مضی تله یعنی کوهی با درختان بلوط (وربن)
از محضر ارباب قلم اجازه می خواهم تا در این نوشته نقاط محلّی را به همان گونه که تلفّظ میکنند بنویسم. صبح که از خواب پا میشی اگه حوصله داشته باشی ،میری (کنده سر).نفس عمیق میکشی وبه اطرافت نگاه میکنی.حالا اگه رو به جنوب وا ایستی یه کم پائین تر از پاهات روستای( وربن) دیده میشه .دهی کوچک با آدمهائی بزرگ .آدمهائی که تنها با اتکاء به حود وخدا ،زندگی می کنند.یه کم اگه سرت رو بلند کنی وبه جلوتر نکاه کنی (فندق باغ) های ده رو میبینی.این باغها تأ مین کننده بخش عظیمی از زندگی مردم اینجا است.باغهای زیبائی که وادارت میکنند تا بری داخل شون وبدون فکر کردن به اینکه شاید دیگه فردا کسی نباشه که بیاد سراغ شون واز گشتن در زیر درختهای فندق لذّت ببره.یادیگه هیچ کودکی در این جا بدنیا نیاد تا اگه کار بدی کرد ،برای اینکه از دست باباش کتک نخوره بره وخودشو لای درختهای به هم پیچیده فندق پنهان کنه.حالا یه کم سرت روبیار بالاتر ، رو به جنوب ،دشتی کوچک در دامنه ای وسیع رو می بینی .این دشت (هربوچال)نامداره. هربوچال نظر گاه هر روزه ما در روستا است. مکان بازیها ی کودکانه ما در گذشته هائی که دغدغه نان مثل امروز نبود. درختان گلابی وحشی وادارمان میکرد تا علی رغم همه سختگیری های پدرامون بازهم در هر فرصتی بریم و از آن گلابی های آب دار بخوریم. (هربو=گلابی وحشی)هربوچال هنوز زیبائی خودش رو داره .بتّه های نزدیک هم(مییه لسک= زرشک)،(مییه رخ =نوعی زال زالک محلی ،درخت های صنعتی راش وچند نوع درخت وحشی دیگر ،منظره پیش رورا دلچسب می کنه. کمی بالاتر از هربوچال(چاربداراغار)محل عبور چارواداران گذشته است.مردانی که بدون هیچ ادّعائی باچندرأس اسب وقاطر(استر)وگاهی بایک یاچندخر نه چندان قوی ،بارهای مردم را از روستائی به روستای دیگر میبردند.وحالا این راه به افتخار نام آنها ،مثل گذشته نامیده می شود.راهی پر از سنگ های کوچک وبزرگ که گاهی راه رفتن را مشکل می کند .اما برای رهروان این راه بسیار زیباست.زیرا در بالادست همین راه (زرد تله)قرار دارد.کوهی نه چندان بلند امّا برافراشته در برابر دیدگان مردم وربن وآنان که از سورتله می آیند. تله در زبان محلی ما یعنی صخره بزرگ.از رود خانه جاری در فرو دست وربن،شیب تندی تا قلّه زرد تله وجود دارد که بسیار نفس گیر است.اما پیاده روی در این شیب ،آدمی را به وجد می آورد.اگر همین طور خط الرأس زردتله رابگیری وبه سمت جنوب شرقی بیائی به (ورکالی لات)میرسی.راستش محلّی ها هم معنی ،ورکالی،رانمی دانند.امّالات یعنی بستر پهن رود خانه.ورکالی لات محل عبور ومرور روستائی های آن اطراف است.آب رود خانه از فاصله نه چندان دور از دل کوه سر چشمه می گیرد .

(ورکالی لات)رود زیبا درمنظر وربن
این رود خانه آب پائین دست را تأمین میکند.وبه رودهای دیگر مسیر می پیوندد تا به پلورود میرسد وبعد به دریای خزر میریزد. اگر از کناره رود به سمت شرق ادامه مسیر بدهیم ،آنوقت به نقاطی میرسیم که واقعاً باید گفت که تکّه ای از بهشت خداوند در اینجا قرار داده شده

تندوره از این دست مناظر بسیار دارد.
است.از کنده سر ،یعنی همین جائی که ایستادیم وداریم به اطراف نگاه می کنیم (تندوره)را مانند مار بزرگی می بینیم که در دل کوه پیچ وتاب می خورد.از کنار رود ورکالی لات به سمت تندوره میرویم. مدخل تندوره در دوطرف رودخانه ،دیواره ای صخره ای به ارتفاع ده الی دوازده متر که بصورت قائم قد بر افراشته است.طول این دیواره سنگی به سمت شرق یک کیلو متر است .در دوطرف این دیواره کفتر های چاهی یا (سنگ کفتر)هالانه دارند.زیبائی این پرندگان نیلگون که شبیه سنگهای محل سکونت خودشان هستند هنگام پرواز در آسمان، مثال زدنی است. صخره های صاف با اشکال زیباواغواگر تورا وامیدارد که ناخودآگاه بگوای سبحان اله ،اینجا واقعاً تکّه ای از بهشت است.از ابتدای مسیر مجبوری پا ها تو به آب بسپاری ،زیرا رود جاری از میان صخره ها کناره خشکی ندارد تا بتوانی بدون خیس شدن ،عبور کنی.بعد از پیمایش مسیری سخت امّا دلفریب به (آبلوک) میرسی. آبلوک سوراخ بزرگی است که در دل

آبلوک سرچشمه رود خانه ای است که از پائین وربن میگذرد.
کوه به وجود اومده وآب زیادی به قطر ده الی دوازده اینچ از آن فوران می کند.
همین آب در تمام فصل سال ،آب این رود خانه کوچک را تأمین می کند.شاید در پشت همین سوراخ ،غار بزرگی باشد.کسی نمیداند.صدای آبشار کوچکی که در زیر این چشمه ایجاد میشود ،نوای روح نواز موسیقی ملایم ایرانی را به یاد می آورد.آبلوک را باهمه دیدنیهای بکرش ،باید که بگذاری وبروی.زیرا در این نواحی دیدنیهای بسیاری هست که هرکدام به نوعی بیننده را مجذوب خود می کند.از کنده سر ،به هر طرف که سر به چرخانی تازه های بکری را می بینی که پیش از این یا ندیده ای ویا کمتر دیده ای.حالا از کنده سر درست به سمت شرق نگاه کن .به تر تیب اوّل زمین های کشاور زی وبعد از آن مراتع راخواهی دید. حالا دیگر جوان روستائی رغبت کار کشاورزی را ندارد.می گوید چه فایده ؟بکاریم که چه بشود؟ البتّه برای حرفش دلیل هم دارد.مراتع همینطور به سمت شرق ادامه دارد.درنظرگاهت به سمت شرق ،(جورسره) را میبینی وبعداز آن چشمانت به تپّه ماهور های(دوشان چال)خیره می ماند.مکانی که پیش از این محّل تولید علوفه برای دامهای مان بود. کمی بالاتر (اسمال چشمه)با خنکای آب زلالش تورا وامیدارد که لختی درنگ کنی واز آن آب بنوشی.وبعدباچشم سر به( لوران خانی )

لوران خانی فرورفته درابر
میرسی.از وربن وقتی به آنجا نگاه میکنی،مانند زمینهای برنج کاری به نظر میرسند،به همین دلیل مردم محلّی به آنجا (بیجارمرز)می گویند.لوران حانی هم مثل دیگر جاهای وربن ،دارای یک چشمه آب سرد است .چشمه های آب سرد در همه جای اشکورات یافت می شود.گویا وجود چشمه باذات این مناطق آغشته است.از کنده سر که به لوران خانی خیره شده ای ،کمی سرت را به سمت جنوب به جرخان.شانه کـــــــــــــوه سترگ
(مضی تله)یعنی کوهی با درختان بلوط ،را میبینی.در گذشته های نه چندان دور دراین نواحی درختان بلوط به وفور یافت می شده اند.این منطقه چراگاه مناسب دامهای محّلی میباشد.........(ادامه دارد)
|
هُرم سوزان كوير، بر خستگي كاروانيان نيشتر مي زند و بدن هاي خسته آن ها را مي آزارد. خورشيد غروب دوم محرم، آرام خود را در تنگناي افق جاي مي دهد. كاروان بر سينه تفتيده بيابان توقف مي كند. صدايي مي پرسد: اين جا كجاست؟ پاسخ مي آيد: اين جا كربلاست! آري، حسين (ع) به كربلا مي رسد و دل كوير را در تب و تاب مي اندازد. آسمان نيز، چهره در هم كشيده است. زمين بغض خود را فرو مي خورد. فرات بي صدا اشك مي ريزد و خارها خود را به دست نسيم گرم سرنوشت داده اند. | |||||||
|
شهادت سرور شهیدان وآزادگان برعموم شیعیان جهان تسلیت باد
روزها رازهايي در سينه دارند كه تقديم روشن بينان مي شود. آنهايي كه چشم هاي خود را به روشنايي مي بندند توانايي نگريستن به خورشيد بر آمده روز را ندارند. رازدانان روزها از حادثه ها عبرت مي آموزند و بر واقعه ها با ديده تعبير مي نگرند، آيات نيك را شاكرند و بر نشانه هاي هيبت و عسرت صابر. زيرا شكر به فراخي و صبر به تنگي نشان خردمندي است. عاشورا، دهم ماه محرم، روز پيروزي خون بر شمشير است. غلبه فرياد مظلوم بر عربده كشي ظالم تا بن دندان مسلح پيروزي و نصرتي كه هلهله كنان كوفي و شامي آن را با چشمان بسته به آفتاب خود نديدند و از بالاي نيزه بردن آفتاب شادمان و خرسند شدند، در حالي كه نمي دانستند با خود رايت پيروزي حسين شهيد (ع) را به دوش مي كشند و با هلهله خويش كوس رسوايي خود را بر كوي و برزن مي زنند. امروز، تاريخ پيروزي حسين بن علي (ع) را به گواهي نشسته است، پيروزيي كه از بستر جهاد و متن خون شكوفا شد و آرمانهاي والاي او را با جريان تاريخ نسل به نسل بشري واگويه كرد.
جامعه اي كه امام حسين ع در آن مي زيستـ پس از ظهور اسلام در مكه و بعثت پيامبر اكرم (ص)، شنيدن پيام پيامبر براي مستكبران و مال اندوزان آن سامان گران آمد. آنان وقتي نداي لااله الا الله را مي شنيدند برخود لرزيدند و گسترش روزافزون اين ندا چيزي جز كوتاه كردن دست خدايان ديگر در برنداشت. بت پرستي كه جز لاينفك فرهنگ بدوي عرب بود بهترين وسيله زورمداران و صاحبان ثروت و قدرت براي استفاده از انسانها بود. درست است كه آنچه آن روز پيغمبر از آنان مي خواست اقرار به يگانگي آفريدگار بود اما به دنبال آن پيامها آيه هاي ديگري هم نازل شد. آنچه مستكبران را به هراس مي انداخت و بر آينده خود بيمناك مي ساخت اين آيه ها بود: «آنكه مالي را فراهم آورده و آن را شمرده است پندارد مال او وي را جاويدان مي سازد هرگز! و در حطمه افكنده مي شود. چه مي داني حطمه چيست؟ آتش افروخته خدا كه در دلها راه يابد. (همزه/ آيه 2 تا 7) و1 اين آيات و آياتي نظير آن در دل كساني چون ابوجهل، ابوسفيان و وليد بن مغيره و ساير مال اندوزان هراس افكند و آنان را واداشت تا در مقابل پيامبر به انحاء مختلف صف آرايي كنند و به دشمني با او برخيزند. لذا بسياري از نو مسلمانان به مدينه كه در مجاورت شهر مكه قرار داشت مهاجرت كردند از اين طريق هم به گسترش حوزه مسلماني مي پرداختند و هم جان و مال مومنان از اذيت و آزار دشمنان در امان مي ماند. ـ از سوي ديگر شيوه پيغمبر (ص) چنان بود كه در موسم حج نزد قبيله هايي كه براي زيارت آمده بودند مي رفت و آنان را به مسلماني مي خواند و از اين طريق بسياري از مردم مدينه در طي ساليان دراز كه پيامبر در مكه بود، دعوت او را كه نويد آشتي و صفا و پرهيزكاري مي داد استقبال كردند و به گسترش دعوت او در مدينه پرداختند. ـ لذا پس از سپري شدن دوران پرمشقت زندگي پيامبر در مكه وقتي سران قريش تصميم به كشتن پيامبر گرفتند علي در بستر او خوابيد و او شبانه از شهر خارج شد و به مدينه مهاجرت كرد. (تاريخ تحليلي اسلام/ ص 56 و 67) و شعار اسلام كه در مكه توحيد و عبادتي مختصر بود در مدينه جنبه سياسي و اجتماعي آن نيز اندك اندك گسترش يافت، اذان شعار نمازها گرديد. تشريع، احكام معاملات، پرداخت ماليات، حدود و ديگر حكمهاي سياسي و اجتماعي آغاز شد و حكومتي براساس دين (با ولايت پيامبر اكرم (ص)) پديد آمد كه قوام آن عدالت اجتماعي بود..... ـ امام حسين (ع) در چنين شرايطي كه استقرار اسلام و ايمان ناميده شد در سال چهارم هجري در مدينه متولد شد و در دامان پيامبر (ص) و علي (ع) و فاطمه (س) پرورش يافت. پيغمبر او را پسر و پاره تن خود، گل خوش بوي خويش و سيد جوانان اهل بهشت خواند و او را بر دوش خود سوار مي كرد و به سينه خود مي چسباند و دهان و گلوي او را مي بوسيد و محبوبترين انسانها نزد اهل آسمانهايش معرفي مي كرد. رسول خدا (ص) از شهادت و مشهد حسين (ع) خبر داد و نصرت او را واجب و قاتلانش را لعنت كرد... و بدين گونه 6 تا 7 سال در كنار رسول اسلام و شهر مدينه كه اكثر از ياران و اصحاب پيامبر بودند زندگي كرد. (2) ـ دو سال پس از فتح مكه و برداشته شدن آخرين سد دشمنان و برقراري وحدت اسلامي در سراسر شبه جزيره عربستان پيامبر (ص) رحلت كرد و مدينه مركز حكومت اسلامي دستخوش تحولات بسياري گرديد. شتابي كه روز مرگ پيامبر اسلام از سران قوم ديده شد، نشان دهنده اين بود كه بعض آنان بيشتر در اين انديشه بودند كه چگونه بايد هر چه زودتر حاكم را انتخاب كنند و كمتر بدين فكر مي كردند كه حكومت چگونه بايد اداره شود. (3) ـ همانگونه كه در ابتداي نوشتار حاضر آمد پس از رحلت پيامبر (ص)، ابوبكر، عمر و عثمان به ترتيب حاكميت مسلمانان را به مركزيت مدينه به عهده گرفتند و در اين ميان علي (ع) و خاندان پيامبر در سكونت بسربرده اند اما پس از گذشت حاكميت خلفاي سه گانه علي (ع) از سوي مردم به خلافت رسيد اگر چه او خود به دليل مشكلات فراوان از حكومت كناره مي گرفت و مي گفت: «مرا بگذاريد و اين تعهد را از ديگري بخواهيد.» چرا كه حوزه جامعه اسلامي آن روز در زمان خلفاي سه گانه گسترش بسيار يافته بود و پيروزيهاي مكرر از سمت شرق و شمال و غرب نصيب مسلمانان شده بود و مسلمانان به سبب آشنايي با ملل مختلف از جمله ايران و روم و ديدن چگونگي زندگي مردم آن سامان و بدست آوردن غنيمت هاي فراوان به تن آسايي و مال اندوزي خو گرفتند و بسياري از دشمنان پيامبر نيز كه جامه مسلماني در برداشتند در زمان خلفاي سه گانه حاكميت برخي از ايالتهاي حوزه اسلامي آنروز را در اختيار داشتند پذيرفتن چنين جامعه اي و تغيير آن به زندگي ساده و بي آلايش دوران پيامبر كاري است سخت كه تنها از علي انتظار مي رفت و اين چيزي بود كه ثروتمندان حجاز هرگز آن را نمي خواستند و چون وي در تقسيم بيت المال همه را به يك چشم نگريست و موجودي را به همه يكسان داد رفتار او در نظر مردمي كه ربع قرن با روشي خاصي خو گرفته بودند خوشايند نيامد. (4) 1-(تاريخ تحليلي اسلام/ دكتر شهيدي/ ص 46) 2-(دايره المعارف تشيع/ ج 2/ ص 350 3- (تاريخ تحليلي اسلام/ ص 108 4-(تاريخ تحليلي اسلام/ ص 140) فهم دين در نگاه امام حسين (ع) ـ اگر دين را مجموعه اي از «اركان، اصول و فروعي كه بر نبي نازل گرديده است، به علاوه تاريخ زندگي و سيره و سنن اولياي دين» بدانيم و فهم دين را در سه سطح اعمال ديني، معرفت ديني و تجربه ديني ببينيم آنگاه به خوبي روشن مي شود كه امام حسين (ع) در چه پايه اي از فهم ديني قرار دارد. او كسي است كه در خانه وحي و به همراه وحي رشد يافته است لذا هم به تمامي اركان اصول و فروع دين آشناست و هم در گفتگوي مستمر با آن بزرگوار و خصوصاً علي بن ابي طالب (ع) و فاطمه زهرا (س) و امام حسن مجتبي (ع) به زواياي مختلف دين معرفت يافته است و نيز با زيستن دركنار بهترين و بزرگترين عارفان دوران صاحب تجارب عالي عرفاني شده است. اما آنچه كه او از فهم ديني براي ما ارايه داده است در يك نگاه مستقل، نمود عالي تجربه ديني يعني عرفان حماسي است دعاي عرفه آن بزرگ يكي از عظيم ترين ذخاير معرفتي و عرفاني ماست و حماسه پس از دعا يعني شهادت آن سالار و سيد شهيدان مهمترين دستاورد عملي آن است كه از ديگر پيشوايان ديني ديده نشده است.1 1-(مجموعه مقالات كنگره بين المللي امام خميني و فرهنگ عاشورا/ دفتر دوم/ ص 225) 1- نگاه مستقل به واقعه عاشورا: نگاهي اجمالي به تحقيقات انجام شده در زمينه واقعه عاشورا نشان مي دهد كه عمدة ديدگاههاي محققين بصورت مستقل يكي از جنبه هاي واقعه را بررسي نموده است، و يا واقعه عاشورا به عنوان يك پديدة مستقل در دين ديده شده است. بطوري كه بسياري با نوشتن مقاتل بر بعد عاطفي تاكيد كردند و برخي با تحليل تاريخي آن به برداشت هاي سياسي خاصي دست يافته اند و در آخر نيز دريافت هاي عرفاني حجم ديگري از اين تحقيقات را به خود اختصاص داده اند. اين نگاه باعث شده تا يك پديدة ديني بجاي همة دين بنشيند و اگر هم بر احساسي كردن آن پافشاري كنيم خواهيم ديد كه چيزي از پيام دين دستگير ما نخواهد شد. غالب شدن يك ديدگاه باعث مي شود از ساير برداشتها غفلت شودو پيام دين يك جانبه به نسلهاي آينده انتقال يابد. اينكه برخي از روشنفكران، ورود عرفان به سياست را حايز نمي دانند دقيقاً به همين امر توجه داشته اند كه در صورت قرارگيري يك تجربه عرفاني به عنوان آموزه غالب ديني بيم آن مي رود هر كس با هر عنواني كه صاحب تجربه ديني باشد خواستار تغيير و تحول در عرصه سياست گردد و به اندازه قدرت خود مردم را به سمت خود متمايل سازد و نگاه خود را عام و فراگير كند و فهم خود را عين دين بداند.... 2- نگاه تركيبي: ـ مراد از نگاه تركيبي آن است كه پيام عاشورا در راستاي تكميل ساير پيام ها و آموزشهاي دين قرار گيرد. بدين معنا اگر دين متولي رساندن سه پيام در سه سطح عمل ديني، معرفت ديني و تجربه ديني باشد، پيام عاشورا فقط به ظاهر شدن يك حقيقت دين يعني عرفان حماسي آن مي شود. اين بدان معنا نيست كه پيام عاشورا از ساير آموز هاي ديني بي بهره است بلكه علاوه برداشتن آن پيامها موظف به ظاهر كردن مرحله آخر دينداري يعني قرباني كردن حقيقي در مقابل حق است. لازم به ذكر است كه در مراحل اول و دوم دينداري آموزشهاي رسول مكرم اسلام و علي (ع) در دو سطح عمل و عقلانيت ديني تكميل شده است كه با حادثه عاشورا جنبه سوم آموزشهاي دين نيز تحقق يافت و دين موفق و سربلند از همة آموزشهاي خود بيرون آمد پس از آن انتقال اين آموزشها به جامعه ديني است كه در مرحله اول توسط ساير پيشوايان به تمامه صورت گرفت و در ديگر مراحل تا به امروز توسط پيروان صادق آن بزرگان در حال گسترش است. | |||||||
هرکس برای بیان اندیشه ویا بیان دردی ویانقدوبررسی اثری زبانی را برمی گزیند تا دیگران بتوانند راحت با آن ارتباط برقرار نمایند.صفحات جدی وب از این قاعده مثتثنی نمی باشد. به گمان من نویسنده وب باید بداند که برای چه کسی وچه هدفی می نویسد.حالا دیگر صفحه وب ،صفحه روز نامه نیست که تعداد محدودی آنرا در فضای فرهنگی خاصی نظاره کنند.وبعد نیز در گوشه ای گذاشته شود،واگر خیلی خوش شانس باشد در آرشیوی قرار بگیرد.صفحه وب در کسری از ثانیه در سراسر وب وجهان پخش میشود.افراد باسلایق ودیدگاههای مختلف آنرا می خوانند.پیرامونش بحث و جدل می کنند.ونویسنده آن صفحه را در کوره نقد قرار میدهند.وحسن بزرگ صفحات ارزشمند وب همین است.یک نویسنده وب که پرچم قلم را برافراشته است تا به اصطلاح خودش زبان گویای دیگرانی باشد که چنین امکانی را ندارند پیش از هر چیز باید خودش را برای نقد شدن از سوی هر نقاد با هر دیدگاهی آماده نماید.زیرا از نظرمن نقد هر چه قدر سختگیرانه تر وهمه جانبه نگرانه تر باشد بیشتر نقد شونده را وا میدارد تا مواظب امانت قلم باشد .نویسنده وب اگر تنها برای مطرح شدن در پیش تعداد محدودی افراد خاص قلم میزند ،باید بداند که راه های سهل الوصول تری برای شهرت وجود دارد.پس حراس از نقد شدن اورا وامیدارد تا پشت پا به بسیاری از ایده آل هایش بزند.در میان میلیونها صفحه وب تعداد محدودی هستند که قابل تأمل هستند.وهمین تعداد اندک هست که وب را پر بیننده ،پویا،جذاب وتازه نگه می دارد.به همان میزان که مسئولیت نویسنده در قبال سلیقه وفرهنگ خواننده اش افزوده میشود به همان نسبت نیز خوا ننده باید در قبال تلاش نوشتن نویسنده مسئول باشد وبانقدی در خور ،وراهنمودی متناسب به یاری وراهنمائی نویسنده همت به گمارد .چه در این صورت است که هردو طرف نقاد ونویسنده به ایده آلهای خود میرسند.اگر نویسنده هرچیزی را به خواهد بنویسد وانتطار داشته باشد که دیکران الزاما باید آنرا به خوانند وهیچ اعتراضی یا نقدوبررسی روی نوشته های او صورت نگیرد واو نوشته هایش را وحی منزل بداند ،به زودی به قهقرا خواهد رفت .ونقاد نیز اگر تنها نقد کند بدون آنکه راهکار اصلاحی ارائه نماید ،نقدش به بته فراموشی سپرده خواهد شد.امروز دیگر مانند گذشته نیست که هرکس هر چیزرا به راحتی بتواند به دیگران القاء نماید وکسی حق اعتراض نداشته باشد.بلکه به گمان من امروز بهشت نویسندگان است.زیرا هم مطالب نویسنده خوانده می شود وهم مورد بررسی اصحاب رسانه وقلم قرار می گیرد.این یک مبادله دو طرفه فرهنگ وادب است. ازیکسو نویسنده به نگارش وجمع آوری مطالب همت می گمارد واز سوی دیگر خواننده ونقاد مسئول به آن کار توجه کرده وبه بهبود وضع ویارفع نقص کمک مینماید.بسیارساده لوحانه است اکر بیندیشیم که در آثار مان بی نقص هستیم.وبسیار ساده لوحانه تر است اگر خودرا مبرا از راهنمائیهای منتقدان با دیدگاههای مختلف بدانیم
ازصحـــبت دوستی برنجم که اخلاق بدم حسن نماید
عیبـــم هنـــرو کمــال بیند خارم گل و یاسمن نمـــاید
کودشـــمن شوخ چشم ناپاک تاعیب مرابه مــن نماید
سعدی
به همه همولایتی هام سلام .اگه ناراحت نمیشین می خوام این پست رو یه خورده خودمونی تر بنویسم.انتظار بیهوده ای هست اگه بگم باید برگشت ودوباره چوپان شد.
این نه در توان ماهست ونه چنین چیزی رو میخواهیم . اما می تونیم سرزمین مادری مون رو آباد کنیم ودوستش بداریم.زمین به ما نیازی ندارد .اما مابه زمین نیاز مند هستیم زیرا ما در زمین متولد شده ایم ودر آن زندگی می کنیم.بهترین زمین برای هرکس سرزمین مادری او است .وظایف بیشماری میشود در پاسداشت زمین برشمرد،که اول آن عشق به سرزمین مادری میباشد.عاشق برای معشوق کارهای نا ممکن را ممکن میکند.به سختی انجام کار نمی اندیشد ،بلکه به چکونه رسیدن به مقصد یعنی همان معشوق فکر می کند .اگر مانیز سرزمین مادری را چونان عاشق به معشوق دوست بداریم،دیگر به اینکه راه رسیدن سخت است نمی اندیشیم.تلاش میکنیم تا موانع موجودرا بشناسیم وسپس به رفع آن اقدام کنیم.حالابی رودربایسی!!!هرکدام از ما برای سرپا نکه داشتن آنچه که به آن سرزمین مادری می گوئیم چه کرده ایم.همولایتی خوبم مگه فلان مکان توی فلان شهر شمال چه داره که مثلا آن خانواده شهری برای چند روز استراحت یا تفریح به آنجا میره وکلی هزینه میکنه.خداوند سبحان که همه آن چیزهائی را که دیگران با پول به دنبالش می گردند رایگان در اختیار ما نهاده است.کوه های سرزمین ما زیباترین کوه ها،دره هایش زیباترین،جنگلها ومراتعش بینظیر ترین،چشمه هاونهرهایش هم چنین.به دنبال چه زیبائی می گردیم که در سرزمین ما یافت نمی شود.بیپرده بگم کدام مون وقتی پا به محل تولد مان میگذاریم از بودن در آنجا شاد نمیشیم؟حالا باید کاری بکنیم .باید بدنبال راهکارهای تازه ای بگردیم.باید تحقیق وبررسی کنیم . باید باهم مشورت کنیم .باید از طرق مختلف ومنطقی صدای خودمانرا به گوش دیگران برسانیم .باید ببنیم دیگران برای پیشرفت مناطق خودشان چه کاری کرده اند .هرکس آشنائی دارد .هرکس کاری بلداست.هرکس راه تازهای سراغ دارد.هرکس تجربه ای شخصی دارد.واگر همه این هرکس ها در کنار هم قرار بگیرند آنوقت میشود کاری کرد.میشود به راهکارهای تازه ای دست یافت.بی تعارف بگم .
همه ما کم کاری میکنیم .همه ما انتظار داریم تا دیگران کاری انجام بدهند .بیائید بیندیشیم درزمان سفربزرگ،اگرکسی ازما بپرسد ویا خودمان از خودمان بپرسیم که مادر طول زندگی چه کرده ایم ؟جواب ما چه خواهد بود.آلآن زمان ذخیره کردن آن پاسخ است. بزرگی میگوید همه چیز را همه گان دانند وهمه گان هنوز از مادر زاده نشده اند.بیائیم دست در دست هم بدهیم واز تجربیات همگان استفاده کنیم.از هیچکس به تنهائی کارزیادی بر نمی آید.اما قطره قطره وانگهی دریا.
![]()
این منظره زاد گاه ما وربن وسورتله است.

واین مدرسه ماست که خیلی وقت پیش به بهانه نبودن دانش آموز تعطیل شد.
راستش خیال نکنید هنوز هیچی نشده تنبل شدم .باور کنید اصلا این طوری نیست.بلکه به دنبال مطالب بکر میگردم تاهم همولایتی هارو به یاد گذشته بندازم وهم مطالبم مفید فایده واقع بشه .پس از همه خوانندگان این صفحه تقاضادارم مطالب تازه وبکر ومرتبط با روستای وربن وسورتله وبه خصوص اشکورات رابرایم بفرستند.تا بنام خودشان در این صفحه منتشر کنم.

(چاک) علفزار های وربن وسورتله
نمی خواهم تنها برای اینکه صفحه ای را پر کنم بنویسم .بلکه دوست دارم آنچه را که در این صفحات نگاشته میشود برای خوانندگانش مفید باشد .پس دست یاری مرا رد نکنید .هرمطلبی را که احساس می کنید برای این صفحه واین موضوع مفید است برای من ارسال کنید.مطمئن باشید که اگر دست در دست هم داشته باشیم کار های زیادی از ما بر میآید.من می دانم که الآن خیلی از همولایتی ها این صفحه را می خوانند ودست به قلم دارند.یک عکس یا یک خاطره ویایک مطلب اجتماعی ویایک خبر از ولایت میتواند چیز های زیادی برای گفتن داشته باشد.از همولایتی ها تقاضا میکنم راهکار های مختلف وعملی را که بشود بر اساس آن برنامه ریزی کرد ودر جهت رفع مشکلات روستاها گام برداشت برای این صفحه ارسال کنند.بدانند که اجرمعنوی این کار بسیار است.
پرورش قارچ:
بدلیل شرایط آب وهوائی خوب در برخی از روستاهای اشکورات بویژه در روستاهای وربن وسورتله میتوان به پرورش قارچ همت گماشت.چه از این طریق میتوان امید وار بود که آنانی که در روستاها هستند ویاآنانی که پس از فراغت از کار ویا باز نشستگی به روستا باز میگردند ممر در آمدی داشته باشند.اگر آموزش صحیح به بینند واگر از بازار فروش آن مطمئن باشند بطور یقین به این کار خوب روی می آورند.اگر سرمایه گذاری مطمئن از سوی مسئولین صورت بگیرد واگر موانع دیگر از جمله عدم راه مناسب مرتفع شود میتوان به این طرح امید وار بود.من به فراخور یک بخش آسان به عنوان آموزش تولید قارچ دکمه ای تدارک دیده ام که امید وارم مفید فایده واقع شود.
پرورش قارچ میتواند به عنوان منبع کمک هزینه در روستا مطرح باشد
فصل کاشت:
بهترین موقع برای پرورش قارچ در خانه بین ماههای مهر تا آذر است ولی چنانچه امکانات تهویه هوا و متعادل نمودن درجه حرارت محیط محل پرورش وجود داشته باشد می توان قارچ را در ماههای دیگر سال تعمیم داد.
بطور کلی طرز پرورش قارچ مخصوص به خود آنست و می توان آنرا در محیط تاریک پرورش داد و بجز نور مستقیم آفتاب، هر مقدار نور را تحمل می کند. در هر صورت در محل پرورش قارچ علاوه بر آنکه، بایستی تهویه هوا به خوبی انجام گیرد، درجه هوای محیط پرورش نیز باید بین 15 - 10 درجه نگهداری شود. علاوه بر این محل پرورش بایستی کاملا تمیز، قابل شستشو و فاقد درز یا محلی برای پرورش باکتریها، حشرات و قارچهای مضر باشد.
اطاق پرورش قارچ:
عرض اطاق پرورش بایستی بحدی باشد که بتوان از راهروهایی که برای آن تعبیه می گردد، براحتی عبور نمود( حدود 70 سانتی متر) عرض طبقات پرورش قارچ را نیز حداکثر 180 سانتی متر در نظر می گیرند تا بتوان از دو طرف به وسط بستر قارچ دسترسی پیدا نمود و چنانچه طبقات پرورش قارچ در کنار دیوار باشد عرض آنرا حداکثر 90 سانتی متر قرار می دهند. همچنین می توان قارچ را در جعبه های چوبی در اندازه 60 در 90 سانتی متر و عمق 20 تا 25 سانتی متر پرورش داد. به منظور صرفه جویی در هزینه اولیه می توان، هر طبقه را با تخته های سه سانتی متری به عرض 90 تا 180 سانتی متر پوشانده و کود را مستقیما کف هر طبقه ریخته و قارچ را در آن کاشت و به این طرتیب احتیاجی به جعبه های چوبی نخواهد بود. طبقه بندی ها معمولا در طول اطاق پرورش انجام می گردد. روی سطح زمین نبایستی طبقه ای مستقر نمود، حداقل فاصله بین طبقه اول تا کف زمین 15 سانتی متر و فاصله هر طبقه از هم 60 سانتی متر می باشد.
بطور معمول برای پرورش قارچ در خانه فقط سه طبقه در نظر می گیرند و چنانچه اطاق به حد کافی وسیع باشد یک ردیف در طول اطاق در مجاور دیوار و یک طبقه (دو طرفه) در وسط و یک طبقه در طرف دیگر اطاق قرار می دهند بطوریکه دو راهرو به عرض 70 سانتی متر در دو طرف طبقه وسط، 180 سانتی متر باشد.
در یک اطاق بزرگ به طول 9 و عرض 5/6 متر می توان مساحتی در حدود یکصد متر مربع برای پرورش قارچ آماده نمود که از این سالن در هر فصل برداشت می توان استفاده نمود. و به 8 تا 850 کیلو قارچ دست یافت و چنانچه کاشت قارچ در جعبه های چوبی انجام گیرد تولید محصول از این میزان تا حدی بیشتر خواهد شد و در سالنی به ابعاد 5/9 و عرض 5/6 متر تعداد 180 جعبه جایگزین می گردد که محصول آن در یک فصل برداشت به حدود یک تن می رسد.
چنانچه محل پرورش قارچ محدود و کوچک باشد میزان احتیاج به کود و محلیکه باید آنرا تخمیر نمود، متناسب می باشد. لذا ترجیح داده می شود یک محوطه بتونی به ابعاد 5/1 متر ساخته و در مجاور آن محلی برای خروج آب مازاد کود در نظر بگیرند که فاضل آب را بتوان داخل سطل یا یک مخزن بتونی کوچک به ابعاد 40 سانتی متر وارد نمود. کف مخزن اصلی را به ضخامت 15 سانتی متر کاه ریخته و روی سطح کاه یک جعبه ای به ابعاد یک متر از جنس تور سیمی ضخیم که شبکه سوراخهای آن 5/0 سانتی متر باشد بطوری قرار می دهند که از هر طرف با دیواره مخزن بتونی 25 سانتی متر فاصله داشته باشد و اطراف این توری را از کاه پر نموده و داخل توری را از پهن اسبی مخلوط با کاه پر نموده و پهن را خوب متراکم نموده و سطح کود را نیز بطور کنبد مانند توده نموده تا آب باران به داخل توده کود نفوذ ننماید.
پس از 3 تا 4 روز به علت فعالیت باکتریهای تخمیر، درجه حرارت محیط توده به 70 درجه می رسد و مقداری از حجم توده کم می شود و در این موقع تمام توده کودی را که در مخزن قرار دارد برای هوادهی به محوطه مجاور توده برمی گردانند و در موقع برگرداندن کود بایستی سعی کرد حتی الامکان به تمام ذرات کود، هوا برسد تا اکسیژن مورد نیاز باکتریهای مخمر تامین گردد و پس از چند ساعت این توده را مجددا به داخل مخزن بذری ریخته و سطح آنرا با کاه بحد کافی انباشته تا سطح کود گنبدی شکل بشود. چنانچه در مخزن کوچک مجاور محل تخمیر فاضل آب جمع شده بوسیله سطل آنرا روی سطح کود می پاشند تا رطوبت توده تامین گردد مدت عملیات بین 15 - 10 روز به طول می انجامد و در این مدت 3 - 4 مرتبه بایستی کود برگردان بشود. و در خاتمه دوره سوم یا چهارم کود به رنگ قهوه ای تیره در آمده و ذرات آن ترد و شکننده شده و بوی مطبوعی از آن به مشام می رسد و چنانچه این شرایط در کود مشاهده نشود دلیل بر آن است که عملیات تخمیر به خوبی انجام نگرفته و در نحوه کار اشکالی وجود داشته است.
نحوه اسکلت بندی:
اسکلت بندی طبقات از نبشی 10 -12 که با ضد زنگ رنگ شده باشد و یا از الوار چهار چوب 10 سانتی متری ساخته می شود و بین ستونها چهار چوبی 5 سانتی متری پیش بینی می گردد. فاصله ستونهای عمودی از یکدیگر 5/1 متر و این فاصله در دو طرف بستر، بایستی حفظ گردد.
تهیه بستر برای پرورش قارچ:
بهترین ماده برای پرورش قارچ، پهن اسبی و کاه می باشد. برای تهیه کود جهت پرورش قارچ مقداری پهن اسبی و کاه را مخلوط نموده و در ابعاد مناسبی در حدود 3 متری آنرا انبار نموده و آنها را روی هم بخوبی بکوبید.(لگد کنید) تا متراکم شود بطوریکه از نفوذ باران به داخل آن جلوگیری گردد. پس از مدتی کوتاه عملیات تخمیر داخل توده کود شروع می شود و درجه حرارت محیط کود بالا می رود. همچنین می توان قبل از توده کردن کود مقداری آهک در حدود یک پنجم حجم پهن به آن اضافه و کاملا مخلوط کنید. سپس آنرا توده نمود این عمل باعث می گردد که عمل تخمیر به تعویق بیافتد و در عین حال آمونیاک تولید شده را جذب و علاوه بر آن مقداری از رطوبت اضافی کود را جذب نماید. بعد از سه روز مجددا این توده را برگ و هوا داده و آنرا مانند دفعه اول، انباشته و روی آنرا بکوبید. سطح آنرا شیب دهید تا آب باران به داخل آن نفوذ نکند و این عمل به فاصله 4 - 2 روز، چهار تا شش مرتبه باید تکرار گردد. لازم به یادآوریست که چنانچه در مرحله اول به کود، آهک داده شده فاصله برگردان کود چهار روزه و در صورتیکه آهک داده نشده باشد فاصله برگردان کود دو روز می باشد.
باید توجه داشت که بایستی دقت و مراقبت در نگهداری میزان رطوبت و حرارت داخل توده به عمل آید. زیرا هر اندازه مقدار رطوبت پهن زیاد باشد، محیط داخل کود، اسیدی شده و کود غیر قابل استفاده می گردد. بخصوص در موقع برگردان کردن کود، چنانچه مشاهده شود که کود بسیار خشک است، بایستی مقدار کمی غبار آب روی آن پاشید، از علائم مشخصه میزان رطوبت کود، آزمایش آنست، چنانچه مقداری کود را در دست بفشارید، نبایستی قطرات آب، از لای انگشتان(در هنگام فشار دادن) بچکد و فقط کافی است در اثر فشار به کود، کف دست، تر بشود. پس از آماده شدن بایستی اطاق پرورش را مجهز نمود.
طرز کاشت قارچ در اطاق پرورش:
پس از آماده شدن کود آنرا به داخل سالن انتقال داده و روی سطح هر ردیف به ضخامت 15 سانتی متر کود را گسترده و سطح آنرا کاملا مسطح می نمایند و این عمل را بایستی خیلی به سرعت و بدون آنکه کود حرارت خود را از دست بدهد انجام داد. پس از تکمیل و انجام کار کلیه درها و منافذ را بسته و مدت چهار روز کود را بحالت خود واگذار کنید تا درجه حرارت کود و محیط اطاق بالا برود و حدود 54 تا 60 درجه برسد و این حرارت به مدت 30 -48 ساعت ثابت باقی بماند، بعد از آن درجه حرارت کود پائین آمده و به 54 درجه می رسد. این عمل را عرق کردن محیط کشت می نامند در حقیقت در این حرارت قسمت اعظم از محیط در اثر حرارت زیاد ضد عفونی شده و لارو حشرات و غیره از بین می روند.
از این تاریخ به بعد تا مدت 5 روز درجه حرارت محیط بستر 10 - 12 درجه پائین می آید تا آنکه درجه حرارت به 23 الی 24 درجه می رسد. این درجه حرارت برای کاشت قارچ مناسب خواهد بود.
اسپر آماده کاشت:
اسپر قارچ را نمی توان مستقیما کاشت زیرا امکان دارد همراه با اسپر قارچ تعداد زیادی قارچهای سمی و غیر مفید وجود داشته باشد. بنابراین بایستی از اسپر آماده کاشت بنام اسپون که در محیط کاملا استریل، محفوظ و سلکته شده رشد کرده و به حالت خواب در آورده اند استفاده نمود.
طرز عمل و تهیه آن بدین ترتیب است که اسپر قارچ خالص شده را در محیط کاملا استریل آزمایشگاه قبلا پرورش داده، بطوریکه میسلیوم قارچ رشد خود را شروع نماید. سپس آنرا در حالت عقیم برده و مانع رشد بیشتر آن می شوند و در محیط کاملا استریل و محفوظ بنام اسپون قارچ به فروش می رسانند.
طرز کاشت اسپون:
یک قطعه اسپون را که در محیط بسته و کاملا استریل محفوظ است باز کرده و به دوازده قطعه کوچک تقسیم نموده و قبلا سطح خاک بستر را به فاصله 25 سانتی متر، قطعه چوبهای در خاک بستر فرو برده و علامت گذاری کنید. در محل هر سوراخ قسمتی از خاک را تا عمق 5 سانتی متر با وسیله ای خارج کرده و با دست چپ یک قطعه اسپون بجای آن گذاشته و روی آنرا بپوشانید بطوریکه عمق کاشت 3-5 سانتی متر از سطح خاک باشد و به همین ترتیب پیش بروید تا کلیه بستر کاشت شود.
پوشاندن سطح بستر:
ده تا چهارده روز بعد از تاریخ کاشت اسپون، بایستی سطح کشت را به وسیله یک لایه دو سانتی متری خاک استریل شده پوک و منفذدار پوشانده و کاملا آنرا مسطح و یکنواخت نمود. در این موقع درجه حرارت بستر بایستی 5/15 درجه باشد. باید توجه داشت که در موقع روکش کردن بستر، اسپون ها باید رشد خود را شروع کرده باشند و میسلیوم قارچ در اطراف محلی که اسپون کاشته شده رشد نموده و گسترش پیدا نموده باشند. در این موقع بوی مطبوع قارچ در محوطه و در محل بستر به مشام می رسد و در این موقع باید کاملا دقت شود تا به هیچ وجه، بستر کشت تکان نخورد و جابجا نشود و مخصوصا اگر تخته کف و طبقات شکم داده و یا قدرت نگهداری بستر خاک را نداشته باشد میسلیوم قارچ ها پاره شده و تمام محصول از بین می رود.
پس از پوشش نمودن سطح بستر، میسلیوم رشد سریع خود را شروع کرد و برای تسریع در رشد میسلیوم، درجه حرارت محیط بایستی بین 5/16 - 14 درجه باشد. در صورتیکه درجه حرارت محیط کشت خیلی بالا باشد، بکار بردن آهک در مخلوط خاک پوشش بستر صلاح نمی باشد.
شرایط برای پرورش و رشد قارچ:
تهویه:
تهویه در محیط اتاق کشت باید بطور یکنواخت انجام شود و نبایستی روی سطح کشت را بیش از حد نیاز هوا داد و تهویه در کلیه نقاط اطاق بطور یکنواخت باشد.
درجه حرارت:
چنانچه درجه حرارت بستر کشت به کمتر از 14 درجه برسد و درجه حرارت محیط اطاق به حدود 5/7 درجه برسد بایستی اطراف بستر را با پارچه ضخیم پوشاند تا مانع تبادل حرارت به محیط شود. برای سرعت رشد قارچ می توان درجه حرارت محیط را به 5/14 درجه رساند و میزان تهویه را بالا برد ولی باید دقت شود که جهت حرکت هوا به طرف سطح قارچ نباشد.
رطوبت هوا و آبیاری:
در موقع تشکیل قارچ، محیط اطاق احتیاج به رطوبت دارد. بطور متوسط بهترین درجه رطوبت برای کشت بین 70 - 80 درصد می باشد. چنانچه درجه رطوبت هوا از این مقدار کمتر شود سطح کلاهک ها ترک برداشته یا سطح کلاهک قارچ لک دار می شود علاوه بر این سطح بستر خشک شده و احتیاج به آبیاری بیشتری دارد. برای تقلیل میزان رطوبت هوا لازم است در نقاط مختلف اطاق، رطوبت سنج های کار گذاشته شود و بطور مرتب مورد بازدید قرار گیرد. در صورتی به علت خشک شدن خاک سطح بستر، احتیاج به آبیاری است. بایستی به وسیله غبار پاش روی سطح خاک آنهم بحدی که آب در سطح بستر جریان پیدا نکند و یا در یک جا جمع نشود آبپاشی کنید. آبیاری را با آب خالص و با درجه حرارت 32 درجه و بسیار با احتیاط انجام دهید.
درجه حرارت محیط:
چند هفته پس از روکش کردن سطح بستر، میسیلیوم های قارچ تمام سطح بستر را پر نموده و بطور متوسط 7-8 هفته پس از کاشت اسپون، قارچ های کوچک سر سنجاقی در تمام سطح کشت ظاهر می شوند. در این موقع درجه حرارت بستر بایستی بین 10 -14 درجه باشد ولی هر اندازه قارچها رشد بیشتری پیدا نمایند می توان درجه حرارت را از 14 به 5/16 رساند و میزان تهویه را نیز بالا برد ولی باید دقت کرد که جهت حرکت هوا، به طرف سطح قارچ نباشد.
تقویت خاک بستر:
پس از آنکه قارچها بزرگ شده و نزدیک به برداشت شوند می توان روی سطح بستر کود مایع پاشید ولی باید دقت نمود که روی کلاهک قارچ پاشیده نشود این عمل در بالا بردن میزان محصول بسیار موثر است.
برداشت محصول:
به محض آنکه رشد قارچ بحد کافی رسید و تاج آن شکل کامل خود را پیدا نمود بایستی قارچهای رسیده را جمع آوری نمود و بطور مرتب در طول بستر کشت، بررسی کرد و قارچهای رسیده را جمع آوری کرد. قارچهایی که ترک برداشته و چتر آن باز شده باشد ارزش بازاریابی ندارند. علاوه بر این وزن آن کم می شود و همچنین قارچهایی که زودتر از موقع چیده شوند وزن آنها سبک بوده و از قارچهای درجه دو محسوب شده و ارزش غذایی کمتری دارد.
در موقع جمع آوری نباید از سبدهای بزرگ برای این منظور استفاده نمود. زیرا فشار قارچهای روی سبد موجب می گردد که قارچهای زیرین خراش برداشته و سیاه شوند برای جمع آوری قارچ، کافی است کلاهک را در دست گرفته و یک پیچ به آن داده تا پایه آن از زمین جدا شود و بلافاصله ساقه کثیف و آلوده را با چاقوی تیز قطع کرد. و قارچ تمیز را داخل سبد گذاشته و حتی المقدور جمع آوری با دستکش انجام گیرد. بهره برداری هر 15 روز یکبار انجام می گیرد و این برنامه مدت دو تا سه ماه به طول می انجامد.
بسته بندی:
قارچهای چیده شده را به اطاق سرد و خنک انتقال داده و در اسرع وقت نسبت به درجه بندی آن اقدام نموده و قارچهای لک دار و ناقص و کج و ناجور را جدا کرده و برای مصارف تهیه پودر در قارچ و کچ آپ فرستاده و قارچ های سالم را در بسته های درجه یک و درجه دو به بازار عرضه کنید.
عیدغدیر برعموم مسلمین
جهان بویژه همولایتیهای
ییلاقی ام مبارکباد
سلام ویژه ام به مناسبت غدیر نثار گروه نویسندگان وب ومنتقدان وبازدید کنندگان این صفحه.امید وارم همچنان راهنماومشوق من در انجام کارم باشید. یا علی
