تبليغاتX
وربن وسورتله Varboon&soortaleh - اخبار روستا

مترجم سایت

مترجم سایت

اي رفيقان همّتي چهارشنبه چهارم آبان 1390 11:43

*

ديرزماني نيست كه دیگرصداي ني لبك چوپانان اشكوري از بلنداي كوه ها وكنار چشمه ها وزير سايه درختان شنيده نميشود.هنوز هم صداي پژواك هي هي چوپانان روستائي در حافظه صخره ها وتپه ماهور ها ولابلاي دره ها محفوظ است.هنوز هم ميتوان خاطره حركت رمه را درشيب تند كوه پايه هاي روستاهاي اشكور به خاطر آورد.حافظه هاي روستائيان مانده در سرزمين مادري ونيز آنها كه به اجبار به جاهاي ديگر كوچيده اندپراز خاطرات شيرين زندگي ساده در روزهاي گذشه روستااست.خاطرات بكري كه علي رغم سختي هاي خاص روستا هميشه شيرين است واز ياد نرفتني.وقتي روستائي شهر نشيني به روستايش ميرود نميتواند به گذشته خود بي تفاوت باشد.نميتواند ببيند كه زادگاهش به آرامي در حال فرورفتن در گرداب فراموشي اشتباهات انساني است.اشتباهاتي كه ميشود مرتكب نشد.با اندك نظري از سر حسّ مسئوليت وانسان دوستي ونيز اينكه مسئوليم وبه مسئوليت خويش عمل كنيم ميتوان به روستاهاي كمتر توجه شده ويا فراموش شده روح تازه اي از زندگي دميده شود.بي حضور آدمي در روستا چشمه هاي جوشان نيز ميخشكند ويا مسير خودرا به ديگر سوي تغييرميدهند. 

خانه هاي خالي به خرابه بدل ميشوند وجنگلها ومراتع پژمرده ميشوند.دركلانشهر تهران اگر لبه چندعددجدول در كنار خياباني بشكند تمامي جداول آن مسير را تعويض ميكنندوهر چندروز نيز آنهارا ميشورند وهرچندماه نيز رنگ آميزي ميكنند.وحتي اخيرأبراي چشم نواز تر كردن پياده روها، آسفالت رنگي هم بكار ميبرند.اين كار بسيار نيز خوب هست.اما ايكاش بخش كوچكي از اين هزينه هاي بسيار زياد را در جهت حفظ بافت روستاها ونگه داشتن مردم روستاهاي محروم در روستايشان بكار ميبردند.ميدانم كه مردم مرفّه تهران وشهرستانهاماليات كلاني به دولت ميپردازنداماّ روستائيان نيز حقّ زيستن دارند.خيلي دوست دارم كه يكي از مسئولين مملكتي مسافري را پس از سفر به روستا ويا بالعكس ببيند.مسافري كه از زور خستگي ووحشت سفر در راه بد روستائي رو به موت است.كمتر ديده شده كه مسافري بدون وحشت اين راه هارا طي كرده باشد.درحالي كه مرفّهين شهرهاي بزرگ بدليل خاموشي يك چراغ خياباني غوغا به راه مياندازند وبه انواع شماره هاي در دسترس براي باز گو كردن مشكلات شهري زنگ ميزنندروستائيان بايد خاموشي چند روزه ويا نوسان چند ماهه برق را تحمل كنند .بدون آنكه بدانند به كه بايد مراجعه كنند.حالا فصل ريزش باران هاي پائيزي در روستاهاي اشكور است.وضع اسف بار راه ها اسف بار تر شده است. عملأ دسترسي به روستا يا بسيار به سختي صورت ميگيرد ويا اصلأ امكان دسترسي وجود ندارد.وعده هاي داده شده از سوي مسئولين امر محقق نميشود.گويا تنها چنين مقدّر است كه وعده اي داده شود به اميد فراموش كردن آن وعده.نميدانم چرا دست اندر كاران امور روستاهاي ما در اين انديشه نيستند كه مأمورند تا گره كور مردمان را بگشايند .چرا ميانديشند كه حافظه مردم مانا نيست.چرا فكر نميكنند كه اين مردم ضعيف از نظر مالي، خدائي قوي دارند.چرا كاري ميكنند تا دستي به آسمان بلند شودوآهي از سردرد وبيكسي به آسمان برود.آيا نميشود تنها با اندكي پشتكار وپيگيري بودجه اي قابل براي ساختار زير بنائي روستاها از دولت گرفت.باور كنيد با هزينه چراغهاي چشم گربه اي تعدادي چهار راه،دريك شهر متوسط، ميتوان كيلومتر ها جاده روستائي احداث كرد ويا به ساخت ديگر اماكن رفاهي اقدام نمود.هرروز بر طول وعرض شهرها افزوده ميشود.هرروز بسياري از جوانان روستاهاي ما جلاي وطن ميكنند وبه حاشيه نشينان شهري مي پيوندند وهر روز مسئولين شهري مجبورند تا خيابانهاي تازه واماكن تازه وتأسيسات تازه شهري براي سكونت اين گريختگان از فقر روستائي احداث كنند.چرا دردي را كه ميشناسيم ودر مانش را ميدانم به پيشگيري اش همّت نميكنيم.چرا ميمانيم تا غدّه سرطاني مهاجرت كور واز سر ناچاري هر روز متورم تر شود.آيا مسئولين روستاهاي ما،رويشان ميشود تا درآينه به خودشان بنگرند.روستاي من وروستاهاي اطراف روستاي من داراي زمينهاي مستعد كشاورزي وباغداري ودامداري هست.ميشود به پرورش زنبور عسل همّت گماشت ميشود به پرورش آبزيان اقدام كرد.ميتوان به پرورش طيورپرداخت.دريك كلام ميشود آنجارا به مكاني نه تنها خودكفا بلكه مكاني براي صدور بسياري از توليدات مازاد قرار داد.اگر ايجاد انگيزه بشود كسي حاضر به مهاجرت نيست.روستائي به آنچه كه دارد قناعت ميكند اما بايد كه بتواند به توليد وخود كفائي برسد.خداكند كه مسئولين اشكور نگاهي كارشناسانه به روستاهاي ما بيندازند وبخاطرداشته باشند كه هر حركت سازندگي از سوي انان از طرف مردم وخدايشان مورد تقدير قرار ميگيرد.

*
 

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

امید چهارشنبه بیستم مهر 1390 9:12

*

اميد خوب چيزي هست.دولت مردان جامعه ومسئولين منطقه اي ومسئولين مملكتي از اين اميدبهره ها ميبرند.همين طور مردم عادي مانند مانيز با اين اميد باآرامش ودلخوشي زندگي ميكنند.مثلأ روستاهائي كه در نزديك روستاي (وربن) هستند ،از امكانات زيستي متعارف براي ادامه حيات بي بهره هستند ،اما اميدوارند كه بزودي صاحب اين امكانات بشوند.از روستاي خودم( وربن )وخواهر دوقلويش (سورتله) ميگويم كه به گمان من مردماني اميد وار تر از همه جاي دنيا دارند.اين حرفم از سرگزافه گوئي نيست.مثالي ميزنم تاصدق ادعايم برخودم ثابت شود.سال 1342 عازم مدرسه شدم.آنموقع هم مانند امروز روستاي (وربن) فاقد مدرسه بود.پدرم مرا سوار الاغي كرد تابه روستاي ديگري كه بيش از هشتاد كيلومتر با روستاي من فاصله داشت ببرد تادر آنجا به مدرسه بروم.بيش از دوروز سفر سخت با الاغ .چند بار بعلت صغر سن وبدي مسير از روي الاغ پرت شدم.وهربار پدرم ميگفت پسرم اين آخرين سفر تو با الاغ است.بزودي در اين مسير جاده اي احداث ميشود وما ميتوانيم به راحتي برويم وبياييم.از آن تاريخ سالها گذشت ومن هر سال اين راه را با الاغ رفتم وآمدم ولي هرگز اميدم را از دست ندادم.چون به حرف پدرم ايمان داشتم وميدانستم روزي صاحب يك راه خوب خواهيم شد. همينطور كه پدرم هم اميدش را ازدست ندادوهميشه به اميد داشتن يك راه خوب ويك سفر آسان به زندگي اش ادامه داد.وايضأهمانگونه كه مردم روستاي من نيز اميد وار داشتن يك راه خوب هستندوهرگز اميد خودرا ازدست نميدهند.چند وقت قبل پدرم از من گله مند بود كه چرا دير به روستا وبه ديدن آنها ميروم.من عدم وجود يك راه خوب را بهانه نرفتن به روستا كردم.پدرم گفت نگران نباش اميد وارم تا سال ديگر راه روستاي ما درست شود.اينهمه اميد واري آدم را به وجد ميآورد.ما اينقدر اميد داريم كه ميگوئيم اين وزير، راه رادرست ميكند .اين وكيل، راه را درست ميكند .اين استاندار،براي راه ما اقدام ميكند. اين فرماندار،راه مارا درست ميكند.اين بخشدار،براي راه ما چنين وچنان ميكند.اما دريغ ودرد،بسياري از مسئولين آمدند ووعده ها دادند ويا ندادند.رفتند ويا ماندندودر حالي كه بسياري ازآن (اميد واران روستاي ما) رخت سفر به ديار ديگر كشيدندوما هم چنان اميد واريم كه روزي راه خوب به روستاي ما بيايد.ومسئولين هم در برابر تقاضاهاي مكرر ماميگويند برويد واميد وار باشيد كه بزودي براي احداث ويا مرمت راه روستاي شما اقدامي عاجل صورت ميدهيم.وما بازهم اميد واريم وهمچنان اين اميد سر لوحه حيات ما ميباشد.ومن با خود مي انديشم كه ايكاش نسل آينده مانيز براي آرام تر زندگي كردن اميدش را براي داشتن يك راه خوب از دست ندهد.وهمچنان اميد وار ظهور وزير يا وكيل ويا استاندار ويا فرماندار ويا بخشداري باشدكه اين راه افسانه اي راسامان دهدو به حقيقت بدل كند.

*

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

بگذارتاكه گريه كنم... سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 15:23

40 سال قبل درزمان نوجواني ام داستانهاي طنز عزيز نسين نويسنده تركيه اي رو ميخوندم.بادلي ساده كه هنوز زنگار خيلي چيز هاي نا مأنوس با ذات آدمي روش ننشسته بود، به مظلوميت آدمهاي قصّه هاي اين نويسنده گريه ميكردم.وگاهي وقتها نيز آدمهاي پيرامون زندگي خودمان را باآنها مقايسه ميكردم.مردمان قصّه هاي عزيزنسين، بسيار ساده انديش وبسيار صبور ومهربان بودند.بيشتر وقتها عزيزنسين به سبك تمام نويسندگان شرقي ادمهاي قصه خودرا عاقبت بخير ميكرد.هروقت كسي از نزديكانم از سختي زندگي ونبود امكانات شكايت ميكرد،من پيش خود ميگفتم روزي كسي ميآيد وتمام اين دردهارا ازميان برميدارد.روستائيان ما سالها وسالها با اسب وقاطر والاغ راه هاي طولاني را رفتند ورفتند وباز هم رفتند به اميد روزي كه بقول خودشان صداي نعره ماشيني را بشنوند كه به روستايشان آمده است.سالها گذشت وكسي وقعي برخواست اين مردم بيچاره نگذاشت تا خداوند خود دست به اقدام زد.زلزله سال 69گيلان را لرزاند وبسياري را بيخانمان كرد وبسياري ديگر رانيز داغدار عزيزاني كه ديگر نيستند.زمان امدادرساني به مناطق دور افتاده زلزله زده فرارسيد ومسئولين دريافتندكه امكان برقراري ارتباط زميني وجود ندارد وحياطي ترين مسئله زندگي يعني راه عبور ومرور فراموش شده است.دست غيبي خداوند به دادرسيد وبچه هاي جهاد دامغان كه خدا حفظشان كند ودر هر جا هستند به سلامت باشند،از راه رسيدند وراهي هرچند حقير اما كار گشا درست كردند وروستائيان ما به آرزوي ديرين خود رسيدند وصداي غرش زيباي ماشين را در دره ها وگردنه هاي مشرف به روستا شنيدند.حالا ميفهمم كه چرا طنز هاي عزيز نسين بجاي آوردن لبخند بر لب اشك را در ديدگان آدم جاري ميكند.حالا ميفهمم كه عزيز نسين وقتي از مردمش مينوشت گريه ميكرد.حالا ميفهمم وقتي به تقاضاي تو در اداره اي وقعي نميگذارند چه زجري ميكشي.وقتي تورا ومردمت را نميبينند چه در دي در وجودت رخنه ميكند.مردمان روستاهاي ما سالهاست كه چشم به راه دارند تا مسئولي مسئوليت پذير از راه برسد ودستي از سر مهر وحس مسئوليت برسر مردمي بكشدكه نگاهشان به خداست.مردمي كه قناعت پيشه اند ودوست ندارند هزينه هاي اضافي شست وشور خيابانهاي خود را نيز از كيسه دولت هزينه كنند.مردمي كه تنها توقع شان از دولت گسيل اندكي امكانات اوليه جهت راه اندازي وبه انجام رساندن توليدات دامي وكشاورزي ويا حرف ساده روستائي براي امرار معاش فقيرانه آنهاست.بسياري از كسان مسئول در امور مردم كه اينك يا هستند يا پيش از اين مصدر خودرا ترك گفته اند پيش از جلوس برسرير مسئوليت خود وعده ها داده اند وقسم ها خوردند كه چنين ميكنند وچنان ومردم ما شادو سرحال كه ديگر بااين به اوج ميرسيم.وتنها چند ماه پس از جلوس هر مسئول ميفهميدند كه اين وعده ها نيز به افسانه بدل شده وبه ديگر وعده هاي عمل نشده پيوسته است.وكلاي عزيز ما كه پيش از تكيه برسرير قدرت رنج سفر بر خود هموار ميكنند وبرسفره فقيرانه روستائييان مينشينند ووعده هاي گزاف ميدهند پس از اشغال صندلي زيباي مجلس يادشان ميرود كه روستائي با آن چشمان شسته از غبار زياده خواهي در انتظار وفاي به عهد وكيل محترم است.نميدانم چرا روستاهاي مادر تقسيمات استاني ماديده نميشوند.چرا هيچ مسئولي به داد روستاهاي دورافتاده ما نميرسد؟.روستاهائي كه مملو ازنعمات بيشمار خداوند هستندوتنها مديريت صحيح مسئولين را ميطلبند تا بتوانند مولّد معاش خود وديگران باشند.

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

يه خورده همّت پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 13:6

چرا وادارمان ميكنيد تابراي حقي كه ازماضايع شده التماس كنيم؟

چندوقت پيش خبري رو منعكس كردم مبني بر اينكه بودجه اندكي جهت ترميم راه روستاهاي وربن وسورتله از طرف مسئولين رودسر اختصاص يافته است.اين خبر شور وشوق بسياري را دربين مردم ساكن در دوروستا ونيز آنهائيكه ساكن در مناطق ديگر بودند بر انگيخت.

اين راه روستائي است كه هم عسل توليد ميكند وهم فدق وگل گاوزبان

شايد راه درست وحسابي همين است وما توقع مان زياد است!!!!!!

درست هست كه قابل توجه نبود ،اما براي ما كه در روستائي دورافتاده هستيم بسياربود.بسياري از ماهانيز نشستيم به برنامه ريزي براي بازگشت به روستا وشروع فعاليت هاي درآمد زا وكار آفرين.زيرا به اعتقاد ما اگر روستا داراي امكانات رفت و آمد آسان به شهر هاي مجاور باشد، ميشود به حرفه هاي مختلف در روستا روي آورد.كشاورزي ودامداري وپرورش آبزيان وپرورش طيور از بارز ترين اين حرفه ها ميباشند كه به يمن دانش جديد واگاهي هاي حرفه اي بسيار سود آور وكار آفرين هستند.اما متأسفانه سيل دوم مرداد 90 خط بطلاني بود برتمام روءياهاي ماوديگردوستان.زيرا سيل باعث شد تا مسئولين محترم به وعده خود وفا نكنند.علي رغم اطلاع رساني هرچند ضعيف پيرامون وقوع سيل ،ارباب مناصب به خود اجازه ندادند تا باز ديدي از مناطق مورد وقوع سيل داشته باشند.البته حق هم داشتند زيرا راهي كه بتواند خودروهاي راحت آنان را به روستا برساند وجود نداشت.بسيار جاي تأسف است كه خود را خادم مردم بدانيم واز اوضاع نابسامان مخدومين خويش بي خبر باشيم.آرام برمناصب خويش تكيه نموده ايم وشاهد فرو پاشي بافت روستاها هستيم وهر روستائي را به بهانه اي به چند خانه با تعدادي پير مرد وپير زن از كار افتاده تبديل ميكنيم.

واين هم وضع اسف بار سفر آنهم در بهترين فصل سال

شايد راه درست همين است وما بيجهت فرياد وامظلوماسرداده ايم!!!!!!

دوستي ميگفت شما سلسله مراتب را رعايت نميكنيد.ميگفت وقتي بخشدار نميداند درد شما چيست.وقتي فرماندار نميداند.وقتي آقاي وكيل وآقاي استاندار وآقايان ديگر نميدانند چه انتظاري داريد.راستش بايد به حال خودمان گريه كنيم.پیرمردي 75ساله تقاضا نامه اي را به اداره اي ميبرد وتقاضانامه را جلوي چشمان او به داخل سطل زباله ميريزند.اين پير مرد اينك در قيد حيات است وميتواند شهادت بدهد.بسياري از مردم روستاي ما براي همين راه نيمبند در ادارات پير شدند.اكنون بسياري از مردم مارا كارمندان اداري ميشناسند.بسياري از كارمندان اين ادارات نيز با قصه نامه نگاري براي روستاهاي ما به مرز باز نشستگي رسيده ويا باز نشسته شده اند.آقايان مسئول در رودسر مگر اين راه چقدر هزينه دارد؟.آيا اين مردم ولو يكنفر براي شما ارزش ندارند؟.آيا بايد حتمأ در روستا وكيل ياوزير باشد كه كاري صورت بدهيد؟.دوستان مسئول، شما بايد جوابگوي مسئوليت خودتان باشيد.خداميداند چقدر مارا از اين اداره به آن اداره پاس كرده ايد.چقدر مارا از اين شهر به آن شهر فرستاده ايد.آقايان مسئول در امور شهرستان رود سر آيا سزاوار است كه راه آسيب ديده از سيل حوزه مسئوليت شمارا شهرستان سياهكل ترميم كند؟گرچه همه ما در يك مملكت ويك قانون زندگي ميكنيم .اما بهتر بود شما پيشدستي ميكرديدوكاري را كه وظيفه ديگران نبود انجام ميداديد.برادران عزيز من ،ماهم در اين شهرستان حقي داريم.تنها جمعيت مارا در آمار هاي خودتان اعلام نكنيد.ماهم مثل شما نياز هاي اوليه زندگي راداريم.آيا سزاوار است روستائي كه حتي نان شبش را با مشقت بدست ميآورد، راه بيفتد براي يك كار ساده،به ديدار رئيس جمهور ورهبر معظم برود؟برادران عزيز وبزرگوارم،چرا اجازه ميدهيد تا افرادي را كه ميتوانند كار آفرين يا در بدبينانه ترين وضعيت دستشان در جيب كار خودشان ميتواند باشد ،براي مزدوري به ديگر نقاط مهاجرت كنند.

سرزمين بكروزيباي من اشكور(وربن وسورتله)

نگذاريد سرزمين زيباي من به فراموشي سپرده شود

منظره اي از تابستان وربن

ايا اين سرزمين فقط براي امروز من وشما هست؟آيا نسل هاي بعد حق استفاده از نهاده هاي پدري خود را ندارند؟تا فرصت هست بايد كاري كرد.نگذاريم در آينده شرم وندامت ،كاري را كه ميتوانستيم بكنيم ونكرديم گريبان مارا بگيرد.پست ها ومقامهائي را كه امروز به امانت به شما سپرده شده در آينده از آن شما نخواهد بود.بيائيد براي خدا براي مردمي خدمت كنيد كه عزيز خدا هستند.براي مردمي خدمت كنيد كه نان خود را از دل سنگ بيرون ميآورند.برادران من 10 كيلومتر راه روستائي كه هزينه چنداني در بر ندارد.رقمش براي چند روستائي فقير كلان است نه براي بودجه يك شهرستان.اين راه كوتاه ميتواند زندگي بسياري را دگرگون كند.ميتواندمنشأ اثر باشد.ميتواند نام شمارا بعنوان متولي انجام اينكار ماندگاركند.بخداقسم فقط اندكي همّت ميخواهد.ياحق


اينجا سرزمين من است

اين لينك  را حتمأ ببينيد.حاصل تلاش دلسوخته اي از مناطق محروم اشكور.تصاوير زيباي اين لينك ازنگاه تيز بين وهمه جانبه نگر برادر بزرگوار آقاي رمضان علي اميري  ميباشد.خداكند كه مسئولين با حس مسئوليت به اين تصاوير بنگرند

اینجا سرزمین من است با عقاب های بلند پروازش که  سر به اسمان افتخار و عظمت میساید و گذشته ای دارد پر افتخار  به پهنای تاریخ........

اینجا سرزمین من است که میدانم روزی  ان را  در حد نام بزرگان دیروز و امروزش خواهیم دید........

و اینجا سرزمین من است - اشکور - نشسته بر بلندای تاریخ تمدن پر افتخارش ......

 برمكوه برمكوه برمكوه

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

انهدام جاده وربن وسورتله پنجشنبه ششم مرداد 1390 8:31

ازتمام دوستاني كه اين مطلب را ميخوانند انتظار دارم اگر دسترسي به مسئولين استان گيلان دارند،يادآوري كنند كه اين مطلب را بخوانند.

هنوز شيريني خبر اختصاص بودجه جهت ترميم راه وربن وسورتله تمام نشده بود كه خبر سيل بزرگ منطقه كام بسياري را تلخ كرد.سيل هفته اخير(دوم مرداد 90) كه بدليل بارانهاي سيل آسا وبيسابقه 80 سال گذشته در قسمتهائي از مناطق روستائي اتفاق افتاد،باعث خسارات بسياري در روستاها شد.اولين نمود اين سيل عظيم ،منهدم شدن پل ارتباطي بين روستاهاي وربن وسورتله وايني ميباشد.پلي بسيار ساده اما كار امد كه ياد گار تلاش دلسوزانه بچه هاي جهاد سازندگي دامغان بود كه در سال 1369 پس از زلزله سهمگين مناطق گيلان بر روي رود خانه نصب كرده بودند.اينك پس از يك هفته هيچ اثري از آن پل پرخاطره باقي نمانده است.حالا روستاهاي وربن وسورتله آن جاده نيم بند ومالروي پيشين را نيز ندارند.درحال حاضر اگر كسي به هر دليل دراين دو روستا بخواهد به جائي برود بايد مانند 20سال قبل بقچه نانش را به چوب دستي اش ببندد وپياده عازم جائي شود.در هر كار خداوند حكمتي است ودر اين كارش نيز حكمتي بوده است.

پل پيشرفته بين روستاهاي وربن وسورتله وايني

اين پل خاطره انگيزي است كه روي رود خونه بود ودر سيل دوم مرداد به تاريخ پيوست

همين پل نيز شاديهاي بسياري براي روستائيان ماداشت.وانهدامش اشك خيلي هارو در آورد.

چون همه فكر ميكنند ديگه كسي به خودش زحمت جايگزيني اين پل رو نميده.

شايد خداوند مقدر دانسته تا از اين طريق به مسئولين استان گيلان بگويد ،آقاي فرماندار رودسر،آقاي وكيل محترم مردم رودسر واملش ،آقاي بخشدار اشكور،آقاي مدير محترم راه وترابري استان گيلان ،آقاي استاندار محترم گيلان وهمه كساني كه كاري ازدستتان برميآيد،براي اين مردمي كه دستشان از همه جاي دنيا كوتاه است كاري بكنيد.حالا كه آن راه نيم بند نيز از بين رفته.حالا كه آن كمترين دلخوشي زيستن از اين مردم دريغ شده.شما اي مسئولين بزرگوار استان،همتي كنيد،براي رضاي خدا كاري كنيد كارستان.كاري كه نامتان را در اذهان مردمي كه پيش خدا آبروئي دارند جاودانه كند.البته ميدانم كه شايد خبر اين سيل به مسئولين محترم نرسيده باشد.زيرازندگي چند نفر روستائي كه ارزش اين راندارد تا كسي وقتش را براي درج خبر سيل منطقه آنها تلف كند.حتمأمخبرين ماهم كار هاي واجب تري دارند كه هيچوقت روستائي در آن ديده نميشود.

حالادارد باورم ميشود كه هرچه سنگ است به پاي لنگ است.

ولنگ تر از پاي روستاهاي فقير منطقه پائي را سراغ ندارم.ولي ايكاش كساني بودند كه پس از جراحت پاي لنگ روستائيان براي التيام درد هاي آنان كمر همت مي بستندبه روستاها ميرفتند واز مردمي كه نان سفره ما حاصل رنج آنهاست دلجوئي ميكردند.دوستان مسئول در امور استان شمارا به خدا به مناطق ما سفر كنيد.اوضاع مردم را بررسي كنيد.چشمان مردم خشكيد ازبس به راهي خيره شدند كه هيچ رهگذر مسئولي كه بتواند گره كور زندگي آنهارا باز كند، از آن عبور نميكند.

راه روستاهاي وربن وسورتله منهدم شده است.اگر فكري براي ترميم آن نشود ،آن نيمه اميد به زندگي نيز از مردم گرفته ميشود.حالا كه فصل رفت و آمد روستايان شهر نشين ، جهت برداشت وجمع آوري محصولات ونيز خريد مايحتاج جهت انسان ودام براي زمستان طولاني ميباشد،برمسئولين منطقه است كه هرچه سريعتر نسبت به تر ميم اين راه اقدامي اساسي بعمل آورند .زيرا زمستان خيلي سريع از راه ميرسد واين مردم فرياد رسي بجز خدا ندارند.پس بخاطر خدا به داد اين مردم مظلوم وبيكس برسيد.

 اين مطلب راهم از وبلاگ ايني(مرتضي خانعلي زاده)بخوانيد

كاش مديران سايتهاي مسئولين رودسرواستان گيلان سري به وبلاگهاي روستاهاي اشكور ميزدند.

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

طلسم شكست جمعه سی و یکم تیر 1390 13:4

شنيده ها حاكي از آن است كه طلسم نميشود ونبايد وامكان ندارد درمورد جاده وربن وسورتله شكست.

پايمردي انساني دلسوز كه تنها به پاس دوستيهاي قديم براي مردم وربن وسورتله تا كنون كارهاي بسياري كرده است باعث شد تا بود جه اي هرچند اندك اما قابل توجه جهت ساخت راهي براي عبور مردم اين روستاها درنظر گرفته شود.

بنا برشنيده ها آقاي يوسف حسابي كه سالها قبل در اين دوروستا به شغل شريف تعليم وتربيت اشتغال داشته است،موفق شده است تا نظر مسئولين را جهت اختصاص بودجه اي براي باز سازي راه روستائي وربن وسورتله جلب نمايد.

اين حركت دوست بزرگ مردم وربن وسورتله نشان داد كه ميشود كارهاي شاياني در زمينه رفاه روستاها انجام داد.اینجانب درهمين صفحه بار ها از مسئولين محترم استان درخواست مساعدت وياري نموده است.ولي بهر دليل ترتيب اثري به تقاضاهاي بنده داده نشد.

حالاكه اين اتفاق مبارك حاصل شده است،برمسئولين استاني است تا نسبت به گسيل افراد شايسته جهت مديريت ساخت ، نظارت كاملأكارشناسانه داشته باشند.

هرحركت جهت ايجادرفاه براي مردم محروم از اجري بينهايت برخوردار است.

اينجانب نويسنده اين سطور، از طرف خود وتمام مردم وربن وسورتله اين اقدام دوست بزرگمان آقاي يوسف حسابي را به فال نيك گرفته وبه وي خداقوت ميگوئيم.

كاش مرداني چون وي در جامعه ما كم نباشند.

جناب يوسف حسابي عزيز خسته نباشيد.اجر شما با پروردگار رب جليل.

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

برای آقای استاندار شنبه چهارم تیر 1390 10:29

استاندار گیلان گفت: کارآمدی مدیران در سال جهاد اقتصادی خدمت مضاعف به مردم و اشتغالزایی بوده و اگر مدیری نتواند با کار عملیاتی و خالصانه در مسیر توسعه گیلان همگام شود، عزل خواهد شد.(گيلان نيوز)

سلام آقاي استاندار

شرمنده ام كه بايد پيش از خير مقدم به شما ،درددل كنم

من كوچكترين عضو ازمجموعه بزرگ مردم اشكور هستم.بدون هيچ ادّعائي ميخواهم با شما حرف بزنم.اميد وارم شما حداقل دقايقي را به من اختصاص بدهيد.من صادقانه پيام مردمي رابرايتان باز گو ميكنم،كه خيلي از آنها ازتقسيمات كشوري ويا اصطلاحات اداري چيزي نميدانند.از ابتدا درسختي متولّد ميشوند ودر سختي زندگي ميكنند ونيز درپايان باسختي رخت سفر به ديار ديگر مي بندند.اما حاصل زندگي وتلاش آنان بر سر سفره هاي ما خود نمائي ميكند.بجز مصنوعات فلزي وشيميائي بقيّه هرآنچه كه در زندگي ما وجود دارد حاصل دستهاي پينه بسته وتلاش شبانه روزي مردم روستا است.روستائي بي هيچ ادّعائي وچشمداشتي كار ميكند وتوليد ميكند تا بتواند روزي محدود خود را تحصيل كند.آنقدر ثروتمند ومرفّه نيست كه از بهترين بخش توليداتش خودش بهره مند شود.بلكه بناچار ازبخش دورريختني ودر واقع ضايعات محصولش استفاده ميكند.من بعنوان فردي روستائي وكسي كه زندگي روستا را تجربه كرده است اين ادّعا را دارم.وقتي روستائي خرجش بادخلش برابري وهمخواني ندارد ناچار ميشود تا از بخشي بزرگ از رفاه خانواده بكاهد تا جبران كسري ديگر هزينه هارا بكند.براي شما مثالي ميزنم.يكي از توليدات عمده اكثر روستاهاي اشكور پنير است.از شير گاو يا گوسفند فرقي ندارد.وقتي پنير توليد ميشود بايد به سرعت به بازار مصرف برسد.درغير اينصورت تحت شرايط ويژه اي فراوري ونگهداري شود.چون اكثر روستاهاي مادسترسي آسان به شهرهاي همجوار راندارند ونيز بدليل گراني زايدالوصف هزينه هاي حمل ونقل نميتوانند محصول را به شهر ببرند لذابه خريداران دوره گرد روي ميآورند وآنان نيز با نرخي كه خود تعيين ميكنند محصول را خريداري ميكنند.ودر پايان آنچه كه عايد توليد كننده روستائي ميشود حتي نيمي از اصل قيمت نيز نميباشد.اين مسئله در تمام توليدات صادق است.روستاهائي را كه من ميشناسم ومسير عبور من هست تمامشان در گير اين مسئله هستند.

جناب آقاي استاندار اينقدر از نبود راه وبدي راه وسختي راه نوشته ام كه خودم نيز در مورد اين كلمه دچار حسّاسيت شده ام.روستائيان ما آنقدر مرفّه نيستند تا شال وكلاه كرده وراه بيفتند ودر ادارات مختلف بدنبال حقّي باشند كه بايد خيلي پيش ازاين توسط اسلاف شما به آنان داده ميشد.مردم روستاهاي ماحتّي فرصت رفتن به ادارات راندارند.مسئولين هم به نوبت تشريف ميآورند در ادارات مستقر ميشوند ووعده هائي ميدهند وعملي انجام نداده به مسئوليت ديگري ميكوچند.البته كساني بعنوان نمايندگان مردم روستاهاي ما به ادارات متولّي امور روستائي رفته اند،امّا نتيجه اي عايد نشده است.تنها وعده به فردا ويا ترشروئي كه آقا برويد راحت زندگي كنيد وشاكر خدا باشيد كه زنده هستيد.

آقاي استاندارنميدانم چقدر با منطقه اشكور آشنا هستيد.اما به گمان من در تقسيمات جغرافيائي ،اشكور بزرگترين بخش در ميان بخشهاي استان گيلان است.سرزمين بزرگي كه مستعدّ سرمايه گذاري در تمامي زمينه هاي توليد كشاورزي ودامي وهمچنين پرورش آبزيان وطيور ميباشد.به يمن كوه هاي سر به فلك كشيده ومجاورت طولاني با در ياي خزر از آب وهواي فوق العاده عالي برخوردار است.

آقاي استاندار اگر گوشه چشمي از سوي مسئولين به اين منطقه بشود بيشك بازده عظيمي عايد روستائيان ونيز مملكت ميشود.مشكل بزرگ وهميشگي منطقه اي را كه من ازآن صحبت ميكنم نبود يك راه مواصلاتي قابل قبول است. در اين صفحه پيرامون توانمنديهاي اين منطقه ونيز شرايط بد راه هاي آن مفصل توضيح داده ام.

اگر مسئله راه هاي عبور ومرور مناطق بالا حل شود بسياري از مشكلات خود بخود حل ميشوند.اگر بگويم مسئولين منطقه از روستاهاي تحت پوشش خود خبر ندارند نادرست گفته ام زيرا بسيار كسان ديگر نيز از طرق مختلف را جع به مشكلات گريبانگير روستاها گفته ونوشته اند.اما عملأ كاري صورت نگرفته است.خود شما بهتر از هركس ميدانيد كه مردم ديگر مانند سابق نيستند.مدام خودرا باديگر جاها مقايسه ميكنند.بخصوص قشر جوان به محض رويت سختي ويا كمبودي قيد روستا ووالدينش را ميزندوبه شهر مهاجرت ميكند.وخودش معضلي ميشود .در حالي كه ميتواند در روستا بماند وبازوي نيرومندي باشد براي توليد مايحتاج عمومي.

آقاي استاندار اميد وارم كه شما مارا نا اميد نكنيد.پست ها ومقام ها به ديگران سپرده ميشوند.آنچه كه ميماند يك بيلان كار واقعي است ونام نيكي است كه در اذهان جاودانه ميشود.

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

شکایت ازکه کنم؟ سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390 8:40

بيادآوري  حاطرات گذشته چندان خوشايند نيست.بخصوص اگر تمامش تلخ باشد.هربار كه من تصميم ميگيرم تاپستي سراسر شاد بگذارم تا خوانندگان اين صفحه اندكي انبساط خاطر پيداكنند ناخودآگاه خاطرات بد به ذهنم هجوم ميآورند.من نيز ناچار ميشوم علي رغم ميل باطنم آنهارا بنويسم.

به خاطرم مي آيد آقاي عباسي نماينده رودسر واملش وايضأ بخش اشكور پيش از تكيه زدن بركرسي زيباي وكالت وعده نمودند كه هر از چند گاهي سري به مناطق حوزه انتخابيه خود بزنند.البته اين وعده مانند ديگر وعده ها در همان جلسه تبليغاتي به فراموشي سپرده شد.من راه را آسان نمودم وايشان رادعوت كردم تا بصورت مجازي سري به روستاهاي اشكور كه در دسترس من ودر وبلاگم بودند بزنند.گويا آقاي عباسي حتي فرصت يك ساعته هم نداشتند تاسري به اين صفحه كه وقايع نگار منطقه خودشان است بزنند.بنده از طريق ايميل ايشان، از آقاي عباسي ونيز مدير سايت انترنتي ايشان دعوت كردم تا صفحه ام را بخوانند.گويا آنقدر سرگرم رتق وفتق امور هستند كه يك ساعت وقت ندارند.البته حق دارند .وکالت هست وهزار دردسر.

دوستي گله كرده است كه ما خسته شديم از بس چشممان به اين پست ((کی به این میگه راه؟ ))خورد.اين دوست نوشته بود گويا قصد داريد تا راهتان اسفالت نشده است پست جديد نگذاريد.

من قصد داشتم تازماني كه آقاي عباسي وهمكارانشان اين پست را نخوانند چيز تازه اي ننويسم.چون ميخواستم به اين دلخوش كنم وبه همولايتي هايم بگويم شمانيز دل خوش داريد كه اگر وكيل مان به روستاهاي ما سر نميزنند،دست كم چيز هائي را كه در باره روستاها نوشته ميشود ميخوانند.وخيلي دوست داشتم تا عين نظر آقاي عباسي را در پست جديدم منتشر ميكردم.

راستش گله از كسي فايده ندارد.زيرا سرنوشت ما با وعده دادن ها وعمل نكردن ها عجين شده است.ديري نميپايد تاوعده هاي آباد كردن روستاها از نو آغاز شود .زيرا بزودي دوران تازه وكالت از راه ميرسد.وباز دوستاني كه با وعده هاي فريبنده به مقصود رسيده بودند از راه ميرسند وباز ما سر از پا نشناخته به وعده هاي جديد شان دل خوش ميكنيم وبه آنها رأي ميدهيم.

دراين ميان مهم نيست كه چه اتفاقاتي رخ بدهد.

براي كسي مهم نيست كه مرواريد سر زا برود.

براي كسي مهم نيست كه عليمراد از آپانديسيت بميرد .

براي كسي مهم نيست كه دختر سبحان بي سواد بماند.

براي كسي مهم نيست كه پدر مريضم براي نبود راه در روستا رنج بكشد.

براي كسي مهم نيست كه نان به قيمت جان بدست روستائي برسد.

براي كسي مهم نيست كه روستائي اصلأ نياز به رفاه داردیانه.

براي كسي مهم نيست كه اين همه مهم نيست وجود دارد.

اصل مهم اين است كه وعده اي داده شود ورأيي گرفته شود.

وخدا به داد اين مردم مظلوم برسد.

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

كی به اين ميگه راه؟ پنجشنبه پنجم خرداد 1390 20:44

*

قابل توجه سرورگرام جناب دكتر عباسي نماينده محترم رودسر واملش 

اين عكسها تنها گوشه كوچكي از راه هاي روستاهاي اشكور است.خدا به داد اين مردم برسد.

جناب دكتر عباسي عزيز، هميشه سفر به وربن به همين شكل بوده است.

جناب دكتر عباسي عزيز، يك راننده بيچاره بايد چقدر توان مالي داشته باشد تا بتواند در اين راه ها دوام بياورد.ويك روستائي بايد چه هزينه اي رو براي رفت و آمد تو اين مسير صرف كند.

جناب دكتر عباسي عزيز، يك جوان روستائي تا كي ميتواند اين سختي سفررا تحمل كند؟

ويك صحبت برادرانه با جناب دكتر عباسي نماينده محترم مردم رودسر واملش.

جناب آقاي دكترعباسي تا حالا از كسي پرسيده ايد كه روستاي وربن در كجاي ايران قرار دارد؟

ميدانيد كه براي گرفتن رأي براي شما دوستانتان چه وعده ها دادند وچه مرارتي رابراي رسيدن به روستاهاي ما كشيدند؟

جناب دكترعباسي عزيز روستائي فقط بدنيا نيا مده است كه رأي بدهد.

توقعاتي دارد كه برآورده كردن آن برذمه شما ميباشد.

جناب دكترعباسي عزيز فكر ميكنيد بعنوان نماينده اين جوانان چه وظيفه اي در قبال ايجادرفاه در برابر آنان داريد؟آيا اينان مستحق كمك ودلسوزي نيستند؟

جناب عباسي عزيز حافظه تاريخ ماندگار است وآدمهاي مهم در معرض قضاوت دائمي تاريخ قرار دارند.

جناب دكتر عباسي عزيز توقع نداريم كه خود حضرتعالي قدم رنجه كنيد وبه روستاهاي ما سر بزنيد.ولي اين انتظار از شما هست كه همكاران شما از منطقه فقير ما ديداري داشته باشند.

جناب دكتر عباسي عزيز،بنظر حضرتعالي ساختن ۲۰ كيلومتر راه روستائي چه مقدار هزينه دارد؟

جناب دكتر عباسي عزيز،آيا درشأن شما هست كه در دوران نمايندگي شما راه هائي از اين دست درحوزه انتخابيه شما باشد؟

جناب دكتر عباسي عزيز،ميدانيد چند نفر براي عدم وجود يك راه خوب درحوزه انتخابيه شما جلاي وطن كرده وبه جاهاي ديگر كوچيده اند؟

جناب دكتر عباسي عزيز،ماندگاري انسان در ذهن ديگران مهم است نه درچشم ديگران.

وسخن آخر باشما عزيز بزرگوار

جناب دكتر عباسي عزيز مناعت طبع مردم حوزه انتخابيه شما مثال زدني است.اينكه چيزي طلب نميكنند بدليل عدم نياز آنان نيست.بلكه قانع هستند وبزرگوار.برذمه مسئولين محلي ومملكتي است كه براي رفاه اين مردم تلاشگر وسخت كوش كاري بكنند.فراموش نكنيد كه هيچ كار نيكي در جهت رفع مشكل محرومين از ديد پروردگار رب جليل

پنهان نيست.

*

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

آمارجمعيتي روستاهاي اشكور دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390 18:6

*

درپست سفرعيدبسياري از دوستان لطف نمودند وبنده حقير را مورد مرحمت خود قرار دادند وراهكارهاي بسياري ارائه دادند كه در اينجا از بذل توجه همه اين دوستان تقدير وتشكر مينمايم واميد وارم خداوند به همه ما توفيق خدمت به محرومين جامعه را عنايت فرمايد.

دراين پست سعي خواهم كرد تا به اندازه اندكي كه توانسته ام اطلاعات مفيدي پيرامون مسائل ومشكلات وهمچنين توانائيهاي اشكوررا به نظر خوانندگان عزيز اين صفحه برسانم.

پيش از هرچيز توجه شمارا به وسعت سرزمين اشكور ونيز آمار جمعيتي آن جلب ميكنم.شايد كمتر بخشي در استانهاي ايران وبخصوص در استان گيلان از چنين وسعت وجمعيتي برخوردار باشد.روستاهاي اشكور داراي محصولات باغي بسيار متنوّعي مانند،فندق،گردو،سيب،به،آلبالو،گيلاس وانواع ميوه هاي ديگر ونيز محصولاتي مانند گندم ،جو،عدس،نخود،لوبيا،وبهترين محصول اشكور كه به وفوردرتمام نواحي اشكورات يافت ميشود محصول گل گاوزبان است.در پست هاي گذشته خيلي در مورد گل گاوزبان نوشته ام.وديگر محصول شايان توجه بيشتر مناطق اشكور كه مستعد پرورش آن هست عسل مرغوب ومعطّر آن ميباشد.اشكور داراي استعداد هاي بسيارديگري نيز هست مانند پرورش آبزيان ودام وطيورونيز پرورش انواع قارچهاي خوراكي.مردم اشكور بخاطرشرايط سخت وكوهستاني منطقه بسيار سخت كوش هستند واگر اندكي به اين بخش زيبا ومستعد بذل توجه شود بدون شك ميتوان انتظار داشت كه حداقل از مهاجرت بخش وسيعي از مردم به شهرهاي بزرگ يا همجوار جلوگيري بعمل آورد.در مناطق اشكور زمين قابل كشت به وفور يافت ميشود.بسياري از مردم كه به اطراف كوچيده اند درآرزوي بازگشت به روستاهاي خود هستند.اما عدم وجود راه هاي مناسب عبور ومرور به شهرهاي اطراف ونبود بسياري از امكانات زيستي مناسب باعث ميشود كه تعدادي از اين افراد براي هميشه روستا را به فرا موشي بسپارند وتنها درحسرت باز گشت به روستا زندگي كنند.من در اين پست آماري از پراكندگي جمعيت روستائي وخوانوارهاي ساكن در روستاهاي مختلف را ارائه مينمايم .باشد كه مسئولين با عنايت به آمار موجودوگستردگي سرزمين بزرگ اشكور فكري بينديشند وبراي آيندگان اين بخش ميراثي از رفاه به يادگار بگذارند.البته تمام مردم خوب ما در جريان هستند كه آمار روستائياني كه از روستاهاي خود كوچيده اندوبه شهرهاي دور ونزديك رفته اند بسيار بيش از اين است.بنده تلاش خواهم كرد تا به كمك دوستاني كه دستي در جامعه دارند آمار دقيقي از پراكندگي جمعيتي وهمچنين توانائيهاي بالقوه در اشكور ارائه نمايم.

در همينجا از جناب آقاي عباسي نماينده محترم رود سر واملش ميخواهم تا نظري از سر دلسوزي ونيز پاسداشت حرمت رأي دهندگان به خودشان ،نگاهي جامع به مناطق محروم اشكور داشته باشند.زيرا ايشان خوب ميدانند كه بيشترين رأي دهندگان ايشان از روستاهاي اشكور بوده اند.

همچنين از دوستان وبلاگنويس اشكور وساير دوستاني كه مايل هستند تادر اين امر خير ومهم سهيم باشند دعوت ميكنم تا اطلاعات آماري خود را در زمينه خانوار روستائي تعداد مردان وزنان ونيز شرايط روستا را براي حقير ارسال كنند تا به ياري خدا بتوانيم اشكور را آنگونه كه هست معرفي كنيم.

*

 

*

آبادی                                     خانوار    جمعيت مرد زن
موسي كلايه 196 805 377 428
لرود 113 520 238 282
اغوزبن كندسر 102 391 190 201
ملكوت 101 397 205 192
سجيران 100 340 155 185
بويه 100 286 134 152
شوك 96 331 149 182
مربو 95 348 168 180
كجيد 92 245 125 120
گره گوابر 91 322 165 157
ليما 81 237 119 118
كلامرود 81 197 92 105
توكاس 80 281 124 157
كاكرود 80 243 105 138
نيلو 76 271 136 135
لشكان 63 253 122 131
خراسان پشته 62 226 111 115
گورج 60 158 67 91
كياسه 59 160 68 92
زياز 58 179 95 84
ديماجانكش 56 205 90 115
طولاي بالا 52 134 61 73
امام 51 122 63 59
جيركل 50 177 78 99
عزت آباد شرمدشت 48 197 100 97
پوده 47 173 75 98
گيري 47 157 68 89
پي اغوزبن 46 154 68 86
سياه خولك 44 149 73 76
لسبو 41 159 77 82
ريسن 39 152 58 94
سيارستاق 37 139 58 81
هلوبن دره 37 136 71 65
روم دشت 37 98 47 51
كاكرود 37 94 49 45
بالالام بشكست 36 112 47 65
شفيع اباد 36 99 42 57
برمكوه 35 115 47 68
تماجان 33 71 34 37
ايني 1۵۱ ۷۸ ۷۳
ديورود 32 99 48 51
ميلاش 31 110 45 65
اكبراباد 31 108 46 62
لياسي 31 74 36 38
ايزدين 30 115 53 62
مايستان پائين 30 84 35 49
عزت آباد (عسکرآباد) 29 104 53 51
رزه گردن 28 110 58 52
لام بشكست پائين 28 95 47 48
شوئيل 28 85 40 45
لترود 28 83 37 46
جيرده 28 71 29 42
نياسن 27 93 39 54
قاضي چاك 27 64 30 34
سزرود 26 101 45 56
كلرود 26 94 49 45
ليماگوابر 26 63 24 39
زراكي 25 95 51 44
توسه چاله 25 79 41 38
ياسور 25 56 23 33
مازي بن 24 94 43 51
كشايه 24 82 37 45
استخرسر 24 69 31 38
شيه 24 66 30 36
طولاي پايين 23 58 22 36
زورزمه 22 74 32 42
دليجان 22 55 19 36
شرمدشت 21 76 39 37
دشتك 21 73 38 35
درسنك 21 69 35 34
گرمابدشت 21 51 25 26
پرچ كوه 20 78 37 41
بلترك 20 40 19 21
گيلايه 19 77 32 45
درگاه 19 76 31 45
ليماچال 19 57 22 35
سارم 18 51 19 32
پرندان 17 60 28 32
لرده 17 59 24 35
تواسانكش 16 56 24 32
سياه استخر 16 55 23 32
ويشكي 16 40 15 25
چاكانك 15 58 29 29
تلابنك 15 42 18 24
وگلخاني 15 40 17 23
ملجادشت 15 38 17 21
كيارمش 15 37 14 23
مومن زمين 15 37 14 23
ولني 15 29 15 14
سلوكبن سفلي 14 45 18 27
طارش 14 44 24 20
رودبارك 14 43 19 24
مطلاكوه 14 43 26 17
ايرمحله 14 36 15 21
چمتو 13 52 20 32
كلايه پهلو 13 46 19 27
ميانرود 13 44 16 28
سوخته كش 13 44 19 25
مازودره 13 42 20 22
لات محله 13 41 17 24
توكامجان 13 27 12 15
خانه سرك 12 44 19 25
بلكوت 12 36 13 23
تليكان 11 43 22 21
دتورسر 11 40 19 21
ميان لنگه 11 39 20 19
شوله 11 39 23 16
مايستان بالا 11 35 12 23
تلابن 11 31 14 17
سرخ تله 11 30 12 18
رودبارده سر 11 30 16 14
اركم 11 28 11 17
كشمش 11 27 9 18
اسيابدره 11 27 10 17
چاكل 11 16 7 9
مازگاه 10 38 16 22
كلايه 10 35 19 16
صمداباد ۲۴ ۷۴ ۳۶ ۳۸
سراورسو 10 30 16 14
بازارمحله 10 27 11 16
شادراج عليا 10 25 9 16
چلمانرود 9 45 20 25
گوگاه 9 38 17 21
سياهكوه 9 36 18 18
سليمان چپر 9 34 12 22
سلجه 9 33 14 19
برگام 9 27 10 17
ترپو 9 25 11 14
اسك 9 25 14 11
ابدوچال 8 27 13 14
شهرسمام 8 26 15 11
پتنك 8 25 10 15
تله سر 8 25 14 11
وربن 8 24 10 14
تليسين 8 20 8 12
تازه اباد 7 41 24 17
گرمايسر 7 30 13 17
زهون بره 7 28 13 15
سلوكبن وسطي 7 27 13 14
هلوچاك 7 25 11 14
سنگ بنگ 7 17 7 10
پرامكوه 7 10 4 6
زيدي 6 26 9 17
كلكاموس 6 23 10 13
خراسان سر 6 23 11 12
چكرود 6 22 10 12
نيلوپرده سر 6 22 12 10
سياه كشان 6 18 10 8
اغوزكله 6 17 4 13
رياب 6 17 8 9
نركي 6 16 8 8
كوجي 6 15 6 9
جورده 6 14 5 9
حسني كوه 5 18 8 10
اره چاك 5 15 7 8
سرتربت 5 15 7 8
چشان 5 14 7 7
كاغذي 5 14 7 7
دواب 5 13 6 7
فكش 5 12 6 6
سرده 5 11 6 5
النكنگه 5 8 5 3
چمتوكش 4 15 8 7
خورسندكلايه 4 14 6 8
دوگل 4 13 4 9
سلوكبن عليا 4 13 5 8
باباجان دره 4 13 6 7
ليلكي 4 10 5 5
پرويزخاني 4 9 5 4
سنگسرود 4 8 4 4
خميرمحله 0 0 0 0
پلستان 0 0 0 0
ليه خاني 0 0 0 0
چاكان 0 0 0 0
سياوشكوه 0 0 0 0
شادراج سفلي 0 0 0 0
عروس محله 0 0 0 0
كياشكول 0 0 0 0
محمودلات 0 0 0 0
ني دشت 0 0 0 0
خصيل دشت 0 0 0 0
شيرچاك 0 0 0 0
بزچاله 0 0 0 0

*

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

سفرعید یکشنبه چهاردهم فروردین 1390 7:48

به احترام دلسوزيهاي بي شائبه برادر بزرگوارم آقاي اميري وتوجه مسئولين اشكورجهت بذل توجه به روستاهاي محروم اشكور

 

لطفأمطلب  روستائيان ناراحت وخاطي!!راازوبلاگ آقاي اميري بخوانيد ولي گريه نكنيد!!!!

امروز 26اسفند1389 است.قصد دارم تابه اتّفاق خانواده به روستای زادگاهم وربن بروم.جویای وضع هوا وراه میشوم.میگویند برف میبارد.پشتم میلرزد.زیرامیدانم که باوجود بارش برف اگرسفربه روستاغیر ممکن نباشد بسیار سخت خواهد بود.ساعت 4صبح روز29 اسفند باهمراهی خانواده عازم روستای وربن شدیم.فاصله 300کیلومتری راه آسفالته را درزمانی کمتر از4ساعت طی کردیم.ازقزوین تا منجیل هواتاریک بود وجائی دیده نمیشد جز روبرو که به وسیله نورچراغ ماشین روشن میشد.درروشنائی آغاز صبح رودبار وامام زاده هاشم وسیاهکل را پشت سر گذاشتیم.

وربن وسورتله وايني از سمت غرب به شرق

وربن ازشرق به غرب

وربن از شرق به غرب

 

وربن ازغرب به شرق

 

وربن از جنوب به شمال

 

وربن از ارتفاع بالا

 

 تصاويربالا از گوگل ارت دريافت شده است.سرزمين غني اشكوربا اين وضع اسف بار راه هاي مواصلاتي بزودي خالي ازسكنه فعال خواهدشد.وبينهايت زمين مستعد كشاورزي ودامداري به امان خدا رها ميشود.

جاده جنگلي بين سياهكل وديلمان

جاده جنگلی بین سیاهکل ودیلمان

 ابتداي ورود به ديلمان از سياهكل

ابتدای ورود به دیلمان 

ازسیاهکل تا اسپیلی مناظر چشم نواز فراوانی دارد.جاده دردل جنگل انبوه پیچ وتاب میخوردوپس ازنمایاندن دلفریبیهای طبیعت گیلان مارا به اسپیلی ودیلمان دیار دیلمیان قدیم میرساند.ساعت 8صبح به انتهای راه آسفالته میرسیم.

رودخانه چاكرود

رودخانه چاکرود وپل آزادگان 

تعداد مازیاد است بیست نفری میشویم.خودروهای سواری خودرا درحیاط خانه یکی از آشنایان میگذاریم ومنتظر آمدن راننده ای میشویم که قرار است از اینجا به بعد زحمت بردن ما به روستا را تقبل کند.قرار ما باراننده ساعت 9صبح است اما اوتاساعت 12 پیدایش نمیشود.زیرامنتظر مسافرانی دیگر ازمسیر های دیگر است.ما به این وضعیت عادت داریم وچندان بیتابی نمیکنیم.علی رغم اینکه دلمان برای دیدن روستا واقوام پر میزند اما باید مانند همیشه تحمّل کنیم.ازانتهای راه آسفالته تاروستای وربن وهمچنان سورتله 25 کیلومتر راه خاکی است.ساعت 12 راننده باماشین تویوتا لند کروز زمان جنگ پیدایش میشود ومسافرین را سوار میکند.اینکه چطور این همه آدم داخل آن ماشین جاشدند خود معجزه ای است که باید دید وباور کرد.بهرحال مسن ترها داخل ماشین نشستند وجوانترها یا روی رکاب جای گرفتند یا خودرا به میله های سقف چسباندندوآویزان شدند.چشمان من همیشه شاهد این صحنه های آکروبات بازی مسافران است.ماشین باتمام سرنشینان وبار سنگینش حرکت میکند.تراژدی غمناک سفر به روستا آغاز میشود.مسافران درون ماشین درهم فشرده میشوند راه نفس کشیدن بدلیل گردوخاک راه وحجم عظیم انسان ووسیله وجود ندارد.همه شاکی هستند وگله مند .والبته پرسش گر که پس جایگاه روستاهای ما در تقسیمات کشوری کجاست؟البته همه هم میدانند که این حرفها از سر خستگی وبدی سفر است.20کیلومتر دیگر از راه که خاکی است سپری میشود.درمسیر از روستاهای ،بن زمین،پائین وسمجان،بالاوسمجان،یرشلمان،کارسنگ،سرددره عبورمیکنیم.راه سخت است اما قابل تحمل .غرولند مسافران برای گوش راننده مانند موسیقی رپ است میشنود وباآن تنها سر میجنباند.راننده میداند که نباید با مسافرین وارد بحث شود زیرا تنگی راه عبور دقت بالای راننده  را میطلبد.راه پراز پیچ های تند وشیبهای خطر ناک وپرتگاه های فراوان است.هر اشتباه کوچک راننده آخرین اشتباه او میتواند باشد.20 کیلومتر راه ظرف یک ساعت طی میشود.باعبور راننده از هر پیچ یا لبه هر پرتگاه ویا صعود به بالای هرشیب ،صلوات بلندی را از سوی مسافرین در پی دارد.ازنذرونیاز مسافرین پیش از آغاز سفر به روستاهای یاد شده سخن نمیگویم.آدمهای ترسوئی مانند من چشمهارا میبندندومحکم به جائی از ماشین چنگ میاندازندوخداخدامیکنند که این آخرین سفر آنها نباشد.باتمام تلخیها وشیرینیها!!!!ماشین به روستای هفته بند(هفته بود)میرسد.راننده باتمام تجربه اش درمیان گل ولای گیر میکند.مسافرین پیاده میشوند.چند نفری کمک میکنند تاراننده ماشین را از میان گل ولای بیرون میکشد.از اینجا یعنی این پنج کیلومتر باقیمانده را باید با زنجیر چزخ برود.زیرا این راه دیگر مناسب ماشین نیست .راننده میگوید آنهائی که میتوانند ،پیاده تاروستا بروند .من از خداخواسته عازم میشوم.دردل انواع دعاهائی را که بلدم میخوانم.این 5کیلومتر باقیمانده از راه برزخ دائم مردمان روستای ما میباشد.باید این راه را رفته باشیم تابدانیم معنای راه سخت چیست.بیش از 15 نفر از سرنشینان ماشین پیاده عازم روستا میشوند.هواسرد است وکودک شیرخاری که برشانه های پدرش نشسته است ازسرما میلرزد.

پياده روي به سمت وربن مانند هميشه

پیاده روی به سمت وربن.مانندهمیشه 

اما شاید اوهم میداند که باید این سفر را تمرین کند.ما ازمیان گل ولای جاده حرکت میکنیم وامید واریم که ماشین بتواند این راه را طی کند.صدای ناله های ماشین ازپشت تپه ماهورهای مسیر شنیده میشود.مانندزمانی که یک بلدزر عظیم الجثه مشغول کندن زمینی سخت است،میغرد.غریدن ماشین نشان از سختی حرکت در راهی است که ما محکوم به پیمودن آن هستیم.به گردنه مالم خانی میرسیم .تنها 2کیلومتر از آن 5کیلومتر کذائی را پشت سر گذاشته ایم.روستای وربن وروستای سورتله وروستای اینی در پیش روی ماقرار دارند.راهپیمائی ما ادامه دارد وماشین غرش کنان به ما نزدیک میشود.

اينهم ماشيني است كه مارا به وربن ميبرد

اینهم ماشینی است که مارا به وربن میبرد.

ماشین مانند گهواره کودکان به چپ وراست تلو تلو میخورد.میدانم که سرنشینان آن چه حالی دارند .خودم بار ها آن را تجربه کرده ام.بار ها خیال کرده ام که این آخرین سفرم به روستا میباشد اما باز هستم وباز درحال رفتنم.3کیلومتر از باقیمانده سفر،سخت ترین ودلهره آورترین راه است.پس از 3ساعت ماشین موفق به پیمودن مسیری 5کیلومتری میشود.مابه روستارسیده ایم.خسته ،گل آلوده،عصبی،درمانده ووامانده ازهمه جا.سفرعید نیز مانند همه سفر های دیگرمان سخت است.تنها وابستگی ما به سرزمین مادری است که مارا با تمام سختیها به روستا میکشاند.  


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

بیکسی جمعه پنجم فروردین 1390 11:9

همیشه وقتی یه آگهی روزنامه رو میخوندم ویایکی جلو کسی رو میگرفت ویایکی یه نوشته تو یه پاکت میذاشت ومیداد دست کسی ک مضمونش این بود،((به من کمک کنید ))

دستگيره هاي زيباي پشمي

دستگیره های پشمی بافت دست زنان روستائی

این دستگیره های زیبای آشپزخانه حاصل تلاش زنان روستاهای اشکور است.

حالم گرفته میشد.باخودم میگفتم طرف چقدر بدبخته که اینطور بی پروا تقاضای کمک میکنه.میگفتم چرا خودش کاری نمیکنه؟ امروز من همون آدمی هستم که تقاضای کمک دارم از همه آدمهائی که این سطور رو میخونند.راستش میگن آدمهای بزرگ که گریه نمیکنند.اما چه باورتون بشه یانشه، من الآن دارم گریه میکنم .بیصدا اشک میریزم.برای مردمی که دستشون به هیچ جای دنیا بند نیست جز خدا.ولی خداهم کسائی رو وسیله قرار داده تا به داد دل مردم بیکس برسند.نمیدونم شما بیکسی رو به چه معنی میکنید.کاش با من به روستاهای ما سفر میکردیدتامعنی بیکسی رو ازنزدیک لمس کنید.

بیکسی یعنی اینکه توروستا یه نفر مریض بشه وبخاطر بدی راه نتونی به یه درمانگاه برسونیش وجلوچشمات جون بده وتو نتونی براش کاری بکنی.

بیکسی یعنی اینکه برای هرکیلومتر سفر ده هزار تومان بدی وباز دلت برای راننده ماشین بسوزه ودلت برای خودت بسوزه وخجالت بکشی که چرا به راننده کرایه کمی دادی.

بیکسی یعنی اینکه پدر ومادری در روستا چشم انتظار دیدارت باشند وتواز ترس راه سخت ونبودن یک وسیله مناسب سفر جرأت نکنی به آنها سربزنی.

بیکسی یعنی اینکه وقتی بعد ازیک سال انتظار به دیدار خانواده ات میری تو اون پنج کیلومتر آخر راه اینقدر توچاله چوله راه فرو بری وآنقدر ماشینت تا لب پرتگاه بره وبرگرده وآنقدر توماشین با هر دست انداز بالا پائین بپری که دل وروده ات بیاد تودهنت وتا مرز سکته پیش بری.

بیکسی یعنی اینکه ده کیلومتر آخر سفرت آنقدر بد باشه که وقتی به مقصد میرسی نتونی تا سه روز از جات تکون بخوری.

بیکسی یعنی اینکه آب وزمین داشته باشی وامکان استفاده از زمین برات فراهم نباشه ومجبوربشی وبری برای دیگران مزدوری کنی.

بیکسی یعنی اینکه خودت بهترین مکان دنیارو در اختیار داشته باشی ونتونی به آنجا سفر کنی وبرای تعطیلات عیدت به جاهای غریب که هیچ تعلق خاطری به آنجا نداری سفرکنی.

بیکسی یعنی اینکه همه چی داشته باشی ونتونی از هیچ چی استفاده کنی.بیکسی یعنی اینکه چشم انتظار کمک کسائی باشی که یا تورو نمی بینند یا برات ارزشی قائل نیستند یا اصلأ دوست ندارند که کمکت کنند.

بیکسی یعنی اینکه فقط تاروستا ده کیلومتر راه ناجور داشته باشی وایقدر مرفّه نباشی واینقدر بیکس باشی که کسی حاضر نشه اونو برات درست کنه تا بتونی راحت به روستا بری.

 تنورهاي سنتي روستاهاي اشكور

تنورستان روستائی ونان داغ وخوشمزّه

تنورهای سنتی روستاهای اشکور که روبه نابودی میروند

بیکسی یعنی اینکه خودت بلد باشی نون بپزی اما آردش مهیّا نباشه وتومجبور بشی نونت رو ازشهر تهیّه کنی.

بیکسی یعنی اینکه اینقدر یه چیزی رو تکرار کنی وکسی نباشه تا برای حرفات تره خرد کنه واونوقت تو از اینهمه تکرار بیحاصل بدت بیاد وخودت رو لعن ونفرین کنی.

اصلأ بیکسی یعنی اینکه زنت وبچه هات بخاطر بدی راه بهت بگن ،خودت تنها برو روستا،یعنی اینکه رنگ پریده صورتشون رو موقع حرکت ماشین تو چاله چوله های جاده ببینی وبهشون حق بدی که بابا دارن راست میگن.

درپست بعدی گزارش سفر به وربن وسورتله را میگذارم.

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

ازسختی راه نهراسیم شنبه چهاردهم اسفند 1389 18:23

باهمه سختیها به روستابریم

تنها دوهفته تا نوروز باقی مانده است.برای خیلی از مردمی که من میشناسم نوروز معنای خاصّی را دارد. برای ماروستائیان درشهر مانده نیز نوروز،خاصّ است.خاصّ به این دلیل که فرصتی ایجاد میشود تا به دیدار کسانی که مدّتها از دیدار شان محروم بوده ایم برویم.خیلی از ماها به بهانه پیداکردن شغل ،سالها قبل جلای وطن کرده وبه شهر های دور ونزدیک روستاهامان کوچیده ایم .امّا وابستگی ها ودلبستگیهامان، در روستا جا مانده است.که مهمترین آنها وجود بستگان دور ونزدیک است که در روستا مانده اند وما دلتنگ دیدارشان میشویم.اما جبر کاری خیلی از ماها اجازه نمیدهد که هرزمان که بخواهیم به دیدارشان نائل شویم.تعطیلات عید فرصت مناسبی است که به دیدار آنان برویم.تا اینجای مسئله مانند همه جای دیگر است .ازاینجا صورت مسئله تغییرمیکند.برای رفتن به روستا درگام اوّل به یک راه ماشین رو خوب نیاز است که متأسّفانه در روستاهای ما موجود نیست .زیرا راه های نیم بند روستاهای ما فقط برای چند  ماه ازفصل خشک سال مناسب است.از نبود وسائل نقلیّه خوب صحبت نمیکنم زیرا دوست ندارم کام بسیاری را، از نبودها وکمبود ها تلخ کنم.نمیدانم به چه کسی باید رجوع شود ونشده است.به چه کسی باید گفت که گفته نشده است.به کجا بایدرفت که نرفته ایم.راستش ماهمانکاری را میکنیم که میدانیم.مردم روستاهای ما برروی سرزمینی بسیار غنی زندگی میکنند ولی بسیار فقیرند.عامل عمده فقر مردم روستاهای ما عدم دسترسی آسان به شهرهای همجوار است.یعنی هر چیزی که بخواهد وارد روستا بشود به چندین برابر قیمت واقعی آن درشهر تمام میشود.مثلأهزینه حمل یک کپسول یازده کیلوئی گاز مبلغ پنج هزار تومان است که خود این معادل دوبرابر قیمت گاز است.آردو برنج وروغن ودیگر مواد مصرفی نیزهکذا.عجیب نیست که هر روز شاهد رشد سریع تر از پیش مهاجرتهای کور به سوی شهرهای بزرگ هستیم.این درحالی است که تا همین چند سال پیش روستاهای ما بخش عظیمی از مواد گوشتی ولبنی وهمچنین محصولات باغی ،دیگرمناطق را تأمین میکردند.نیاز مبرم روستائی برای تولید ،وجود امکانات اولیّه حمل و نقل است.اگر روستائی نتواند مواد مصرفی تولیدات را با قیمتی مناسب به روستا منتقل کند،طبعأدل به تولید نمیسپارد ومانند اسلافش برای زندگی بهتر راهی شهر میشود.وبزودی درمییابد که شهر،آن مدینه فاضله ای که اورا به همه آرزوهایش میرساند نیست.امّا از طرف دیگر برای او چاره جز همین کاری را که میکند نمیماند.مواد اولیّه اش را باید گران وارد روستا کند وتولیداتش را ارزان بفروشد .یعنی  به حال کسانی بباید گریست     بود دخلشان نوزده،خرج بیست.براستی که این بیت وصف الحال روستائیان ماست.

وربن

کوره راهی بنام راه(این راه ماشین رو در  وربن است)

اما روی سخنم با همولایتی های ماست .عزیزان من ،امسال را نیز چون سالهای گذشته با تمام سختیهای راه به روستا برویم وعید را در روستا بگذرانیم.باهم اندیشه کنیم که چه راهکاری برای رفع مشکل خودمان در زمینه جادّه دسترسی به روستایمان  پیداکنیم.شاید بهترین گزینه برای رفع مشکلاتمون این باشد که خودمان کمر همّت بربندیم وبه راهسازی بپردازیم.اما راستش درمسیر جادّه های ما صخره های عظیمی وجود دارد که تن بیننده از هیبت آنها به لرزه میافتد.امسال را با تمام سختیها به روستا میرویم.میگویند:هرکه را طاوس باید جور هندوستان کشد.    وما طاووس مان هوای روستاست وهندوستان ما ،روستای ما.

وربن وپرچین

اینهمه سال ازرفتن نهراسیده ایم.زن ومرد،پیروجوان،کودک و میانسال ،هرسال بامرارت های بسیار این راه سخت را برای دیدن روستا وزیارت اقوام پیموده اند وباز امسال نیز میپیمایند.

درآغوش تنهائی پائیز

این عکسها گویای زیبائیهای بکر روستاهای اشکوراست.روستای وربن یا سورتله ویا اینی تنها بخش کوچکی از سرزمین بزرگ اشکور است.فقط باید به روستا رفت ودرفصول مختلف در هوای پاک روستا نفس کشید تا به آرامش روستا ایمان آورد.

منظره پائیز

روستای اینی درهمسایگی وربن قرار دارد.این دوروستا وروستای سورتله از درد مشترک نداشتن یک جادّه خوب در رنج هستند وهمین رنج عامل بسیاری از مشکلات در این روستاها شده است. 

درخت خاطرات کودکی

این درخت گلابی وحشی(هاربو)درهاربوچال قرار دارد.خیلی از ماها که اینک درشهرها سرگردانیم،خواب نیمروزی تابستانهارا در زیر سایه این درخت ودرخت های مشابه ازیاد نبرده ایم. 

درخت خاطرات کودکی من

آدمهای هم سنّ من،درروستای وربن وسورتله از این درخت خاطرات زیادی رادریاد خود دارند،اما جبر زمانه وادارشان کرده است تا یادشان برود که بهشت دنیای ما همان روستای ماست. 

درخت وروستا

من برای این، قصّه این درخت را تازه میکنم تا به همولایتی ها بگویم که روستا فقط با حضور روستائیان زنده است.زیبائی این درختان زمانی است که کسانی آن را ببینند یا درسایه آن به استراحت بپردازند.

پائیزوربن

اینبار روستای وربن را از منظر دیگری به نمایش میگذارم.راستش خیلی وقت است که دیگر بچّه های وربن ،وربن را از این طرف ندیده اند.حیفم آمد که این تصاویر را درمعرض دید همولایتی های خودم نگذارم. 

پائیز وربن

باغهای فندق وربن که حاصل سالها تلاش مردان وزنان وربنی است چشم انتظار بازگشت فرزندان خودش است تا آبادی از دست رفته را از نوباز یابد.خزان پایان همه چیز نیست.خزان باغها آغاز رویش دوباره در بهاراست. 

پائیز اینی

براستی چه کسی منکرزیبائی این مناظر بکر واصیل روستائی است.چرا خیلی از همولایتی های من یادشان رفته است که روستا نیاز مندحضورشان است. 

عکسهای زیبای پائیز وربن را در   ادامه مطلب  ملاحظه کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

سرمایه گذاری درروستا دوشنبه نهم اسفند 1389 15:18

وقتی از خوابهایم در پست قبلی نوشتم،دوستان بسیاری تماس گرفتند وراهکارهای زیادی ارائه دادند.یک نفر ازدوستان میگفت نباید انتظار چندانی از مسئولین داشت که برای مکانهائی امکانات ارسال کنند که بازدهی وباز گشت سر مایه ندارد.این حرف دوستم بسیار منطقی است.یعنی هیچکس حاضر نیست برای هیچ ،سرمایه گذاری کند.امّا روستاهای اشکور بسیارغنی هستند.اشکور بدلیل تمدّن دیرینه اش دارای انسانهای ارزشمند بسیاری است که هرکدام دارای ارزش وجایگاه ویژه ای در اشکور ودیگر جاهای ایران وحتی دربسیاری از کشورهای جهان هستند.هم اکنون بسیاری از متخصّصین این مرزوبوم از مردم روستاهای اشکور هستند.اشکور ازنظر جغرافیائی نیز بسیار وسیع است ومیشود گفت که بزرگترین بخش در شهرستانهای استان گیلان است.اشکور دارای زمینهای مساعد دامپروری وکشاورزی است.هم اینک دارای تنوّع بسیار در فرآورده های کشاورزی میباشد که میتوان به محصول فندق،گردو،گل گاوزبان،گندم،جو،عدس ،نخود،لوبیا وبسیاری دیگراز محصولات اشاره کرد که از اشکور حاصل میشود.اگر بصورت جامعی به اشکور نگاه کرده شود بخوبی پیداست که این بخش میتواند دربسیاری از زمینه ها خودکفا باشد.برکسی پوشیده نیست که مردمان روستا بضاعت مالی خوبی ندارند که قدرت تدارک کامل خودرا داشته باشند.دردوران ستمشاهی، روستائیان اسیر درچنگال اربابهای ستمگری بودند که مالک جان ومال وناموس آنها بودند.روستائی فقط کار میکرد وهیچ بهره ای از کار عایدش نمیشد.بسیار کسانی که درزیر یوغ ستم اربابان جان باختند وبسیار کسان دیگرکه تاپایان عمر باذلّت ومرارت عمر سپری کردند.دراینجا قصد ندارم قصّه تلخ ارباب ورعیّت را تازه کنم چه میدانم که اکثر خوانندگان این سطور به نوعی جای زخم شلاق ارباب برپشت دارند.آنچه که مدّ نظر من است این است که یاد آوری کنم اکنون مردم ما در سایه حکومتی زندگی میکنند که خود برخودپذیرفته اند.واین حکومت که بنام مبارک اسلام مزیّن شده است به همراه خود توقّعاتی را آورده است.اکنون روستائی انتظاردارد تا مانند همه جای دیگر مملکت دیده شود.بیهوده است اگر بگوئیم کاری صورت نگرفته است.دربسیاری از روستاها جادّه،آب،برق،تلفن،مدرسه،حمّام وحتّی گاز نیز وجود دارد.اما بخش عظیمی از روستاها از این امکانات بی بهره است یا بصورت ناکارآمد وجود دارد.بخشی از امکانات نیز در خیلی از روستاها وجود ندارد.بدلیل عدم امکانات رفاهی جوانان مجبور به کوچیدن به مناطق دیگرمیشوند.درروستاها تعدادی پیر مرد وپیرزن باقی میمانند.روستا به آرامی خالی ومتروکه میشود.آنهمه زیبائیهای شگفت آور ازبین میرود.باغات آباد به ویرانه مبدّل میشود.وهرروز برجمعیّت خوش نشین شهری افزوده میگردد.جمعیّتی که دارای توقّعات بیشتری است واگر به آنچه که میخواهد نرسد یا دچار افسردگی میگردد یا به راه های ناصواب سوق داده میشود.میگویند پیشگیری بهتر از درمان است.هزینه درمان درد بسیار بالاتر از هزینه پیشکیری آن درد است.مضاف براینکه درمان بسیاری ازدردها بدون عوارض جانبی نیست.درحال حاضر تعدادقابل ملاحظه ای ازمردم اشکور دارای تحصیلات عالیه هستند.تخصّص های گوناگونی را کسب کرده اند .دررشته های زیادی مهارت کسب کرده اند.مشاغل متفاوتی را تجربه کرده اند.خیلی از این مردم عاشقانه دوست دارند تا در سرزمین مادری خودشان به کاری مشغول شوند.لازم به گفتن نیست که هر انسانی دوست دارد تا در موطن وزادگاهش به کار بپردازد.چون انسان بصورت ذاتی به محلّ تولد خود علاقه ویژه دارد.ضمن اینکه برای کارهای انجام شده در روستاها ارج بسیاری قائلم ودست مجریان وکارگزاران آن را میبوسم،اعتقاد دارم که همچنان میشود برای روستاها امکانات بیشتری را گسیل کرد.درروستاهائی که من میشناسم وبیشتر روی سخنم پیرامون آن روستاها است ،بسیار کمتر دیده شده اند.اگر کسانی از سوی مسئولین استانی وشهرستانی به روستاهای وربن،سورتله،اینی،توسه چالک،ایرمحله،برمکوه،اکبرآباد ودیگر روستاهائی که دراین قسمت از بخش اشکورسفلی وجود دارد،فرستاده شوند وبا نظری از سررأفت وکارشناسانه به اقلیم روستاهای یادشده بیندازند ،درخواهندیافت که چه ثروت عظیمی در این بخش نهفته است.مردم نیاز مند محرّکهای قوی برای انجام کارهای بزرگ هستند.قطعأاگر مسئولین گامهائی درجهت محرومیّت زدائی از چهره روستاها بردارند بدون شک سرمایه گذاری انسانی قابل توجّهی راتدارک دیده اند.دراین میان کم کاریهای بسیاری نیز از سوی خود روستائیان صورت میگیرد.مردم ساکن درروستاویاروستائیان شهرنشین میتوانند جهت جذب سرمایه ودریافت امکانات ارائه طرح کنند.دیدگاههای خودرابه نحوی به مسئولین منتقل کنند.تعاونیهای محلّی برای حرفه های مختلف ایجادکنند.طرح هائی را که درنظر دارند،کارشناسی کنند.پیگیر راهکارهای اجرائی طرح ها باشند.میگویند ایجادهرشغل جدیددرمراکزاستانها وشهرها وشهرستانها نیاز به 30 الی 40 میلیون تومان دارد.درحالی که درروستاها بامبالغی خیلی ناچیز تر میشود ایجاد شغل نمود.باتوجّه به گستردگی روستاها احداث شهرک های صنتعتی کوچک میتواند درجذب افراد وجلوگیری از مهاجرت بیرویه به شهرها جلوکیری کند.بدون شک باید گفت که اگر دولت بیشتر به روستاها اهمیّت بدهد،ازبسیاری معضلات گریبانگیر جامعه جلوگیری خواهد نمود.


درد دلهای یک دوست.لطفأ این مطلب را از وبلاگ روستای اینی آقای مرتضی خانعلی زاده  بخوانید

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

گفتگو شنبه سی ام بهمن 1389 20:14

به گفتگو درمحیطی آرام عادت کنیم

اگر نگاهی اجمالی به بعضی از مشکلات ومعضلات روستاهای خودمان داشته باشیم در می یابیم که برخی از این مشکلات از بی توجّهی خودما به وجود آمده اند ویا به دلیل بی توجّهی ما هرگز به یک راه حّل نمیرسند.بعضی از مسائل روستائی علی رغم زندگی ساده وبی آلایش روستائیان بسیار آزار دهنده هستند.دوست عزیزی در جلسه ای میگفت که برخی از مردمان روستا وقتی صبح از خواب بیدار میشوند آرزو میکنند که ایکاش از دودکش خانه همسایه دودی بلند نشود.معنی این حرف دوستم اینست که برخی از روستائیان چشم دیدن همدیگر را ندارند.امّا من چندان با این نظر موافق نیستم.زیرا در قاموس روستائیان واژه هائی مانند حسادت، بغض ،کینه،دشمنی،نفرت،تنگ چشمی وصفت های مذموم دیگر از این دست بطور ریشه ای وجود ندارد.تنها لحظاتی گذرا بروز میکند وبه همان سرعتی که آمده است از دلها میگریزد.امّا آن چیزی که آزار دهنده است اینست که شیوه ارتباط بایکدیگر را بهینه نمیکنند.مثلأ دعوای کوچکی که سر حق آبه یک زمین به وجود میآید به جای اینکه با آرامش حلّ وفصل شود با سروصدا ودعوا به جنجالی بدل میشود که تا مدّتی رابطه هردو طرف را کدر میکند تا زمانی که مشکل برطرف شود.حالا اگر دراین فاصله قرار باشد که یک طرح عام المنفعه درروستا به اجرا درآیدهمین مشکل باعث میشود که آن دونفر طرف دعوای قبلی آتش بیار معرکه ای باشند که اجازه انجام آن طرح را از دیگران سلب کند.ازاین دست مسائل در روستاها بسیار به چشم میخورد.من گفتم که روش ارتباطی بسیار ابتدائی است .روستائیان چندان مقیّد به حّل وفصل مسائل از طریق گفگوهای آرام وبدور از هرنوع تنش نیستند.همین عدم آرامش وجنجال های بی حاصل باعث هدر رفتن بسیاری از فرصتها میشود .اینک این امید واری به وجود آمده است که با رشدونموّ جوانانی باسطح تحصیلات عالیه واشاعه حل وفصل مناقشات روستائی با گفت وشنود بشود آرزوهای دیرینه روستائیان را جهت رسیدن به یک سطح از زندگی ایده آل برآورده کرد.حالا دیگر زمان آن فرارسیده است تا با بینشی نوبه روستاها وروستائیان نگاه شود.اکنون در اکثر خوانواده های روستائی حداقل یک نفر با سطح تحصیلات عالیه وجود دارد که میتواند راه را برای شنیدن نظرات همسایه اش در کمال آرامش آماده کند.اینک بسیاری از کسانی که به هر دلیل به شهرهای دور ونزدیک زادگاهشان کوچیده بودند در یافته اند که علی رغم تمام آرامشی که در شهر ها دارند امّا درآنجاها تنها حکم یک خوش نشین رادارند.به همین دلیل دلشان برای روستای زادگاهشان پر میزند.اکنون بسیاری از روستائیان دریافته اند که باید خود کمر همّت بربندند به کارهای عمرانی در روستاهای خود اقدام کنند.البته این دلیل بر این نیست که چشم کمک به مسئولین محلی ومملکتی نداشته باشند.طبیعی است که روستائیان تنها نیروی وافر کاری وفیزیکی دارند اما تمکّن مالی که بتواند برای آنان رفاهی نسبی را که لیاقتش رادارند به ارمغان بیاورد را ندارند.اگر روستائیان ومسئولین دست دردست هم داشته باشند بدون شک میشود کاری کرد تا شیوه مهاجرت معکوس شود.

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

درفراق عباد جمعه بیست و چهارم دی 1389 14:0

اینبارمیخواهم غمگینانه ترین مرثیه ام را برفراق دوستی بسرایم که عمرش را درغربت سپری کردودرغربت دار فانی را وداع گفت.اینروزها درماتم از دست دادن دوستی بسر میبریم که برای ما بسیار عزیزبود...........بقیه درادامه مطلب   

اینجاروستای سورتله است.سورتله زادگاه عباد است.اوهمیشه درمیان ماست.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

اینبار سورتله شنبه هجدهم دی 1389 22:59

عکسهای زیبای سورتله ازمحمد جواد محمدی....

.....لطفأ بقیه مطالب وعکسهای زیبای سورتله رادر  ادامه مطلب   ملاحظه بفرمائید

سورتله

  


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

فقط برای روستاهامون دوشنبه سیزدهم دی 1389 19:14

باهم به مشکلاتمون نگاه کنیم

اینبار فقط وفقط برای همولایتی هایم مینویسم .یه کم گله ویه کم درددل.گله واسه اینکه به خودمان کم لطفی میکنیم ودرددل واسه اینکه خودمان رو باور نداریم...بقیه رادر   ادامه مطلب   مطالعه بفرمائید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

دائی چهارشنبه بیستم مرداد 1389 15:21

ماتنیده درپیله گرفتاریهای بسیار که خود، باعث پیچیدن آن بدور خویش هستیم.

دائی قاسم درآخرین روزهای زندگی پربارش

نمی توانم شرمندگی ام را از نرفتن به سالگرد وفات دائی،که تنها برادر مادرم بود پنهان کنم.این اولین سالگرد آن مرحوم بود ومن ...بقیه رادر ادامه مطلب مطالعه فرمائید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

میشود کاری کرد سه شنبه بیست و نهم تیر 1389 19:55

کوه راکسی جابجاکردکه اولین سنگ ریزه را برداشت.

این سخن بزرگی است که صحّت آن به اثبات رسیده است.من همیشه مخالف کسانی هستم که میگویند نمیشودکاری کرد.به گمان من اگر آدمی با نیّت خیر خواهانه ،اقدام به کاری کند بدون شک موفق میشود.سالهای متمادی مردم سرزمین ما به هردری زدند بلکه بتوانند یک راه ماشین رو در روستا ها دایر کنند،که همه اهل فن گفتند نمیشود .تا خدا پدر زلزله را بیا مرزد!!! که در سال 69بخش وسیعی از سرزمین زیبای گیلان را لر زاند وبسیاری از مردم مارا داغدار کرد.ویرانیهای ناشی از زلزله بسیار زیاد بود.اما این زلزله به ما یاد آوری کرد که ما در برابر حوادث طبیعی تا چه حد آسیب پذیر میباشیم.وهمچنین چه میزان کمبود داریم .اما قصدم از به یاد آوری این مطلب ،تازه کردن داغ عزیز از دست داده های سرزمین ما نیست.بلکه میخواهم بگویم که آن زلزله که همه را داغدار کرد ،مواهبی را نیز به دنبال داشت.یکی از آن مواهب ساخت سریع راه های روستائی بود که خیلی از زعما ی قوم را اعتقاد بربی فایده بودن انجام آن بود.بسیاری از مردم ما جمعی یا انفرادی، جهت درخواست احداث راه به سازمانهای مختلف در زمانهای مختلف مراجعه نموده بودند که هر بار با این جواب قاطع، مواجه میشدند که نمیشود .من که با این اندیشه رشد کرده بودم که این کار نشدنی است،چندان در اندیشه نبودن راه به روستا نبودم.یعنی اصلأدر مخیله ام نمی گنجید که روستای ما روزی صاحب راه ماشین رو بشود.وقتی زلزله سال 69 روستاهای اشکور را مانند دیگر جاهای گیلان لر زاند،آنوقت دوستان جهاد گر ونیروهای مردمی دیگر از اقصا نقاط مملکت سرازیر شدندوراه های روستائی بسیاری احداث کردند.راه هائی اگرچه ناقص،!!! اما ازسر لطف ونیّت خیر خواهانه سازندگانش،که خداوند در هر جائی که هستند به سلامت نگهشان بدارد.پس تا این جای ماجرا باید گفت که هر کاری شدنی است اگر در آن، نیت خیر خواهانه ای دیده شود.امروز همچنان همان زمزمه های نمیشود وامکان ندارد بگوش میرسد.در جواب مردمی که برای ترمیم همان راه های به یاد گار مانده از زلزله سال 69به مسئولین متوسل میشوند ومیشنوند.آن راه ها تخریب شده اند .مردمان روستا تمکّن مالی ندارند که به تر میم آن راه ها اقدام کنند.آیا با ید دوباره منتظر بمانیم تا زلزله دیگری بیدارمان کند که می شود برای روستائیان کاری کرد؟

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

داستان مدرسه ما شنبه دوازدهم تیر 1389 22:3

یادش بخیر ،آن وقتها که کوچکتر بودم ،توی روستای ما مدرسه نبود.برای اینکه درس بخونم ،پدرم منوبرد تویه روستای دیگه تابرم مکتب خونه ودرس بخونم.مکتبخونه همون جائی بود که به ما قرآن خوندن وخط نوشتن رو یاد میدادند.کودکی سختی .....بقیه رادرادامه مطلب مطالعه بفرمائید

مدرسه روستای وربن

اینهم نمائی دیگر ازمدرسه روستای وربن وسورتله است


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

سفر باجیپ روسی جمعه بیست و هشتم خرداد 1389 11:23

آخ که چقدردلم ازدست نداشتن یه جادّه خوب دست رسی، به روستایمان پر است.آرزودارم برای یک بار هم که شده بتونم با خیال راحت سوار یه ماشین راحت بشم وبزنم به کوه ودشت وبرم یه دل سیر تو مناطق خودمون بگردم. امّا نه، .......بقیه رادرادامه مطلب مطالعه بفرمائید

این ماشین زحمت حمل روستائیان را میکشد.واگرنبود.......

ماشینهائی که درروستاهای اشکوررفت وآمد میکنند

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

راههای جلوگیری ازمهاجرت بی رویه شنبه یکم خرداد 1389 19:43

بسم الله الرحمن الرحيم

مهاجرت

          مهاجرت بي رويه يك بيماري اجتماعي است كه عامل بسياري از نابسامانيهاي سياسي ، اجتماعي و فرهنگي است كه در كشور ما نيز در طول سالهاي گذشته وجود داشته و متاسفانه بعد از انقلاب به دلايل متعدد تشديد گرديده است .....بقیه را در  ادامه مطلب مطالعه بفرمائید

 وربن زیبا بدون داشتن راهی مناسب

          اگر این بهشت راه خوبی میداشت( وربن)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

اشکور ومشکلات قابل حلّ جمعه هفدهم اردیبهشت 1389 8:25

کمی بیشتر راجع به مسائل ومشکلات اشکور بدانیم

این روزها اکثر مردم ،نویسندگان،هنرمندان،بازاریان،پیشه وران ویاتمام کسانی که به نوعی بامسائل اجتماعی درارتباط هستند راجع به مسائل رفاهی ومعیشتی مردم می نویسند ویا صحبت میکنند.واین مسئله بسیارخوب است.زیرا به سرنوشت وآینده مملکت ما بستگی دارد.اما مردم روستاهای ایران بخصوص مردم روستاهای اشکورات چه سهمی از این مسائل دارند؟ روستائی هاهم دوست دارند در سرنوشت مملکت نقش داشته باشند.....بقیه را در  ادامه مطلب مطالعه بفرمائید

فصل زیبای علف چینی در روستاهای اشکور


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

بازهم وربن چهارشنبه هجدهم فروردین 1389 19:19

نگاهی دیگربه اطراف وربن

این تصاویر ادامه تصاویر پست قبل پیرامون معرفی  روستای وربن میباشد.

........بقیه عکس های زیبای وربن وسورتله رادر   ادامه مطلب   ملاحظه بفرمائید

راه بین روستای اینی ووربن


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

دیدنیهای روستای ما یکشنبه پانزدهم فروردین 1389 18:15

زمستان دربهار

وقتی این عکسها برایم ارسال شد چقدر خوشحال شدم.خوشحال ازاینکه هنوز هم کسان زیادی هستندکه دلشان برای روستا میطپد وسختی هارا به جان میخرند ودر فصل وزمانهای مختلف به دیدار روستا میروند.روستا....لطفأ بقیه مطالب وعکسهای زیبای وربن وسورتله را در   ادامه مطلب  ملاحظه بفرمائید

وربن خفته دربرف زمستانی


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

سیزده بدر درروستا جمعه سیزدهم فروردین 1389 8:24

سیزده بدر در روستای وربن

لطفأبقیه را در   ادامه مطلب   مطالعه کنید

سبزینه های روستا

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

نوروزامسال پنجشنبه بیستم اسفند 1388 21:24

 هفت سین ایرانی

سفره هفت سین

نوروز در راه است.خیلی ها در تلاش هستند تابه بهترین شکل ممکن به استقبال بهار بروند.بهار این زیباترین فصل سال باخودش شادیهائی بیشمار را به ارمغان میآورد.

آرزوی همه مردم است که همه شاد باشند وشادی کنند.این روزها وقتی از خیابانی عبور میکنی همه جای خیابان را مملواز جمعیتی میبینی که به خیابان آمده اند تا خرید کنند.خریدشب عید هم یکی از عادات مردم ما وبیشر مردم جهان میباشد.اما نوروز در روستا رنگ وبوی دیگری دارد.مردم روستاهای ما در ایام عید نیز مانند همه فصول دیگر سال درتلاش برای معاش محدود خود هستند.

برای بعضیها بهترین وبزرگترین شادیها باز گشت فرزندان مهاجرشان میباشد که درشهرهای دور ونزدیک ساکن شده اند.پدان ومادران پیروسالخورده چشم به درویا به راههای منتهی به روستا می دوزند تا بلکه چشمهای بیرمقشان به دیدار فرزندشان روشن گردد.

تلاش کنیم امسال را به جای نشستن کنار سفره هفت سین درغربت کنار سفره پدر ومادرمان باشیم

وشادی امسالمان را با آنها قسمت کنیم.

 

 

زیبائیهای بکر

واین زیبای بکر(وربن) مارا به خود میخواند

سخره وسبزه

زیبائیهای روستا راپاس بداریم

چشمه محل اجتماع

چشمه وربن محل گردهم آئی ودیدوبازدید

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

برق درروستای ما جمعه دوم بهمن 1388 8:30

برق درروستای ما ماجرای جالبی دارد که دانستن آن برای خیلی ها خالی از لطف نیست.

برق درروستای وربن وسورتله

برق روستای وربن

به یمن زلزله درسال 69برخی از مواهب زیستی نصیب روستای ما ودیگر روستاهای محروم اشکورات شد که یکی از آن مواهب وجود برق بود.پس از ورود راه ماشین رو نیم بند به روستای ما که در باره آن بارها نوشته ام برق نیز با همت برخی مسئولین ومردم محلی به روستای ما رسید.مردم شادمان از این موهبت ،چند ماه قبل از حضور رسمی اش در خانه ها اقدام به خرید انواع لوازم برقی نمودند.یخچالهای نفتی جای خودرابه یخچالهای برقی دادند.دستگاه های صوتی وتصویری ارزان قیمت خریداری گردید.البته حضور فرزندان ازروستا گریخته در شهر مانده درخرید وانتخاب لوازم برقی بی تأثیر نبود.باهمه فرازونشیب ها وباشدن ونشدن های بیشمار برق به روستای ما رسید.عناصراجرائی شرکت برق درشرایط کوهستانی منطقه زحمت بسیاری کشیدندتا تیرهای برق علم شدند.برق از راه رسید وعده ای نیز بدلیل وسعت کم مالی کمی بدهکار خرید لوازم برقی شدند که البته برای آنها خوشایند بود زیرا حالا دیگر صاحب برق بودند واز فرزندان شهر نشین خود چیزی کم نداشتند.خوش حالی روستائیان ما حد واندازه ای نداشت .نیمی از روز وشبهای شان راصرف بحث در مورد مواهب ومزایای برق میکردند.شاد بودند وشادی میکردند .برسر هر تیربرق لامپی روشن بود.همه اطاقها برق داشت.دیوارهای خارجی خانه هارا روشن کرده بودند.هربخش ازمحل نگهداری دامها نیز به لامپی مزین شده بود......برق به روستای ما آمده است.اما به هر بهانه ای میرود .گوئی اصلأ از حضورش در روستاهای ما راضی نیست.وقتی باران میبارد میرود.وقتی برف میبارد میرود وقتی رعدوبرق میشود میرود.وقتی سریال جومونگ نیز دارد باز هم میرود .گوئی اصلأ هیچ میانه خوبی با مردم روستائی ندارد.دراین میان آن تلویزیون قسطی خریداری شده میسوزد ویا آن لوازم اهدائی از سوی فرزندان در شهر مانده ازبین میرود.وبدتر ازهمه نفرین وناله روستائی به فروشنده لوازم است که لوازم بد را به آنان فروخته است......اما چرا اداره محترم برق یک برق پایدار را برای روستائیان تدارک ندیده است؟آیا تنها اعلام یک آمار که فلان روستا برق دارد کافی میباشد.مسئولین محترم به روستاها بازرسینی را گسیل دارند تا از کم وکیف آنچه که در آمارها برق نامیده میشود اطلاع حاصل کنند.آیا این برق روستای ما با آنچه که در باره برق تعریف شده است شبیه میباشد؟این معضل گریبانگیر بیشتر روستاهای مناطق دور افتاده اشکور است که من میشناسم.

روستاهای:وربن، سورتله ، اینی ، توسه چالک ، ایرمحلّه ، برمکوه ،

 

ایزین ، ریسن ، کیاسه ، چمتو ، لسبو ، بنان ، مازو گا ، اکبرآباد ،

 

صمدآباد ، پینوند ، زنش ، جرن ، هفته بند ، آسیابسر ، کارسنگ ،

 

لرده ، گیلرکش ، کومنی ، سرده درّه 

 

وروستاهای دیگری که مجال نام بردن آنها وجود ندارد،همه از بدی ارسال نیروی برق گله مندند.روستائی نیاز دارد تا دیده شود تا بداند که حضورش را احساس میکنند.روستا شالوده بخش عظیمی از سرزمین بزرگ ما میباشد .حیف است که تنها در آمارها باشد.حیف است که برای روستا اهمیت قائل نشویم.به آمار ها اکتفا نکنیم به عمل ها بیندیشیم.

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

بازهم راه جمعه بیست و هفتم آذر 1388 8:53

بازهم مسئله راه

برای داشتن یک راه مواصلاتی خوب چه باید کرد

راه روستائی

راه ورود به روستای( وربن )

بازهم زمستان از راه میرسد.برای مردمان شهرنشین ومرفه این مسئله دلچسب است وبرای مردم متوسّط شهری خوشحال کننده .امّا مردمان روستاهای دور افتاده ما چه میکنند؟ من بارها در این صفحه از نبود یا کم بود راه های روستائی نوشته ام .یکی از راه های تداوم توسعه اقتصادی پایدار وجود راه تردّد استاندارد میباشد.اگرراه مناسبی وجودنداشته باشد نمیتوان امید وار بود که کسی بتواند در روستائی دور افتاده که محل تولید مواد اولیه زندگی مردم است،کاری از پیش ببرد.دراشکور ده ها روستا وجود دارد که از نعمت راه مناسب بی بهره است یا اصلا راهی ندارد .زمستان از راه رسیده است وباز سختیهای گذشته فراروی روستائی زحمتکش قرار دارد.اگر مسئولین محترم مملکتی کمی  فقط کمی عنایت داشته باشند به روستاهای دور افتاده بیگمان هم خودرا مرهون لطف خدای رحمان میکنند وهم باعث تداوم زندگی سالم روستائی ونیز تداوم چرخه تولید روستائی میشوند.مضاف بر اینکه جلوی مهاجرت از سر ناچاری روستائیان رامیگیرند.

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

بهداشت درروستا جمعه پانزدهم آبان 1388 8:26

بهداشت براي همه

بهداشت براي همه تا سال 2000:
در سال 1977، سازمان جهاني بهداشت اعلام داشت، مهم ترين هدف دولت ها بايد آن باشد که همه مردم جهان تا سال 2000 ميلادي (1379 شمسي) به سطحي از سلامت دست يابند که زندگي آنان از نظر اقتصادي ثمربخش و مفيد باشد.
لازمه مفيد و موفق بودن افراد در زندگي، داشتن نيرو و توان لازم است. نيرو و توان در صورتي فراهم مي شود که انسان سالم باشد و دستگاه هاي بدنش به خوبي کار کند و به دليل تأثير متقابل جسم و روح از نظر روحي نيز سلامت باشد. اين بيانيه بعدها به «بهداشت براي همه تا سال 2000» شهرت يافت و در واقع يک هدف اجتماعي محسوب مي شود.

به «بهداشت براي همه تا سال 2000» شهرت يافت و در واقع يک هدف اجتماعي محسوب مي شود.

 بهداشت درروستا!!!!!!!

زندگی درروستای وربن

محتواي مراقبت هاي اوليه بهداشتي :
مراقبت هاي اوليه به معناي مراقبت هاي اساسي، ضروري و مناسب براي افراد، خانواده ها و جامعه است که موجبات سلامت جامعه را فراهم مي کند.

 

چون کشورهاي مختلف جهان از نظر امکانات مادي، نيروي انساني متخصص، وضعيت بيماري ها ، تعداد جمعيت ، شرايط آب و هوايي و ... با يکديگر تفاوت دارند، در نتيجه محتواي مراقبت هاي اوليه بهداشتي از کشوري به کشور ديگر متفاوت است و هر جامعه اي موظف است تا با در نظر گرفتن شرايط اجتماعي و امکانات فني و اقتصادي خود آنها را تعيين کند. اين مراقبت ها دست کم شامل موارد زير است:
1 – آموزش همگاني جامعه در زمينه مسائل بهداشتي
2 – بهبود غذا و تغذيه صحيح
3 – تهيه آب سالم و کافي براي آشاميدن، نظافت فردي و عمومي و بهسازي اساسي محيط
4 – ايجاد و ارائه خدمات قبل از زايمان، حين زايمان و بعد از آن و ارائه خدمات مربوط به تنظيم خانواده
5 – ايمن سازي عمومي در مقابل بيماري هاي عمده عفوني
6 – پيشگيري از بيماري هاي بومي و شايع و درمان و کنترل آنها
7 – ايجاد خدمات اوليه براي تمام افراد در مقابل جراحات و حوادث
8 – پيش بيني و تدارک داروهاي اساسي
به محتواي مراقبت هاي اوليه بهداشتي، اجزاي مراقبت هاي اوليه بهداشتي نيز گفته مي شود.
 

اصول مراقبت هاي اوليه بهداشتي:
الف) عدالت اجتماعي: يعني خدمات بهداشتي بايد بين همه مردم بدون توجه به شرايط اقتصادي مردم، عادلانه توزيع شود و همه مردم چه غني يا تهيدست، چه شهري يا روستايي به خدمات بهداشتي دسترسي داشته باشند.

ب) مشارکت جامعه: اگر مردم در برنامه ريزي و اجراي برنامه بهداشتي شرکت فعالانه اي داشته باشند، اين برنامه ها با نيازهاي آنها هماهنگي بيشتري خواهد داشت تا اين که تصميم گيري برنامه ها توسط مؤسسه اي از بيرون و بدون مشورت و مشارکت آنان انجام شود. در صورتي که برنامه هاي بهداشتي با مشارکت مردم انجام شود، داراي مزاياي زير است:
کار با پيشرفت بهتري انجام مي شود، خدمات با هزينه کمتر عرضه مي شود، استفاده مردم از طريق ارزش قائل شدن به نظرات و پيشنهادات آنها است و مردم در برابر انجام فعاليت هاي بهداشتي احساس مسؤوليت بيشتري مي کنند.
 

ج) هماهنگي بين بخشي : سلامت افراد فقط با ارائه خدمات بهداشتي تأمين نمي شود بلکه سلامت مردم به آنچه مي خورند، مي نوشند، شغلي که در آن مشغولند، مسکن مناسب و بهداشتي، تفريحاتي که براي اوقات فراغت انتخاب مي کنند و ... بستگي دارد. پس بايد بين بخش هاي بهداشت و بخش هاي ديگر مانند کشاورزي، صنعت ، حمل و نقل، آموزش و پرورش و وسايل ارتباط جمعي ، همکاري وجود داشته باشد.
در واقع بخش بهداشت به تنهايي قادر نيست که سلامت مردم را تأمين کند و لازم است ساير بخش ها نيز در اين کار فعاليت داشته باشند.
توسعه بهداشت به پيشرفت هاي اقتصادي واجتماعي منجر مي شود و در همان حال از آن تأثير مي پذيرد. يعني سلامتي منجر به نيروي کار و درآمد زيادتر مي شود و درآمد بيشتر قدرت خريد و استفاده از امکانات آموزشي، غذايي، بهداشتي و ... را بالا برده و برخورداري از اين امکانات به نوبه خود سلامتي را بيشتر تأمين مي نمايد و گردش اين دوره به طور دائم ادامه مي يابد.
 

د) تکنولوژي مناسب : يعني استفاده از راه و روش و يا وسايلي است که از نظر علمي دقيق و صحيح بوده و مي تواند براي ارائه خدمات بهداشتي، مورد استفاده قرار گيرد.
 

نظام عرضه خدمات بهداشتي درماني در سطح کشور:
مناسب ترين نظام عرضه خدمات بهداشتي – درماني، که بتواند در اين موقعيت و با رعايت اولويت خدمات بهداشتي اوليه، گروه هاي آسيب پذير و مناطق محروم را مورد توجه قرار دهد، نظام عرضه خدمات بهداشتي – درماني در قالب «شبکه هاي بهداشت و درمان شهرستان» است.
نظام شبکه به نحوي طراحي شده است که ضمن دسترسي آسان تمام مردم نقاط روستايي و شهري به خدمات مورد نياز، با رعايت اولويت هاي بهداشتي درماني، پوشش جامعي از اين خدمات را فراهم نمايد.
 

ساختار کلي نظام شبکه بهداشت و درمان شامل قسمت هاي زير است:
الف – خانه بهداشت : خانه بهداشت محيطي ترين واحد روستايي ارائه خدمات در نظام شبکه هاي بهداشتي درماني کشور است. هر خانه بهداشت با توجه به شرايط جغرافيايي يک يا چند روستا را تحت پوشش خدمات خود دارد. کارکنان خانه بهداشت، بهورزان زن و مرد هستند که از ميان اهالي بومي روستا با تحصيلات حداقل پنجم ابتدايي و حداکثر سوم راهنمايي انتخاب شده اند و به مدت 2 سال در آموزشگاه بهورزي براي ارائه خدمات تعليم مي بينند.  

بهورزان ضمن سرشماري خانوارها، در زمينه هاي بهداشت خانواده که شامل : بهداشت در دوران کودکي، مدرسه ، بارداري ، زايمان ، بعد از زايمان و تنظيم خانواده است هم چنين بهداشت عمومي، بهداشت محيط روستا مبارزه و کنترل بيماري هاي شايع و بومي، واکسيناسيون و ... براي ارتقاي سلامتي جامعه فعاليت مي کنند.
از خصوصيات مهم ارائه خدمات در خانه هاي بهداشت فعال بودن اين خدمات است. يعني مواردي که نياز به مراقبت و پيگيري دارند و در زمان خود مراجعه نمي کنند توسط بهورزان پيگيري مي شوند و به منازل آنها مراجعه شده و براي مراقبت دعوت مي شوند.
 

ب – مرکز بهداشت درماني روستايي: واحد مستقر در روستاست که يک خانه بهداشت در همان روستا و غالباً چند خانه بهداشت از روستاهاي ديگر را تحت پوشش خود دارد.
وظيفه اصلي مرکز بهداشتي درماني روستايي، پشتيباني از خانه هاي بهداشت و نظارت بر کار آنها و پذيرش ارجاعات و برقراري ارتباط مناسب با سطوح بالاتر است.
 

ج – پايگاه بهداشتي شهري : کليه خدمات بهداشتي که در روستا به عهده خانه بهداشت است در مناطق شهري به عهده پايگاه بهداشت شهري است. تفاوت وظايف پايگاه و خانه بهداشت در سه نکته زير است:
 

پايگاه بهداشت شهري
مي تواند علاوه بر خدمات بهداشتي مذکور در وظايف خانه بهداشت IUD بگذارد و پاپ اسمير بگيرد.
- پيگيري فعال از طريق مراجعه به منازل ندارد. پيگيري خدمات در پايگاه شهري از طريق رابطين بهداشتي .
- اجاره پرداختن به خدمات درماني را ندارد و مي تواند مراجعه کنندگان بيمار را به مراکز بهداشتي درماني يا پزشکان بخش خصوصي ارجاع کند.
 

د – مرکز بهداشتي درماني شهري : اين واحد بر حسب تراکم جمعيت يک يا چند پايگاه بهداشت شهري را تحت پوشش دارد. تفاوت عمده اين واحد با مراکز بهداشتي درماني روستايي در مراجعه مستقيم بيماران به اين مراکز لازم نيست حتماً از طريق ارجاع از طريق پايگاه هاي بهداشت صورت گيرد.
 

هـ - بيمارستان : واحد تخصصي پزشکي در سطح شهرستان است و داراي قسمت هاي زير است:
بخش هاي بستري، بخش هاي تشخيصي، داروخانه، پلي کلنيک تخصصي اورژانس و ...
 

و – مرکز بهداشت شهرستان : يک واحد ستادي مرکب از کارشناسان مختلف بهداشتي است که وظيفه نظارت و پشتيباني مراکز بهداشتي درماني و خانه ها و پايگاه هاي بهداشت را برعهده دارد.
ز – مديريت شبکه : وظيفه هماهنگ سازي واحدهاي مختلف بيمارستان و مرکز بهداشت شهرستان و نظارت بر فعاليت آنها را به عهده دارد، مدير شبکه شهرستان ، نماينده وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي در سطح شهرستان تلقي مي شود.

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

فقرروستا دوشنبه یازدهم آبان 1388 19:41

فقر روستايي چگونه به وجود مي آيد؟
آمارها حاكي از آن است كه در سال 1375 نزديك به 7/38 درصد از جمعيت كشور را روستاييان تشكيل مي دادند. براساس آمارهاي سال 1385 اين رقم به 5/31 درصد كاهش يافته است. 

راه بین روستای اینی ووربن
راه روستای وربن    

اين روند تا حدي نگران كننده به نظر مي رسد و از آنجا كه نسبت بالاتري از جمعيت روستايي زير خط فقر قرار دارند و فقراي روستايي وضع به مراتب بدتري نسبت به فقراي شهري دارند، در آينده به واسطه مهاجرت روستاييان به شهرها، بر فقراي شهري و شدت فقر افزوده خواهد شد. روستاهاي كشور به دليل پراكندگي و تراكم اندك جمعيت و ويژگي هاي فرهنگي و قومي و موانع موجود بر سر راه تجميع روستايي، همواره نقش اندكي در مسير توسعه ايفا نموده و در تصميم سازي هاي كلان كشور، بخش كشاورزي با وجود امتياز بالاي نظري، در عمل از جايگاه وي‍ژه اي برخوردار نبوده است. عدم توجه به جايگاه بخش كشاورزي و جمعيت روستايي در تصميم سازي در خصوص مسائل مرتبط با اين نواحي كشور، موجبات تشديد فقر و مهاجرت به شهرها را فراهم نموده است. 

   نبود زيرساخت هاي فيزيكي و اجتماعي مناسب، عدم تشكيل سرمايه انساني و فيزيكي، آينده توليد بخش كشاورزي را با تهديد جدي مواجه نموده و بيم آن مي رود در آينده اي نه چندان دور با روستاهاي خالي از سكنه يا مملو از افراد سالمند مواجه شويم. عدم توجه به شرايط مورد نياز بخش كشاورزي در حفظ و تربيت نيروي انساني ماهر و نيز سرمايه فيزيكي لازم و تحقيقات كشاورزي جهت ارتقاي سطح زير كشت، فقر روستايي را تعميق نموده و نابرابري منطقه اي را به عنوان يكي از موانع توسعه پايدار تشديد خواهد نمود.
    فقر روستايي چگونه به وجود مي آيد؟
    ويژگي هاي بي شمار اقتصادي و اجتماعي کشورها به علاوه برخي تاثيرهاي بيروني در ايجاد فقر و دائمي نمودن آن نقش دارند:
    - بي ثباتي سياسي و جنگ داخلي
    - تبعيض قائل شدن بر اساس جنسيت، سن، نژاد، قوم، مذهب و يا طبقه
    - تعريف غير شفاف حقوق مالکيت و يا اجراي غير منصفانه حقوق در خصوص زمين کشاورزي و يا ديگر منابع طبيعي
    - تمرکز بالاي مالکان زمين و موافقتنامه هاي اجاره غيرمتقارن
    - سياستمداران فاسد و بوروکراسي فاسد رانت جويانه
    - سياست هاي اقتصادي که فقراي روستايي را در فرآيند توسعه مورد تبعيض قرار داده و يا آنها را مستثني مي کند و بر ساير فرآيندهاي ايجاد فقر تاکيد مي کند
    - رشد سريع و زياد خانواده ها با نسبت وابستگي بالا
    - نقص هاي بازار که موجب تمرکز بالاي زمين و ديگر دارايي ها شده و سياست هاي عمومي را ناکارآمد مي کند
    - شوک هاي بيروني که موجب تغييرات در وضع طبيعت (براي مثال تغييرات جوي) و شرايط اقتصاد بين الملل مي شود.
    انحراف در اقتصاد ملي و سياست هاي اقتصادي مي تواند به واسطه محروميت فقراي روستايي از منافع توسعه و تشديد اثر ساير فرآيندهاي ايجاد فقر موجبات فقر روستايي را فراهم آورد. انحرافات سياستي که عموما عليه فقراي روستايي عمل مي کنند عبارتند از:
    - انحراف در سرمايه گذاري عمومي زيربنايي و تامين شبکه تامين اجتماعي و تمرکز بر شهرها
    - ماليات ضمني بر توليدات روستايي به واسطه آنچه اصطلاحا حمايت از قيمت ها ناميده مي شود و بالاتر از واقع برآورد کردن نرخ ارز
    - ماليات مستقيم صادرات کشاورزي و يارانه هاي وارداتي
    - يارانه دهي به تکنولوژي هاي سرمايه بر
    - ترجيح صادرات محصولات کشاورزي بر توليدات غذايي
    - انحراف در پشتيباني از مالکان بزرگ و توليدکنندگان تجاري بر حسب حقوق مالکيت زمين و مالکيت موقت (اجاره)، خدمات گسترده عمومي و دسترسي به اعتبارات يارانه اي.
    سياست ها مي توانند تاثيرات کوتاه مدت و بلند مدت بر فقراي روستايي داشته باشند. اين آثار به ويژه در زمينه برنامه هاي تعديل ساختاري که بسياري از کشورهاي در حال توسعه براي بازگرداندن ثبات اقتصاد کلان و گسترش ظرفيت اقتصادي جهت افزايش توليد، اشتغال و درآمدها اجرا نموده اند، قابل توجه مي باشند.
    سياست ها براي کاهش فقر روستايي
    براي طراحي سياست هايي که شانس ياري رساني کارآمد به فقراي روستايي داشته باشند، سياست ها بايد بر چهار گروه اصلي متمرکز باشند:
    - مالکان کوچک زمين که روي زمين شان کشت و کار مي کنند
    - مستاجران بدون زمين که روي زمين ديگران کشت و کار مي کنند
    - کارگران بدون زمين که وابسته به استخدام بلندمدت يا موقتي در بخش کشاورزي يا بخش هاي غيرکشاورزي مي باشند
    - زنان که مي توانند بخشي از هر يک از سه گروه قبلي باشند.
    همه گروه هاي فوق از مديريت اقتصاد کلان مناسب که به کنترل تورم و قيمت هاي غير يارانه اي کمک مي کند، منتفع خواهند شد؛ چرا که اين امر رشد اقتصادي را به واسطه سرمايه گذاري خصوصي و بازارهاي رقابتي تسهيل مي نمايد. بديهي است که قوانين غير منصفانه و اجراي ضعيف قوانين موجود، مستثني نمودن فقرا در تصميم سازي و فساد فراگير در بخش عمومي همان قدر که براي رشد کلي اقتصاد يک کشور مضر است در رفاه فقرا نيز تاثيرات منفي به جاي مي گذارد.
    دستيابي به رشد اقتصادي به واسطه به کارگيري تکنولوژي هاي جديد يکي از مهم ترين روش ها براي کاهش فقر روستايي است. با اين حال اثر برخي تلاش ها در خصوص فقراي روستايي بستگي به شرايط اوليه، ساختار نهادهاي مرتبط و انگيزه ها دارد. تحقيقات نشان مي دهد که رکود کشاورزي به فقراي روستايي آفريقاي شمالي به واسطه ايجاد قحطي و قيمت هاي بالاکه توانايي آنها را براي خريد غذا و يافتن کار کاهش مي دهد، آسيب مي رساند. در مقابل تجربه انقلاب سبز نشان داد که رشد سريع کشاورزي، بخش هايي از آفريقاي جنوبي را در کاهش فقر روستايي متفاوت ساخت. محققان دريافتند که توليد بالاتر محصولات کشاورزي تعداد فقراي روستايي و شدت فقر روستايي را کاهش مي دهد. اما اين آثار تنها در صورت تحقق شرايط ذيل قوي خواهد بود:
    - زمين و بازارهاي سرمايه نبايد به واسطه تمرکز بالاي مالکان بر منابع طبيعي (زمين هاي کشاورزي) منحرف شوند. اين انحرافات مي تواند به شکل قراردادهاي غيرمنصفانه اجاره و سرکوبي در بازار سرمايه (محدوديت دسترسي به منابع مالي) بروز نمايد.
    - سياست عمومي قيمت گذاري، ماليات ها و نرخ ارز نبايد به کشاورزي هزينه تحميل کرده و يا جابه جايي نيروي کار را تشويق کند.
    - سرمايه گذاري در آموزش پايه و بهداشت و درمان بالابوده و به صورت کارآمد مورد استفاده قرار گيرد. سواد کشاورزان و بهداشت مناسب تاثير بسزايي بر بهره وري کشاورزان دارد.
    - حمايت بخش عمومي از تحقيقات کشاورزي قوي بوده و در دسترس کشاورزان خرد قرار دادن نتايج حاصله کارآمد است.
    - سرمايه فيزيکي مانند سيستم آبياري و دسترسي به راه ها در شرايط مناسبي باشد.
    - شبکه تامين اجتماعي و مساعدت اجتماعي براي افراد شديدا فقير به ويژه کارگران موقتي و بدون زمين و زنان روستايي به صورت برنامه هاي کاري عمومي، تامين مالي خرد و يارانه غذايي در دسترس باشد.
    - فقراي روستايي به طور مستقيم در شناسايي، طراحي و اجراي برنامه ها جهت اطمينان از استفاده کارآمد از منابع و توزيع متساوي منافع درگير شوند.
    از آنجا که فقراي روستايي از گروه هاي متفاوتي تشکيل مي شوند، ما نياز داريم تا بفهميم که تغييرات اقتصاد کلان و سياست ها چگونه مي توانند آنها را تحت تاثير قرار دهند. سه مسير اصلي كه سياست هاي اقتصادي بر فقراي روستايي تاثير مي گذارند، عبارتند از بازارها، زيربناها (از جمله خدمات عمومي) و پرداخت هاي انتقالي.
    بازارهايي كه فقراي روستايي در آن سهيم هستند توليدات آنها، نهاده ها (نيروي كار و سرمايه) و منابع مالي (از منابع رسمي يا غير رسمي). برخي ويژگي هاي مهم اين بازارها مي تواند بر شرايط نواحي روستايي تاثير بگذارد.
    زيربناهايي كه به طور مستقيم بر بهره وري بخش روستايي و كيفيت زندگي فقراي روستايي تاثير مي گذارند شامل زيربناهاي اقتصادي (حمل ونقل، ارتباطات، آبياري) و زيربناهاي اجتماعي (آموزش، بهداشت و درمان، آب آشاميدني و فاضلاب) مي باشد. با فرض اين كه بسياري از عناصر زيربنايي يك كشور به وسيله منابع مالي عمومي فراهم مي شود، سطح مخارج، كارايي هزينه (سودمند بودن هزينه ها)، كيفيت خدمات و دسترسي فقرا به زيربناها و خدمات عمومي تاثير مهمي بر سرمايه انساني و بهره وري در نواحي روستايي دارد.
    پرداخت هاي انتقالي كه مي توانند خصوصي يا عمومي باشند، بيمه اي را در مقابل شوك هاي اقتصادي پيش بيني شده و پيش بيني نشده فراهم مي كند. اغلب فقراي روستايي وابسته به پرداخت هاي انتقالي خصوصي مابين خانوارها، فاميل ها و ساير گروه هاي خويشاوندي مي باشند. پرداخت انتقالي عمومي مي تواند به صورت باز توزيع برخي دارايي ها مانند زمين، اشتغال در پروژه هاي بخش عمومي و يارانه هاي هدفمند نهاده ها و برخي توليدات دريافت شود.
    اين پرداخت هاي انتقالي بسته به چگونگي استفاده از آنها و ابزارهاي سياستي مي تواند پرداخت هاي انتقالي خصوصي را تكميل و يا جايگزين آن شود. اما اين كانال هاي ارتباطي (بازارها، زيربناها و پرداخت هاي انتقالي) به دليل اين كه هر گروه، ارتباط كاملامتفاوتي با اقتصاد دارد، به يك نحو بر فقراي روستايي تاثير نمي گذارند.
    اجزاي سياستي كليدي مورد نياز براي كاهش دادن فقر روستايي
    به هنگام ترسيم حرفه اي يك سياست براي كاهش فقر روستايي چه عناصري به عنوان عناصر كليدي تلقي مي شوند؟
    بازارهاي رقابتي، ثبات اقتصاد كلان و سرمايه گذاري عمومي در زيربناهاي فيزيكي و اجتماعي به طور گسترده اي به عنوان مهم ترين ملزومات رشد اقتصادي پايدار و كاهش فقر شناخته مي شوند. به علاوه، اولين شرط يك استراتژي براي كاهش فقر روستايي فراهم نمودن محيط لازم و منابع براي آنهايي است كه در بخش روستايي قرار داشته و درگير توليد كشاورزي و نظام توزيع مي باشند.
    ساير اجزاي سياستي براي استراتژي هاي ملي شامل دولت، بخش خصوصي و جامعه مدني، براي كاهش فقر روستايي عبارتند از:
    - جمع آوري اطلاعات. فقراي روستايي با مشكلات بسياري روبه رو هستند و گروه هاي همگني نمي باشند. بنابراين بايد براي جمع آوري اطلاعات درباره مشكلات به خصوص كه بتوانند به طور مناسب هدف گيري شوند، تلاش نمود.
    - تمركز بر ايجاد دارايي. دولت بايد ارزيابي كند كه چه دارايي هايي براي به دست آوردن درآمد بيشتر مورد نياز فقرا است. اين دارايي هاي مي توانند زمين كشاورزي و يا منابع ديگر، دسترسي به منابع مالي و يا بهبود آموزش و بهداشت باشد. تكيه بر نيروي كار بدون تمركز بر ايجاد دارايي ها تنها عامل مهم استمرار فقر است.
    - حق برخورداري از زمين و آب. برنامه هاي گسترده اصلاحات ارضي شامل واگذاري زمين، توزيع مجدد زمين و قراردادهاي اجاره منصفانه و لازم الاجرا، براي كاهش فقر روستايي حياتي هستند. اين امر مي تواند منجر به كارايي در توليد مالكان خرد و مستاجران شده و استانداردهاي زندگي آنها را افزايش دهد.
    - بهداشت و درمان اوليه و سواد خواندن و نوشتن. فقراي روستايي نيازمند ايجاد و تقويت سرمايه انساني خود مي باشند تا بتوانند از فقر نجات يافته و در اقتصاد و جامعه نقش بيشتري ايفا كنند. بهداشت و درمان اوليه (واكسيناسيون، فراهم كردن آب پاكيزه و برنامه ريزي خانوار) و آموزش (سواد خواندن و نوشتن، تحصيل و آموزش فني) به ويژه براي زنان و كودكان از عوامل اساسي به شمار رفته و بايد با هزينه قابل قبولي در دسترس باشد.
    - مشاركت محلي. زيربناها و خدمات به همراه بهداشت و آموزش مي تواند در صورتي كه گروه هاي هدف در تصميم سازي در خصوص طرح ها، اجرا، نظارت و پاسخگويي درگير شوند، به نحو بهتري تامين مالي و پشتيباني شود.
    - فراهم كردن زيرساخت ها. فقراي روستايي در صورتي كه مقدار و كيفيت برخي بخش هاي كليدي زيربناهاي فيزيكي (آبياري، حمل ونقل و ارتباطات) و خدمات حمايتي (تحقيق و توسعه) كافي نباشد، نمي توانند از منابع خود به نحو احسن استفاده كنند. زيربناها و خدمات فيزيكي و اجتماعي مي توانند در صورتي كه گروه هاي هدف در طراحي، اجرا و نظارت بر طرح ها به علاوه مطمئن ساختن آنها از پاسخگويي مقامات مسوول دولتي در قبال طرح ها، درگير شوند، به نحو احسن تامين مالي شده و پشتيباني شوند به اين مفهوم كه به لحاظ هزينه كارآمد بوده و از كيفيت قابل قبولي برخوردار خواهند بود.
    - اعتبارات هدفمند. منابع اعتباري رسمي و غيررسمي براي فقراي روستايي بسيار پرهزينه بوده و يا غير قابل دسترسي هستند. برنامه هاي اعتبار روستايي هدفمند بخش عمومي، به ويژه اگر يارانه اي باشند، غير فقرا را بيشتر از فقرا منتفع مي كند. فقرا اعتباري مي خواهند كه با شرايط قابل قبول و زماني كه به آن نياز دارند در دسترس باشد. تجربه هاي اخير برنامه هاي اعتباري كه در آنها فقرا به نحو فعالي در تصميم سازي وام دهي مقيد به پاسخگويي و مشاركت داشته اند، در رسيدن به گروه هاي هدف با هزينه قابل قبول موفق بوده اند.
    - امور عام المنفعه. بخش بزرگ و فزاينده اي از فقراي روستايي وابسته به نيروي كار بي تجربه خود مي باشند؛ چراكه آنها يا دارايي ديگري به جز نيروي كار خود ندارند يا دارايي هاي اندكي مانند مقدار محدودي زمين و حيوانات خانگي دارند. برنامه هاي عام المنفعه قابل انعطاف مي تواند به طور قابل توجهي به فقراي بدون زمين كشاورزي كمك كرده و از عميق تر شدن فقر جلوگيري نمايد.
    - اين برنامه ها اگر به نحو اثربخشي اجرا شوند، مي توانند قدرت چانه زني فقراي روستايي را در نواحي روستايي تقويت كنند.
    - برنامه هاي تمركز زدايي غذايي. برخي از فقراي روستايي شامل افراد و خانوارها، اغلب اوقات از تغذيه نامناسب آسيب مي بينند.
    آنها بسته به شرايط شان به انواع مختلفي از حمايت ها نيازمند هستند. اين حمايت ها مي تواند شامل برنامه هاي غذايي تكميلي، حمايت غذايي در مدارس، مراكز بهداشت و درمان و پرداخت هاي انتقالي نقدي باشد. برنامه هاي تمركز زدايي و هدفمند غذايي به نحو مناسبي اثرگذار هستند.

 

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

مهاجرت شنبه دوم آبان 1388 8:37

بسم الله الرحمن الرحيم

مهاجرت

          مهاجرت بي رويه يك بيماري اجتماعي است كه عامل بسياري از نابسامانيهاي سياسي ، اجتماعي و فرهنگي است كه در كشور ما نيز در طول سالهاي گذشته وجود داشته و متاسفانه بعد از انقلاب به دلايل متعدد تشديد گرديده است .

 این بهشت نباید متروکه شود

          اگر این بهشت راه خوبی میداشت( وربن)

مسئله مهاجرت به چند صورت در جامعه اتفاق مي افتد :

1)     مهاجرت از روستا به شهر

2)     مهاجرت از شهر به روستا

3)     مهاجرت از روستا به روستا

4)     مهاجرت از شهر هاي كوچك به شهر هاي بزرگ

در حال حاضر آنچه براي جامعه ما مسئله است مسئله مهاجرت از روستا به شهرها و مهاجرت از شهر هاي كوچك به شهر هاي بزرگ است . البته در جامعه رشد و توسعه جامعه بصورت طبيعي مهاجرت متعادل يا منطقي و اجتناب ناپذير است.

عوامل به وجود آورنده مهاجرت :

1)     عوامل اقتصادي

2)     عوامل اجتماعي

3)     عوامل فرهنگي و سياسي

4)     عوامل ديگر

 عوامل اقتصادي :

          كمبود در آمد مالي روستائيان كه هيچ رابطه متعادلي با هزينه يك زندگي ساده را ندارد و اين مسئله با تورم روز افزون موجود و به تزايد است بخصوص اينكه اين مسئله هر چه روستا از شهر دورتر باشد حالت حادتري پيدا مي كند چرا كه در آمد ها كمتر و هزينه ها به لحاظ كرايه حمل و نقل ، دوري واحيانا بد بودن يا نبودن راه ارتباطي و نارسائي هاي ديگر افزايش مي يابد .

          تفاوت در آمد يك روستايي با در آمد يك شهر وند كه در بعضي از روستاها جوابگوي نيازهاي اصلي و ضروري آنها باشد ولي چون نوعا مهاجرين از قشر جوان هستند هر جوان براي تضمين آينده خود و رسيدن به آرزوهاي ذهني شديدا احساس نياز به تامين در آمد بيشتر دارد و مي بيند كه به راحتي در شهر ها مي توان با شغلهاي واسطه گري يا خدماتي در آمدي چند برابر داشت ، لذا عامل تشويقي و محرك قوي خواهد داشت كه مهاجرت نماميد و يك نفر از يك خانواده شهري در آمد خوبي كسب نمايد و بتواند با همه اعضا خانواده زندگي نسبتا راحتي داشته باشد.

          البته هميشه مهاجرت از روستا به شهر ها به لحاظ فقر نيست و در بعضي از موارد افرادي نيز كه در روستا صاحب ثروت مي شوند ، محيط روستا را براي خود تنگ ديده اموال خود را فروخته براي  يك زندگي با رفاه وامكانات بيشتر به شهر ها مي آيند.

عوامل اجتماعي :

          يكي از تفاوتهاي محيط شهري نسبت به روستايي اختلاف زياد خدمات شهري مانند بهداشت، درمان ، آموزش و تاسيساتي مانند آب و برق و گاز و .... و مراكز تفريحي و غيره است .

          وجود جاذبه هاي شهري مانند پاركهاي زيبا و تفريحي وامكانات اياب و ذهاب ، ساختمانهاي شكيل و وجود مغازه هاي رنگارنگ از جمله پوشاكي ، خوراكي و لوازم خانگي و غيره به مقدار زياد در كنار يكديگر و از طرفي روح تنوع طلبي جوانان را سيراب كرده كه با محيط سرد و آرام روستا كه ندرتا اينچنين امكاناتي وجود دارد موثر در رشد مهاجرت مي شود.

          بازگشت يك جوان روستايي مهاجرت كرده به روستا به همراه لباسهاي جديد و حرف زدن بهتر و تعريفهاي جذاب و اتفاقات نهيج ذهن را براي مهاجرت به شهر ها مساعد مي سازد.

          مقايسه كار سخت كشاورزي و دامداري در روستا با كارهاي آسان و متنوع در شهر ها

عوامل فرهنگي :

          نارسائيهاي موجود در نظام آموزشي روستايي از جمله عوامل موثر در تشويق جوانان به آمدن به شهر ها بودن و بطور طبيعي پر از كسب مدارك تحصيلي مانند دبيرستان و هنرستان و دانشگاهي چون براي اين جوان در روستا هيچ گونه امكان كاري كه مناسب با تحصيلاتش باشد نيست ناچارا به شهر آمده و اين جوان الگوي سايرين در روستا شده و مهاجرت را تشديد مي كند.

راه حل هايي جهت جلوگيري از مهاجرت :

          نظام بخشيدن به وضعيت اقتصادي روستائيان و تشكيل يك مجموعه كامل از نيروها و امكانات روستائيان در امر كشاورزي و دامپروري

          مهاركردن تورم و جمع آوري نقدينگي موجود در شهر ها و هدايت در امر توسعه روستاها  ، حركت وسيع و برنامه ريزي شده در دريافت ماليات هاي بحق از بخش هاي كاذب جامعه ، تحول بخشيدن به نظام  آموزشي روستائيان .

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

مدیرِیّت روستائی یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 19:41

تجربه مدیریت روستایی در ایران شامل دو بخش است . بخش اول تا دوره اصلاحات ارضی که با مدیریت مالک بوده است و بدون ارزش گذاری اخلاقی خوب یا بد، کارکرد نسبتا قابل قبولی داشت. اما بخش دوم که پس از اصلاحات ارضی قابل مشاهده است و با ورود دولت به روستاها مطرح می شود و آن مدیریتی دولتی است.

راه روستای وربن 

آیامیشودبااین راه روستارامدیریت کرد

روستای( وربن) اگرراه بهتری داشت شایدکسی مهاجرت نمیکرد

این مدیریت که بحث ما را تشکیل می دهد همواره با چندین مشکل مواجه بوده است. البته لازم به ذکر است این مدیریت مسائل پشت پرده ای نیز دنبال می کرده است که باعث عدم توجه وافی به پیش زمینه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... در اجرای صحیح این مدیریت در روستاها شده است. از مسائل پشت پرده می توان به اهتمام دولت و بوروکراسی دولتی برای ورود به روستاها و تحکیم پایه های سیاسی خود نام برد و دیگری تبدیل روستاییان به مصرف کنندگان تولیدات مصرفی چه غربی و چه داخلی و در یک معنا ورود در نظام جهانی سرمایه داری.اما مشکلات این مدیریت عبارتند از:

1- تمرکز گرایی و عدم واگذاری امور مختلف به مردم که ریشه در گذشته های تاریخی و پا به پای حکومت های تمرکز گرا از 2500 سال پیش تا حال وجود داشته و این روحیه، همیشه باعث جدایی مردم از حکومت بوده است.

2- برنامه ریزی بخشی به صورتی که هر بخش یا سازمانی برای خود برنامه ای خاص داشته و عدم هماهنگی این سازمان ها  با هم که مشکلات زیادی از لحاظ تداخل وظایف و عملکرد ها به وجود می آورد.

3- نبود متولی مشخص برای مدیریت و برنامه ریزی توسعه روستایی  

پا به پای این مشکلات عوامل تشدید کننده ای مثل درآمد نفتی که 95 درصد بودجه کشور را تشکیل می دهد که این خود عاملی مهم در عدم نیاز دولت به مردم است همچنین مصرف انبوه و تبلیغات گسترده به منظور مصرف انبوه در شرایطی که تولی انبوه نداریم بعلاوه عدم وجود عزم راسخ دولت برای تحقق توسعه روستایی در کشور از مسائلی است که گریبان گیر مدیریت روستایی کشور است.

در چنین وضعی چندین راهکار قابل پیشنهاد است:

1- با فرض پذیرش تمرکزگرایی و بروکراسی سازمانی گسترده و نگاه به حداقل دخالت مردم مخصوصاً در تصمیم گیری، در این صورت باید یک نظام برنامه ریزی قوی و با تکیه بر برنامه ریزی منطقه ای و آمایش سرزمینی وارد عمل شده و وظایف همه سازمان های درگیر با روستا را یکپارچه نماید. یعنی برنامه ریزی از بالا و ارشادی صورت گیرد و در این برنامه ریزی یا وظایف همه سازمان های مرتبط با روستا یا به یک سازمان سپرده شود و یا هماهنگی های لازم در مرکز نظام برنامه ریزی انجام گیرد. شبیه چیزی که در کشورهای کمونیستی اجرا می شود.

البته برای فرض فوق انتقاداتی نیز وارد است . این که این نوع مدیریت  در 40 سال فعالیت خود جواب نداده است. ولی جواب این است که این راهکار هم به درستی اجرا نشده است.

2- فرض دوم این است که ما از حداقل دخالت دولت در برنامه ریزی ها استفاده نماییم به این صورت که ساختار متمرکز اداری و سیاسی و حتی الامکان اقتصادی را نیز را تعدیل نموده و هر استانی برای خود برنامه ریزی داشته باشد یعنی ما در این نوع برنامه ریزی امور مختلف را خرد کرده و برخی از امور ملی و نظامی را به دولت مرکزی و امور مربوط به اقتصادی، اجتماعی، برنامه ریزی و... به حیطه نظارت استان ها واگذار نماییم. مالیات ها و درآمدهای هر استانی در همان استان مورد استفاده قرار گیرد و در آمدهای ملی و نفتی نیز در امور زیربنایی ، تولیدی و غیره صرف و سرمایه گذاری گردد و حتی در صورت لزوم بخشی از این در آمد نیز به استان ها تعلق گیرد. این راهکار مستلزم اعتماد به مردم و داشتن دغدغه واقعی توسعه و واگذاری امور به مردم است.

 در این راهبرد می توانیم کلیه وظایف ادارات روستا را به یک ارگان واگذار نماییم. شبیه چیزی که در روستاهای هند جاری است که کلیه امور روستا را به عهده انجمن ده می باشد.

 

3- راهکار سوم این است که ما از الگوی مدیریت روستایی قبل از اصلاحات ارضی استفاده نماییم. قبل از اصلاحات ارضی اداره روستا به صورت رعیت، مالک و دولت بوده است. و در این این الگوی سه جانبه روستایی فقط با مالک در ارتباط بوده است. پس بنابراین دولت برنامه ریزی های کلی را انجام دهد و در سطح مالک یک تشکل، انجمن یا هرچیز دیگر که بر اساس مشارکت و انتخاب مردمی باشد جای اورا بگیرد و در حکم مالک قبل از اصلاحات ارضی به مدیریت همه جانبه روستا بپردازد و روستاییان به جای مراجعه به سازمان های مختلف به آن جا مراجعه نمایند. سازمانهای مختلف و ارگان های مربوط با روستا نیز به همین جا ختم شوند. این تشکل در هیات یک هماهنگ کننده سازمان های مختلف مرتبط با روستا عمل کرده و فعالیت های همه آن ها به اینجا ختم شود. بعلاوه این سازمان اولویت ها ، طرحها، برنامه ها و خواسته های روستاییان را نیز به تشکیلات بالاتر منعکس کرده و یک مشارکت از پایین گسترش می یابد. این راهکار نیازمند مشارکت مردم و تا حدودی گذشت بعضی از دستگاه ها از جزئی از وظایف خود است.

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

چرا محرومیم پنجشنبه هفتم خرداد 1388 15:14

همیشه دلم میخواهد زمانی که از روستای زادگاهم مینویسم ،شاعرانه ترین جملات را در وصف زیبائیهای روستا به کار ببرم.امّا آن هنگام که قلم به کاغذ میرسانم ،به یاد ناداشته هائی می افتم که اگر وجود میداشت ،میتوانستم به جای نوشتن غم نامه ها ،از شادیهائی بگویم که انبساط خاطر خوانندگان شود.به یمن تلاش دسته ای از مسئولین دلسوز خیلی از روستاها صاحب ،برق،آب لوله کشی،تلفن،گاز،جادّه،وخیلی چیزهای دیگر شده اند.این خیلی خوب است اگر به همه روستاها برسند.شاید به دلیل دوری بیش از اندازه روستاهای ما به مراکز شهری ،چندان توجّهی به این روستاها نمیشود.روستاهای وربن،سورتله،اینی،توسه چالک،بنان،امیرمحلّه(ایرملّه)،ایزین،ریسن،برمکوه،کیاسه،هفته بند،جرن،آسیابسر وده ها روستائی که من میشناسم،باچنین بی توجّهی های دائمی دست به گریبان هستند.شاید توقّع زیادی است که ما داریم.ولی اگر توجّه شود به اینکه ما در پیرامون خود شهر های رودسر ،املش،لاهیجان،سیاهکل وحتّی رحیم آباد وقزوین را داریم،باید گفت توقّع چندانی نیست که بخشی از امکانات گسترده این مناطق به روستاها گسیل شود.راه های مواصلاتی نه چندان خوب که بسیاری از دوستان مکرّرپیرامون آن نوشته ویا گفته اند.راه هائی که در بسیاری از روز ها وماه های سال بسته اند .واگرنیز باز باشند چندان اعتباری به عبور ومرور در آنها نیست.همولایتی ها کتبی ویا شفاهی وبه دفعات از مسئولین امر خواهان بررسی این مقولات بوده اند که تا کنون جوابی شایسته دریافت نشده است.اوضاع آب وبرق نیز به همین منوال است.البتّه به نظر دوستی که فرموده اند(چیزی که عیان است، چه حاجت به بیان است) .امّا بگذارید تابارها وبار ها این رابگوئیم که نگفته نماند.اگر مسئولین محترم قبول زحمت کنند وسری به روستاهای دور افتاده ومحروم اشکور بزنند شاید که کاری صورت دهند.

زرد تله کوهی زیبا در روستای وربن

این تصویر کوهی زیبا در روبروی روستای وربن است

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

سفربه وربن جمعه یازدهم بهمن 1387 18:56

روستای وربن در جنوبی ترین ناحیه استان گیلان واقع شده است. 

وربن خانه پدری 

(نمائی ازروستای وربن وخانه پدری)

مرتفع ترین منطقه در گیلان است.آب وهوای کوهستانی بسیار خوبی دارد.مناظربکروچشم نواز

که بیننده رامجذوب خود میسازد.باغهای فندق وگلزارهای گل گاوزبان ومراتع وجنگلهای سرسبز

به همراه چشمه های جوشان آبسردکه هرآدم دوستدار طبیعت راوامیداردتالختی به نظاره به

ایستد. قصددارم تاشمارابه سفری سواربراسب خیال ببرم.

منظره ای اززیبائیهای وربن

درحتی در انتظار جوانه زدن در روستای وربن

 

سفر به وربن

ساعت ۴بامدادیک روزبهاری درماه خرداداست.ازچندروزپیش باراننده جیپ سواری که به روستا میرود

هماهنک کرده ام که مراباخودش به روستاببرد.آدم خوش قولی است وبه موقع می آید.پس ازسوار

کردن مسافران که دوبرابرظرفیت ماشین است وباری بیشتراز مسافران به پمپ بنزین میرویم.

راننده بایدبه اندازه رفت وبرگشت دریک مسیر ۲۰۰کیلومتری کوهستانی بنزین ذخیره کند.

زیرادرتمامی آن منطقه پمپ بنزین وجود ندارد.۴عددظرف ۲۰لیتری بنزین نیز به مجموع بارومسافرافزوده

میشود.راننده به خواست مسافران مارابه یک میدان تره بار درهمان نزدیکی می برد.مسافران به فراخور

جیب خودتره بارودیگرچیزهای موجود دربازاررامیخرند.واین نیزبه دیگر چیزهاافزوده میشود.

هوای شهرقزوین گرم است.مسافران به سختی درکنارهم ویاپیش پای هم می نشینند.دونفرهم در

بیرون ماشین به سقف ماشین می چسبند.اعتراض راننده راه به جائی نمی برد.زیرا این تنها ماشین

آنروزوشاید چند روز آینده باشد.چندروستا تنها یک ماشین دارند.همه کاردارند.همه بایدبروند.فرداهم مثل

امروز است. این ازدهام آدم راه دیگری ندارد.راننده چاره رادررفتن می بیند.راه میافتد.ماشین سنگین

است.مسافران درهم فشرده شده اند.باخروج ماشین از شهر قزوین هجوم گردوخاک به داخل ماشین

آغاز میشود.

همیشه آغازسفرباترس توئم میباشد.زیرا کسی نمیداندکه در پایان سفرچه چیزی انتظاراورامیکشد. 

امااین سفرسخت است وطاقت فرسا.ولی میرویم چون روستاانتظارمارامیکشد.

 

 اولین روستایاشهرک بعدازقزوین (اسماعیل )آباداست.بعدازگذرازاین روستاسربالائی های تند کوه های

 مشرف به قزوین آغاز میشود.خانمها بلند صلوات می فرستند.بعضیهازیرلب دعاهائی راکه بلدندزمزمه

 میکنند.فاصله بین شهر قزوین وگردنه کوه کومسارپراست از سربالائیهای تندو پیچهای خطرناک.

 

اماراننده آدم واردی است.بالای گردنه وروبرو  بطرف روستاپیچ وتابهای تندجاده پیدااست.ترسی پنهانی

دردل همه لانه کرده است.خستکی راه وتکانهای شدیدماشین توان جنبیدن را ازهمه گرفته است.

هرکدام از مسافرین بارها از این راه رفته اند.امامثل همیشه فکر میکنندکه این آخرین باری است که از این

 

 راه میروند.ماشین که از گردنه سرازیر میشود گوئی سبکتر شده است.ترس سرازیری جاده درپیچ وتاب

زیبای رود خانه شاهرودگم میشود.سرعت ماشین بیشتر شده است.گوئی ماشین نیز مانند سرنشینان

خوددوست دارد که زودتربرسد.حالادیگر چهره های پیشترشسته شده شهری در گردو غبار جاده کدر

 

 شده است.۲ساعت اززمان حرکت ماشین گذشته است.تنها۴۰کیلومترازسفر۱۰۰کیلومتری ما سپری

شده است.ماشین ماآرام پیچهاوشیب تند جاده راپشت سرمیگذاردوبه کناره رودخانه شاهرودمیرسد.

راننده درکناررودنکه میدارد.اماآنان که راه راپیشازاین نیزرفته اندمی گویندکه کناره سردرودبهتراست.

 

 فاصله شاهرودتاسردرودراهی نیست.راه اندکی هموارترشده است.نگاه مسافران زنده ترشده است.

کنارسردرودتوقف میکنیم.دست وروئی میشوئیم.کمی صحبت ازهردروصبهانه ای مختصرامابااشتها

صرف میشود.مسافران سوارمیشوندوماشین راه سربالائی سردرودبه روستای نوده راپیش میگیرد.

 جاده درهمه جاپهن است.ولی درنگهداری آن کوتاهی شده است.این راه مکان عبورتمام روستاهای این

اطراف است.روستاها نسبتابزرگ هستند.جمعیت زیادی دارند.اما عدمدسترسی آسان باعث شده است

تاراه شهررادرپیش بکیرند.اگردست اندرکاران  سیاست اقتصادی کشورتنهاکوشه چشمی به این ناحیه

 

 داشته باشندمیتوان امیدواربودکه پس ازاین ازمهاجرت خیل عظیمی ازجمعیت جلوگیری بشود.

روستاهای این ناحیه استعدادخوبی برای کار آفرینی دارند.اگردرشهرهاباهزینه کردن ۲۰یا۳۰میلیون تومان

یک شغل ایجادمیکننددراینجامیشودتنهابا۵میلیون تومان یک شغل خوب درست کرد.

 

 ماشین به سختی وباتکانهای شدید پیچ های تندراه راطی میکند.چهره مسافران خسته وافسرده است.

اینک ۳ساعت است که درراه هستیم.این مشکل همیشگی این مردم است.به روستای نوده میرسیم.

روستای بزرگ وپرجمعیتی است.امادردبیدرمان مهاجرتهای کورگریبان این مردم رانیز گرفته است!!!!!!

 

 راه خودرابه سمت گردنه بلندلیال وزدرپیش میگیریم.لیال وزسرداست وزیبا.استعداد دامپروری درخشانی

دارد.مردمانی سخت کوش که اگر گوشه چشمی ازناحیه مسئولین به منطقه بشود.هم جایگاه کار

حاصل شده است وهم مکانی برای سیاحت روستائیان شهرنشین!!!!!!!

 ماشین کندوسنگین بالا میرود.مسافران همیشگی این راه میدانندکه کی به بالای گردنه لیال وز می

 رسند.بعضی ازآنهاچشمهای خودرابسته اند.اماهمه می دانندکه کسی خواب نیست.آرام آرام به بالای

 گردنه لیال وزرسیده ایم.بوی خوش ولایت به مشام میرسد.گرچه هنوزتامقصدراه درازی درپیش است.

 پائین گردنه دشت وسیعی است که مکان چرای دامهای روستائیان منطقه میباشد.نیاوک نام این دشت

 است.ازاینجاجاده بسیار سخت ودشوارترمیشود.زیرادیگربعدازاینجاکسی صلاح ندانسته است که وقت

 گرانبهای خودراصرف تسطیح راه بنماید.همین طورکه ازپیچ هاوشیبهاعبورمیکنیم گله های گوسفندو

 بزهای اهالی رادرچرامی بینیم.بادصدای پارس سگهای گله وصدای نیلبک چوپانانرابه گوش میرساند.

 مسافران حالا آرامتر شده اند.زیرامیدانندکه به زودی خواهندرسید.به دشت سرسبزنیاوک رسیدیم.

 ازاینجاتاکومنی راه درازی نیست.ولی راه همچنان ناهمواراست.گوئی ناهمواری راه همزاد همیشگی 

 روستاهای فقیروبدوراز تمدن شهری میباشد.به دره کوچک اما باصفای هفت چشمه رسیده ایم.

 آدم دلش نمی آیدکه از این آب نخورد.هرچندکه تشنه نباشد.بااندکی دیگرتحمل رنج وسختی به کومنی

 میرسیم.کومنی روستای بزرکی است که عمده مردمانش به شهرهای هم جوار کوچیده اندتالقمه نانی

 راکه درروستااز آنان دریغ شده است درآنجابدست آورند.بیشترمردم کومنی مارا میشناسندوماهم بیشتر

 آنهارامیشناسیم.همانطورکه درمیان ماشین فله ای نشسته ایم برای بعضیهادست وبرای بعضی دیگرسر

 میجنبانیم.وبه احترام بعضی نیزراننده می ایستدتا عرض ادب نمائیم.کومنی رابا تمام خاطرات آشنایش

 ترک میکنیم.روستای بعدی مسیرراهمان گیلرکش است .هرچقدرکه به روستانزدیک میشویم تعداد

 آشنایان نیز بیشتر میشود.وما علی رغم خستگی مفرط ناشی ازسفرسخت مجبوریم بیشتر سر

 بجنبانیم وبیشترازآن دست تکان بدهیم.راه لحظه به لحظه سخت ترمیشود.زیراهرچقدرکه به ده نزدیکتر

 میشویم ازتمدن شهری بیشتر فاصله میگیریم.وهمین فاصله تعیین کننده راه شهری وروستائی میباشد.

 حرکت مابه سمت وربن ادامه دارد.از کنارروستای گیلرکش عبورمیکنیم.راهمان رابه طرف روستای کوچک

امازیبای( سرده دره )ادامه میدهیم.هرچقدرکه به جلومیرویم شباهتهابه سرزمین مادری بیشترمیشود.

تنها ۱۰کیلومترتامقصدمانده است.واین ۱۰کیلومتریعنی برزخ؟!واگرنبودکشش روحی سرزمین مادری شاید

درنیمه راه بازمیگشتیم.صدای پارس سگهابه مامی فهماندکه درنزدینی روستای (هفت بند)هستیم.

سگهای گله این روستامعروفند.ومابتپارس سگهامی خندیم.هرقدربه جلومی رویم برسختی راه افزوده

میشود.امابایدرفت.ومامیرویم.تادقایقی دیگربه گردنه (مالم خانی)میرسیم.سرگردنه روستای زیبایم دیده

میشود.ومن ازته دلم میخندم و بغضی گلویمرامیفشارد.ساعت باقی مانده ازسفروربن درجلوی دیدکان ما

است.دیگرسرازیری تندبه نظرنمی آید.پیچ خطرناک معنی خودراازدست میدهد.(اینی)درتیررس نگاه

ماست .اما آنجاراندیده میگذریم.وپس ازسفری سخت به وربن میرسیم.

ویک سئوال:هزینه ساخت یک جاده چقدراست؟   

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

سومین روزدرگذشت شنبه بیست و یکم دی 1387 8:51

سومین روزدرگذشت مرحوم مغفورعباداله جعفری

آگهی تسلیت

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

سومین روزدرگذشت جمعه بیستم دی 1387 22:38

یاد وخاطرفرزند خوب وربن وسورتله مرحوم مغفور آقای عباد جعفری همیشه در دلهای ماست. 

 

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

پیام تسلیت پنجشنبه نوزدهم دی 1387 18:54

 

 

 

بسمه تعالی

 

 

انّالله وانّا الیه راجعون

 

 

بدینوسیله به اطلاع کلیه دوستان وآشنایان

 

 میرساند مراسم تشییع پیکر مرحوم مغفور آقای

 

 عباداله جعفری درساعت ۱۴ (۲بعدازظهر)

 

روز دوشنبه ۲۰/۱۰/۱۳۸۹

 

ازمحلّ

 

 سلام گاه به سمت آرامگاه ابدی اش در نوبیلی

 

 تشییع خواهد شد.ازهمه همولایتی های اشکوری

 

 وسایر دوستان وآشنایان دعوت میشود تا برای

 

 آخرین وداع با پیکر دوست عزیز مان حضور به هم

 

 رسانند.

 

 

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

نامه سرگشاده به مسئولین دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 21:27

 

بنام خدا

نامه های زیر بخشی از درددلهای روستائیان ور بن وسورتله است که خطاب به مسئولین محترم اداره آب وفاضلاب وجهاد کشاورزی وهمچنین به بخشداری محترم رحیم آباد نوشته اند.

بنظر میرسد که مردم قانع روستائی توقّع چندانی از مسئولین محترم ندارند.امّا به نظر حقیر همانگونه که بار ها در این صفحات یاد آوری نموده ام روستاها به توّجه بیشتری نیاز دارند.اگر مسئولین محترم بذل توجّهی بنمایند قطعأ نتایج دلخواه که مورد رضایت خداوند هم هست حاصل خواهد شد.

نامه زیر برای اداره آب وفاضلاب شهرستان رحیم آباد ارسال شده است.

 

سند

 

واین نامه نیز برای اداره محترم جهاد کشاورزی شهرستان رحیم آباد میباشد. 

برای جهاد کشاورزی

 

واین نیز صورت جلسه ای برای معرفّی نمایندگان وربن وسورتله.

امید واریم که این آقایان بتوانند با کمک مسئولین محترم بخشداری گامهای شایان توجّهی در جهت رفع موانع ومشکلات روستا بر دارند.

بخشداری رحیم آباد

با آرزوی توفیق برای همه خدمتگذاران

۲۷/۲/۱۳۸۸

سلیمی

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

تقدیر از یک دوست جمعه دهم آبان 1387 16:54

دوست بسیار عزیزمردم روستاهای ما جناب آقای

             

       یوسف حسابی

 

گامهای بسیار مفیدی در جهت رفع مشکلات روستاهای وربن

وسورتله برداشته اند که بدینوسیله از زحمات ایشان قدر دانی

میشود.بزودی گزارش جامعی از عملکرد این عزیز در این

صفحه منتشر خواهیم کرد. 

                  

              مدیر وبلاگ وربن وسورتله

                  

                اهالی وربن وسورتله

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

نمایندگان وربن وسورتله پنجشنبه نهم آبان 1387 12:12

یک خبر مهّم از روستاهای وربن وسورتله.

بدین وسیله به اطلاع اهالی روستاهای وربن وسورتله میرساند که طی نشستی در وربن وپس از مشورت با اهالی جهت رفع مشکلات وموانع تصمیم براین شد که دو نفر از اهالی وربن ودونفر از اهالی

سورتله جهت پیش برد کارها به عنوان نمایندگان اهالی انتخاب شوند.بدین سبب آقایان هانی محمدی وابراهیم (علی اکبر)سلیمی از روستای وربن وآقایان اسدا...جعفری   ومهدی (سلیم) محمّدی   از روستای سورتله به

عنوان نماینده انتخاب گردیدند .این چهار نفر موّظف ومتعهّد شدند تاجهت رفع موانع ومشکلات روستاهای وربن وسورتله اقدام کنند.اصل صورت جلسه متعاقبأ در این صفحه قرار داده خواهد شد.

 این جانب به نمایندکی از طرف اهالی وربن وسورتله انتصاب این برادران را تبریک گفته وامیدوارم در جهت رفع مشکلات روستا گام های موأثّری بردارند.

 

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |