X
تبلیغات
ایران-گیلان-رودسر-اشکور-وربن وسورتله

مترجم سایت

سال نومبارک چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 20:58


برچسب‌ها: ذهن آرام, خواب شیرین, خبرخوش, خیال راحت, تن سالم
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

هیچ وعده ای به ثمرننشست دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 8:35

سال جدید هم درحال رسیدن است.مبارک باشدانشاءاله.طی سالهای گذشته همیشه درهمین مواقع امیدوارانه از بهترشدن اوضاع روستاها نوشتم.امسال هم همین امیدواری رادارم .درسالهای گذشته بسیاری ازدوستان وعده هائی دادند وحتی حرکتهائی کردند اما هیچکدام به عمل نرسید.بسیاری از مسئولین نیز وعده هائی دادندولی آن نیز به عمل نرسید.بسیاری از نارسائی هابه گردن این مسئول وآن مسئول گذاشته شد.اما درعمل هیچ تغییری در وضع روستاهای ماحاصل نشد.امید واربودیم که باآمدن وکیل تازه اوضاع بهتر بشود که نشد.آقای رهبری املشی نه تنها خودشان برای بازدید روستاهای بالای اشکور نیامدند بلکه نمایندگان ایشان نیز چنین زحمتی به خودندادند.خوب نمیتوانم دراینجا از عملی نام ببرم که واقعآ به ثمر نشسته باشد.ناچارم ناداشته هارافهرست کنم تابلکه درحافظه مسئولین محترم بصورت موردی باقی بماند.

1-جاده ما واقعأبد وغیرقابل استفاده هست.

باهزینه نسبتأبالائی اقدام به احداث پل شده است .اما جاده دوطرف پل خراب هست ودر عمل پل را غیرقابل استفاده قرار داده است.عدم وجود جاده باعث شده است که بسیاری از خدمات رسانیها با مشکل مواجه بشود.یاحداقل اینگونه عنوان میشود.

2-شبکه برق این روستاها خیلی،خیلی،خیلی بد هست وباهیچ معیار واستانداردی قابل مقایسه نیست.

این شبکه بسیارضعیف وناکارآمد هست.وقتی قطع میشود تاچندروزپیدایش نمیشود.وقتی هم هم هست چندان قدرتی ندارد.به خصوص در روستای وربن.

3-سیستم مخابراتی بدهست.بدهست.بدهست.

قبلأسیستم مخابراتی از شهرستان رودسرتغذیه میشد که چندان بد نبود.اما از زمانی که توسط شرکت کوه نور اقدام به نصب دکل شده دیگر نمیتوان به راحتی از این تلفن استفاده کرد.

4-شبکه بهداشت ودرمان ندارد.

این مورد اخیر گویا مربود به افسانه های قدیمی است.زیرا وقتی راجع به بهداشت ودرمان صحبت میشود ،هیچکس به آن هیچ توجهی نمیکند.

5-مدرسه خوب ودردسترس ندارد.

ندارد های بسیاردیگری هستند که دوست ندارم با عنوان کردنشان عید را به کام مسئولینی که میتوانند کاری بکنند اما نمیکنند تلخ کنم.

همیشه فکرمیکنم که قرار نیست کاری صورت بگیرد والا به راحتی میشود همه این ناداشته هارا با اندک هزینه اما مدیریت صحیح به داشته تبدیل کرد.

درموردتوانائیهای بالقوه روستاهای ما بسیار دراین صفحه نوشته ام.نمیخواهم دیگر بگویم که باداشتن موارد بالاکار افرینی خواهد شد وجلو رشد مهاجرت را میشود گرفت وچه وچه وچه............

فقط این را بگویم دراین روستاها مردمانی زندگی میکنند که دستشان به هیچ کجابندنیست.چشمانشان به دستهای مسئولین شهرستان واستان است که امید وارند به دادشان برسند.

سال جدید درحال فرارسیدن است وقصد ندارم از کسی گله یا شکایت کنم .فقط یاد اوری میکنم که مسئولین محترم شهرستان یادشان نرود که روستاهای وربن وسورتله واینی نیز درحوضه مدیریتی شهرستان رودسرقراردارد.

دوستان مسئول درشهرستان یادتان باشد روستاهای خالی از سکنه هیچ جذابیتی ندارد......والسلام.



برای دیدن فیلم های مربوط به مناظر روستای وربن واطراف آن به آدرس

مراجعه نمائید


برچسب‌ها: روستاهای خالی ازسکنه, سالجدید, مدیریت صحیح, افسانه های قدیمی, شبکه بهداشت ودرمان
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

تکامل روستا چهارشنبه یازدهم دی 1392 7:15
 

حالا باورم شده است که خالی شدن روستاهاازسکنه بخشی از تکامل زمین می باشد.درگذشته های بسیاردور بابرخورد یک شهاب سنگ بسیارعظیم گونه های مختلف حیات در روی زمین به نابودی گرائیدتازمین به تکامل برسد وگونه های تازه تری به وجودبیایند وبه زندگی ادامه بدهند.اکنون نیز روستاهای مولّد خالی از سکنه میشوند تاحاشیه های شهرهاراپر کنند تا شهرها تبدیل به ابرشهربشوند وحاشیه نشینان شهری نیز کاسه چه کنم چه کنم به دست بگیرند.خوب اینهم نوعی تکامل است.یعنی تبدیل شدن روستائی مولّد به شهرنشین محتاج به همه چیز.اگر درگذشته های خیلی دوریک شهاب سنگ باعث انهدام گونه های حیات شد اینک دست بسیاری از دست اندرکاران که مقدرات مردم روستابه آنان سپرده شده است باعث انهدام روستاهامیشود.البته میدانم که عمدی برای از بین بردن بافت روستائی وجودندارد.بلکه عدم مدیریت صحیح روستاهارابه سمت خالی شدن ازسکنه سوق میدهد.وقتی روستائی ازبدیهی ترین امکان زیست درروستایش محروم میشود،ناچاراست برای ادامه حیاتش اقدام به مهاجرت نماید.وقتی یک روستا مدرسه ندارد وبرای بردن فرزندان دانش آموزش به مدرسه درروستای دیگرجاده ندارد،چه کار دیگری میتواندبکندجز کوچیدن به مکانی که مدرسه دارد.درصد بسیاربالائی ازمهاجرتهای روستائیان به نقاط دیگربدلیل عدم امکانات زیستی میباشد.اما وقتی کسی را از زمینش جدامیکننددرواقع اورا بادستان وچشمان بسته به گودالی انداخته اند که شاید خود نداند وبه آن هجرت دل خوش میکند.عدم مدیریت صحیح روستائی وناکارآمدی بسیاری از طرح های عمرانی باعث میشود تا بسیاری از اعمال یا نیمه کاره رهاشوندیابازده خوبی نداشته باشند.مثلأباهزینه بالائی پلی برروی رودخانه بین روستای اینی ووربن وسورتله ساخته شده است.


امابدلیل نبودن جاده خوب بین دوطرف پل عملأناکارآمدهست وتغییری درپیرامون خودایجادنکرده است.زیراتنهاساخت یک پل مشکلی را از عبور ومرور بین روستاها وشهر حل نمیکند.وجود یک جاده خوب دردوطرف پل از واجبات وضروریات است.

میدانم که بسیاری از مسئولین شهرستان از مشکلات روستاهای ما خبرندارند.وآنانی هم که باخبرند یا برسر کارنیستند ویا چندان فرصتی برای پرداختن به مسائل روستاهاندارند.

یاشرکت مخابرات کوه نور دکل مخابراتی در روستابرپاکرده است.اما این دکل کارآئی لازم راندارد.تنها دکوری است که از دور،دل میبرد.هیچکس پس از نصب این دکل از ارتباط خوب تلفنی برخوردار نبوده است.البته من قبلأ نیز از زحمات برادران شرکت کوه نور تشکر کرده ام.



درموردمدرسه وبهداشت وامکانات دیگر نیز نباید چیزی گفت.زیرا تنها به سیاهی های دل می افزاید.نمیدانم وقتی مسئول شهری یا استانی از مهاجرت یک خانوار روستائی میشنود چه حسی پیدا میکند.لابدخیال میکند که این نیز از سختیهای روستا خلاص شد وبه آرامش شهر پیوست.اما همه میدانندکه هجرت یک آدم روستائی برایش آرامشی ندارد.زیرا مانند درختی است که شاخ وبالش رازده اند.

اماهمچنان امیدوارانه نگاه برراه داریم که شاید کسی فریاد بیکسی روستائیان مارابشنودوجوابی درخوربدهد



برای دیدن فیلم های مربوط به مناظر روستای وربن واطراف آن به آدرس
مراجعه نمائید


برچسب‌ها: تکامل روستا, شرکت مخابرات, مدیریت صحیح, طرح های عمرانی, آرامش
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

کاش یلدافراموش نشود شنبه سی ام آذر 1392 10:40

یلدا هم میگذرد.شب یلدا، شب دراز قصه های مادر بزرگ برای خواباندن بچه های کنجکاو ،که می خواهند بدانند ،آخر قصه چه میشود ،به صبح میرسد.

دیگر مادر بزرگها در شب یلدا حوصله قصه گوئی ندارند.زیرا حضور تلوزیون وشبکه های رنگارنگ بی معنی وبا معنی  جای مادر بزرگ را گرفته است.آخرخودمادربزرگهاهم باید بنشینندجلوی تلویزیون وسریالهای رنگارنگ خودشون روببینند. آدمهای قصه مادر بزرگ ،جان گرفته اند وراه میروند .دیگرکبوتران نامه بر قصه مادربزرگ آن سرعت خاص راندارند تاروح کودک ونوجوان عصر حاضر را ارضاء کنند.حالا کبوتران نامه برتبدیل به پرندگان آهنین بالی شده اند که فراتر از صوت که نه ،فراتر از سرعت نور میپرند.مادر بزرگ اگرحوصله ای برایش مانده باشد،هرچه قدر هم رنگ ولعاب قصه اش را افزایش بدهد به حدی نخواهد شد که زن روبوتی ویا مردآهنی را از میدان بدر کند.عمق نگاه قصه مادر بزرگ چاهی است که امیر ارسلان برای نجات فرخ لقا در آن فرو رفت.اما زن روبوتی با پرنده آهنین بال خود در کسری از ثانیه کائنات را در می نوردد.چوب جاروی قصه مادر بزرگ در برابر شمشیر لیزری فاتحان فضا رنگ می بازد. زندان هفت در قصه مادربزرگ، به زندان غیر قابل نفوذ آلکاتراز بدل شده است.دیگر چشمی به دهان مادر بزرگ دوخته نیست که باحیرت منتظر ادامه قصه باشد.اصلا دیگر قصه ای نیست.کودک یلدای امشب ،دلخور از شلوغی خانه که نمی تواند ادامه گودزیلاوبتمن ومرد انکبوتی ومرد آهنی  را به بیند،باقهر برای تخلیه خشم فروخورده اش از خانه خارج میشود.دیگر درشب یلدا وشبهای از پی آن کرسی مادر بزرگ مأمن وپناهگاه بزهکاری بچه های بازیگوش نیست،که از ترس تنبیه خودرا در زیر آن مخفی کنند.

آه،مادر بزرگ بیچاره من .دیگر کسی به قصه هایت گوش نمیدهد.نورچشمیهایت چشم وگوش به قصه های دیگری دارند.اما کاش بار دیگر تورا می دیدند ومی شنیدند.کاش تونیزباردیگر باحوصله ای درخورشأن مادربزرگیت به قصه گوئی میپرداختی .آخ که کودکان امروز،چه لذتی را از دست داده اند وقتی که دیگر یلدا معنی خودرا از دست داده است.کاش بار دیگر مجال تجربه یلدا آنگونه که در گذشته بود درک میشد.افسوس که فاتحان قلبهای کودکان دیروز خاموشندواغواگران ذهن کودکان امروز پرصدا.

امابه گمان من یلداهرگزدردلهای کودکان دیروز فراموش نمیشود.این عکسهای برفی راهم گذاشته ام تا به یاد بیاوریم که درگذشته بیشترشبهای یلدای ما بابرف همراه بود.







تصاویربرفی از:  (اع-محمدی)


برای دیدن فیلم های مربوط به مناظر روستای وربن واطراف آن به آدرس
مراجعه نمائید


برچسب‌ها: یلدا, قصه مادربزرگ, چله, کرسی, زمستان
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

قصه افتتاح پل وربن وسورتله یکشنبه چهاردهم مهر 1392 8:23

دوهفته قبل که برای دیدن پدرومادرم ونیز کمک به آنان درجمع آوری فندق، به روستا رفته بودم بادونفر مواجه شدم که دراطراف پل رودخانه وربن وسورتله مشغول بررسی بودند. بادیدن خود رو آنهاکه آرم سپاه را داشت حدس زدم که باید از پرسنل سپاه رود سرباشند.به همین دلیل ازآنها دلیل آمدن به روستا را پرسیدم. آنهاگفتند آمده اند تا پل احداث شده در سال گذشته را رنگ آمیزی کنند.زیرا قرار است که مسئولین بلافاصله پس از آن برای افتتاح پل بیایند.

چیدن فندق دروربن

هنگام چیدن فندق درباغات وربن 

دراینکه بچه های زحمتکش سپاه وبه خصوص جناب حاج کاظم میرزائی برای احداث این پل دچار زحمت زیادی شده اند جای شک وتردید نیست وبنده بارها در همین صفحه از آنان تقدیر وتشکر کرده ام.اما میشد که این پل خیلی پیشتر از این افتتاح شود.گرچه هنوز هم دیر نیست وجای بسی خوشحالی را دارد.

 بخشی از بهترین قسمت جاده وربن درفصل تابستان

این جاده تنها درسه ماه از سال قابل استفاده است آنهم بصورت بسیار سخت واز روی اجبار

من که از این خبر بسیار خوشحال شده بودم از دوستان سپاهی خواستم تا به روستای ما تشریف بیاورند.اما گویا دوستان نیز وخامت اوضاع جاده مارا دیده وترجیح دادند بدون دیدن روستای ما باز گردند.من نیز امید وار شدم که طی یکی دوروز آینده کار رنگ امیزی صورت خواهد گرفت ومسئولین محترم نیز برای افتتاح خواهند آمد.به همین دلیل این خبر را به روستائیان رساندم واز آن زمان نیز چشم به راه کسانی هستیم تا پل را زیباترکنند.........

تصویر جاده دوطرف پل رودخانه بین اینی وربن وسورتله

انصاف نیست این پل بر روی رودخانه ای باشد که در دوطرف آن جاده درستی وجود ندارد. 

روستائیان مردم ساده دل وزود باوری هستند وبسیار زود تحت تأثیرحرف دیگران قرار میگیرند .زیرا به پندار آنان کلام منعقد شده ضمانت اجرائی دارد.به همین دلیل است که سالهای متمادی را در آرزوی داشتن یک جاده سپری کرده اند.

کاری به دولتهای قبل از انقلاب ندارم.زیرا دیگر نیستند تا جوابگو باشند.روی سخنم با مسئولین محترم شهرستان رودسر ونیز استان گیلان است.طی دهه های متمادی مسئولین بسیاری آمده ورفته اند ووعده های بسیاری نیز داده اند واما دریغ از عمل به آنها در مورد روستاهای دور افتاده اشکور.

 .....وباز هم پل

قراربود آقای رهبری املشی پس از ساخت این پل جهت ترمیم جاده دوطرف آن اقداماتی بفرمایند

وکلای محترم شهرستان نیز در ادوار مختلف قول های بسیاری داده اند اما هیچکدام به میدان عمل حتی نزدیک نیز نشده است.

راستش دیگر دوست ندارم درد دل کنم .اینک تمام موجودی روستاهای ما غمنامه ناداشته هائی هست که میتوانست با اندکی دلسوزی باشد.

وقتی من از طبیعت زیبای اشکور مینویسم ویا از امکانات بالقوه آن میگویم ویا از هوای پاکش تعریف میکنم تمام آن با نداشتن یک جاده خوب که دیگران بتوانند از آن استفاده کنند به هیچ بدل میشود.

گاهی وقتها که در کتابها ویاهمین صفحات مجازی به مطالب وتصاویردقت میکنم میبینم حتی فقیر ترین نقاط دنیا نیز که دارای مسئولین بی مسئولیتی!!! نیز هستند دارای جاده های دسترسی بسیار خوبی هستند.ولی ماکه مفتخریم درسایه اسلام وجمهوری اسلامی هستیم وتمام مسئولین ما پیش از آغازمسئولیت قسم به خدمتگذاری میخورند،در روستاهای دورافتاده ولی نه چندان صعب العبور از داشتن بدیهی ترین امکانات بی بهره ایم.

 قصه این پل مانند پالان بزک شده ایست برای خری مردنی

جوانان روستا بدلیل همین عدم امکانات اولیه هست که روستا را ترک میکنند.وقتی جاده نیست آنگاه بهداشت هم نیست مدرسه هم نیست.آب لوله کشی بهداشتی هم نیست برق هم نیست تلفن هم نیست وبسیاری چیز های دیگر هم نیست.

دلم آتش میگیرد وقتی میبینم جوانی برای فرستادن فرزندش به مدرسه تمام امکانات زندگی اش را رها میکند وتن به غربت میسپاردتا فرزندش درس بخواند.

 

واین جاده که پل را به روستای وربن پیوند میدهد.انصافأ درشأن استان مانیست.

حیف است که این همه بودجه برای اندکی هزینه برای ترمیم جاده ازبین برود

همین امسال دو خانوار جوان به بهانه فرزندان شان از روستای وربن کوچیدند.آیا برای عدم حضور آنان در روستا جایگزینی هست؟

مگر هزینه زیر سازی این جاده چقدراست که کسی به آن اهمیت نمیدهد.معلم به بهانه نبود جاده نمی آید.مآمور بهداشت نمی آید .اگر برق قطع شود نمی آیند.اگر کسی در حال مرگ باشد نمیتواند به آسانی به جائی برود.

آقایان مسئول در شهرستان به خدا قسم به خود خدا باید جوابگوباشید.

بچه های خوب روستای اینی

اصلأ همین بچه ها باعث شدند من این پست را بگذارم

وقتی ازشان پرسیدم اهل کجائید با تردید گفتند قزوین.زیرا از وضع نامناسب روستاهای خود خجالت میکشیدند 

بهر حال من از دیدن کسانی که اقدام به رنگ آمیزی پل خواهند کرد بسیار شاد شدم.نه از آن جهت که پل زیبا میشود بلکه امید وار بودم که کسانی برای افتتاح پل می آیند وبا مشکلات ما از نزدیک آشنا میشوند.اما اینک پانزده روز از آن زمان کذشته است وهیچ کس برای رنگ آمیزی پل نیامده است.

کرچه هر مقدار پل زیباتر باشد بیشتر به جاده خراب دوطرف خودش دهن کجی میکند.

اما علی رغم همه اینها ما هنوز هم امید وار به گشایشی هستیم که شاید بشود.والسلام
برای دیدن فیلم های مربوط به مناظر روستای وربن واطراف آن به آدرس
مراجعه نمائید


برچسب‌ها: سپاه, دولت, لوله کشی آب, معلم, برق
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

شکایت ازکه کنم یکشنبه بیستم مرداد 1392 19:2

انگارامسال اینطور مقدّر شده که من هر بار بخواهم پست تازه ای بگذارم ،از ناملایمات روستاها بنویسم.پس از مسئله تگرگ گه بیموقع گریبان بخش وسیعی از روستاهای اشکور را گرفت وخسارات عدیده ای به بار آورد ،والبته علی رغم تقاضاهای مکرّر از سوی حقیر وبسیاری از دوستان هیچ قدمی برای روستا ئیان برداشته نشد.گویادوستان مسئول در امور شهرستان چندان تمایلی به بودن یا نبودن این روستاها در حوزه شهرستان ندارند.

شاید هم وجود چنین روستاهای دور دستی برای شهرستان جز در بر داشتن هزینه های زاید سود دیگری نداشته باشد.مردم این روستاها هم دیگر خودشان را به خدا سپرده اندوبه این باوررسیده اند که نباید چشم امید به مسئولین شهرستان داشته باشند.

بنده بار ها در این صفحه تنها منباب یادآوری به دوستان مسئول در شهرستان ،مسائل گریبانگیر روستاهای دوردست اشکور را نوشته ام ،والبته گاه نیز حضوری یادآورشده ام.

داستان جاده روستای وربن وایضآ سورتله نیز خود حکایت هفتاد من کاغذ است که دیگر گویا تاریخ مصرف خودرا ازدست داده است.زیرا علیرغم هزینه کلانی که برای ساخت پل فلزی بر روی رود خانه وربن وسورتله صورت گرفت(خداوند به بانیان ساخت این پل اجردنیوی واخروی عنایت بفرماید) وباز علی رغم تمام تلاش دوست بزرگوار ما آقای یوسف حسابی که در فکر رفاه ورفع مشکلات مردم روستاهای ماهستند،هیچکدام از مسئولین ساخت پل حاضر نشدند تا این سازه را از پیمانکار تحویل بگیرند وآنرا افتتاح نمایند.این پل همچنان بلاتکلیف مانده است وبه جاده بد ونامناسب دوطرف خودش دهن کجی میکند.

بیشتر به این دلیل عکس میگذارم تا کمی از تلخی یاد داشتهایم بکاهم

البته بهتر از پل چوبی دست ساز بر روی رودخانه هست که پیشتر ما با اسب والاغ از روی آن عبور میکردیم.جنا ب رهبری املشی وکیل محترم شهرستان رودسر در مجلس شورای اسلامی هم در سال گذشته طی ملاقات حضوری که با ایشان داشتم قول دادند که پس از اتمام پل به فکر چاره برای جاده نیز خواهند بود.اما گویا جناب رهبری املشی هم بسیار درگیر مسائل شهرستان هستند که فراموش کرده اند که روستاهای دور دست نیز در حوزه انتخابیه ایشان وجود دارد.اینکه مادست به دامان مسئولین میشویم به دلیل عدم تمکن مالی ما هست والا دوست نداشتیم تا مزاحمتی برای دوستان ایجاد کنیم.

البته بنده به این مسئله کاری ندارم که در بهترین روزهای خشک سال نمیشود با ماشین به بسیاری از روستاها سفر کرد.زیرا گاهی خجالت میکشم تا به دوستان شهر نشینم بگویم در روستائی هستم که هنوز ماشین به آنجا نمیرود.درمورد مخابرات روستاهای ماهم هیچ نگفتن بهتر است. زیرا آنقدر وضع این خظوط خراب هست که به گمان من تنها باید کسی امتحانش کند تا به بدی ونا کار آمدی آن ایمان بیاورد.جناب آقای یوسف حسابی تلاش بسیاری برای رفع بعضی از مشکلات روستاهای ما کردند وگویا ایشان نیز از عدم همکاری مسئولین خسته شدند.گرچه هنوز هم امید وار به نگاه مسئولانه مسئولین به این روستاها هستم.اخیرأ هم روستاهای کوهستانی دچارنوعی دیگر از ناملایمات طبیعی شده اند .از حدود بیست روز قبل هوا بطور دائم ابری وبارانی است که این امر باعث از بین رفتن باقیمانده علوفه واز بین رفتن محصولات باغی میشود.روستائیان بالادست بطور جدی در محاصره ناملایمات طبیعی وغیر طبیعی قرار گرفته اند .من باز هم از مسئولین تقاضا دارم نگاهی تازه به این مناطق داشته باشند.زیرا به هر حال این مردم گرچه زبان اعتراض وتقاضا ندارند اما اهل این آب وخاکند وباید که درحمایت دولت ومسئولین باشند.

 

برای دیدن فیلم های مربوط به مناظر روستای وربن واطراف آن به آدرس

مراجعه نمائید

برچسب‌ها: روستاهای کوهستانی, ناملایمات طبیعی, علوفه دامی, دولت, مجلس شورای اسلامی
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

بهاردروربن پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392 22:28


 

خانه پدری من در زیباترین روزهای بهاری دراتش سوخت.

باتمام تلاش همسایگان ومردم روستاهای اطراف ،خانه پر از خاطرات کودکی ما به خاکستر بدل شد.

این تصویرخانه پدری است که در آتش سوزی دهم خرداد۹۲ سوخت.

این تصویر هم متعلق به قبل از آتش سوزی میباشد.

 

این تصویر بعد از حریق است.

 

وپایان یک خاطره که نه هزاران خاطره شیرین.اما زندگی ادامه دارد.هرروز چیز تازه ای به وجود میآید وهر سال بهار از راه میرسد.

خانه های کهنه با تمام خاطرات خوب وبد شان از بین میروند وخانه های نو جایگزین آنها میشوند.

...........وهرچیزکه خلق میشود،لاجرم روزی به نابودی می گراید.


 

بهاردر روستای وربن

 برای دیدن پدر ومادرم به روستا سفرکردم.(علی رغم اندوهم ازناراحتی پدرم بابت از دست دادن خانه اش )نتوانستماز دیدن مناظر زیبای بهاری غرق شعف وشور نشوم.حیفم آمد دوستانم را وبازدید کنندگان این صفحه را در دیدن زیبائیهای خداوندی سهیم نکنم.

هنگام چیدن گل گاوزبان میان کندوهای زنبور عسل .

علفزارهای وربن وزردتله 

(کند سر )ومناظر دلفریب روبرو 

 لذت تماشای چریدن اسب در علفزار

 باغهای فندق وسبزیجات خوردنی

 وربن ومناظر زیبای اطرافش

علفزار ها وهزاران شاخه گل بهاری 

 نگاهی به وربن از بهار مالگه

 ماضی تله،دوشان چال ،لوران خانی،اسمال چشمه،سفید چشمه وده ها منظر پر از خاطره

 دشت زمی وعلفزار های بالادست

 وربن آرمیده در میان درختان فندق وگردو

 تلاش زنان برای گرد آوری گل گاوزبان

 کافلت ،چشمی همیشه ناظر بر بلندای روستای وربن

 .........و،وربن.خداکند بهاران بسیاری را تجربه کند.بامردمانش

برای دیدن فیلم های مربوط به مناظر روستای وربن واطراف آن به آدرس

مراجعه نمائید


برچسب‌ها: بهار, شوروشعف, روستای من, گل گاوزبان, زنبورعسل
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

تگرگ سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392 10:37

 

 

تگرگ عصرسه شنبه92/2/24همه رو غافلگیرکرد.کارهای خداوند بی دلیل وحکمت نیست.شاید خواست خدا این بوده که مسئولین محترم شهرستان آزمایش بشن.البته این روز ها فصل امتحان دانش آموزای مدارس هست.اما بد نیست که بعضی ها هم امتهان بشن.دراین شکی نیست که مردمان کوه نشین یا همان روستائیان دور افتاده از شهراز ابتدا مقصر بوده اند که به مناطق دور دست رفته اند.ولی خوب حالا که به واسطه پیشرفت تکنولوژی وسایل وامکانات سفر به مناطق دور دست فراهم شده است بهتر است که مسئولین محترم شهرستان پس از هر حادثه وخیم گزارش شده یا نشده سری از طریق همکاران خود به مناطق آسیب دیده بزنند وحد اقل جویای سلامتی آنان بشوند.

تگرگ فوق الذکر باعث شد که بسیاری از میوه ها از بین بروند.از جمله فندق که محصول استرا تژیک روستاهای اشکور است.البته خدارا شکر این تگرگ در محدوده ای وسیع نبارید ولی روستاهائی را که من از انها عبور کردم از آسیب این بارش در امان نمانده بود.روستاهای  وربن،سورتله،اینی،هفته بند،جرن،سرد دره،کارسنگ،آسیاب سر،گیلرکش،کمنی وبعضی محله های کوچکترازاین آسیب در امان نمانده بودند.

تگرگ بیشتر برگهای درختان فندق را فروریخت.با توجه به اینکه به طرف تابستان میرویم امکان باز سازی محصول از بین رفته توسط درخت وجود ندارد.ابته هماطور که مسئولین محترم شهرستان اطلاع دارند پیش از این نیز درختان گردوپس از بارش برف سوم اردیبهشت میوه خودرا از دست داده بودند.

بدلیل خشکسالی در این سال که در روسناهای بالادست اشکور به دلیل عدم بارندگی به موقع اتفاق افتاده است ،تنها امید روستائیان روسناهای اسیب دیده از تگرگ فندق بود که آنهم به یمن تگرگ از بین رفت.حالا روستائیان مانده اند ودست خالی وسالی طولانی که باید با طرفندی معجزه وار سپری شود.

البته واضح است که روستائی به دلیل مناعت طبع وقناعت دراموروغرور حاصل اززندگی بی پیرایه تمایلی به درخواست کمک ازمسئولین را ندارد.اما شایسته است که مسئولین شهرستان تمهیداتی را به انجام برسانند تا روستائیان آسیب دیده موفق شونداین سال را به پایان برسانند.



 



برای دیدن فیلم های مربوط به مناظر روستای وربن واطراف آن به آدرس
مراجعه نمائید

برچسب‌ها: تگرگ, خسارت کشاورزی, مسئولین, خشکسالی, گردو
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

روستای مادرمریخ نیست سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 11:4

امروزخیلی دوست داشتم یه مطلب شاد تو وبلاگم بذارم تا دوستان بازدید کننده از وبلاگم یه خورده لذت ببرند وفکر نکنند که من چقدر عبوس هستم یا چقدر به همه چیز بدبینم.یا اینکه اصلأ یاد نگرفته ام تا در باره چیز های خوب هم بتوانم مطلب بنویسم.علت شادی من هم این بود که تصمیم گرفته بودم تا سری به روستای وربن بزنم.همیشه سفر به وربن برایم شادی آوراست .گرچه رفتن به روستا آنقدرسخت هست که جائی برای شادی نمیگذارد.پیش از هرچیز تصمیم گرفتم، یه تلفن به خانه پدرم بزنم واز اوضاع جوّی اشکورات باخبر بشوم.آخر اگر هوابارانی باشد امکان کمتری برای سفربه وربن وجود دارد.دوساعتی با تلفن معطل شدم ولی نتوانستم با روستا تماس بگیرم.تلفن روستای ما چندان کارآنیست .چون کسی از مسئولین به بودن یا نبودنش اهمیت نمیدهد.قبلأ در مورد تلفن روستای وربن نوشته ام(اینجا).

روستای زیبای وربن خوابیده دردامن کوه کافلت

روستا یک خط تلفن داشت که توسط مخابرات رودسر به روستا داده شده بود ولی گویا مشتری زیادی نداشت ومخابرات هم که احساس کرد با بودن این خط که در آمد زیادی برایش کسب نمیشود مصمم به جمع اوری آن خط گردید.البته شاید در زمان وصل کردن آن خط آن همه عجله نداشت که در جمع آوری آن عجله کرد. خوب حق هم داشت زیرا کار شهرستان شاید با زیان آن یک خط تلفن به مشکلات عدیده ای بر میخورد.البته دوستانی بودن که تمایل به جمع آوری آن خط نداشتند ولی خوب دستور از بالا بود وباید اجرا میشد که شد.حالا اینکه نبودن این خط تلفن چه تأثیری بر روستا داشت که برای کسی مهم نیست والبته حق هم دارند که مهم نباشد.زیرا چندنفر روستائی کهن سال واز کار افتاده که مولد ثروت نیز برای جامعه نیستند چه ارزشی دارند که کسی بخواهد برای رفاه آنها کاری انجام بدهد.بهر حال از قدیم گفته اند صلاح مملکت خویش را خسروان دانند.وصد البته مخابرات رودسر صلاح را در این دیده که حالا که این روستا هیچ چیز ندارد بهتر است که این خط تلفن راهم نداشته باشد.

چون بودن تلفن باعث دانستن مسائل دیگر میشود وروستائی بیچاره بهتر است که چیزی نداند.خوب اداره محترم راه هم همین را میگوید وترجیح میدهد روستائی که تلفن ندارد بهتر است که راه هم نداشته باشد(اینجا).زیرا وجود راه باعث رفت وآمد های بیمورد روستائیان به شهر میشود وممکن است درشهر بمانند ودیگر به روستا برنگردند.اخیرأ هم قرار بود تعدادی از مسئولین محترم شهرستان برای افتتاح پل رودخانه وربن وسورتله تشریف بیاورند که گویا این گروه از دوستان هم گفته اند حالا روستائی که تلفن وجاده ندار،پل هم چندان ضروری نیست .

پل زیبای رودخانه وربن وسورتله

 روستائیان که سالها به آب زده اند واز رود خانه عبور کرده اند این سالهای باقی مانده عمر شان رانیز چنین کنند.برق روستای ماهم دیگر گفتن ندارد(اینجا).بیشتر وقتها که میرود تا چند وقتی پیدایش نمیشود.گویا آن بیچاره هم در چاله چوله های جاده ماگیر میافتد. ادارات محترم دیگر نیز هکذا. گویا همه چیز به همه چیز بستگی دارد.البته روستاهای ما به نداشتن همه چیز که آنها را به تمدن پیوند میدهد عادت کرده اند.ومسئولین محترم شهرستان ماهم خوب میدانند که بهتر است سنت دیرینه ریاضت های روستائی را به هم نزنند تا روستائیان دو هوا نشوند ودر سکوت وآرامش روستا به زندگی خود ادامه بدهند.در این میان ساختار شکنانی نیز پیدا میشوند ودست به اقداماتی میزنند که آرامش را از روستا میگیرد.مثلأ جهاد سازندگی دامغان پس از زلزله سال 69 اقدام به ساخت جاده در این روستا کرد.البته قراری با مسئولین شهرستان رودسر برای نگهداری این جاده منعقد نکرد وشاید اداره راه رودسر نگهداری از جاده را وظیفه جهاد دامغان میداند.وشرکت مخابرات کوه نور که دراصفهان واراک فعالیت میکند در یک اقدام خیر خواهانه چند خط تلفن البته به ازاءدریافت هزینه های اولیه به روستای ماداد.والبته ایشان هم فراموش کردند تا قرار داد خدمات پس از نصب را با شهرستان رودسر منعقد نمایند.......وحالا ما جاده ای داریم بدون ثمر(اینجا).....پلی داریم بدون ثمر(اینجا)......تلفنی داریم بدون ثمر.....روستائی داریم فراموش شده.نه جلوی دید دور بین های خبری هستیم ونه در خور گزارش مطبوعات خبری.مسئولین هم میدانند که اگر هزار کار برای روستاهای ما انجام بدهند کسی از کارشان گزارش تهیه نمیکند.پس بهتر است کاری که برایش تبلیغ سمعی وبصری صورت نمیگیرد انجام نشود.


برای دیدن فیلم های مربوط به مناظر روستای وربن واطراف آن به آدرس
مراجعه نمائید

برچسب‌ها: جاده, تلفن, وربن, مخابرات, اشکور
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

سال تازه ودرددلهای کهنه پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 10:21

امسال هم فرصتی دست داد وبرای دیدار اقوام به روستا سفر کردم.خیلی با خودم کلنجار رفتم تا این پستم به بهانه اغاز سال تازه کمی از تلخیهای نوشته های پیشینم فاصله داشته باشد .اما راستش به هر کجا که رفتم دیدم که همچنان وضع همان است که از قبل بود.

متآسفانه مرا از نوشتن این سطور گریزی نیست زیرا احساس میکنم که دستی برای یاری مردمان روستا کمتر پیدامیشود.من تنها میتوانم ناملایمات آنهارا باز گوکنم.البته نه آنگونه که وجود دارد .من تنها به ظاهر زندگی روستا نگاه میکنم وخدا میداند که در درون ذهن یک روستائی به خاطربینهایت کمبودهایش چه میگذرد.

اگر قرار باشد وضع به همین منوال که اینک ادامه دارد بگذرد قطعأ تا چند سال دیگر شاهد چیزی به نام روستا نخواهیم بود.وربن وسورتله تنها گوشه های کوچکی از روستاهای محروم انتهای اشکور سفلی هستند. 

قراربود که پس از ساختن این پل که روستاهای سورتله ووربن را به روستای اینی ودیگر جاها می پیوندد،جاده دوطرف پل نیز درست شود.این وعده ای بود که جناب آقای بشارتی در سفر سال گذشته خودبه روستائیان دادندومانیز خبرش را در همین صفحه نوشتیم. 

شکر خدا پل ساخته شد.دست سازندگانش نیزهمچنان کارا وپرتوان باشد.کاری هم به کمیت وکیفت پل ندارم زیرا ناظرین پروژه وتأمین کنندگان سرمایه پل بهتر میدانند.آنچه که در حال حاضرحائزاهمیت است ترمیم ودوباره سازی جاده دوطرف پل است.زیرا به این شکل حاضر پل تنها آهن پاره ای است که مقدار زیادی از بودجه را صرف خودش کرده است وتا چند وقت دیگر نیز تنها نقل مجالس روستائی میشودوپس از چندی نیز به فراموشی سپرده خواهدشد.

وما همچنان پیاده به دوسوی پل رفت وآمد خواهیم داشت.دراین میان تنها هنگام عبور آهی از سر حسرت خواهیم کشید که ایکاش ما هم تمکن مالی داشتیم وجاده دوطرف پل را درست میکردیم.البته شاید مسئولین شهرستان از اوضاع این قسمت از بخش اشکور خبر ندارند.

البته زیاد هم بد نیست.زیرا هنگام عبور از این طرف به طرف دیگر پل راجع به نوع سازه وکیفت ساخت هم نظر میدهیم.بهر حال چند صد میلیونی هزینه این سازه شده است.وهمچنان در لابلای حرفهای روزمره به خودمان امید واری میدهیم که به زودی جاده نیز ساخته خواهد شد.

و،وقتی این جاده کذائی تنها ۱۰ کیلومتری ساخته شود،شاهدتردد این ماشین های عهد عتیق نخواهیم شد که حتی شناسنامه ای نیز ندارند.وهمچنین تعمیر گاهی مجاز که بتواند دردهای بی درمان آنهارا چاره کند،که صاحبش مجبور نباشد هرروز بیشتر درآمدش را هزینه نگهداری آن کند.

اگرجاده دوطرف پل ساخته شود،دیگر روستائیان ما مجبور نخواهند بود تا خود را با این وسایل نقلیه که واقعأ جان به لب مسافر میرساند به روستا برسانند.من جرأت نکردم تا عکس تمام مسافرین این ماشین را در این جا قرار بدهم.زیرا احساس میکنم در چنین شرایطی هیچ غریبه ای به خودش جرأت ندهد تا برای تنوع هم که شده سری به روستاهای مابزند.

 وقتی جاده نباشد،آنوقت بدلیل هزینه های بالای مایحتاج زندگی سوخت نیز گران به دست مصرف کننده روستائی میرسد.خوب روستائی هم خود را محق میداند تابرای جبران بخشی از هزینه هایش اقدام به قطع اشجار ودرختان نموده تا به مصرف سوخت برساند.گرچه زیان ناشی از این عمل گریبان تمام احاد ملت را میگیرداما روستائی نیزحق زندگی دارد. 

وقتی بشود نفت ویا گاز را ارزان به روستاها گسیل داشت آنوقت میشود امید وار بود که روستائی هم مراعات حال طبیعت را میکند.البته اگر جاده خوبی میداشتیم شاید این مادر روستائی مجبور نمیشد تا به چنین کار نه چندان راحتی بپردازد.شاید کسانی بپرسند ایا باساخت یک جاده تمام مشکلات حل میشود؟من میگویم بله آن بخشی که با جاده در ارتباط هست حل میشود

 البته اگر به همین منوال پیش برویم شاید تا سالهای نه چندان دور این گاوها هم از روستا ها ناپدید بشوند.این پیرمرد روستائی همه عمرش را در انتظار همین جاده بوده است.هنوز هم امید وار است که جاده وربن وسور تله بدل به افسانه نشود.چون خوب میداند اگر راه خوب نباشد روستا هم از صحنه خارج میشود.دیگر کسی نمیماند تا تولید کند.تا زیبائیهارا حفظ کند. میداند که اگر راه نباشد این چشمه نیز با تمام نعمات خداوندی اش به فراموشی سپرده میشود.

 وبدون جاده این جوان هم رغبتی به آمدن به روستا را ندارد.زیرا سختی راه آنقدر زیاد هست که تنها باید دید وتجربه کرد وآنوقت باورکرد.زیبائیهای چشمه ها ومزارع وباغات وهر چیز دیگر روستا با وجود جاندارانش است که نمود پیدا میکند.وقتی در جائی انسان نباشد جانداران اهلی هم محو میشوندوچشمه هانیز با همین جانداران نفس میکشند.

 دوست دارم شاهد روزی باشم که همه بتوانند راحت به روستا سفر کنند.کسی نباشد که به بهانه سختی راه از رفتن به زادو بومش شانه خالی کند.روستا آغاز حیات شهر است.اگر به آن توجه شود .اگر به درستی مدیریت شود میتواند گره کور مهاجرت های اجباری را بگشاید.میتواند معضل حاشیه نشینی شهر راحل کند.میتواند موّلد باشد وبه ایجاد عدم وابستگی به دیگران ،کمک کند.روستا دارای توانمندیهای بالقوه بسیاری است.اشکور قطب تولید فندق است.درداخل کشور رقیبی ندارد.گل گاوزبانش نیز سرآمد است.نگذاریم داشته هایمان با دست های خودمان به نیستی برود.

وسخن آخرم با جناب آقای رهبری املشی نماینده محترم رودسر واملش وهکذا اشکور.

شما قول داده بودید که هم در ساخت پل مساعدت بفرمائید وهم پس از اتمام پل اقدامات عاجلی درزمینه مرمت جاده به عمل بیاورید.ما همچنان قول شمارا باورداریم.وامیدواریم که شما در این خصوص مارا یاری کنید.

 

برای دیدن فیلم های مربوط به مناظر روستای وربن واطراف آن به آدرس

مراجعه نمائید

برچسب‌ها: جاده, سفر, روستا, درخت, گاو
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

مبارک بادت این سال وهمه سال شنبه بیست و ششم اسفند 1391 9:59

 سلام

 عیدتون مبارک

بیائیم باهم دعا کنیم تادرسال تازه همه به آرزوهای به حق خودشان برسند

دعا کنیم تاهرکس به وعده داده شده اش عمل کند

دعاکنیم تاروستاهای محروم مورد توجّه ویژه مسئولین قرار بگیرند

ودعاکنیم تا نیازهای نهفته در دلمان ، که قدرت گفتارش را نداریم برآورده شود  

 

آری آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست
گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر كران پیداست
ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست

بقیّه رادر  ادامه مطلب  مطالعه بفرمائید


برای دیدن فیلم های مربوط به مناظر روستای وربن واطراف آن به آدرس

مراجعه نمائید

برچسب‌ها: نوروز, عید, دعا, روستا, آرزو
ادامه مطلب
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

وربن 58 شنبه پنجم اسفند 1391 11:49

تنها یادی از گذشته

  امروز،به تصاویربه جامانده از سالهای پیش روستایم نگاه میکردم.دلم راضی نشد که آنهارا همولایتی هایم در این روز های پایانی سال نبینند.زیرا من هم میدانم که همولایتی ها بخصوص بچه های وربن وسورتله همیشه مشتاق سفر به گذشته وربن هستند.آنهائی که آنقدر کم سن هستند که یادشا نمی آید روز های هیا هو وشلوغی روستاوآنهائی که اینقدر در مشغله زندگی گیر افتاده اند که یادشان رفته است روزی را که روستا با گامهایشان درخشش داشت.

ساعتی مانده به ظهر روز های اواخر بهار تا اوایل پائیز هنگام دوشیدن گوسفندان فرا میرسید.در همین زمان بود که آغاز فراخوانی ر وستائیان شروع میشد .همه همدیگر را خبر دار میکردند تا برای دوشیدن گوسفندان به محلی با عنوان (بره سر) بروند.البته بیشتر دوشندگان شیر زنان روستائی بودند.زیرا مردان کارهای سخت دیگری مانندچیدن علف ،آبیاری باغات ،تهیه هیزم برای زمستان،شخم زدن زمینهای کشاورزی و....داشتند.

همه درساعتی معین خودرا به جایگاه دوشیدن گوسفندان میرساندند.وردیف روی سنگهای زمختی که از قبل تهیه شده بودمی نشستند.آنوقت ظرف شیر دوشی خودرا که(چیری)مینامیدنددرچاله ای کوچک محکم میکردند تا گوسفندان هنگام دوشیده شدن آن را معلق نکنند. 

 یک نفر از اهالی معمولأاز طرف صاحب شیر آنروز یا(واره دار)مأمور هدایت گوسفندان به سمت دوشندگان میشد(بره هارون).آنهائیکه به ردیف در دوطرف بر روی سنگها نشسته بودند هر کدام گوسفند خودرا میگرفتند ومیدوشیدند.البته کسانی نیز بودند که نسبت به دیگران گوسفند بیشتری داشتند .به همین دلیل دیگران در دوشیدن گوسفندان به او کمک میکردند.

 هنگام دوشیدن شیراز آخرین اخبار روستا همدیگر را خبر دارمیکردند.یکی از کارهای بسیار مهم در زمان شیر دوشی تهیه آمار از دام بود.به این شکل که هر دوشنده ای به تعداد گوسفندانش سنگ ریزه در کنار خود جمع میکرد.درآخر اگر تعداد سنگهایش با تعداد گوسفندانش برابر بود که هیچ.درغیر اینصورت شروع میکرد به گشتن در میان گله برای پیداکردن گوسفند گمشده.البته گاهی نیز معلوم میشد که گوسفند گمشده را گرگ خورده است.

 پس ازشیر دوشی به روستا برمیگشتند ودست وپای خودرا در آب بسیار سرد چشمه می شستند.چشمه وربن یادآور ساعتهای خوش استراحت پس از کار سخت روستائی بود.جوان تر ها در کنار هم دور چشمه جمع میشدند وبه نقل خاطرات می پرداختند وگاه به زور والدین برای خوردن نهار یاشام به خانه میرفتند.

 البته مانند همیشه برای رفت وآمد به جاهای دیگر ناچار بودند از راه های سخت عبور کنند.راه هائی که هرگز کسی به خود زحمت درست کردن آن را نداد.امروز نیز مردم وربن وسورتله ناچارند در بیشتر ماه های سال از داشتن جاده محروم باشند وگاه نیز به سبک وسیاق پیشین پیاده به شهر های دیگر بروند.

 ازجمله کارهای سخت روستا شخم زدن زمین به وسیله گاو نر بود.کاری کاملأ تخصصی که تنها از عهده مردان کار آمد وجوانان زبده بر میآمد.شخم زدن ودانه پاشی زمین در اوایل پائیز صورت میگرفت تا دانه بتواند از باران وبرف سیراب شود.

 وروستای وربن.میشود گفت تغییر چندانی نسبت به گذشته نداشته است جز اینکه جاده ای نیم بند دارد.برقی بیم بند دارد. تلفنی نیم بند دارد.ووعده های بسیاری که داده شده اما کمتر به عمل رسیده است.

 داریم به عید نزدیک میشویم.خوب است در تنهائی مان کمی به زیبائیهای روستامان فکر کنیم وخاطرات شیرینش را به یاد بیاوریم.سختی های جذاب ودوست داشتنی .محرومیت های زیاد واراده واتکاءبه خویش در زمان سختیها.این بار به روستا برویم وخود را در آینه زمین ببینیم.


برای دیدن فیلم های مربوط به مناظر روستای وربن واطراف آن به آدرس

مراجعه نمائید

 

نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

ایجادشغل درروستا سه شنبه دهم بهمن 1391 21:14

حمایت ازافرادکارآفرین درروستا

ایجادشغل برای افرادیک جامعه درهمه جای جهان جزءضروریترین مباحث آن جامعه محسوب میشود.هرکس که دوران نوجوانی را سپری کرده است وبه سن کار رسیده است نیاز مند داشتن یک شغل مناسب هست  تابتواند از طریق آن امرار معاش کند.

این امر برکسی پوشیده نیست وکسی هم نمیتواند منکرآن باشد.اما ایجاد اشتغال خود مقوله ای است که باید با اندیشه ای کارآمد به آن نگاه کرد.یکی از مکانهائی که نیازمند رسیدگی وتوجه بیشتردرموردایجاداشتغال است ،روستا میباشد.بدلیل دوربودن بسیاری از روستاها از مرکز شهرها مسئولین توجه چندانی به آن نشان نمیدهند.

درحالی که بسیاری از روستاهای دورافتاده از امکانات بالقوه بالائی برای ایجاداشتغال برخوردارهستند.مثلأتولیدعلوفه ازجمله اشتغالاتی هست که بصورت فراگیر میتواند در بسیاری از مناطق که دارای آب وزمین کافی هستندایجاد شود.

باتوجه به افزایش روز افزون قیمت علوفه میتوان از این طریق هم تعدادی را شاغل نمود وهم بستری فراهم کرد برای پرورش دام وبه تبع آن تولید مواد دامی مانند لبنیات وگوشت.ویادر روستاهای صاحب آب اقدام به پرورش اردک ویاغازنمود.

همچنین پرورش طیور نیز یکی از شغلهای مناسب روستائی درسطح متوسط میباشد.وناگفته پیداست که اشکال دیگری از شغلهای مولدرانیز میتوان امر وزه درروستاها سراغ گرفت.البته جوان روستائی بدلیل نداشتن بنیه مالی کافی قدرت ایجاد یک چنین کاری را ندارد.لذابرذمه مسئولین است تا طالبان ایجاد اشتغال در روستارا حمایت مالی نموده ونیزامکانات زیر ساخت روستائی نیز در حد نیاز فراهم گردد.

روستای وربن

ازجمله مسائل گریبانگیر روستاها که باعث دلسردی روستائیان میشود عدم وجودمدارس وعدم امکانات پزشکی ونیزعدم وجود جاده های دسترسی مناسب به شهر های هم جوار میباشد.

روستاهای زیادی وجود دارند که میتوانند در بسیاری از زمینه های معیشتی خودکفاباشند.درگذشته های نه چندان دور بسیاری از همین روستاها که اکنون متروکه شده اندبخش وسیعی از نیاز های خودرا تولید میکردند ومقدار فراوانی نیز از مازاد تولید خودرا به شهرهای دیگر میفرستادند.

بدلیل آنکه درحال حاضرتولید سنتی ویا همان شیوه پیشین کارآمد نیست وجواب جمعیت روبه رشد رانمیدهد،منطقی تر آنست که آن تولیدات به سمت تولید صنعتی سوق داده شود.

بعنوان مثال درگذشته گله های بز وگوسفندبه همراه چوپانان در کوه ودشت به چرا مشغول بودند.صاحبان دامها هم از شیر وگوشت آنها استفاده میکردند .اما همین حیوانات مفید عامل نابودی بسیاری از گونه های گیاهی میشدند.

اکنون به یمن دانش بشر میتوان گوسفند وبز را در مکانی محصور نگهداری کرد وبه پرواربندی به شیوه صنعتی اقدام نمود.البته تمام این کارها در مناطق نزدیک شهرها صورت میگیرد ولی کفایت نمیکند.

در حالی که زمین های زیادی برای کاشت علوفه در روستاها،بصورت لم یزرع باقی مانده است.به گمان من میشود بایک سیاست درست بسیاری از این مسائل را ساماندهی کرد.وبا اندکی حمایت مالی بسیاری از جوانان بیکار روستائی را صاحب شغلی پایدارکرد.چه از این طریق هم از کوچیدن آنها به دیگر نقاط پیشگیری میشود وهم خودآنها به تولید داخلی میافزایند.


برای دیدن فیلم های مربوط به مناظر روستای وربن واطراف آن به آدرس

مراجعه نمائید

 


برچسب‌ها: پرواربندی دام, بزوگوسفند, کارآفرینی, تولیدعلوفه, پرورش غازواردک
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

سرمایه گذاری درروستا جمعه بیست و دوم دی 1391 17:17

لزوم سرمایه گذاری درروستاهای دورافتاده

*

 

اگرکمی به گذشته برگردیم وبه نوع زندگی مردم نگاه کنیم درمی یابیم که بسیاری از مردم در روستاها زندگی میکردند وبه تولید مواد گوناگون میپرداختند.از این طریق هم خودشان ارتزاق مینمودند وهم مازاد محصول را به بازار مصرف میفرستادند تا دیگران نیز از حاصل زحمات آنان بهره مند شوند.اما پس از بوجود آمدن انقلاب صنعتی در اروپا ودیگر نقاط چهان وبه تبعیت ازآن درکشورمابسیاری از مردم روستاها به بهانه های گوناگون به شهرها وبه کارخانجات روی آوردند وبه کار درآنجامشغول شدند.این دسته از مردم پیشینه اجدادی خود ونیز استقلال معیشتی خودرا به انقلاب صنعتی واگذار کردند وخود مزدور آن شدند.روستاها به فراموشی سپرده شدند ویا از آن حالت مولد فعال گذشته به مکانی تنها برای زیستن کسانی که چندان کارآئی مفیدی نداشتند تبدیل گردیدند.اکنون جمعیت جهان ونیز مملکت ماروبه افزایش است.درحالی که دانشمندان واندیشمندان ونیز سیاستمداران به دنبال راه کار های تازه برای کار وامرار معاش این جمعیت رو به افزایش میگردند شایسته است تایکباردیگر مسئولین جامعه نگاهی کارشناسانه به روستاهاکه میتواند بخش قابل ملاحظه ای ازدغدغه معیشتی مردم را حل کند بیندازند.به خصوص روستاهای دوردست که دارای امکانات بالقوه بسیاری برای کارآفرینی میباشد.

زنبورعسل ومنظره ای ازوربن

بعنوان مثال از روستاهای دورافتاده اشکور در شهرستان رودسر یاد میکنم.این روستاها در دامنه های البرز قرار گرفته واز آب وهوای بسیار پاکی برای انواع حرفه ها مناسب میباشد.از جمله میتوان به کشاورزی وباغداری ودامپروری ونیزپرورش آبزیان ونیز طیور نام برد.دلیل رهاکردن بسیاری ازاین حرفه ها درگذشته از سوی روستائیان عدم وجود دانش کافی برای بهینه کردن تولید ونیز نبود بسیاری از امکانات زیر ساختی در روستا بود که آنهارا مجبور به کوچیدن به شهر نمود.کمبود هائی مانند عدم وجود مدرسه وبهداری وجاده که باعث میگردید تانسل تازه رغبتی به ماندن نشان ندهد.البته دولتهای گذشته نیز در ترغیب به مهاجرت بی تأثیر نبودند.اما در زمان جمهوری اسلامی شایسته تر این است تا به روستاهای محروم بیشتر رسیدگی شود وامکان باز گشت طیف وسیعی از افراد به روستا فراهم گردد.شایددرگذشته هوس رسیدن به یک زندگی رویائی باعث میشد تامردم به سمت کارخانجات هجوم ببرند اما اینک بسیاری از نسل تحصیلکرده جدید دریافته اند که ثروت در تولید روستائی نیز نهفته است وشاید سهل الوصول تر هم باشد.اما بازگشت به روستا شرایط خاص خود را میطلبد. زیرا روستائی که درشهر رحل اقامت افکنده وبه راجتی شهری تن در داده است نمیتواند به آسانی از آن آسایش دل بکند .مگر آنکه بداند همان آرامش در روستا برایش حاصل خواهد شد.من بیشتر سعی کرده ام تا دراین صفحه از توانمندیهای مناطق اشکور صحبت کنم.

منظره ای نیمه زمستانی از وربن

هرکس که به مناطق مورد بحث من سفر کند در می یابد که با اندکی بذل توجه به منطقه میشود برای بسیاری از مردم شغل های پایداری ایجاد کرد.بعنوان مثال به پرورش ماهی قزل آلا اشاره میکنم.درصورت فراهم آمدن اندکی امکانات زیر ساختی مانند چند کیلومتر راه خوب روستائی ویا ایجاد شبکه برق پایدارواندکی وام کم بهره به پرورش ماهی پرداخت.با توجه به وجود آب پاک ونیز هوای پاک وهمچنین دور بودن منطقه از آلودگیهای متداول شهری میتوان امید وار بود که این مهم به خوبی حاصل شود.

*

 

برای دیدن فیلم های مربوط به مناظر روستای وربن واطراف آن به آدرس

مراجعه نمائید


برچسب‌ها: بازارمصرف, انقلاب صنعتی, کشاورزی, پرورش ماهی, دام وطیور
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

پرورش ماهیان سردابی جمعه بیست و دوم دی 1391 12:25
 قزل آلای رنگین کمان
تولید و پرورش ماهی قزل آلا، رایج ترین و بطورکلی سودمند ترین نوع پرورش آبزیان در تمام نقاط جهان میباشد و هر ساله تحقیقات ومقالات فراوانی راجع به شیوه های مختلف تکثیر و پرورش قزل آلا در دنیا منتشر میشود. بعلاوه، این ماهیها از ارزشمند ترین و لذیذ ترین ماهیان دنیا هستند که بی شک میتوان قزل آلا را یک حریف بی رقیب در زمینه ضائقه جهانی برشمرد. بنابراین آشنایی با شیوه  های تکثیر و پرورش قزل آلا، یک امر حیاتی در زمینه آبزی پروری محسوب میشود و به نظر لازم میرسد که در اینجا ، توضیحاتی هرچند اجمالی را برای عزیزان علاقه مندبه این ماهی بیان کنم .
دربدوامربه بعضی اطلاعات درزمینه انواع استخر های پرورش توضیح میدهم.

استخرهای پرورش آزادماهیان  بطور کلی بردو نوع می باشد :

 1) ـ حوضچه های گرد        

2) ـ کانال های دراز

1) ـ حوضچه های گرد : آب در این حوضچه ها باجریان ملایم درحرکت است و بنابر این ماهی نیروی کمتری را صرف مقابله با جریان آب میکندکه در نتیجه این عمل، ضریب تبدیل غذایی بالاتر میرود (غذای بیشتری به گوشت تبدیل میشود). علاوه بر این، حوضچه های گرد نسبت به کانال های پرورشی ، به آب کمتری نیاز دارند و چون مجرای خروجی آب این حوضچه هادر وسط آن قرار دارد ، یک جریان دایره مانند در حوضچه بوجود می آید که خاصیت خودپالایی نیزدارد.

اما عیب بزرگ وقابل تأمل این حوضچه ها در این هست که گندزدایی یا ضدعفونی کردن آب در اونها مشکل میباشد و علاوه بر این، نمیتوانیم از خیلی از دستگاه های مکانیکی (مورد استفاده برای تغذیه و بارگیری ماهیان)، در حوضچه های گرد استفاده نمائیم. این حوضچه ها با قطر 420 سانتیمتر و عمق 75 سانتیمتر میتوانند به خوبی 180 کیلوگرم ماهی قزل آلا را در دمای ۵/۱۵ درجه نگهداری کنند به شرطی آنکه میزان جریان آب، 190 لیتر در دقیقه باشد.

2) ـ کانال های دراز :  

این کانال ها به دو شکل کلی طراحی وساخته میشوند:

 (1) کانال های کف سیمانی    

(2) کانال های کف خاکی

(۱) کانال های کف خاکی با طول 30 متر و عمق ۲/۱ متر با دیواره های شیب دار که باعث میشوند عرض کانال از سطح به طرف عمق کم بشود، بطوری که پهنای کانال در سطح 9 متر و در کف 3 متر میباشد. این کانال ها رابه تعداد 4 تا 8 کانال در یک ردیف قرار میدهند. آب از انتهای یک کانال خارج میشود و وارد کانال بعدی میشود تا اینکه بالاخره از سیستم خارج گردد و یا اینکه تصفیه و هوادهی میشود تادوباره به سیستم بر گردد.

این کانال ها به خاطر داشتن کف خاکی ، مثل نهرهای طبیعی بطور قابل توجهی قابلیت خودپالایی دارند و لازم نیست بطور مداوم اونها را تمیز کنیم، چرا که انواع میکروارگانیسم ها مثل باکتری ها، قارچ ها، آلگ ها و انواع لارو حشرات در کف کانال زیست میکنند که تاثیر بسزایی در تبدیل مواد آلی سمی به مواد معدنی غیر سمی دارند. اما نقطه ضعف مشخص کانال های خاکی این هست که در کف کانال یا روی دیواره های کانال شاهد رویش گیاهان هستیم . همچنین تعمیر و مرمت این کانال ها هم بسیار خسته کننده و پر زحمت میباشد. در حال حاضر این کانال ها کلا بصورت سیمانی ساخته میشوند که کانال کف سیمانی نام گرفته اند.

                          قزل آلای رنگین کمان

(۲) طول کانال کف سیمانی 30 متر، عرض آن 3 متر (چه در سطح و چه در کف) و عمق کانال 105 سانتیمتر هست که معمولا در ردیف های 6 تایی پشت سر هم قرار میگیرند. چون این کانال ها دیواره بدون شیب دارند، میتوانیم از دستگاه های مکانیکی (برای غذادهی، بارگیری، رقم بندی و...) استفاده نمائیم که این مسئله، یک مزیت ویژه محسوب میشود. در بیشتر نقاط دنیا برای پرورش قزل آلا از این نوع کانال ها استفاده می گردد.

کانال های دراز به دلیل عمق کمی که دارند، به راحتی ضدعفونی میشوند و مدیریت آنها نسبت به حوضچه های گرد آسان تر هست. اگر  از 6 یا احیانا 10 کانال پشت سر هم استفاده بشود،درآنصورت استفاده از هواده در میانه راه، یک امر ضروری هست. در ضمن، در انتهای هر کانال و روی دیواره آن، یک سری شیارهایی تعبیه شده است که از این شیارها برای نصب انواع توری ها و صفحه ها برای کاربردهای متفاوت استفاده میشود.


برای دیدن فیلم های مربوط به مناظر روستای وربن واطراف آن به آدرس

مراجعه نمائید

برچسب‌ها: قزل آلای رنگین کمان, پرورش ماهی, ماهیان سردابی, تکثیرماهی قزل آلا, استخر پرورش ماهی قزل آلا
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

به وعده هاعمل کنیم شنبه دوم دی 1391 21:49

پائیزهم سپری شد واز مرمّت راه روستای وربن علی رغم قول های داده شده بسیار خبری نشد.شاید بی دلیل به وعده های دیگرانی که میتوانستند کاری صورت دهند دل خوش کرده بودیم.شاید هم حق دارند ومردم روستاهای دورافتاده حق داشتن بدیعی ترین امکانات زیستی راندارند.

وقتی به آمار ها رجوع شود در شهرستان رودسر روستای بدون جادّه دسترسی درست وحسابی به شهرستان وجود ندارد.به گمان من هم درست است زیرا کم کم دارد باورم میشود که روستاهای انتهای بخش اشکورجزء شهرستان نیستند.البته من منکر تلاش بعضی از دوستان درشهرستان نیستم.شاید هم واقعأ بودجه ای برای روستاهای ما درنظرگرفته نشده است.

اما این منصفانه نیست که مردمان بسیاری را نادیده بگیریم وبه بهانه نداشتن بودجه ویا امکانات حمایتی آنهارا در برهوت زندگی به حال خودشان رها کنیم.راستش هر چیزی را که در این صفحه بخواهم مطرح کنم بارها نوشته ام .نمیدانم شاید مسئولین شهرستان ما میخواهند که التماس کنیم وراه دریوزگی پیشه کنیم تا حقّی راکه به عنوان افراد شهرستان داریم مطالبه نمائیم.دوستان سپاهی ما موفق شدند به کمک استانداری پلی بر روی رودخانه ببندندواین عمل بسیار بسیارشایسته تقدیر وتشکّراست.

افرادی مانند جناب سرهنگ میرزائی وبرادرعزیز مان آقای یوسف حسابی باحمایت مستقیم فرماندهی محترم سپاه رودسرکار شایانی کردند.عمل این بزرگواران نشان داد ، اگر مسئولین محترم شهرستان ونیز استان بخواهند میتوانند بامرمّت تنها ده کیلومتراز این جاده ، روستاهای اینی،وربن،سورتله وچند روستای دیگر راازمحرومیت ناشی از نداشتن جاده برهانند.این بارروی سخنم با جناب رهبری املشی نماینده محترم شهرستان رودسر واملش میباشد.بنده بسیار امیدواربودم که پس از جلوس ایشان به مسند وکالت ونیزرتق وفتق بعضی از امور شهرستان به یاد روستاهای فقیر بیفتند وحداقل سفارش مردمان کوه نشین دوردست را به مسئولین شهرستان بنمایند.البته شاید ایشان چنین کاری را کرده اندو مسئولین محترم از کثرت کارهای محوله اقدامی نکرده اند.

درهر دوره نمایندگان محترم وعده هائی میدهند وبعد نیز به هزار دلیل نامعلوم وعده ها به فراموشی سپرده میشوند تا در دوره های آتی دوباره جا برای وعده های کهنه باز شود وباز فراموشی وفراموشی وفراموشی.........وخدا میداند که کی این وعده ها محقق شوند ومردم مظلوم روستاهای ماچشمانشان به جمال جاده بدرد خور روشن شود.گرچه باوردارم جناب رهبری املشی به میثاقی که با مردمان شهرستان بسته اند وفادارند.من ناچارم شرمنده زحمات دوستانی باشم که بدون هیچ چشمداشت مادی در جهت بدست آوردن حمایت مسئولین کوشیدند.

زرد تله کوهی زیبا درنظرگاه جنوب وربن

شاید تلاشهای همین دوستان هست که وادارم میکند تا همچنان باز گو کننده مسائل روستاهای دوردست اشکور باشم.امید وارم که جناب رهبری املشی مردم روستاهای مارا از یاد نبرندواز مسئولین شهرستان واستان بخواهند تا کاری برای این روستاها صورت دهند.

زمستان اشکور از راه رسیده است.مردم روستا همچنان در سختی عبور مرور هستند ومثل هرسال باسختی سفردست وپنجه نرم میکنند.مثل هرسال عده ای از فرزندان همین روستاها به دلیل سختی زندگی جلای وطن میکنند ومیروندتا سرنوشت خودرا برای یافتن زندگی بهتر در جای دیگری جستجو کنند.بازهم زمینهای مزروعی بسیاری بایر میشوند وباز هم باغات مثمربه ویرانه ای خشک بدل میشوند.خداکند که شاهد ویران شدن روستاهای زیبای دورافتاده نباشیم.


برای دیدن فیلم های مربوط به مناظر روستای وربن واطراف آن به آدرس

مراجعه نمائید


برچسب‌ها: زمستان اشکور, سپاه رودسر, راه روستائی, بودجه, مردم کوه نشین
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |