تبليغاتX
ایران-گیلان-رودسر-اشکور-وربن وسورتله - مطالب پیشین(مهمّ) آبان

مترجم سایت

مترجم سایت

آقای رئیس جمهور آینده چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 6:22

روی سخنم با تمام آنهائی است که می خواهند در انتخابات ریاست جمهوری کاندید این مقام مسئولیّت آور بشوند. این شعر را آویزه گوش کنید .  

نقشه ایران عزیز  (مرز پر گهر)

نقشه ایران عزیز (مرز پر گهر )              

                 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

جیپ ها ی روسی دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 18:36

آخ که چقدردلم ازدست نداشتن یه جادّه خوب دست رسی، به روستایمان پر است.آرزودارم برای یک بار هم که شده بتونم با خیال راحت سوار یه ماشین راحت بشم وبزنم به کوه ودشت وبرم یه دل سیر تو مناطق خودمون بگردم. امّا نه، دوست دارم برم یه سری به پدر ومادرم بزنم.ولی مگه میشه؟ کی می تونه بره تو جادّه هائی سفر کنه که از ترس تا پای سکته پیش بره.اما مردم ما چه میکنند؟ هنوزهم درقرن فراتر از اتم،قرن دهکده کوچک جهانی،هستند جاهائی که اگه در زمستون کسی شون مریض شد یا باید بمیره یا باید پدر مریضی رو در بیاره.کدام مریض میتونه سوار جیپ های روسی بشه تا خودش روبه مریضخونه برسونه .باور کنید اون هیتلر بیچاره هم از هیبت نخراشیده همین جیپ ها ی روسی خودش رو کشت.شاید توقرنی که ما زندگی میکنیم یه کم عجیب باشه که بشنویم تو فلان روستا حتّی جیپ روسی هم به سختی رفت وآ مد میکنه .امّا من از شما دعوت میکنم تا شنیده هاتونو به دیده بدل کنید وببنید که تو روستاهای ما حتّی این جیپ های زبان بسته هم به سختی رفت و آمد می کنند.اگه باور نمی کنید خودتون تشریف بیارین وببینین که مسافر ناچاره در بهترین فصل سال نصف راه رو پیاده بره.توبعضی شهرامون اگه چرخ یه ماشین آن چنانی تو چاله بره ،علیه شهردار شکایت می کنند.امّاتو روستاهای ما اگه همین جیپ زبان بسته چپ کنه وکسی رو بکشه کسی نیست بگه حاجی خرتو به چند.انگاری روستائیها تنها به این دلیل به دنیا اومدن که موقع انتخابات رأی بدن.

نمادفقرجاده اي روستاهاي ما

تصویرماشینهائی که درروستاهای اشکور رفت وآمد میکنند 

این تصویرگویای فقر راه های روستائی را از http://baramkoh.blogfa.comبه امانت گرفته ام.این تنها گوشه کوچکی از آن بینهایت نداشته های روستاهای ما است.

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

یکروز کا ری دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 5:21

صبح است وپدر مانند هر روز که ای هوار دیر شد. این برنامه دائم ومعمول پدر است.ازسپیده صبح که پدر نمازش را میخواند همین طور یکسره می گوید.همیشه نگران عقب افتادن کارها است.بچه ها همیشه معترض هستند.پدر راه میرود وفریاد میزند که آخر تاکی میخواهید بخوابید.     پدر مشغول جمع آوری علوفه میباشد

(پدر مشغول دسته کردن علوفه)                   

یونجه چینی(وربن)پدر وبچه ها

کار سخت اما زیبای یونجه چینی                   

 

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

برای فردا جمعه بیست و چهارم آبان 1387 7:25

چه کسی میداندفرداچه خواهدشد.فرداروز تازه ای است با آرزوهای تازه.هیچ کس نمیداندفردا چه خواهد شد.فردارا باید امر وزساخت.فردا کسی موفّق است که کارشرا امروزبه انجام رسانده باشد.همه ما همیشه نگران فردای نیامده هستیم.امروزخودرابه بهای فردائی میفروشیم که شاید هرگزنیاید.امّااین دلیل برنادیده انگاشتن فردانیست.میشودبه فکرفردابود وامروزراازدست نداد.میشودفردارادرامروزدید.برای فردازندگی کردن حرام کردن امروزاست.آنان که تنها به فردا نگاه میکنندوامروزی راکه درآن هستند نمی بینندبازندکان امروزوفردای خودهستند.

این نظرکه ماراوامیداردتاآینده نگرباشیم به این معنانیست که همه چیزرابرای آینده بگذاریم. بلکه درعین استفاده ازمزایای امروزبه فردااندیشه کنیم.  

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

راه چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 20:32

آقا ماهرکاری که میخواهیم به کنیم میبینیم که راه نداریم. نه اینکه کسی به ما راه نمیدهد.نه

آقااصلااینطورنیست.بلکه اصلا راهی نیست که به مابدهند.وقتی میگوئیم چرا به ما راه نمیدهید

میگویندراه نداردآقا.عجیب است.این همه راه وجوددارد اما کسی راهی به ما نشان نمیدهد. شاید راهی

را بلد نیستند که به ما نشان بدهند. این از بد شانسی مااست که دیگران به ما راه نمی دهند.راستش

رابخواهید ازبس که راجع به راه صحبت کرده ایم دیگر کم آورده ایم.اصلا راه راگم کرده ایم .شمارا به خدا

یک کم راه به ما بدهیدشایدماهم صاحب راه شویم.قدیمیترها برای پیشرفت امور تجاری واقتصادی اقدام

به ساخت راه های وسیع وطولانی بین ممالک میکردند.چون به اهمیت راه واقف بودند.

اینکه من این همه راجع به مسئله راه می گویم دلیل دارم آقا. ببینید خوب به همین راه دقّت کنید.

ابتدای راه از گرمابدشت به وربن وسورتله

                     ابتدای راه گرمابدشت به سوی وربن وسورتله   

     این راهی است که روستائیان زیادی در مسیر آن تردّدمینمایند.امّا خیلی از ما از داشتن             همین راه نیمبند نیز محروم می باشیم.روستاهای اشکورکوهستانی هستند.مردم دام دار وکشاورز هستند.نیاز بهحمل مواّدغدائی برای خود ودام های شان دارند.ازشما میپرسم؟آیاروستاهای محروم اشکورات جزو آمار این مملکت نیستند؟

سورتله

آیا حیف این مناظر زیبا نیست که به علت نداشتن راه مناسب غریبانه متروکه شوند؟

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

زنبورعسل چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 7:45

زنبورداری در وربن وسورتله

زنبور عسل دروربن وسورتله

زنبورداری دروربن وسورتله ازجایگاه ویژه ای برخورداراست. درصورتی که آموزشهای لازم به افرادداده شود

این حرفه میتوانددرمنطقه حرفهای بسیاری برای کفتن داشته باشد.زیرا به علّت اقلیم آب وهوائی خاص

نیازبه غذای مصنوعی برای زنبورعسل نمی باشد.سبحان یک زنبور داراست.اوکارهای دیگری هم دارد،

اما علاقه به زنبورداری را کتمان نمیکند.او آموزشهای خوبی درزمینه زنبورداری دیده است.امّابه علت عدم

امکانات حمایتی ازسوی مسئولین نمیتواند تنها به این کار اکتفانماید.

 

زنبورداری دروربن وسورتله

زنبور عسل دروربن وسورتله

 سبحان طی این سالها خیلی تلاش کرده است تااین حرفه را بصورت علمی درمنطقه جابیندازد.

امّامیگویدوقتی حمایت نمیشوی ،چه انتظاری داری که کسی دنبالت راه بیفته.سبحان خیلی دوست داردکارش را گسترش بدهد.اما همه چیز در روستاهای ما به جاده بستگی دارد.سبحان میگوید وقتی تولیدمیکنی اما راهی نداری تا محصولت را به بازار فروش برسانی چه گونه میتوانی امید وار باشی که محصولت سالم بدست مصرف کننده برسد.اماباوجود تمام سختیها سبحان همچنان درفکر گسترش زنبورداری میباشد.

زنبورستان سبحان در(وربن)

(محلّ نگهداری زنبورهای عسل دروربن)                        

داستان زنبورعسل:

زنبورهای یک کندو شامل یک ملکه، چند صد زنبور نر ون چندین هزار زنبور کارگر می باشد. در تابستان و بهار که زنبورها فعالیت زیادی برای جمع آوری شیره دارند کندو ممکن است ۵-۷ کیلو زنبور داشته باشد و تعداد زنبورهای نر در این موقع زیادتر از هر موقع دیگر در کندو دیده شوند. هر یک از این دو نوع زنبور وظیفه خاصی دارند ولی منظوری که یک کندو تعقیب می نماید عبارت از بقای نسل و یا دفاع و نگهداری کندو می باشد و نظر انفرادی در بین نیست و هیچکدام از آنها در نتیجه سعی انفرادی قادر نیستند که برای مدت طولانی زنده بمانند و بنابراین هدف آنها به طور دسته جمعی انجام می گیرد.

زنبورستان سبحان

(زنبورستان سبحان   )                 

● ملکه
ملکه زنبور عسل بسادگی از کارگران و زنبور نر مشخص می شود. ملکه نسبتا درشت تر و درازتر از کارگران و درازتر از زنبوران نر است، ولی پهن تر از آنها نیست. از آنجا که شکم ملکه طویل و در سطح زیرین پهن است، طول بالهایش نسبت به بدن از بال کارگرها و زنبوران نر کوتاه تر است. نیش ملکه کمی خمیده است و نسبت به نیش کارگر دارای دندانه های کمتری است و فقط برای از بین بردن ملکه های رقیب به کار می رود.
حرکت ملکه در حالت عادی ملایم است ولی در مواقع احتیاج می تواند با سرعت حرکت کند. ملکه ای که جفتگیری کرده و در حالت تخم گذاری است روی شانه هایی قرار دارد که جوانترین نوزادان در آن زندگی می کنند. ملکه در این حالت، اغلب بوسیله عده ای محافظ احاطه شده است. سر محافظین اغلب به طرف ملکه می باشد. محافظان در این حالت، با شاخک های خود ملکه را آرایش می کنند و با دهان خود او را می لیسند یا غذا می دهند؛ بعلاوه مدفوعات وی را بیرون می برند.
امروزه کاملا واضح است تمام تخمهایی که در سلولها قرار دارد، بوسیله ملکه واحد کندو گذاشته می شود. این ملکه در جوانی در هوای آزاد با یک یا چند نر پشت سر هم جفتگیری و برای خود تا آخر عمر اسپرم ذخیره می کند. زنبورهای کارگر می توانند تعداد کمی تخم بگذارند ولی قادر به جفتگیری نیستند و معمولا در حالتی که ملکه کندو زنده است تخمگذاری برای آنها ممنوع است. نوزادانی که از تخم زنبوران کارگر بوجود می آیند به علت اینکه فکنده نیستند تبدیل به زنبورهای نر می شوند. چنین نرهایی معمولا از نرهای طبیعی که از ملکه بوجود می آیند، کوچکترند.
فصل پرورش نوزادان در شرایط آب و هوایی معتدل، به مقدار کم، از اواسط دیماه شروع شده مرتب توسعه می یابد؛ و اوایل اردیبهشت، به حداکثر خود می رسد.
در صورتیکه شرایط اجازه دهد، فعالیت تولید مثل آنها، به همین وضع، تا اواخر خرداد ماه ادامه پیدا می کند و از آن به بعد رو به نقصان می گذارد. در ماههای آبان و آذر فعالیت زاد و ولد بکلی متوقف می گردد. نژادهای مختلف زنبورعسل از این حیث دارای خصوصیات متفاوت هستند. هنگامی که تولید مثل کلنی در حداکثر توسعه خود می باشد، یک ملکه ممکن است ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ تخم در روز بگذارد.
اگر چه یک زنبور کارگر بتنهایی می تواند یکی دو هفته در قفس زنده بماند ولی هیچ زنبور کارگری مایل نیست که به حالت انفرادی زندگی کند و در اولین فرصت، به یک کلنی می پیوندد. زنبورهای کارگر اغلب بوسیله بو، ارتعاشات صوتی، دید و حرارت به هم جذب شده به صورت دسته در می آیند. زنبورهای یک کندو وقتی که فاقد ملکه نیز باشند از هم پراکنده نمی شوند و باز هم تقسیم کار در بین آنها حکمفرما می باشد. عده ای به صورت دسته جمعی در کندو می مانند و عده قلیلی برای آنها غذا می آورند.
با اینکه ملکه در بهم آمدن افراد یک کلنی تاثیر عمده ندارد ولی برای بقای کلنی نهایت ضرورت را دارد.
الف) پرورش ملکه:
در یک کلنی زنبور عسل، پرورش ملکه ممکن است به یکی از علل زیر صورت گیرد:
۱) نشاندن ملکه جدید به جای ملکه ای که به علت نا معلوم معدوم شده است.
۲) تعویض ملکه ای که پیر شده ولی هنوز مایل است فعالیت داشته باشد.
۳) برای ازدیاد کلنی یا بچه بیرون کردن.
در هر یک از حالات فوق، کارگزاران موقعی اقدام به ساختن خانه ملکه و پرورش آن می کنند که ماده بخصوص جلوگیری کننده به آنها نرسد.
در حالت اول، چندین ملکه در خانه های اضطراری که با تغییر شکل خانه کارگران ساخته شده، پرورش داده می شوند. در این خانه ها اغلب یک لارو یا ندرتا یک تخم قرار دارد. چگونگی انتخاب این خانه ها و لاروها برای پرورش ملکه کاملا روشن نیست. در چنین خانه هایی، قسمت تحتانی سلول به خط وسط شانه موم منتهی می شود و بر عکس، خانه هایی که در شرایط عادی ساخته می شوند قسمت ضخیم سلول، بوسیله ساقه کوتاه مومی، به سطح یا لبه قاب چسبیده است. در این حالت، نوزاد بطرف پایین آویزان است.
در ابتدای ساختمان خانه اضطراری، سلول اصلی (سلول کارگر) بوسیله مایع بخصوصی که از غده زیر فکی کارگران ترشح می شود، انباشته شده، لارو داخل سلول اصلی در سطح آن شناور می شود. به این ترتیب، لارو وارد قسمت ویژه ای که برای پرورش ملکه ترتیب داده شده می گردد. لاروهایی که برای پرورش اضطراری ملکه انتخاب می شوند اغلب دو روزه هستند ولی لاروهای سه روزه هم می توان یافت. معمولا کارگران کوشش می کنند که در پرورش اضطراری ملکه از لاروهای مسن تر استفاده کنند. تجربه ثابت کرده است، لاروهایی که از سه روز بیشتر عمر داشته باشند برای پرورش ملکه مناسب نیستند و در آنها نقایصی یافت می شود.
در صورتی که لارو انتخاب شده برای پرورش ملکه دو روزه باشد، در حدود ۱۱ روز بعد، ملکه کامل از سلول خارج می شود و اگر شرایط هوایی مساعد باشد، در فاصله ۱۰ روز بعد جفت گیری کرده خود را برای تخم گذاری آماده می کند.
در این صورت، از وقتی که کندو ملکه ای را از دست می دهد تا هنگامی که ملکه تخمگذاری جانشین آن گردد حداقل سه هفته طول می کشد.
ملکه هایی که از لاروهای دو روزه یا کمتر به دست می آیند فرقی با ملکه معمولی که از طریق تخمگذاری مستقیم ملکه در خانه ملکه به دست می آیند ندارند. باید توجه داشت که در هر خانه ملکه بیش از یک بار ملکه پرورش داده نمی شود و پس از آن خانه منهدم می گردد. اندازه و شکل ظاهری سلولهای ملکه اغلب با هم تفاوت دارند. طول آنها در حدود ۵/۲ سانت است و قطرشان از قاعده به بعد تقلیل می یابد. و دهانه آن اغلب حدود یک سانتی متر است.
تعداد خانه های ملکه که در یک کلنی ساخته می شوند، کاملا متفاوت است و بستگی به نژاد و اندازه کلنی دارد. بطوری که اظهار می شود، نژادهای ایتالیایی و قفقازی کمتر از نژادهای دیگر برای بچه بیرون کردن خانه ملکه می سازند.
کلنی های نژادهای قبرسی، سوری و مصری گفته می شود که گاهی تا صد عدد ملکه در هر دفعه پرورش می دهند. اینکه می گویند، تعداد ملکه های پرورش داده شده در حالت تعویض ملکه کمتر از حالتی است که زنبورها بچه می کند، تقریبا حقیقت به نظر می رسد. در حالتی که کلنی بخواهد ملکه عوض کند، عده ملکه های تازه از ۲ تا ۳ تجاوز نمی کند ولی در بعضی موارد به تعداد بیشتر نیز مشاهده شده است.
خانه های ملکه همگی در یک لحظه ساخته نمی شود و لاروهایی که برای پرورش انتخاب می شوند ممکن است همگی در یک سن نباشند. نکته جالب این که همیشه اولین ملکه که از خانه خود بیرون می آید به عنوان ملکه کندو انتخاب نمی شود و چه بسا که ملکه های بعدی این سمت را به عهده بگیرند.
ب) به وجود آمدن افراد کارگر یا ملکه: زنبورهای کارگر و ملکه همگی ماده اند و از تخمهایی که تلقیح شده اند پدید می آیند. تنها وجود خانه ملکه و غذای مخصوص است که موجب پرورش ملکه یا کارگر می گردد. این وضعیت به زنبورداران اجازه می دهد که با انتقال (پیوند) لارو یا تخمهایی که در خانه های کارگر وجود دارند و خانه هایی که مصنوعا برای ملکه می سازند و در کندوهای بدون ملکه قرار می دهند، ملکه های زیادی پرورش دهند. در این صورت، واضح است که اختلاف بین ملکه و کارگر ژنتیکی نیست بلکه بسته به طرز پرورش و تغذیه است. سالها قبل ( درحدود ۱۸۸۸) پلانتا متذکر شد که زنبورهای پرستار، برای تغذیه نوزادان ملکه منحصرا از ترشحات دهان خود استفاده می کنند و حال آنکه در مورد نوزادان کارگر، پس از روز سوم، مقدار زیادی عسل به غذای آنها می افزایند.
مواد مترشحه بزاقی محتوی مقدار نسبتا زیاد پروتئین و اسیدهای چرب از نوع اسید ۱۰- هیدروکسی دسنوئیک می باشد که بوسیله غدد زیر فکی ترشح می شود.
متاسفانه تجزیه مواد غذایی که برای تغذیه لاروهای ملکه یا کارگران در سه روز اول به کار می رود بوسیله متخصصین مختلف نتایج متفاوتی داده است. به همین دلیل هیداک نتیجه گرفته است که مواد تشکیل دهنده غذای لاروی اغلب متغییر است.
اختلاف بین ملکه و کارگر در اختلاف مواد تشکیل دهنده غذای لارو نیست بلکه به علت تفاوت در میزان مصرف آن بوسیله لارهای ملکه می باشد. هیداک متذکر می شود که تمام لاروها در سه روز اول زندگی خود، به مقدار مساوی و به حد وفور از غذای لاروی بهرمند می شوند ولی از روز سوم به بعد، لاروهایی که برای ملکه شدن پرورش داده می شوند به همان ترتیب سابق، تغذیه می شوند و حال آنکه از میزان جیره غذایی لاروهای کارگر به مقدار معتنابهی کسر می شود. در این صورت، سرعت رشد آنها در سه روز اول مساوی است ولی از آن به بعد، لاروهای ملکه بسرعت رشد می کنند و نشو و نمای لاروهای کارگر کند می شود.
کثرت مواد غذایی برای ملکه چنان است که حتی بعد از بسته شدن خانه هنوز مدتی از آن استفاده می کند؛ در حالی که لاروهای کارگر بعد از بسته شدن سلولها اصلا غذایی در خانه ندارند و یا مقدار آن بسیار ناچیز است. در اثر نبودن غذای کافی، تخمدانها در مرحله لاروی بدون رشد می مانند و در نتیجه هرمونهایی که باید از آن ترشح شده موجب صفات ثانوی ملکه می گردند، هرگز ترشح نمی گردند.
ج ) ملکه باکره:
وقتی که لارو ملکه به رشد کافی رسید، زنبوران کارگر خانه آنها را با ورقه نازکی موم می بندند. وقتی لارو غذای خود را به اتمام رسانید، بوسیله رشته های ابریشمی که از غده های سینه ای ترشح می شود پیله نازکی در داخل سلول خود می سازد و در حالتی که سرش پایین است به خواب یا به حالت استراحت می رود. سپس تبدیل به شفیره شده، بعد به حشره بالغ مبدل می گردد. وقتی ملکه می خواهد خارج گردد ابتدا بوسیله آرواره های خود، پیله و پوشش مومی سلول خود را قطع می کند بطوریکه بتواند از سلول خارج گردد. وقتی خارج شد سلول و بقایای آن فورا بوسیله زنبوران کارگر تمیز میگردد.
زمانیکه کلنی آماده بچه دادن باشد، معمولا زنبورهای کارگر برای مدتی مانع خارج شدن ملکه جوان از سلول می گردند(این مدت ممکن است چند ساعت و حتی یک روز باشد) و او را از روزنه ای که در قسمت خارجی سلول تعبیه کرده بود تغذیه می کنند. هنگامی که ملکه مادر بوسیله عده ای از زنبوران از کندو خارج شد، یا اینکه ملکه باکره دیگری که قبلا اجازه خروج یافته است با عده ای بیرون آمد، به این ملکه اجازه می دهند که خارج شود و دسته دیگری از زنبوران را با خود ببرد. این عمل ممکن است چندین بار تکرار گردد و سپس در صورتیکه ملکه مادر هنوز در کندو مانده باشد، معمولا ملکه تازه با او به جنگ پرداخته پس از نابود کردن آن، خود به اداره کندو میپردازد.


نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

فندق سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 22:1

یادی از باغهای فندق وربن وسورتله

فندق درباقات وربن وسورتله

 فندق یکی از محصولات خوب وربن وسورتله

فندق به مقدار زیادی در باغات وربن وسورتله یافت میشود.زمانی که به گردنه مالم خانی میرسی وبه وربن نظر می اندازی به باغهای سرسبز فندق خیره میشوی که هر نظاره گر هوشیار واهل ذوق رابه تحسین وا میدارد.

درسالهای اخیر کشاورزان این روستاها ،به پرورش این محصول باارزش همّت وافری گماشته اند.

علاوه برقیمت خوب این محصول دربازارهای ایران ،به علّت صدوربه دیگر کشورهانیزدارای مشتریان

خوبی میباشد.اما محصول فندق نیاز به آب دارد.درصورت حمایت از تولید کننده جهت احداث نهرهای

آب وزهکشی باغات میتوان به محصول خوبی دست یافت.

یکی از محصولات باارزش روستاهای وربن وسورتله وهمچنین دیگر روستاهای اشکورفندق میباشد.

فندق یکی ازمحصولات خوب وربن وسورتله است

فندق دراوایل تابستان (ور بن وسورتله)                          

نمائی از باغات فندق در وربن وسورتله

(نمائی ازباغات فندق دروربن وسورتله)                   

فندق درختچه اي است به ارتفاع تقريبا دو متر كه در نواحي مساعد تا ارتفاع 6متر نيز مي رسد .

درخت فندق بومي اروپا و آسياي صغير است

 برگهاي درخت فندق پهن و نوگ تيز با دو ردیف دندانه ، برنگ سبز و يا دمبرگي بطول تقريبا

مي باشد فندق داراي دو نوع گل نر و ماده است كه بصورت سنبله آويخته در پائيز ظاهر مي شود .

فندق گرد 2/5-1/5 سانتيمتر است . داراي پوششي سبز رنگ بوده كه پس از خشك شدن تدريجا از آن جدا مي گردد.

تركيبات شيميايي:

مغز فندق در حدود 60 درصد روغن درد كه برنگ زرد روشن بوده و داراي طعمي ملايم و بوي مطبوعي مي باشد . اين روغن بمصرف تغذيه ،‌عطر سازي و نقاشي مي رسد . مغز فندق داراي مقدر زيادي فسفر مي باشد

در صد گرم مغز فندق موادزير موجود است :

انرژي                           625 كالري

آب                              5/8 گرم

پروتئين                      12/5 گرم

مواد نشاسته اي          15 گرم

مواد چرب                    60 گرم

كلسيم                      200 ميلي گرم

فسفر                       320 ميلي گرم

آهن                         3/5ميلي گرم

سديم                       2 ميلي گرم

پتاسيم                     700 ميلي گرم

ويتامين ب 1             0/5 ميلي گرم

ويتامين ب 3            1 ميلي گرم

خواص داروئي:

فندق از نظر طب قديم ايران گرم و خشك است . برگ و شكوفه ،‌گل وپوست آن (مخصوصا پوست ريشه آن )قابض است

1)فندق بدليل اينكه داراي مقدر كمي مواد نشاسته اي است ضمنا داراي مواد معدني زيادي مانند كلسيم ،‌پتاسيم ، فسفر ،‌منيزيوم ،‌سديم و آهن مي باشد غذاي بسيار خوبي باي مبتلايان به بيماري قند است

2)فندق غذاي مناسبي براي تقويت بدن و مخصوصا دوره نقاهت است .

3)فندق مقوي روده ها و معده است .

4)فندق سموم را از بدن خارج مي سازد

5)فندق فشار خون را بالا مي برد

6)خانم هائيكه در بين دو عادت ماهانه خونريزي دارند براي درمان آن بايد جوشانده پوست فندق بخورند .

7)روغن فندق براي از بين بردن سرفه و درد سينه مفيد است .

8)روغن فندق براي كبد نافع است

9)براي جلوگيري از ريزش مو پوست فندق رابسوزانيد و خاكستر آنرا با پيه خوك مخلوط كرده و قسمت هايي را كه مو ريخته با آن ماساژ دهيد .

10)فندق بو داده مخلوط انيسون براي سوزش مجراي ادرار و تقويت نيروي جنسي مفيد است

11)آنهائيكه كارهاي فكري مي كنند بايد فندق بخورند زيرا بدليل داشتن فسفر زياد مغز را تقويت مي كند.

طرز استفاده:

به مبحث نسخه پيچي گياهان دارويي براي بيماري مورد نظر مراجعه نماييد

مضرات :

فندق اگر به مقدر كم خورده شود بهيچوجه مضر نيست ولي افراط در خوردن آن ايجاد نفخ و گاز شكم كرده و استفراغ توليد مي كند براي جلوگيري  آنهائيكه سرد مزاج هستند بايد فندق را با آب و عسل خورده و گرم مزاجان با سكنجبين بخورند .

ویک تذّکر:

اگردرزمینه پرورش این محصول مفید سیاستهای حمایتی خوبی نظیر پرداخت وام جهت احیاءنهرهای

آبرسانی وتوسعه باغات صورت به کیردوهمچنین راه های روستائی ترمیم وبازسازی شوندمیتوان امید

واربودکه خیل عظیمی ازمردم ازاین موهبت خدائی بهره مند خواهندشد.         انشاءاله

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

آرزوهای دست یافتنی سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 7:55
سوار تاکسی یا ماشین شخصی میشی وقصدداری بری به کارت برسی. خیابوناشلوغن وتو پشت یه

چراغ قرمزداری حرص میخوری.

ناگهان خودت رادرروستامیبینی.داری از کوره راهی عبورمیکنی .دراطراف نظرگاهت پراست ازدرختان و

صدای پرندگان.وتولذّت میبری.ناگهان صدای بوق کرکننده ماشین پشت سری تورو وامیداره که بری.

وتوآرزو میکنی که ایکاش آلآن در روستابودی.

همه ما این تجربیات راداریم .همه مادوست داریم که در جائی زندگی کنیم که به آن تعلق داریم.

زیرا دلمان در آنجااست.

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

دست نیاز دوشنبه بیستم آبان 1387 10:21

سلام آقای استاندار

ما ازمردمان استانی هستیم که شمااستاندارآن هستید.نه وقت حضرت عالی اجازه میدهدونه در

توان ما هست که به حضور شما شرفیاب شویم.خوشبختانه فن آوری نوین دیجیتال این فرصت رافراهم آورده است که بتوانیم باهم درددل کنیم .البته باصعه صدری که درجناب عالی سراغ داریم امیدواریم که به درددلهای ماگوش فرادهید. ماساکنان روستای کوچکی هستیم درمنطقه ای بزرگ.

منطقه ای که بسیار ثروتمندمیباشد.جنابعالی شخصابه منطقه اشکورات اشراف کامل دارید.

ومستحضرهستیدکه منطقه اشکورات مستعدکشاورزی ودامداری وپرورش ماهیان گوناگون وهمچنین پرورش مرغ وقارچ خوراکی میباشد.جوانان منطقه،اهل کارودانش هستند.اکربشودکه

روی منطقه سرمایه گذاری صورت بگیرد،قطعا بازده بیشتری نسبت به سرمایه گذاری درکارخانجات

خواهد داشت.زیرادراینجا آب وزمین هست.نیروی فعّال جوان هست.فکرتولیدوعدم وابستگی هست.

اگر بازبینی مجدّدی درسیاستهای اقتصادی منطقه صورت بگیرد،ایمان دارم که هم موجب خوشنودی

خداوندرحمن فراهم آمده است وهم خیل عظیمی ازمردم، صاحب کار می شوند.اماروستای ما وربن

وسورتله.این دوروستا درواقع امر،یکی هستند دردونقطه.جناب آقای استاندار،من به عنوان فردی که

درشهر زندگی میکنم واز امکانات زیستی بسیارخوبی نیز برخوردارم ،آرزودارم که این امکان به وجود

آیدکه به روستا بازگردم وبه کار مورد علاقه ام بپردازم.این خواست صدها جوانی است که من

میشناسم.زیرامامتعلقّ به شهرنیستیم.مازادگاهمانرادوست داریم.اما جناب آقای استاندارروستاهای

ماجادّه ندارند.وبدون راه مناسب هیچ کاری نمیتوان کرد.روستاهابه آرامی خالی میشوند.جوانان ما

به شهرهای دورونزدیک می گریزندتا بلکه کاری بیابند.ووقتی موفق نمی شوندافسرده میشوندو

به اعتیاد روی میآورند.وآنگاه این جامعه است که بایدهزینه درمان افسردگی واعتیادرابپردازد.

ماهمیشه شعارداده ایم که پیشگیری بهترازدرمان است.پس بیائیم وبه این شعاروفادار بمانیم.

مادرروستاهایمان فندق داریم،زنبورعسل داریم،گردوداریم،حبوبات داریم،گندم وجو به عمل میآوریم،

انواع دام وماکیان پرورش میدهیم،تولید علوفه میکنیم............ما نیاز چندانی به شهرنداریم.اما باید

راهی باشدکه بتوانیم تولیدات خودمانرا به بازار مصرف برسانیم.خدامیداند چه ثروت عظیمی در

روستاهای مابه علت نبودراه به هدرمیرود.من به زودی آماری ازوضع منطقه ومردمان واستعدادهای

منطقه برای شما خواهم نوشت.

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

برای هم محلی ها یکشنبه نوزدهم آبان 1387 6:10

نمی دانم وقتی این مطالب رامی نویسم چندنفر امکان دسترسی به انترنت رادارند.امیددارم که همه بتوانندازاین ره آوردعلم نوین بهره ببرند.امابعدبرادرانم ودوستانم

                  کس نخارد پشت من     جزناخن انگشت من

راستش رابخواهیدمادرس را فقط برای این خواندیم که نمره بگیریم.امااگرکمی اندیشه کنیم

می بینیم که بابکاربستن هر پیام هرچند کوچک کتابهای درسی می توانیم درزندگی روزمره

خود یک گام به جلوبرداریم.هرکدام از ما به صورت انفرادی کارهای زیادی را انجام میدهیم که

بازتاب چندانی در پی ندارد.اینکه درجستجوی زندگی بهتر عازم شهرهای دورونزدیک شده ایم

اشکالی ندارد.ولی بااین بهانه نبایدفراموش کنیم که درکجا به دنیا آمده ایم.شهر زیباست .اما

زیبائی روستا چیزدیگری میباشد.دوست ندارم بگونه ای ازروستاصحبت کنم که شائبه ناسیونا

لیست روستائی به وجود آید.اما هرکس وهرچیز جایگاه ویژه خودرادارد.مادرشهرغریبیم.گرچه

دارای تمام امکانات شهری نیزهستیم ولی دلمان برای یک لحظه درروستابودن پرمیزند.

پس هرکدام ازمابایدبه فراخورتوانمان کمک کنیم تابتوانیم ازروستا مکانی برای زیستن بسازیم

ونه گریختن.حالامن دست نیاز بسوی همه شمادراز میکنم تاتجربیات تان وراه کارهای حل

مشکل روستارادراختیار من بگذاریدتادراین صفحه منتشر شودوهمه آنرابخانند.شایدازاین رهگذر

بشودکاری کردتابازباصدای خروس ازخواب برخاست.

 

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

یک خانه نو پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 5:48

در مناطق روستائی بیشترمواد مورد مصرف درساخت ساختمان وجوددارد.از آنجاکه

روستائی تنهابدنبال سرپناهی است که اورا ازگرما وسرمادرامان نگه دارد چندان در

فکر زرق وبرق ساختمان نیست.مقداری سنگ  اندکی چوب  وبه میزان نیاز کاه وگل.این بیشتر

آن چیزی است که درروستا به وفور یافت میشود.مهمترین مورددرساخت کمک اهالی به همدیگراست.

امادرقرن حاضر فقرناشی ازتقسیم ناعادلانه ثروت های ملی باعث شده است تادیگرآن صفاوجودنداشته

باشد.

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

اشکور چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 6:30

اشکور وسیع ترین بخش شهرستان رودسر میباشد.باجمعیتی قابل تأمل.

 مردمانی زحمت کش ورنج دیده

 سرزمینی زیباباچشم اندازهای دلفریب.رحیم آبادمرکزبخش اشکورمیباشد.

 این منطقه باوسعت زیادی که دارداستعداددرخشانی درامرکشاورزی ودامداری دارد.

    مناظرديدني اشكور(وربن وسورتله) 

این منطقه  باوسعت زیادی که دارداستعداددرخشانی درامرکشاورزی ودامداری دارد.

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

تاریخچه سه شنبه چهاردهم آبان 1387 15:28
روستای وربن یک قرن قدمت دارد.ساکنان وربن از گذشته های دورتا همین سالهای اخیر ازطریق

کشاورزی ودام پروری امرارمعاش می کردند.امابارویکرددولت های گذشته به سمت صنعتی کردن کشور

تمامی سرمایه ها به سمت صنعت سوق داده شد.طبیعی است که درچنین شرایطی جوان جویای کار

نمی توانددرروستائی بماندکه از ابتدائی ترین امکانات زندگی محروم است.اجدادمن تمام سالهای عمر

خودرادراین سرزمین صرف آبادکردن زمین کرده اند.کشاورزی ودامداری رارونق بخشیده اند.زمین بکرراآباد

کرده اند.به کمترجیزی ازشهرنیازمندبوده اند.اماامروزفرزندان همین مردم برای یافتن لقمه ای نان آواره

شهرهای دورونزدیک شده اند.اگرسهم کوچکی از آن(تریلیونها)که درشهرهاصرف میشود  برای روستاها

هزینه شود هم به تولیدات کشور افزوده میشودوهم ازمهاجرت کوروبی مورد جلوگیری بعمل میآید.

سالانه میلیارهاریال صرف درمان افسردگی واعتیاد میشود.زیرا وقتی جوان سرزمین ندارد .کارندارد.

درآمدی که بتواندتشکیل خانواده بدهد !نداردلاجرم به اعتیاد روی میآورد. افسرده میشودو باری میشود

سنگین بر روی دوش مردم و مملکت.

 

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

روزی که پدرمریض شد سه شنبه چهاردهم آبان 1387 9:4

محل سکونت من وخانه پدری حدودیکصدکیلومترفاصله است.دریک روزسردزمستانی

مادرتماس گرفت وخبردادکه پدرسخت بیماراست.البته این رامادرنگفت بلکه من از

لحن کلام مادرفهمیدم .بدون فوت وقت به برادردیگرم خبردادم.باتنهاماشینی که در

آنموقع سال درمنطقه وروستاهای مارفت وآمددارهماهنگ کردیم که ماراباخودش به

روستایمان ببرد.

جوان خوبی است.خداحفظش کند.من وبرادرم ازتنهامسیرموجوددر

آن موقع سال خودرابه محل قراررساندیم.فاصله محل قرارتاخانه پدری(25)کیلومتر

راه است.اماخاکی وپراز دست اندازهای وحشتناک.ماشین باتنهاسرنشینانش که

من وبرادرم وراننده هستیم حرکت میکند.چندروزپیشترازاین برف باریده است.اما

کسی به خودش زحمت نداده است که نگاهی هرچندازسرتفنن به این راه بیندازد

ویاکسی ازخودش نپرسیده است که این راه محل عبور چه مقدار ازمردم ساکن این

مناطق است.همان طورکه مردم منطقه خودرابه خداسپرده اندمسئولین نیزبه تبعیت

ازمردم آنهارابه خدا سپرده اند.ماشین ماکه دربیشترمواقع تنهاروی دوچرخ راه میرود

وباهرتکانش من وبرادرم رامیترساندبه راه خود ادامه میدهد.راننده مهربان برای ریختن

ترس ماگاهی جوکهای خنده داری میگوید،ولی ترس ازراه بدوبیماری پدر مجال

خندیدن رابه مانمیدهد.هواکاملا تاریک است،ومافقط برف کنارراه رامیبینیم.راه هرلحظه

بدتر میشود.فکرمیکنم که راننده چه گونه میتوانددراین راه بدهزینه های ماشین خودرا

تأمین کند.میپرسم چرااقدامی نمیکنید.میگویدبارها گفته ایم اما کسی گوشش به

حرف ما بدهکار نیست.راننده می گوید کسی به حرف ما اهمیت نمیدهد.مردم روستا هاهم

یکدل ویک زبان نیستند .هوا سردترشده است.ماشین وسیله گرمائی ندارد.سرماوترس ازراه

اندام مارابه لرزه انداخته است.راه شبانه تمامی ندارد.راننده خیلی صبوراست.شایدچاره

دیگری ندارد.کورسوی چراغهای آبادیهای مسیرجاده حکایت ازخواب زودرس روستائیان رادارد.

وماهمچنان درحرکتیم.درنقطه ای ازراه ماشین درمیان برف گیرمیکند.خدابه مارحم میکند.بعداز

یکساعت تلاش ماشین راازمیان برف به بیرون میکشیم.من وبرادرم حسابی ترسیده بودیم.

باز این راننده بودکه به ما دلداری می داد.وبقیه راه نیزچنین بود................

ساعت12شب رسیدیم.حال پدراصلا خوب نبود.شب به سختی سپری شد.صبح روزبعدباتکرار

سناریوی شب قبل پدررابه شهررساندیم.راهی که آدمهای سالم در آن مریض میشوند.

ویک سئوال:چراچنین است؟

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

چرامهاجرت شنبه یازدهم آبان 1387 6:1

روستاهای آبادی داریم.پراست از نعمت خداوند.برای همه کاراست.برای همه غذااست.همه می توانند

آرامش داشته باشند.همه میتواننداز زندگی لذت ببرند.همه میتواننددرجائی که به آن تعلق دارندزندگی

کنند.اماچراچنین نیست؟چراروستائی اززندگی درروستارازی نیست؟چرابه حاشیه شهرهای بزرگ روی

می آورد؟چرادربدری وفقردرشهررابه زندگی درروستاترجیح میدهد؟.......؟

جواب این چراهاوده هاچرای دیگرازایندست دریک جمله خلاصه میشود.عدم وجودحداقل امکانات زندگی دربسیاری ازروستاها.

روستاهای اشکور گواه این مطلب میباشند.وقتی جوان روستائی نمیتواندبرای تهیه مایحتاج خودبراحتی

بین روستاوشهررفت وآمدکندچه گونه میشودتوقع داشت که در روستابماندوبه شهرنیایدتاجای دیگری را

تنگ نماید.

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

زمستان پنجشنبه نهم آبان 1387 11:37

زمستان نزدیک است.منطقه به علت کوهستانی بودن از همه امکانات اولیه زیستی محروم است.

جاده ای نیست که بتواند مایحتاج اولیه زندگی خودرابه روستا برساند.پس چگونه باید برنامه ریزی

سال بعدرابرای تولیدبهتربنماید.

غروب در (وربن)

غروب(وربن)وهنگام بازگشت گاوها

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

درددل چهارشنبه هشتم آبان 1387 14:8

روستای وربن در۸۰کیلومتری جنوب شهرستان رودسر واقع شده

 است.روستای کوچکی است.اماچشم نوازاست و دلربا.محصولات

 گوناگونی دارد.فندق-گردو-گل گاوزبان-عسل-حبوبات.........اینها

 تنهابخش کوچکی ازآن هزاران نعمات خداونداست که در روستای من

 وجود دارد.اما همین روستا جاده ندارد.

پس میشود گفت که هیچی ندارد.

زیبائیهای چشم نواز وربن

 منظره زنبورستان(وربن)

منظره وربن

یک نما ازجنوب( وربن)

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

بنام خدا چهارشنبه هشتم خرداد 1387 6:52

سلام  اولین روز ورود من.امیدوارم بتوانم تازه هایی برای گفتن داشته باشم.شماهم به من کمک کنید.

روی سخنم با تمام روستاییان ایران است.          باتشکر سلیمی

                                                       

                                                                   

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |