کوه راکسی جابجاکردکه اولین سنگ ریزه را برداشت.
این سخن بزرگی است که صحّت آن به اثبات رسیده است.من همیشه مخالف کسانی هستم که میگویند نمیشودکاری کرد.به گمان من اگر آدمی با نیّت خیر خواهانه ،اقدام به کاری کند بدون شک موفق میشود.سالهای متمادی مردم سرزمین ما به هردری زدند بلکه بتوانند یک راه ماشین رو در روستا ها دایر کنند،که همه اهل فن گفتند نمیشود .تا خدا پدر زلزله را بیا مرزد!!! که در سال 69بخش وسیعی از سرزمین زیبای گیلان را لر زاند وبسیاری از مردم مارا داغدار کرد.ویرانیهای ناشی از زلزله بسیار زیاد بود.اما این زلزله به ما یاد آوری کرد که ما در برابر حوادث طبیعی تا چه حد آسیب پذیر میباشیم.وهمچنین چه میزان کمبود داریم .اما قصدم از به یاد آوری این مطلب ،تازه کردن داغ عزیز از دست داده های سرزمین ما نیست.بلکه میخواهم بگویم که آن زلزله که همه را داغدار کرد ،مواهبی را نیز به دنبال داشت.یکی از آن مواهب ساخت سریع راه های روستائی بود که خیلی از زعما ی قوم را اعتقاد بربی فایده بودن انجام آن بود.بسیاری از مردم ما جمعی یا انفرادی، جهت درخواست احداث راه به سازمانهای مختلف در زمانهای مختلف مراجعه نموده بودند که هر بار با این جواب قاطع، مواجه میشدند که نمیشود .من که با این اندیشه رشد کرده بودم که این کار نشدنی است،چندان در اندیشه نبودن راه به روستا نبودم.یعنی اصلأدر مخیله ام نمی گنجید که روستای ما روزی صاحب راه ماشین رو بشود.وقتی زلزله سال 69 روستاهای اشکور را مانند دیگر جاهای گیلان لر زاند،آنوقت دوستان جهاد گر ونیروهای مردمی دیگر از اقصا نقاط مملکت سرازیر شدندوراه های روستائی بسیاری احداث کردند.راه هائی اگرچه ناقص،!!! اما ازسر لطف ونیّت خیر خواهانه سازندگانش،که خداوند در هر جائی که هستند به سلامت نگهشان بدارد.پس تا این جای ماجرا باید گفت که هر کاری شدنی است اگر در آن، نیت خیر خواهانه ای دیده شود.امروز همچنان همان زمزمه های نمیشود وامکان ندارد بگوش میرسد.در جواب مردمی که برای ترمیم همان راه های به یاد گار مانده از زلزله سال 69به مسئولین متوسل میشوند ومیشنوند.آن راه ها تخریب شده اند .مردمان روستا تمکّن مالی ندارند که به تر میم آن راه ها اقدام کنند.آیا با ید دوباره منتظر بمانیم تا زلزله دیگری بیدارمان کند که می شود برای روستائیان کاری کرد؟

