به همه همولایتی هام سلام .اگه ناراحت نمیشین می خوام این پست رو یه خورده خودمونی تر بنویسم.انتظار بیهوده ای هست اگه بگم باید برگشت ودوباره چوپان شد.
این نه در توان ماهست ونه چنین چیزی رو میخواهیم . اما می تونیم سرزمین مادری مون رو آباد کنیم ودوستش بداریم.زمین به ما نیازی ندارد .اما مابه زمین نیاز مند هستیم زیرا ما در زمین متولد شده ایم ودر آن زندگی می کنیم.بهترین زمین برای هرکس سرزمین مادری او است .وظایف بیشماری میشود در پاسداشت زمین برشمرد،که اول آن عشق به سرزمین مادری میباشد.عاشق برای معشوق کارهای نا ممکن را ممکن میکند.به سختی انجام کار نمی اندیشد ،بلکه به چکونه رسیدن به مقصد یعنی همان معشوق فکر می کند .اگر مانیز سرزمین مادری را چونان عاشق به معشوق دوست بداریم،دیگر به اینکه راه رسیدن سخت است نمی اندیشیم.تلاش میکنیم تا موانع موجودرا بشناسیم وسپس به رفع آن اقدام کنیم.حالابی رودربایسی!!!هرکدام از ما برای سرپا نکه داشتن آنچه که به آن سرزمین مادری می گوئیم چه کرده ایم.همولایتی خوبم مگه فلان مکان توی فلان شهر شمال چه داره که مثلا آن خانواده شهری برای چند روز استراحت یا تفریح به آنجا میره وکلی هزینه میکنه.خداوند سبحان که همه آن چیزهائی را که دیگران با پول به دنبالش می گردند رایگان در اختیار ما نهاده است.کوه های سرزمین ما زیباترین کوه ها،دره هایش زیباترین،جنگلها ومراتعش بینظیر ترین،چشمه هاونهرهایش هم چنین.به دنبال چه زیبائی می گردیم که در سرزمین ما یافت نمی شود.بیپرده بگم کدام مون وقتی پا به محل تولد مان میگذاریم از بودن در آنجا شاد نمیشیم؟حالا باید کاری بکنیم .باید بدنبال راهکارهای تازه ای بگردیم.باید تحقیق وبررسی کنیم . باید باهم مشورت کنیم .باید از طرق مختلف ومنطقی صدای خودمانرا به گوش دیگران برسانیم .باید ببنیم دیگران برای پیشرفت مناطق خودشان چه کاری کرده اند .هرکس آشنائی دارد .هرکس کاری بلداست.هرکس راه تازهای سراغ دارد.هرکس تجربه ای شخصی دارد.واگر همه این هرکس ها در کنار هم قرار بگیرند آنوقت میشود کاری کرد.میشود به راهکارهای تازه ای دست یافت.بی تعارف بگم .
همه ما کم کاری میکنیم .همه ما انتظار داریم تا دیگران کاری انجام بدهند .بیائید بیندیشیم درزمان سفربزرگ،اگرکسی ازما بپرسد ویا خودمان از خودمان بپرسیم که مادر طول زندگی چه کرده ایم ؟جواب ما چه خواهد بود.آلآن زمان ذخیره کردن آن پاسخ است. بزرگی میگوید همه چیز را همه گان دانند وهمه گان هنوز از مادر زاده نشده اند.بیائیم دست در دست هم بدهیم واز تجربیات همگان استفاده کنیم.از هیچکس به تنهائی کارزیادی بر نمی آید.اما قطره قطره وانگهی دریا.
![]()
این منظره زاد گاه ما وربن وسورتله است.

واین مدرسه ماست که خیلی وقت پیش به بهانه نبودن دانش آموز تعطیل شد.

