عکسهای زیبای سورتله ازمحمد جواد محمدی....






درآینده ای نزدیک باکمک محمد جواد راجع به روستای سورتله مطالب زیادی خواهیم نوشت
امسال فرصتی دست داد تا به اتفاق دوستان وهمولایتیها به روستایمان جهت بر گزاری مراسم محرم برویم.والبته رفتیم.اما رفتنی که به همراه خود سختیهای بیشماری را به همراه داشت.بارها دراین صفحه گفته ام که عدم وجود راه مناسب باعث مشکلات ومعضلات عدیده ای شده است.گرچه دوست عزیزی معتقد است تافرهنگ استفاده از چیزی وجود ندارد بهتر است که آن چیز وجود نداشته باشد.البته این بار این سختی رابه جان خریدیم وبه روستا رفتیم 
پیاده روی برای رسیدن به روستای وربن وروستای سورتله

این قسمت ازجاده بهترین قسمت راه روستاهای ما میباشد
امسال فرصتی دست داد تا به اتفاق دوستان وهمولایتیها به روستایمان جهت بر گزاری مراسم محرم برویم.والبته رفتیم.اما رفتنی که به همراه خود سختیهای بیشماری را به همراه داشت.بارها دراین صفحه گفته ام که عدم وجود راه مناسب باعث مشکلات ومعضلات عدیده ای شده است.گرچه دوست عزیزی معتقد است تافرهنگ استفاده از چیزی وجود ندارد بهتر است که آن چیز وجود نداشته باشد.البته این بار این سختی رابه جان خریدیم وبه روستا رفتیم .
پیاده روی برای رسیدن به روستای وربن وروستای سورتله

مسیری دشوار اما قابل ساختن

شاید این مسیر کسانی را به یاد اسکی بیندازد
زیرا برای شرکت در مراسم عزای امام حسین (ع)میرفتیم.شور حسینی باعث میشود که خیلی از گرفتاریها به نظر نیاید.بهرحال با هرسختی که بود خودرا به روستا رساندیم.بین روستای ما وآخرین نقطه ای که آسفالت جاده به اتمام میرسد حدودأ25کیلومتر فاصله وجود دارد.که از این مقدار راه حدود15کیلومتر خاکی قابل تحمل است.و10کیلومتر باقی مانده راهی است که واقعأ نمیتوان به آن لقب راه را اطلاق کرد.

خوب مسافرین ترجیح میدهند تا پیاده این راه را طی کنند.زیرااگر کسی سکته کند راه به جائی ندارد.

....وهمچنان پیاده به سمت روستای وربن.قصه ای قدیمی وهربار تازه.
البته بعضی وقتها که من برعدم وجود راه روستائی تأکید میکنم موضوع تکراری میشود.اما من ترجیح میدهم که بارها وبار ها این موضوع را مطرح کنم.راستش رابخواهید خود ماهم چندان بی تقصیر نیستیم.اولأ خود ما هیچ گام اساسی برای حل مشکل راه برنمیداریم.ثانیأ سعی دربرقراری ارتباط با روستاهای هم جوار نمیکنیم.ثالثأاتحاد وانسجامی که لازمه یک هدف مشترک است درمیان مردم ما وجود ندارد.درهمین سفر محرم به مسئله جالبی برخوردم که نظر منو بسیار جلب کرد.درمراسم شام غریبان مردم روستای همجوار ما(اینی)به عنوان دسته عزاداری به مسجد روستای ما آمدند.آنچه که نظر مرا به خود جلب کرد وجود جوانانی بسیار بود که از این روستا آمده بودند.من در این اندیشه بودم که اگر مردم روستای ما وروستای اینی ودیگر روستاهای مسیر مشترک که از جاده مورد نظر استفاده میکنند،باهم متحد باشند ودر قالب یک جامعه واحد وبرای هدفی مشترک اقدام کنند بدون شک موفق خواهند شد تا به خیلی از هدفهائی که بظاهر دور از دسترس میآیند برسند.درفرصتی که این چندروزه دست داد ،وبررسی اجمالی که صورت گرفت احساس کردم که اگر بخواهیم کاری صورت بدهیم ابتدا باید خودمان کمرهمت ببندیم وپس ازآن دست به دامان دیگران بشویم.ده کیلومتر راه روستائی برای دولت ویا مسئولین منطقه ای بار مالی چندانی دربر ندارد .اما مردم روستاهای ما از توان مالی چندانی برخوردار نیستند.ولی من معتقدم اگر مابخواهیم میتوانیم با کمک ویاری هم کارهای بزرگی را به انجام برسانیم.اگر این راه مورد بحث به انجام برسد بطوریقین روستاهای در مسیربربسیاری از مشکلات خود فائق خواهند آمد.اگربرای کسانی که آشنائی با این نوع مناطق ندارند گفته شود که ما یک مسیر 10 کیلومتری را در مدت 3ساعت طی میکنیم شاید خیلی باورپذیر نباشد.اما واقعأچنین است وما این راه را بامشقت بسیارطی میکنیم.

۱۰ کیلومتر راه که تمامش مانند این بخش است.
روستاهای کوچک ما جمعیت بزرگی دارند که بدلیل نبودن راه مناسب از روستا رفته اند.واگر همتی باشد هم از سوی روستائیان وهم از سوی مردم بدون شک این مهم از سر راه برداشته میشود.من در این یادداشت هم از مردم روستاهای
هفته بند،اینی،وربن،سورتله،ایرمحله
ودیگر روستاهائی که به گونه ای به این راه وابسته اند ونیز از مسئولین محترم کشوری ومحلی وهمچنین وکلای محترم رودسر ولاهیجان تقاضادارم که برای این کار بسیار واجب اقدامی اساسی بعمل آورند.
آغاز وربن

من به درخواست دوستی که از من خواسته بود تا در باره پیدایش وشکل گیری روستای وربن مطلبی بگذارم،این پست را به این موضوع اختصاص میدهم.درواقع تنها ویرایش مطالب از طرف من صورت گرفته است آنچه که به صورت تاریخچه شکل گیری وربن است ازطرف آدمهای کهنسال وربن است که این مطالب را از پدر یا پدر بزرگ خود شنیده اند.برای من بسیار ارزشمند است که جوانان سرزمین مابدانند که پیشینه روستای آنان چگونه بوده است.ومن برای خواست دوستم ارج نهاده واین تحقیق مختصر وناقابلم را به او تقدیم میکنم.
امروزه کلمه ارباب یارعیّت کمتر در زبان محاوره ای مردم بکار میرود.دیرزمانی نیست که این دوکلمه تعیین کننده سرنوشت مردم مناطق روستائی ایران بود.قبل از سال1345بیشتر مناطق روستائی بصورت ارباب ورعیّتی اداره میشدند وروستاهای مناطق اشکور نیز از این قاعده مثتثنی نبودند.ارباب مالک همه دارائی های روستا بود ودیگر ساکنان روستا در برابر اندکی پسماند برای ارباب کار میکردند.خانها وخان زاده ها مالک بی چون وچرای جان ومال مردم بودند وآنها بودند که میگفتند چه کسی چه کاری انجام بدهد.گاهی نیز ظلم بیش ازحّد خوانین باعث مهاجرت یا فرار عدّه ای از مردم میگردید.
وربن نیز با این قصّه شکل گرفت.
روستای میلک نزدیک فشک ،ریشکین،قسطین و پرچکو درالموت قرار دارد.درمناطق یادشده نیز حکومت خانها رواج داشت.ودوخان که پسرعموی هم بودند در این مناطق حکومت میکردند که البتّه هرکدام از این دو سعی در برکناری ونابودی دیگری را داشت.آنانی را که من باآنها صحبت کرده ام بدرستی تاریخ واقعه را نمیدانند .امّا اختلاف تاریخ بیش از 10 سال نیست یعنی بین 1210تا1220هجری.
مام(محمّد) زمان خان مالک روستاهای یادشده بود وهمزمان احمد خان نیز در همان مناطق مالک بود.این دوخان مانند همه باهم رقابت داشتند.واز آنجا که (چهل درویش برگلیمی بخسبند ودوپادشاه در اقلیمی نگنجند)این دونیز برای حذف هم از صحنه حکومت از چیزی دریغ نمیکردند.دردوران حکومت شاهان قاجارونیز حکومت پهلوی ازجمله وظایف خوانین تأمین نیروی قشون بود.هرخان وظیفه داشت تا تعداد معیّنی سرباز دراختیار دولت محلّی بگذارد.مام زمان خان که خان قدرتمندتری نسبت به احمد خان بود،پسر احمد خان را برای اعزام به قشون کاندید کرد.البته طبق رسوم آنزمان فرزندان خوانین بعنوان فرماندهان سرباز وارد قشون میشدند وفرزندان رعیّت به عنوان سربازان عادی خدمت میکردند.نورعلی فرزند ارشد احمدخان گل سرسبد فرزندان بود وبیش از اندازه معمول مورد توجّه پدر قرار داشت.مام زمان خان باروابط نزدیکتری که با دولت داشت ترتیبی داد تا نورعلی به خدمت سربازی اعزام بشود.امّا نورعلی که دارای زن وفرزند بود تن به سربازی نداد واز روستای میلک که محل زندگی احمدخان بود گریخت وبه کوه های پشت روستای پرچکوه پناه برد.دردرگیریهائی که بین نورعلی وافراد مام زمان خان پیش آمد نورعلی از روی صخره ای بلند به پائین پرت شد (یا به روایتی به دستور مام زمان خان اورا از روی صخره پرتش کردند)ووی درگذشت.احمدخان که تاب تحمّل مرگ فرزند را نداشت وهمچنین می پنداشت که مام زمان خان دست از سر اوبرندارد ،تمامی طایفه خودرا که هجده(18)کوچ میشدند را برداشت وشبانه از روستای میلک به مقصد نا معلومی ره سپار شد.درآن زمان هرکوچ شامل پدر، مادر،فرزندان،عروس ها،دامادها،نوادگان،پدربزرگها ومادربزرگها بودند که در مجموع افراد زیادی را دربر میگرفت.به روایت افراد کهنسالی که این ماجرا راتعریف میکنند هجرت احمدخان در اوّلین روز بهار آن سال اتّفاق افتاد.احمد خان پس از اینکه از روستای میلک کوچید وباتوّجه به اینکه تعداد زیادی زن وکودک وافراد کهنسال به همراه وی بودند،اوناچار شد با توجه به سرمای زیاد وبرف فراوان ،درنقطه ای به نام (گردنه لسبو) اطراق کند.احمد خان به خوبی میدانست که اربابان دیگر نواحی جرأت جا دادن به اورا ندارند.به همین دلیل درمکانی دوراز آبادیهای اطراف سکنی گزید.زندگی در زیر چادر وفاقد هر گونه امکانات ابتدائی زندگی، عرصه را بر احمدخان واطرافیانش تنگ کرده بود.به روایت راویان این قصّه تعدادی از همراهان ضعیفتر احمدخان تحمّل سختی زندگی وسرما رانیاوردند وجان سپردند.داستان هجرت احمدخان نقل مجالس آنزمان شد.باتوجّه به اینکه جمعیّت زیادی به همراه احمد خان بودند بیم شورش اومیرفت.به همین دلیل تعدادی از اربابان منطقه شوئیل جهت دلجوئی به دیدار احمدخان رفتند واز اوخاستند تا افرادش را بین روستاهای اطراف تقسیم کند.البتّه هدف از اینکار روح انساندوستی اربابها نبود.بلکه آنها قصدداشتند از این طریق بین کسان احمدخان تفرقه ایجاد کنند تاجلوی شورش احتمالی آنهارابگیرند.احمدخان که خستگی مفرط اطرافیانش رادیدبه این پیشنهاد تن درداد.وبدینسان افراد همراه احمدخان هرچندنفر به روستائی رفتند.احمدخان وپسرانش در کیاسه ساکن شدند.سلیم پسراحمدخان برای مدتی به روستای پرمکوه رفت.چندین سال پس از مهاجرت ،احمدخان در کنار رودخانه کیاسه به دیار باقی شتافت وطبق وصیت او در همانجا به خاک سپرده شد.پسران سلیم یعنی یوسف وایّوب وکربلائی برار(محمد)درروستای ایرمحلّه ساکن شدند.درسال 1280هجری شمسی پسر سلیم یعنی کربلائی برار به دستور ارباب ایرمحلّه عازم روستای فعلی وربن شدوبه همراه پنج پسرودودختر هسته اولّیه روستای وربن را بنیان نهاد.پسران کربلائی برار عبارت بودند ازاحمد،حیدر،آقاجان،مهدی،اسماعیل ودخترانش مروارید وخاتون.اولین فرزندی که در وربن متولّد شد فرزند حیدر بود به نام حبت اله که درکودکی درگذشت.روستای وربن به آرامی بزرگ شد.درسال 1337بدستور ارباب منطقه املاک سورتله به روستای وربن واگذار گردید وتعدادی از ساکنین وربن به سورتله کوچیدند.درسال 1344بخشی از خاک وربن فعلی بنام (جورسره)یا وربن بالا بدلیل مهاجرت دامداران آن منطقه به وربن واگذار گردید....واینک روستای وربن آن چیزی است که دیده میشود.خداکند که ما میراث داران خوبی باشیم وبه پاس مرارت های اجدادمان وربن را دوست بداریم



















به تمام مسئولین منطقه اشکورات
امسال چشمان مردم منطقه اشکورات بعد از خدا به دستان شما است
اگر درحافظه ها مانده باشد،در اوایل امسال گفتیم ودیگران نیز نوشتند و گفتند که بدلیل بارش برف سنگین که بر سر روستاهای اشکور فرو ریخت اوضاع باغ داران منطقه به شدّت وخیم است.

تا یک ماه دیگر طبیعت منطقه اشکورات اینگونه خواهد شد
البتّه بر کسی پوشیده نیست که اکثر مردم منطقه فوق الذکر از طریق باغ داری وکشاورزی ونیز دامداری امرار معاش میکنند.طبق روال سالهای گذشته این روز ها باید موقع برداشت محصول فندق باشد.اما دریغ از مقدار اندکی ازاین محصول جهت فرستادن سوقاتی برای بچه های در شهر مانده روستائیان.خوب مشیّت خداوند چنین بوده است که امسال را روستاهای اشکور بدون فندق سرکنند.ونیز چنین مقّدر شده است که امسال را چندان به دام وکشاورزی دل خوش نکنند.روستائی بدون دام و باغ وکشاورزی ،میشود مهمان روستا ،آن هم مهمان آدمهای مهمانتر وفقیرتراز خودش.

بزودی روزهای سرد وسکوت روستافرامیرسد
دراندیشه نجات مردمی که دستشان به جائی بند نیست باشیم
من نه در سیاست دستی دارم ونه در اقتصاد.فقط پدر ومادری دارم در روستا که حاضر به ترک روستا نیستند.یعنی نمیتوانند در این پیرانه سر خوش نشینی پیشه کنند ومانند خیلی از ماها وقت خودرا در پارکها ویا شهر بازی ها سپری کنند.روستائی به آن چیزی که حاصل دسترنج اوست قناعت میکند.دوست ندارد سربار کسی باشد.اماّ همه اینها که گفتم دلیل نمیشود که روستائی نگاهش به مسئولین منطقه ای نباشد.زمانی که مسئولین با تبلیغات بسیار جشنواره گل گاوزبان برگزار میکنند بایددر اندیشه تولید وفرآوری وبازار فروش محصول وهمچنین تدارک راه های مناسب مواصلاتی نیز باشند.تعجّّبی ندارد اگر شنیده شود که در سال جاری بخش عظیمی از مردم روستاهای ما به مناطق شهری دور ونزدیک کوچیده اند.پائیز وزمستان سختی برای قشر وسیعی از مردم روستائی در راه است.امسال را باید دولت بیش از هر زمان دیگری به بخشهای آسیب دیده روستاهای اشکور کمک ومساعدت نماید.

اجازه ندهیم لبخند بر لبان این کودکان یخ ببندد
فردا عید سعید فطر است.مردم روستاهای ما بسیار خوشحال خواهند شد اگر خبرهای امید وار کننده ای از مساعدات مسئولین منطقه دریافت کنند......
کمی بیشتر راجع به مسائل ومشکلات اشکور بدانیم
این روزها اکثر مردم ،نویسندگان،هنرمندان،بازاریان،پیشه وران ویاتمام کسانی که به نوعی بامسائل اجتماعی درارتباط هستند راجع به مسائل رفاهی ومعیشتی مردم می نویسند ویا صحبت میکنند.واین مسئله بسیارخوب است.زیرا به سرنوشت وآینده مملکت ما بستگی دارد.اما مردم روستاهای ایران بخصوص مردم روستاهای اشکورات چه سهمی از این مسائل دارند؟ روستائی هاهم دوست دارند در سرنوشت مملکت نقش داشته باشند.....بقیه را در ادامه مطلب مطالعه بفرمائید

ادامه مطلب
باعشق به روستا نگاه کنیم
==(((( وربن ازچهارطرف ))))==
لطفأ بقیه مطالب وعکسهای بینظیر وربن وسورتله رادر ادامه مطلب ملاحظه بفرمائید

ادامه مطلب
تصاویر زیبای روستای وربن
![]()
راه روستائی وربن واینی خانه روستائی وربن وراه عبوری منظره ای ازشرق وربن
![]()
وربن زیبا وچشم نواز محل فوتبال روستای وربن علوفه جمع آو ری شده
![]()
راه ورود به وربن روستای وربن زندگی روستائی در وربن
![]()
ماضی تله درشرق وربن دامداری دروربن شروع زمستان دروربن
علف چینی دروربن گیاهان داروئی وربن علف چینی در وربن
به این دلیل عکسهای وربن را در این صفحه میگذارم تا به آدم هائی که از روستا یخود کوچیده اند یاد آوری کنم که هنوز روستا چشم انتظار باز گشت آنها میباشد .روستازیبائیهائی داردکه نمیتوان آن را با هیچ یک از دیگر مظاهر زیبائی مقایسه کرد.
این عکس ها حاصل تلاش آقای کیوان سلیمی میباشد
من به این دلیل این عکس هارا در این صفحه می گذارم که به یاد بیاورم که از کجا آمده ام.
وهمولایتیهایم با دیدن این عکس ها دمی هرچند کوتاه به یاد سر زمین مادری خود بیفتند
وشادی کنند.زیرا اعتقاد دارم که یاد آوری خاطرات گذشته روح آدمی را جلا میدهد.

نمائی از کوه زیبای (ماضی تله)در نزدیکی روستای وربن

نمائی نزدیک از باغهای فندق وربن

نمائی نزدیک از بهترین قسمت راه ماشین رو به وربن

این چشمه زندگی بخش وربن است
تازمانی که این آب جریان دارد زندگی نیز در وربن جریان خواهد داشت.خداکند اینطوری بــــاشد.

اینجارا خوب به خاطر بسپارید.شاید روزی گذر شما به این دیار(وربن) افتاد

این راه ورودی به روستای وربن است

نمائی از سمت غرب وربن به روستای (اینی)
![]()
وربن
راه ماشین رو وربن
![]()
یکی از ماشینهائی که در راه وربن وسورتله رفت وآمد میکند
![]()
یک منظره از وربن
![]()
اینهم منظره ای از اطراف وربن و سورتله
![]()
باقهای فندق غرب وربن
![]()
نمائی از روستای اینی در همسایگی غرب وربن
![]()
اینهم یک کودک از روستای وربن
آیااین کودک خواهد توانست مانند والدینش چنین لوبیا چیتیهای خوبی پرورش بدهد
![]()
این هم منظره ای از شرق روستای وربن
امید وارم لذت برده باشید
فصل برداشت یونجه در روستاهای وربن وسورتله
منظره باغهای فندق وربن وکوه های مجاور

ابتدای راه ورودی از گرمابدشت به روستا های وربن وسورتله

منظره علفزارهای وربن در تابستان

جمع آوری علوفه برای دامها در تابستان در علفزارهای وربن وسورتله

برداشت یونجه از یونجه زارهای وربن وسورتله

نمائی زیبا از روستای وربن سورتله

علفزارها وزمینهای کشاورزی در روستای وربن وسورتله

یک نما از روستای وربن

نمای روستای سورتله وراه عبور بین دوروستای وربن وسورتله

باغهای فندق وربن وسورتله ودورنمای روستای (اینی)

مدرسه وربن که دیر گاهی است که به بهانه نداشتن دانش آموز تعطیل است

نمائی از رود خانه ورکالی لات دروربن وورودی به تندوره که منتهی به سرچشمه رود میشود

یک نظر گاه زیبا از اطراف روستای وربن
این عکسها حاصل آخرین سفرم به روستای زادگاهم میباشد.
(۱)

(۲)

(۳)

(۴)

(۵)

(۶)

(۷)

(۸)

(۹)

(۱۰)

(۱۱


