دروربن)
داستان زنبورعسل:
زنبورهای یک کندو شامل یک ملکه، چند صد زنبور نر ون چندین هزار زنبور کارگر می باشد. در تابستان و بهار که زنبورها فعالیت زیادی برای جمع آوری شیره دارند کندو ممکن است ۵-۷ کیلو زنبور داشته باشد و تعداد زنبورهای نر در این موقع زیادتر از هر موقع دیگر در کندو دیده شوند. هر یک از این دو نوع زنبور وظیفه خاصی دارند ولی منظوری که یک کندو تعقیب می نماید عبارت از بقای نسل و یا دفاع و نگهداری کندو می باشد و نظر انفرادی در بین نیست و هیچکدام از آنها در نتیجه سعی انفرادی قادر نیستند که برای مدت طولانی زنده بمانند و بنابراین هدف آنها به طور دسته جمعی انجام می گیرد.

(زنبورستان سبحان )
● ملکه
ملکه زنبور عسل بسادگی از کارگران و زنبور نر مشخص می شود. ملکه نسبتا درشت تر و درازتر از کارگران و درازتر از زنبوران نر است، ولی پهن تر از آنها نیست. از آنجا که شکم ملکه طویل و در سطح زیرین پهن است، طول بالهایش نسبت به بدن از بال کارگرها و زنبوران نر کوتاه تر است. نیش ملکه کمی خمیده است و نسبت به نیش کارگر دارای دندانه های کمتری است و فقط برای از بین بردن ملکه های رقیب به کار می رود.
حرکت ملکه در حالت عادی ملایم است ولی در مواقع احتیاج می تواند با سرعت حرکت کند. ملکه ای که جفتگیری کرده و در حالت تخم گذاری است روی شانه هایی قرار دارد که جوانترین نوزادان در آن زندگی می کنند. ملکه در این حالت، اغلب بوسیله عده ای محافظ احاطه شده است. سر محافظین اغلب به طرف ملکه می باشد. محافظان در این حالت، با شاخک های خود ملکه را آرایش می کنند و با دهان خود او را می لیسند یا غذا می دهند؛ بعلاوه مدفوعات وی را بیرون می برند.
امروزه کاملا واضح است تمام تخمهایی که در سلولها قرار دارد، بوسیله ملکه واحد کندو گذاشته می شود. این ملکه در جوانی در هوای آزاد با یک یا چند نر پشت سر هم جفتگیری و برای خود تا آخر عمر اسپرم ذخیره می کند. زنبورهای کارگر می توانند تعداد کمی تخم بگذارند ولی قادر به جفتگیری نیستند و معمولا در حالتی که ملکه کندو زنده است تخمگذاری برای آنها ممنوع است. نوزادانی که از تخم زنبوران کارگر بوجود می آیند به علت اینکه فکنده نیستند تبدیل به زنبورهای نر می شوند. چنین نرهایی معمولا از نرهای طبیعی که از ملکه بوجود می آیند، کوچکترند.
فصل پرورش نوزادان در شرایط آب و هوایی معتدل، به مقدار کم، از اواسط دیماه شروع شده مرتب توسعه می یابد؛ و اوایل اردیبهشت، به حداکثر خود می رسد.
در صورتیکه شرایط اجازه دهد، فعالیت تولید مثل آنها، به همین وضع، تا اواخر خرداد ماه ادامه پیدا می کند و از آن به بعد رو به نقصان می گذارد. در ماههای آبان و آذر فعالیت زاد و ولد بکلی متوقف می گردد. نژادهای مختلف زنبورعسل از این حیث دارای خصوصیات متفاوت هستند. هنگامی که تولید مثل کلنی در حداکثر توسعه خود می باشد، یک ملکه ممکن است ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ تخم در روز بگذارد.
اگر چه یک زنبور کارگر بتنهایی می تواند یکی دو هفته در قفس زنده بماند ولی هیچ زنبور کارگری مایل نیست که به حالت انفرادی زندگی کند و در اولین فرصت، به یک کلنی می پیوندد. زنبورهای کارگر اغلب بوسیله بو، ارتعاشات صوتی، دید و حرارت به هم جذب شده به صورت دسته در می آیند. زنبورهای یک کندو وقتی که فاقد ملکه نیز باشند از هم پراکنده نمی شوند و باز هم تقسیم کار در بین آنها حکمفرما می باشد. عده ای به صورت دسته جمعی در کندو می مانند و عده قلیلی برای آنها غذا می آورند.
با اینکه ملکه در بهم آمدن افراد یک کلنی تاثیر عمده ندارد ولی برای بقای کلنی نهایت ضرورت را دارد.
الف) پرورش ملکه:
در یک کلنی زنبور عسل، پرورش ملکه ممکن است به یکی از علل زیر صورت گیرد:
۱) نشاندن ملکه جدید به جای ملکه ای که به علت نا معلوم معدوم شده است.
۲) تعویض ملکه ای که پیر شده ولی هنوز مایل است فعالیت داشته باشد.
۳) برای ازدیاد کلنی یا بچه بیرون کردن.
در هر یک از حالات فوق، کارگزاران موقعی اقدام به ساختن خانه ملکه و پرورش آن می کنند که ماده بخصوص جلوگیری کننده به آنها نرسد.
در حالت اول، چندین ملکه در خانه های اضطراری که با تغییر شکل خانه کارگران ساخته شده، پرورش داده می شوند. در این خانه ها اغلب یک لارو یا ندرتا یک تخم قرار دارد. چگونگی انتخاب این خانه ها و لاروها برای پرورش ملکه کاملا روشن نیست. در چنین خانه هایی، قسمت تحتانی سلول به خط وسط شانه موم منتهی می شود و بر عکس، خانه هایی که در شرایط عادی ساخته می شوند قسمت ضخیم سلول، بوسیله ساقه کوتاه مومی، به سطح یا لبه قاب چسبیده است. در این حالت، نوزاد بطرف پایین آویزان است.
در ابتدای ساختمان خانه اضطراری، سلول اصلی (سلول کارگر) بوسیله مایع بخصوصی که از غده زیر فکی کارگران ترشح می شود، انباشته شده، لارو داخل سلول اصلی در سطح آن شناور می شود. به این ترتیب، لارو وارد قسمت ویژه ای که برای پرورش ملکه ترتیب داده شده می گردد. لاروهایی که برای پرورش اضطراری ملکه انتخاب می شوند اغلب دو روزه هستند ولی لاروهای سه روزه هم می توان یافت. معمولا کارگران کوشش می کنند که در پرورش اضطراری ملکه از لاروهای مسن تر استفاده کنند. تجربه ثابت کرده است، لاروهایی که از سه روز بیشتر عمر داشته باشند برای پرورش ملکه مناسب نیستند و در آنها نقایصی یافت می شود.
در صورتی که لارو انتخاب شده برای پرورش ملکه دو روزه باشد، در حدود ۱۱ روز بعد، ملکه کامل از سلول خارج می شود و اگر شرایط هوایی مساعد باشد، در فاصله ۱۰ روز بعد جفت گیری کرده خود را برای تخم گذاری آماده می کند.
در این صورت، از وقتی که کندو ملکه ای را از دست می دهد تا هنگامی که ملکه تخمگذاری جانشین آن گردد حداقل سه هفته طول می کشد.
ملکه هایی که از لاروهای دو روزه یا کمتر به دست می آیند فرقی با ملکه معمولی که از طریق تخمگذاری مستقیم ملکه در خانه ملکه به دست می آیند ندارند. باید توجه داشت که در هر خانه ملکه بیش از یک بار ملکه پرورش داده نمی شود و پس از آن خانه منهدم می گردد. اندازه و شکل ظاهری سلولهای ملکه اغلب با هم تفاوت دارند. طول آنها در حدود ۵/۲ سانت است و قطرشان از قاعده به بعد تقلیل می یابد. و دهانه آن اغلب حدود یک سانتی متر است.
تعداد خانه های ملکه که در یک کلنی ساخته می شوند، کاملا متفاوت است و بستگی به نژاد و اندازه کلنی دارد. بطوری که اظهار می شود، نژادهای ایتالیایی و قفقازی کمتر از نژادهای دیگر برای بچه بیرون کردن خانه ملکه می سازند.
کلنی های نژادهای قبرسی، سوری و مصری گفته می شود که گاهی تا صد عدد ملکه در هر دفعه پرورش می دهند. اینکه می گویند، تعداد ملکه های پرورش داده شده در حالت تعویض ملکه کمتر از حالتی است که زنبورها بچه می کند، تقریبا حقیقت به نظر می رسد. در حالتی که کلنی بخواهد ملکه عوض کند، عده ملکه های تازه از ۲ تا ۳ تجاوز نمی کند ولی در بعضی موارد به تعداد بیشتر نیز مشاهده شده است.
خانه های ملکه همگی در یک لحظه ساخته نمی شود و لاروهایی که برای پرورش انتخاب می شوند ممکن است همگی در یک سن نباشند. نکته جالب این که همیشه اولین ملکه که از خانه خود بیرون می آید به عنوان ملکه کندو انتخاب نمی شود و چه بسا که ملکه های بعدی این سمت را به عهده بگیرند.
ب) به وجود آمدن افراد کارگر یا ملکه: زنبورهای کارگر و ملکه همگی ماده اند و از تخمهایی که تلقیح شده اند پدید می آیند. تنها وجود خانه ملکه و غذای مخصوص است که موجب پرورش ملکه یا کارگر می گردد. این وضعیت به زنبورداران اجازه می دهد که با انتقال (پیوند) لارو یا تخمهایی که در خانه های کارگر وجود دارند و خانه هایی که مصنوعا برای ملکه می سازند و در کندوهای بدون ملکه قرار می دهند، ملکه های زیادی پرورش دهند. در این صورت، واضح است که اختلاف بین ملکه و کارگر ژنتیکی نیست بلکه بسته به طرز پرورش و تغذیه است. سالها قبل ( درحدود ۱۸۸۸) پلانتا متذکر شد که زنبورهای پرستار، برای تغذیه نوزادان ملکه منحصرا از ترشحات دهان خود استفاده می کنند و حال آنکه در مورد نوزادان کارگر، پس از روز سوم، مقدار زیادی عسل به غذای آنها می افزایند.
مواد مترشحه بزاقی محتوی مقدار نسبتا زیاد پروتئین و اسیدهای چرب از نوع اسید ۱۰- هیدروکسی دسنوئیک می باشد که بوسیله غدد زیر فکی ترشح می شود.
متاسفانه تجزیه مواد غذایی که برای تغذیه لاروهای ملکه یا کارگران در سه روز اول به کار می رود بوسیله متخصصین مختلف نتایج متفاوتی داده است. به همین دلیل هیداک نتیجه گرفته است که مواد تشکیل دهنده غذای لاروی اغلب متغییر است.
اختلاف بین ملکه و کارگر در اختلاف مواد تشکیل دهنده غذای لارو نیست بلکه به علت تفاوت در میزان مصرف آن بوسیله لارهای ملکه می باشد. هیداک متذکر می شود که تمام لاروها در سه روز اول زندگی خود، به مقدار مساوی و به حد وفور از غذای لاروی بهرمند می شوند ولی از روز سوم به بعد، لاروهایی که برای ملکه شدن پرورش داده می شوند به همان ترتیب سابق، تغذیه می شوند و حال آنکه از میزان جیره غذایی لاروهای کارگر به مقدار معتنابهی کسر می شود. در این صورت، سرعت رشد آنها در سه روز اول مساوی است ولی از آن به بعد، لاروهای ملکه بسرعت رشد می کنند و نشو و نمای لاروهای کارگر کند می شود.
کثرت مواد غذایی برای ملکه چنان است که حتی بعد از بسته شدن خانه هنوز مدتی از آن استفاده می کند؛ در حالی که لاروهای کارگر بعد از بسته شدن سلولها اصلا غذایی در خانه ندارند و یا مقدار آن بسیار ناچیز است. در اثر نبودن غذای کافی، تخمدانها در مرحله لاروی بدون رشد می مانند و در نتیجه هرمونهایی که باید از آن ترشح شده موجب صفات ثانوی ملکه می گردند، هرگز ترشح نمی گردند.
ج ) ملکه باکره:
وقتی که لارو ملکه به رشد کافی رسید، زنبوران کارگر خانه آنها را با ورقه نازکی موم می بندند. وقتی لارو غذای خود را به اتمام رسانید، بوسیله رشته های ابریشمی که از غده های سینه ای ترشح می شود پیله نازکی در داخل سلول خود می سازد و در حالتی که سرش پایین است به خواب یا به حالت استراحت می رود. سپس تبدیل به شفیره شده، بعد به حشره بالغ مبدل می گردد. وقتی ملکه می خواهد خارج گردد ابتدا بوسیله آرواره های خود، پیله و پوشش مومی سلول خود را قطع می کند بطوریکه بتواند از سلول خارج گردد. وقتی خارج شد سلول و بقایای آن فورا بوسیله زنبوران کارگر تمیز میگردد.
زمانیکه کلنی آماده بچه دادن باشد، معمولا زنبورهای کارگر برای مدتی مانع خارج شدن ملکه جوان از سلول می گردند(این مدت ممکن است چند ساعت و حتی یک روز باشد) و او را از روزنه ای که در قسمت خارجی سلول تعبیه کرده بود تغذیه می کنند. هنگامی که ملکه مادر بوسیله عده ای از زنبوران از کندو خارج شد، یا اینکه ملکه باکره دیگری که قبلا اجازه خروج یافته است با عده ای بیرون آمد، به این ملکه اجازه می دهند که خارج شود و دسته دیگری از زنبوران را با خود ببرد. این عمل ممکن است چندین بار تکرار گردد و سپس در صورتیکه ملکه مادر هنوز در کندو مانده باشد، معمولا ملکه تازه با او به جنگ پرداخته پس از نابود کردن آن، خود به اداره کندو میپردازد.
یادی از باغهای فندق وربن وسورتله

فندق یکی از محصولات خوب وربن وسورتله
فندق به مقدار زیادی در باغات وربن وسورتله یافت میشود.زمانی که به گردنه مالم خانی میرسی وبه وربن نظر می اندازی به باغهای سرسبز فندق خیره میشوی که هر نظاره گر هوشیار واهل ذوق رابه تحسین وا میدارد.
درسالهای اخیر کشاورزان این روستاها ،به پرورش این محصول باارزش همّت وافری گماشته اند.
علاوه برقیمت خوب این محصول دربازارهای ایران ،به علّت صدوربه دیگر کشورهانیزدارای مشتریان
خوبی میباشد.اما محصول فندق نیاز به آب دارد.درصورت حمایت از تولید کننده جهت احداث نهرهای
آب وزهکشی باغات میتوان به محصول خوبی دست یافت.
یکی از محصولات باارزش روستاهای وربن وسورتله وهمچنین دیگر روستاهای اشکورفندق میباشد. فندق دراوایل تابستان (ور بن وسورتله) (نمائی ازباغات فندق دروربن وسورتله) فندق درختچه اي است به ارتفاع تقريبا دو متر كه در نواحي مساعد تا ارتفاع 6متر نيز مي رسد . درخت فندق بومي اروپا و آسياي صغير است برگهاي درخت فندق پهن و نوگ تيز با دو ردیف دندانه ، برنگ سبز و يا دمبرگي بطول تقريبا مي باشد فندق داراي دو نوع گل نر و ماده است كه بصورت سنبله آويخته در پائيز ظاهر مي شود . فندق گرد 2/5-1/5 سانتيمتر است . داراي پوششي سبز رنگ بوده كه پس از خشك شدن تدريجا از آن جدا مي گردد. مغز فندق در حدود 60 درصد روغن درد كه برنگ زرد روشن بوده و داراي طعمي ملايم و بوي مطبوعي مي باشد . اين روغن بمصرف تغذيه ،عطر سازي و نقاشي مي رسد . مغز فندق داراي مقدر زيادي فسفر مي باشد در صد گرم مغز فندق موادزير موجود است : انرژي 625 كالري آب 5/8 گرم پروتئين 12/5 گرم مواد نشاسته اي 15 گرم مواد چرب 60 گرم كلسيم 200 ميلي گرم فسفر 320 ميلي گرم آهن 3/5ميلي گرم سديم 2 ميلي گرم پتاسيم 700 ميلي گرم ويتامين ب 1 0/5 ميلي گرم ويتامين ب 3 1 ميلي گرم خواص داروئي: فندق از نظر طب قديم ايران گرم و خشك است . برگ و شكوفه ،گل وپوست آن (مخصوصا پوست ريشه آن )قابض است 1)فندق بدليل اينكه داراي مقدر كمي مواد نشاسته اي است ضمنا داراي مواد معدني زيادي مانند كلسيم ،پتاسيم ، فسفر ،منيزيوم ،سديم و آهن مي باشد غذاي بسيار خوبي باي مبتلايان به بيماري قند است 2)فندق غذاي مناسبي براي تقويت بدن و مخصوصا دوره نقاهت است . 3)فندق مقوي روده ها و معده است . 4)فندق سموم را از بدن خارج مي سازد 5)فندق فشار خون را بالا مي برد 6)خانم هائيكه در بين دو عادت ماهانه خونريزي دارند براي درمان آن بايد جوشانده پوست فندق بخورند . 7)روغن فندق براي از بين بردن سرفه و درد سينه مفيد است . 8)روغن فندق براي كبد نافع است 9)براي جلوگيري از ريزش مو پوست فندق رابسوزانيد و خاكستر آنرا با پيه خوك مخلوط كرده و قسمت هايي را كه مو ريخته با آن ماساژ دهيد . 10)فندق بو داده مخلوط انيسون براي سوزش مجراي ادرار و تقويت نيروي جنسي مفيد است 11)آنهائيكه كارهاي فكري مي كنند بايد فندق بخورند زيرا بدليل داشتن فسفر زياد مغز را تقويت مي كند. طرز استفاده: به مبحث نسخه پيچي گياهان دارويي براي بيماري مورد نظر مراجعه نماييد مضرات : فندق اگر به مقدر كم خورده شود بهيچوجه مضر نيست ولي افراط در خوردن آن ايجاد نفخ و گاز شكم كرده و استفراغ توليد مي كند براي جلوگيري آنهائيكه سرد مزاج هستند بايد فندق را با آب و عسل خورده و گرم مزاجان با سكنجبين بخورند . ویک تذّکر: اگردرزمینه پرورش این محصول مفید سیاستهای حمایتی خوبی نظیر پرداخت وام جهت احیاءنهرهای آبرسانی وتوسعه باغات صورت به کیردوهمچنین راه های روستائی ترمیم وبازسازی شوندمیتوان امید واربودکه خیل عظیمی ازمردم ازاین موهبت خدائی بهره مند خواهندشد. انشاءاله


تركيبات شيميايي:

