تبليغاتX
ایران-گیلان-رودسر-اشکور-وربن وسورتله - بيكسي

مترجم سایت

مترجم سایت

بیکسی جمعه پنجم فروردین 1390 11:9

همیشه وقتی یه آگهی روزنامه رو میخوندم ویایکی جلو کسی رو میگرفت ویایکی یه نوشته تو یه پاکت میذاشت ومیداد دست کسی ک مضمونش این بود،((به من کمک کنید ))

دستگيره هاي زيباي پشمي

دستگیره های پشمی بافت دست زنان روستائی

این دستگیره های زیبای آشپزخانه حاصل تلاش زنان روستاهای اشکور است.

حالم گرفته میشد.باخودم میگفتم طرف چقدر بدبخته که اینطور بی پروا تقاضای کمک میکنه.میگفتم چرا خودش کاری نمیکنه؟ امروز من همون آدمی هستم که تقاضای کمک دارم از همه آدمهائی که این سطور رو میخونند.راستش میگن آدمهای بزرگ که گریه نمیکنند.اما چه باورتون بشه یانشه، من الآن دارم گریه میکنم .بیصدا اشک میریزم.برای مردمی که دستشون به هیچ جای دنیا بند نیست جز خدا.ولی خداهم کسائی رو وسیله قرار داده تا به داد دل مردم بیکس برسند.نمیدونم شما بیکسی رو به چه معنی میکنید.کاش با من به روستاهای ما سفر میکردیدتامعنی بیکسی رو ازنزدیک لمس کنید.

بیکسی یعنی اینکه توروستا یه نفر مریض بشه وبخاطر بدی راه نتونی به یه درمانگاه برسونیش وجلوچشمات جون بده وتو نتونی براش کاری بکنی.

بیکسی یعنی اینکه برای هرکیلومتر سفر ده هزار تومان بدی وباز دلت برای راننده ماشین بسوزه ودلت برای خودت بسوزه وخجالت بکشی که چرا به راننده کرایه کمی دادی.

بیکسی یعنی اینکه پدر ومادری در روستا چشم انتظار دیدارت باشند وتواز ترس راه سخت ونبودن یک وسیله مناسب سفر جرأت نکنی به آنها سربزنی.

بیکسی یعنی اینکه وقتی بعد ازیک سال انتظار به دیدار خانواده ات میری تو اون پنج کیلومتر آخر راه اینقدر توچاله چوله راه فرو بری وآنقدر ماشینت تا لب پرتگاه بره وبرگرده وآنقدر توماشین با هر دست انداز بالا پائین بپری که دل وروده ات بیاد تودهنت وتا مرز سکته پیش بری.

بیکسی یعنی اینکه ده کیلومتر آخر سفرت آنقدر بد باشه که وقتی به مقصد میرسی نتونی تا سه روز از جات تکون بخوری.

بیکسی یعنی اینکه آب وزمین داشته باشی وامکان استفاده از زمین برات فراهم نباشه ومجبوربشی وبری برای دیگران مزدوری کنی.

بیکسی یعنی اینکه خودت بهترین مکان دنیارو در اختیار داشته باشی ونتونی به آنجا سفر کنی وبرای تعطیلات عیدت به جاهای غریب که هیچ تعلق خاطری به آنجا نداری سفرکنی.

بیکسی یعنی اینکه همه چی داشته باشی ونتونی از هیچ چی استفاده کنی.بیکسی یعنی اینکه چشم انتظار کمک کسائی باشی که یا تورو نمی بینند یا برات ارزشی قائل نیستند یا اصلأ دوست ندارند که کمکت کنند.

بیکسی یعنی اینکه فقط تاروستا ده کیلومتر راه ناجور داشته باشی وایقدر مرفّه نباشی واینقدر بیکس باشی که کسی حاضر نشه اونو برات درست کنه تا بتونی راحت به روستا بری.

 تنورهاي سنتي روستاهاي اشكور

تنورستان روستائی ونان داغ وخوشمزّه

تنورهای سنتی روستاهای اشکور که روبه نابودی میروند

بیکسی یعنی اینکه خودت بلد باشی نون بپزی اما آردش مهیّا نباشه وتومجبور بشی نونت رو ازشهر تهیّه کنی.

بیکسی یعنی اینکه اینقدر یه چیزی رو تکرار کنی وکسی نباشه تا برای حرفات تره خرد کنه واونوقت تو از اینهمه تکرار بیحاصل بدت بیاد وخودت رو لعن ونفرین کنی.

اصلأ بیکسی یعنی اینکه زنت وبچه هات بخاطر بدی راه بهت بگن ،خودت تنها برو روستا،یعنی اینکه رنگ پریده صورتشون رو موقع حرکت ماشین تو چاله چوله های جاده ببینی وبهشون حق بدی که بابا دارن راست میگن.

درپست بعدی گزارش سفر به وربن وسورتله را میگذارم.

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |