مترجم سایت

نامه سرگشاده به اداره کل راه وشهرسازی استان گیلان

بسمه تعالی

اداره کل محترم راه وشهرسازی استان گیلان

احترامأ  اینجانب یکنفر از مردم روستاهای وربن وسورتله واینی هستم.به نیابت از سوی مردم زحمت کش این روستاهابخشی از مشکلات مردم این منطقه که مستقیمأبه آن اداره کل محترم مربوط میشودرا جهت هرگونه اقدام مقتضی خدمت شما معروض میدارم ،باشد که جهت پیگیری وبرسی آن مردم روستاهای مارا مرهون الطاف خود بنمائید. تمام مطالبی را که دراینجاخدمت شمااعلام مینمایم پیش ازاین بطورمبسوط درسایت وربن وسورتله به آدرسwww.varboon.comدرج شده است. روستاهای یاد شده دردورترین نقطه به شهرستان رودسر قراردارند.به همین نسبت دوری نیز از بیشتر امکانات زیستی که امروز به یمن زحمات مسئولین بخشهای مختلف جامعه نصیب بسیاری از روستاهاشده است بی بهره هستند.روستاهای زیادی در پیرامون همین سه روستا وجود دارند که وضعیت مشابه دارند وتا جائی که حقیر اطلاع دارم کسانی نیز از همه این روستاها متولّی ارسال پیام جهت دریافت کمک وامکانات برای روستاها هستند.متأسّفانه علی رغم اینکه مدام مردم ما برای چاره جوئی به ادارات مختلف مراجعه میکنند اما پاسخ مثبتی دال برکمک از سوی مسئولین دریافت نمیکنند. مشکل بزرگ روستاهای ما که مربوط به آن اداره محترم میباشددرخصوص جاده دسترسی روستاهای ما به شهر میباشد.البته راه های متعددی به روستاهای ما منتهی میشود.اما هیچکدام از این مسیر ها در انتها برای عبور ومرور مناسب نیست.مامنکرتلاش شما برای بازسازی وبهسازی راه های استان نیستیم اما به ما این حق را بدهید تا بگوئیم چون خود ما دارای یک راه خوب وقابل قبول نیستیم میپنداریم که کاری صورت نگرفته است. بصورت مداوم درسایت آن اداره کل راجع به تعریض یا بازسازی ویا نوسازی ویا اسفالت راه های استان اعم از شهری وروستائی مطالب متنوعی میخوانیم وطبیعی است که انتظار داشته باشیم تا گوشه چشمی نیز به روستاهای مابشود. دراینجا لازم است تایاداوری کنم که درسال 92 توسط بسیج سازندگی سپاه شهرستان رودسر پلی بر روی رودخانه وربن وسورتله احداث گردید.البته وجود این پل بدون داشتن جاده دوطرف آن چندان خوشایند نیست.هرچند ما جدّأ از متولّیان ساخت پل نهایت تشکّر وسپاس را داریم.اما امید واریم حالا که این همه هزینه ساخت این پل شده است ، اداره محترم راه استان وبخصوص شهرستان رود سر نسبت به ترمیم جادّه دوطرف پل اقدام بنماید تا از این طریق مردم روستاهای وربن وسورتله واینی وبنان ومازوگاه وایر محله وایزین وریسن وهمچنین چمتو نیز از این مسیر برای عبور به شهرهای گیلان ونیز قزوین وتهران بهره ببرند.همانطور که مستحضر هستید درصد بالائی از مردم روستاهای یاد شده درشهرهای استان قزوین ونیز استاان البرز وهمچنین درتهران سکونت دارند لاجرم ترجیحأ بهترین راه برای سریع تر رسیدن به روستاهای یاد شده از طریق قزوین به اشکورمیباشد. همانگونه که حتمأاطلاع دارید از قزوین به روستای نودی که جزء شهرستان لاهیجان است جاده خوبی موجود میباشد وهمچنین ازسیاهکل به روستای کارسنگ نیز که درحوزه شهرستان لاهیجان است جاده خوب است.فاصله کارسنگ به روستاهای یادشده جاده ندارد همچنین حدفاصل بین روستای نودی به روستاهای اشکور یعنی روستای کمنی وگیلرکش وسرد دره وهفته بند واینی ووربن وسورتله وبنان ومازوگاه وایر محله وایزین وریسن وچمتو از جاده قابل قبولی برخوردار نیست.این حقیر به نیابت از سوی مردم محروم روستاهای یاد شده امید وارم آن اداره کل بادرایتی که درمسئولینش نهفته است با اعزام کارشناس به منطقه نسبت به رفع مشکل این منطقه محروم قدام اساسی به عمل آورد.زیرا به گمان این حقیر شایسته نظام جمهوری اسلامی نیست که پس از گذشت 36 سال از عمر پربرکت این نظام راه روستاهای ما بدلیل نداشتن جاده در این همه فقر ومحرومیت غوطه ورباشند.یکبار دیگر هم از مسئولین آن اداره کل محترم تقاضا میکنم تا نگاهی اجمالی به سایت وربن وسورتله داشته باشند ومسائل تکمیلتری را راجع به نا بسامانیهای این منطقه مطالعه بفرمایند.

رونوشت: 1- درج درسایت وربن وسورتله   2- مدیرکل امورروستائی استانداری گیلان  3- فرمانداری رودسر  4- اداره راه وشهرسازی شهرستان رودسر  5- ارسال به دفتر آقای رهبری املشی نماینده محترم شهرستان رودسر  6- ارسال به سایت حامیان رهبری املشی

باتقدیم صمیمانه ترین سپاس ها به دلیل زحمات بی شائبه آن اداره کل محترم

اسداله سلیمی وربن از روستای وربن


برچسب‌ها: اداره کل راه وشهرسازی استان گیلان, فرمانداری رودسر, مدیرکل امورروستائی استانداری, پیگیری, حامیان رهبری
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

.....وخدایم که نگهدارمن است شنبه یکم شهریور 1393 17:10

برای تشییع جوان ناکام یکی ازبرادرانم به روستاسفرکردم.اندوه از دست دادن برادرزاده ام ازدرون آتشم میزد.اما،مرگ ناگزیرانسان است وانسان پذیرای این تقدیرهمیشگی خودش.(خداوندروح برادرزاده ناکامم راشادوبه خانواده برادرم صبر عنایت بفرماید)

آنچه وادارم کردتا این سطور را بنویسم حادثه ای بود که در روز تشییع آن جوان اتفاق افتاد.ماشین یکی از مردمان روستایم به دره سقود کردوازبین رفت.وخداخواست تادراین حادثه ضایعه جانی دیگری اتفاق نیفتد.

البته حوادث رانندگی چیز تازه ویا شگرفی نیست.روزانه صدها حادثه بزرگ وکوچک در نقاط مختلف کشور اتفاق می افتد که بسیاری از آنها بواسطه اشتباهات انسانی واندکی نیز قضا وقدراست.

اماآنچه که درروستای ما اتفاق افتادنه قضا وقدربود ونه اشتباه انسانی.بلکه این عدم وجود یک جاده خوب است که باعث این حادثه شده است.من خجالت کشیدم تا یکبار دیگر تصاویر اسف بار جاده های موجود در روستا های اشکور را دراین صفحه به نمایش بگذارم.حالا مطمئن هستم که بجز خدا فریادرسی نداریم.چون مسئولین شهرستان تنها وعده میدهند اما درعمل به وعده ها خلاف میکنند.میدانم که اگر تمام دنیا هم یادشان برود که روستاهای ما درحوزه شهرستان رودسر است ،خدا این را فراموش نمیکند.قصد موعظه ویا ایجاد ترحم در مسئولین محترم را ندارم زیرا خودرا درآن حد وحدود نمیدانم تنها یکی از مردم روستای وربن هستم که دیده هارا حکایت میکنم ونه شندیده هارا.

پیش از اینکه از حادثه اتفاق افتاده باخبر شوم تابلوی زیبای پل وربن وسورتله را دیدم که به نام شهدای گمنام مزین شده است وقلبأازبسیج سپاه رودسر ممنونم واز طرف همه روستائیان از این بزرگواران تشکر وقدردانی میکنم.

 

امااین پل بدون وجود جاده دوطرفش اصلأخوشایندایندگان وروندگان نیست.برادران سپاه زحمت خودراکشیده ومارا مرهون زحمات ومحبت خود نموده اند وحالا برذمه مسئولین محترم شهرستان رودسربه خصوص مدیریت راه گیلان است تابا اندکی بذل توجه برای ساخت یا ترمیم وتعریض این جاده اقدام عاجل به عمل آورند.

حادثه سقوط ماشین باعث شد تا به باورتازه ای دست پیداکنم.در این روز دریافتم علی رغم آنچه که پیشتر می اندیشیدم که ساخت جاده ما عمل حادی است اما با ایجاد500مترجاده برای حمل ماشین حادثه دیده توسط افراد روستادرکمتر از نصف روز وباوسایل ابتدائی مانند بیل وکلنگ،میشود به آسانی جاده هفت کیلومتری مارابازسازی کرد.

همیشه همه کسانی که از شهر به روستای ما می آیند به ما وعده ساختن این جاده را میدهند.اماهرگزبه وعده خود عمل نمیکنند.گویا وقتی به روستا میرسندووضع مردم وجاده را میبینند دلشان برای روستائیان میسوزد وبرای ایجاد لحظه ای شادی درآنها وعده میدهند و وقتی به شهر برمیگردند وخستگی از تنشان بدر میرود یادشان میرود که اصلأچنین روستا هائی وجود دارد.

کاش بسیج سازندگی سپاه رود سر همانگونه که این پل را ساخت وبه یادگار گذاشت این اختیار را میداشت تا برای ساختن جاده مانیز اقدام کند زیرا ایمان دارم که اگر اینگونه میشد به سرعت جاده ما ساخته میشد.

چون فراموش نکرده ایم که ساخت پل ما از حرف وطرح تا عمل بیش از شش ماه طول نکشید.البته نباید پیگیری های برادر عزیزم آقای یوسف حسابی را که در معرفی روستاهای محروم ما از هیچچ کمکی فرو گذار نمیکنند را از نظر دورداشت.

ایشان در سفر اخیر شان نیز که برای مراسم جوان تازه درگذشته مان ،به روستا آمده بودند قول دادند تا باز هم با مسئولین شهرستان صحبت کنند.

ممطمئن هستم که هرگز با نگاهی کارشناسانه به روستاهای بالادست اشکور که از مرکز شهرستان فاصله دارند نگریسته نشده است.زیرا اگر درست به نقشه منطقه نگاه کنیم در می یابیم که اگر جاده وربن وسورتله به روستای ایر محله وصل شود، هم جاده پایدارتری خواهد بود وهم روستاهای ایر محله وایزین وریسن وچمتو ولسبو ونیز اکبر اباد وصمد آباد نیز میتوانند از طریق این جاده دسترسی آسانتری به قزوین ورشت ولاهیجان داشته باشند.

 

 

 

 

 

 

 

برای دیدن فیلم های مربوط به مناظر روستای وربن واطراف آن به آدرس

مراجعه نمائید

برچسب‌ها: حادثه, سقوط ماشین, تشییع, بسیج سازندگی, قضاوقدر
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

وقتی طلبکارخجالت میکشد!!!!!!! جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 9:19

بسیاری از دوستانم اظهار لطف نموده ومدام ازحقیر می پرسند که چرا کمتر مینویسم وحضور مداومی دراین صفحه ندارم.

(((((دوستی تعریف میکرد سالهاپیش کتابی رابه یکی از دوستانم به امانت داده بودم تابخواند.مدتهای مدیدی گذشت ودوستم کتاب را پس نداد.اورادیدم وتقاضاکردم که کتاب را پس بدهد اما اوبه روز بعد موکول کرد.من نیز هر ازگاهی اورا میدیدم ودرخواستم را تکرار میکردم.چندسالی طول کشید اما دوستم کتاب راپس نداد.درعین حال نیز هیچگاه نمیگفت که آن را پس نمیدهد.من از این آمدن ورفتنها وگفتن ها وشنیدن ها ووعده های به فرداخسته شدم وقید کتاب رازدم.دوستم مرا از روبرد .حالا دیگر من خجالت میکشم که اورا ببینم.چون میترسم باز به من وعده فردا بدهدومن باز به یاد کتابم بیفتم...........))))))))

قصه کم کاری بنده هم همین است.سالهای زیادی است که دراین صفحه مینویسم اما هیج نتیجه ای عاید روستاهای ما نشده است .راستش دیگر از تکرار خواسته ها وناداشته هایمان خجالت میکشم.تا آنجائی که من بخاطر دارم بسیاری از مردم روستاهای ما با عنوان همین مشکل(عدم وجود یک جاده درست وحسابی وقابل عبور ومرور) در ایام مختلف عمرشان گذران کرده اند ونتیجه ای نگرفته اند.وخیلی هانیزباحسرت همین مشکل دنیارا وداع کرده اند.

بنده حقیر هم درطول شش ،هفت سال گذشته به اشکال مختلف مسائل ومشکلات روستاهای خودمان را بیان کرده ام.مردم ما برای رسیدن به خواسته های خود به هر دری میزنند اما به هیچ جوابی نمیرسند.

نمیدانم شاید مسئولین محترم شهرستان ما، مارا درخور یک جواب درست نمیدانند.یا شاید اصلأ ما درآمار بودجه های عمرانی شهرستان دیده نمیشویم.

گاهی فکر میکنم اسامی روستاهای ما ونقشه های آن تنها درزمان انتخابات های مختلف به خصوص انتخابات مجلس رو میز مسئولین شهرستان قرار میگیرد.چون دراین زمانها است که افراد مختلف به روستاهای ما سرازیر میشوند وبا وعده های شیرین روستائی بیچاره را واداربه دادن رأی میکنند.

پس از شمارش آرا برنده ها وبازنده ها به زندگی خود برمیگردند ویادشان میرود که چه گفته بودند.

دیگر برای برنده فرقی نداردکه تگرگ محصول روستائی را از بین میبرد.

دیگر برای برنده فرقی نداردکه برف بیموقع چه برسر روستائی می اورد.

دیگر برای برنده فرقی نداردکه روستائی جاده ندارد.

مدرسه ندارد.

آب بهداشتی ندارد.

مسکن خوب ندارد.

برنده میرود تابرمسند خودتکیه زندوبه خود ببالد که چند روزی را برای دریافت آرای این بیچارگان به روستاها سفرکرده است.

حدیث مشکلات ونامرادی مردم روستاهای مامثنوی هفتاد من کاغذ است.گویا روستاهای ما تنها برای از میدان بدرکردن رقبای انتخاباتی کاربرددارد ولاغیر.زیرا همیشه درزمان انتخابات نمایندگان کاندیداها مشکلات این مناطق را به رخ دیگران میکشند وخودرا فرشته نجات این مردم معرفی میکنند.

راستش قصد ندارم گفته های پیشینم را که بار ها گفته ام دوباره تکرار شود.من هم مانند صاحب آن کتاب دیگر میترسم که بگویم خواسته ای دارم زیرابیم ان دارم که دوباره آن وعده های.......تکرارشود.وباز من وخوانندگان این صفحه دچارامیدی واهی شویم.

وسخن آخرم:

جناب آقای رهبری املشی عزیز،الوعده وفا


برچسب‌ها: کتاب, وعده, وفا, مثنوی, نماینده
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

پیگیری جاده روستاهای وربن وسورتله پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393 13:7

دوست عزیز ماآقای یوسف حسابی نامه ای تشکرآمیز وهمچنان تقاضای پیگیری وترتیب اثر دادن به جاده وربن وسورتله واینی خدمت جناب آقای سردارنقدی تقدیم کرده اند که درذیل تصوراین نامه درج گردیده است.

ضمن قدردانی از زحمات همه کسانی که درساخت پل وربن وسورتله کمک کرده اند،همچنان مصرانه تقاضا داریم که جهت تسهیل در عبور ومرورمردم زحمت کش روستاهای محروم وربن وسورتله واینی نسبت به مرمت وبازسازی این جاده اقدام عاجل بعمل بیاورند.

باتشکر از آقای یوسف حسابی که همچنان خستگی ناپذیر،دوش بدوش مردم این روستاهادرفکر برآوردن بخشی از نیاز این مردم میباشند.

 

 

جناب سردارنقدی عزیز باتوجه به لیاقت وشایستگی که درحضرت عالی سراغ داریم امیدواریم که شمابانی خیر شده ومعضل بزرگ این مردم دورافتاده وبیکس راچاره نمائید.

 

 



برای دیدن فیلم های مربوط به مناظر روستای وربن واطراف آن به آدرس

مراجعه نمائید

برچسب‌ها: سردارنقدی, جاده, انقلاب اسلامی, لوله گالوانیزه, خستگی ناپذیر
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

امام زاده آقاسیّدهاشم سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393 21:15

در3کیلومتری شرق روستای وربن وروستای سورتله برروی تپه ای مشرف به تعداد زیادی روستا بقعه کوچکی است بنام امام زاده آقاسیدهاشم.از دیرباز مکان این امام زاده زیارت گاه بسیاری از مردمان روستاهای اطراف بوده است.کمتر کسی را در روستاهای اطراف امام زاده میتوان یافت که حد اقل یک بار به زیارت این مکان باصفا نرفته باشد.بسیاری از مردم نیز به قصد تفرج در طبیعت ونیز کوه گردی گذرشان به این امام زاده افتاده است.بدلیل قرارگرفتن درمکانی که مشرف به روستاهای زیادی هست،میشود گفت که تمام مردم این روستاها،بقعه آقاسیّد هاشم رامیشناسند.بسیاری از مردم نیزبرای گرفتاریهای جور واجورزندگی به این مزارمتوسل میشوندونذوراتی نیز اهداء می کنند.درحال حاضراین بقعه ازساختمانی بسیارکوچک برخورداراست.ضریح کوچکی نیز زینت بخش داخل بقعه میباشد.بدلیل فقر مادی مردم روستاهای اطراف وهم دستری مشکل به این بقعه بدلیل فقدان جاده این مکان باصفاچندان شناخته شده نیست.گرچه هرکس تنها یک بار به زیارت این مکان رفته ودرجوارچشمه لوران خانی که به فاصله کمی از بقعه می باشد آبی اشامیده است،همیشه آرزوی بازگشت دوباره به این مکان را دارد.هنگامی که روی صخره کناربقعه می ایستی روستاهای ایرمحله،ایزین،ریسن،برمکوه،کیاسه،دوآب،پینوند،اکبرآباد،صمدآباد،وربن،سورتله،اینی،توسه چالک وبسیاری دیگر از روستاها به وضوح قابل روئیت می باشند.روستای تابستان نشین راسران که درجواربقعه قراردارد،درایام بهار وتابستان پذیرای زائران این مکان مقدس هست.

وجودآب وهوای پاک ونیزکوه ها وتپه ماهورها ونیزجنگل پائین دست امامزاده این مکان را به تفرجگاهی آرامش بخش تبدیل کرده است.وجوداشکال گوناگون که درصخره هاوسنگهای اطراف درطول سالیان متمادی ایجادشده است،برای زائران این مکان مقدس بسیارشگفت انگیزاست.

مردم روستاهای وربن وسورتله واینی دربیشتراوقات فراغت به این مکان متبرک سفرمیکنندتابه روح وجسم صفا وآرامش بدهند.


ازتمام مردم روستاهای اطراف این بقعه متبرکه تقاضادارم اگر اطلاعات جامع ازگذشته این مکان دارندویا عکس وخاطره دربخش نظرات همین مطلب برایم ارسال کنندتا به نام خودشان درهمین صفحه درج گردد.



برچسب‌ها: آقاسید هاشم, امام زاده, بقعه متبرکه, کوه گردی, زیارت
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

بوته زیبای گل گاوزبان من شنبه ششم اردیبهشت 1393 14:39

تصمیم داشتم درسال 93پست تازه ای دراین صفحه نگذارم.آخرمافقط درد دلهای مردم روستاهامون رو مینویسیم.اما کسی برای درمان این دردها قدمی برنمیدارد.گویا از دید مسئولین شهرستان دیگه نه روستاهای ما اهمیت دارند ونه مردم روستا.


گفتیم ونوشتیم که جاده درست وحسابی نداریم.برق درست وحسابی نداریم.امکانات اولیه درست وحسابی نداریم.مدرسه نداریم.بهداشت نداریم.........نداریم......نداریم........نداریم......گاهی قولی داده شد.شاید به این دلیل که دلمان نشکند.شاید مسئولین محترم شهرستان فکرکردند که نازک دلیم وممکن است دپرس شویم.


بهر حال عوامل بسیاری دست به دست هم دادند تا تصمیم بگیرم که دیگر دراین صفحه ننویسم.اماچندروزقبل اتفاق جالبی افتاد.چیزی که باعث شد علی رغم کم لطفی های تمام کسانی که میتوانستند کاری بکنند ونکردند،باز هم بنویسم.هرچند باز هم نوشته هایم غمنامه های مردم ماخواهد بود.


تک بوته گل گاوزبان درحیاط خانه

صبح مشغول آب دادن باغچه کوچک حیاط خانه بودم که متوجه تک بوته گل گاوزبان وسط حیاط شدم.سال گذشته نهال این گل را از روستا آورده ودرحیاط خانه کاشته بودم.امسال بوته گل رشدکردوازچندروز قبل به تدریج شروع به گل دادن نمود.روزهای اول درحد چهار یا پنج گل باز میشد ومن باشور وشعف بسیار آنهارا میچیدم وخشک میکردم.عاشقانه دور این بوته گل میگردم ومانندکودک نوزادی تروخشکش میکنم.امروزبیش از200عددگل داد.ومن شادمانه عکسهای زیادی ازآن گرفتم ومانندکودکان باآن بازی کردم.درطول این روزها نیز به بسیاری از دوستانم ونزدیکانم راجع به این گل گفته ام.علی رغم اینکه همه میگفتند که گل گاوزبان دراین محیط که از منطقه بومی آن بسیار دوراست گل نمیدهد،اما من کاشتمش وبوته گل گاوزبانم گل داد.


واینهم حاصل بازی کودکانه ام باگل گاوزبان

(کاش امکان زندگی درروستافراهم میشد،تاخروار خروارازاین گل زیباوداروئی چیده میشد)

امروز وقتی مشغول چیدن گل های زیبای گل گاوزبان بودم،فکرکردم بالاخره کسی پیدا میشود تا به وضع روستاهای ما برسد.گل گاوزبان محصول بومی منطقه وسیع اشکورات است.دربهار واوایل تابستان زمین های وسیعی زیرپوشش این گل زیبا قرارمیگیرد.بسیاری ازمردمان روستاهای ما ازاین طریق امرارمعاش میکنند.من باشور وشعف وصف ناپذیری به تک بوته گل گاوزبانم نگاه میکنم درحالی که روستاهای ما باغهای وسیعی ا زاین گل داروئی را دارا میباشد.اما آنچه که حائز اهمیت است این مسئله لاینحل عدم امکانات زیستی در روستا هست.


گلهای خشک مال روزهای قبل است

امثال من امروز بدلیل بسیاری از کمبودها ناچارند بجای داشتن باغهای وسیع وپربارگل گاوزبان وفندق وبسیاری دیگر از محصولات باغی به داشتن گاه یک بوته گل ویا یک درخت درحیاط کوچک خانه شان درشهربسنده کنند.وشادمان باشند که بوته شان به گل نشسته است.دردبزرگی است که نتوانیم ازداشته هایمان به بهترین شکل ممکن استفاده کنیم وآنگاه خودمان راتنها به دلخوشیهای کوچک سرگرم کنیم.


گل گاوزبانی که امروزچیدم

درروستاهای دورافتاده اشکورآب وزمین به قدرکافی یافت میشود.تنهاکافی است تابه صورت درست مدیریت شود.آنگاه بسیاری از مردم خواهند توانست تا نان زندگی خودرادرروستایشان تحصیل کنند.اما افسوس وصددریغ ودردکه نه خودروستائی توان رفع بعضی نارسائیهارادارد ونه مسئولی که به دردش برسد.هر از گاهی دلخوشیهائی ایجاد میشود .مثلأ وکیلی ویا فرمانداری ویا استانداری وعده هائی میدهد.اماپس ازچندی فراموش میشود.باز روستائی میماندوهزاردردبیدرمان.


این هم باغ گل گاوزبان درروستای وربن

این خواست تمام مردم روستاهای دورافتاده اشکوراست که مسئولین برای کارهائی که میتوانند انجام بدهند چاره اندیشی کنند.اولین وابتدائی ترین درخواست همه داشتن جاده دسترسی به مناطق دیگر است که برای عبورومرورقابل قبول باشد.زیرا بدون وجودجاده وعبورومرورآسان به روستا امکان هیچ کاری وجودندارد.همه روستاهائی راکه من میشناسم از نبود جاده ویا نداشتن یک جاده خوب درعذابند.روستاهائی مانند کیاسه،برمکوه،ایرمحله،اکبرآباد،صمدآباد،چمتو،توسه چالک،اینی،سورتله،ریسن،ایزین ووربن وبسیاری دیگر از روستاها که مردمانش بدلیل عدم وجود جاده یا مجبور به ترک روستا شده اند ویا در فقر ومحرومیت گذران عمر میکنند.وماهمچنان درحسرت یک جاده خوب برای انکه بتوانیم مولد باشیم ونه مصرف کننده صرف.

ویک سئوال همیشگی:براستی هزینه ترمیم جاده روستاهای ماچقدراست؟



برای دیدن فیلم های مربوط به مناظر روستای وربن واطراف آن به آدرس

مراجعه نمائید


برچسب‌ها: جاده خوب, عبورومرور, فرمانداری, گیاهان داروئی, دپرس
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

سال نومبارک چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 20:58


برچسب‌ها: ذهن آرام, خواب شیرین, خبرخوش, خیال راحت, تن سالم
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

هیچ وعده ای به ثمرننشست دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 8:35

سال جدید هم درحال رسیدن است.مبارک باشدانشاءاله.طی سالهای گذشته همیشه درهمین مواقع امیدوارانه از بهترشدن اوضاع روستاها نوشتم.امسال هم همین امیدواری رادارم .درسالهای گذشته بسیاری ازدوستان وعده هائی دادند وحتی حرکتهائی کردند اما هیچکدام به عمل نرسید.بسیاری از مسئولین نیز وعده هائی دادندولی آن نیز به عمل نرسید.بسیاری از نارسائی هابه گردن این مسئول وآن مسئول گذاشته شد.اما درعمل هیچ تغییری در وضع روستاهای ماحاصل نشد.امید واربودیم که باآمدن وکیل تازه اوضاع بهتر بشود که نشد.آقای رهبری املشی نه تنها خودشان برای بازدید روستاهای بالای اشکور نیامدند بلکه نمایندگان ایشان نیز چنین زحمتی به خودندادند.خوب نمیتوانم دراینجا از عملی نام ببرم که واقعآ به ثمر نشسته باشد.ناچارم ناداشته هارافهرست کنم تابلکه درحافظه مسئولین محترم بصورت موردی باقی بماند.

1-جاده ما واقعأبد وغیرقابل استفاده هست.

باهزینه نسبتأبالائی اقدام به احداث پل شده است .اما جاده دوطرف پل خراب هست ودر عمل پل را غیرقابل استفاده قرار داده است.عدم وجود جاده باعث شده است که بسیاری از خدمات رسانیها با مشکل مواجه بشود.یاحداقل اینگونه عنوان میشود.

2-شبکه برق این روستاها خیلی،خیلی،خیلی بد هست وباهیچ معیار واستانداردی قابل مقایسه نیست.

این شبکه بسیارضعیف وناکارآمد هست.وقتی قطع میشود تاچندروزپیدایش نمیشود.وقتی هم هم هست چندان قدرتی ندارد.به خصوص در روستای وربن.

3-سیستم مخابراتی بدهست.بدهست.بدهست.

قبلأسیستم مخابراتی از شهرستان رودسرتغذیه میشد که چندان بد نبود.اما از زمانی که توسط شرکت کوه نور اقدام به نصب دکل شده دیگر نمیتوان به راحتی از این تلفن استفاده کرد.

4-شبکه بهداشت ودرمان ندارد.

این مورد اخیر گویا مربود به افسانه های قدیمی است.زیرا وقتی راجع به بهداشت ودرمان صحبت میشود ،هیچکس به آن هیچ توجهی نمیکند.

5-مدرسه خوب ودردسترس ندارد.

ندارد های بسیاردیگری هستند که دوست ندارم با عنوان کردنشان عید را به کام مسئولینی که میتوانند کاری بکنند اما نمیکنند تلخ کنم.

همیشه فکرمیکنم که قرار نیست کاری صورت بگیرد والا به راحتی میشود همه این ناداشته هارا با اندک هزینه اما مدیریت صحیح به داشته تبدیل کرد.

درموردتوانائیهای بالقوه روستاهای ما بسیار دراین صفحه نوشته ام.نمیخواهم دیگر بگویم که باداشتن موارد بالاکار افرینی خواهد شد وجلو رشد مهاجرت را میشود گرفت وچه وچه وچه............

فقط این را بگویم دراین روستاها مردمانی زندگی میکنند که دستشان به هیچ کجابندنیست.چشمانشان به دستهای مسئولین شهرستان واستان است که امید وارند به دادشان برسند.

سال جدید درحال فرارسیدن است وقصد ندارم از کسی گله یا شکایت کنم .فقط یاد اوری میکنم که مسئولین محترم شهرستان یادشان نرود که روستاهای وربن وسورتله واینی نیز درحوضه مدیریتی شهرستان رودسرقراردارد.

دوستان مسئول درشهرستان یادتان باشد روستاهای خالی از سکنه هیچ جذابیتی ندارد......والسلام.



برای دیدن فیلم های مربوط به مناظر روستای وربن واطراف آن به آدرس

مراجعه نمائید


برچسب‌ها: روستاهای خالی ازسکنه, سالجدید, مدیریت صحیح, افسانه های قدیمی, شبکه بهداشت ودرمان
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

تکامل روستا چهارشنبه یازدهم دی 1392 7:15
 

حالا باورم شده است که خالی شدن روستاهاازسکنه بخشی از تکامل زمین می باشد.درگذشته های بسیاردور بابرخورد یک شهاب سنگ بسیارعظیم گونه های مختلف حیات در روی زمین به نابودی گرائیدتازمین به تکامل برسد وگونه های تازه تری به وجودبیایند وبه زندگی ادامه بدهند.اکنون نیز روستاهای مولّد خالی از سکنه میشوند تاحاشیه های شهرهاراپر کنند تا شهرها تبدیل به ابرشهربشوند وحاشیه نشینان شهری نیز کاسه چه کنم چه کنم به دست بگیرند.خوب اینهم نوعی تکامل است.یعنی تبدیل شدن روستائی مولّد به شهرنشین محتاج به همه چیز.اگر درگذشته های خیلی دوریک شهاب سنگ باعث انهدام گونه های حیات شد اینک دست بسیاری از دست اندرکاران که مقدرات مردم روستابه آنان سپرده شده است باعث انهدام روستاهامیشود.البته میدانم که عمدی برای از بین بردن بافت روستائی وجودندارد.بلکه عدم مدیریت صحیح روستاهارابه سمت خالی شدن ازسکنه سوق میدهد.وقتی روستائی ازبدیهی ترین امکان زیست درروستایش محروم میشود،ناچاراست برای ادامه حیاتش اقدام به مهاجرت نماید.وقتی یک روستا مدرسه ندارد وبرای بردن فرزندان دانش آموزش به مدرسه درروستای دیگرجاده ندارد،چه کار دیگری میتواندبکندجز کوچیدن به مکانی که مدرسه دارد.درصد بسیاربالائی ازمهاجرتهای روستائیان به نقاط دیگربدلیل عدم امکانات زیستی میباشد.اما وقتی کسی را از زمینش جدامیکننددرواقع اورا بادستان وچشمان بسته به گودالی انداخته اند که شاید خود نداند وبه آن هجرت دل خوش میکند.عدم مدیریت صحیح روستائی وناکارآمدی بسیاری از طرح های عمرانی باعث میشود تا بسیاری از اعمال یا نیمه کاره رهاشوندیابازده خوبی نداشته باشند.مثلأباهزینه بالائی پلی برروی رودخانه بین روستای اینی ووربن وسورتله ساخته شده است.


امابدلیل نبودن جاده خوب بین دوطرف پل عملأناکارآمدهست وتغییری درپیرامون خودایجادنکرده است.زیراتنهاساخت یک پل مشکلی را از عبور ومرور بین روستاها وشهر حل نمیکند.وجود یک جاده خوب دردوطرف پل از واجبات وضروریات است.

میدانم که بسیاری از مسئولین شهرستان از مشکلات روستاهای ما خبرندارند.وآنانی هم که باخبرند یا برسر کارنیستند ویا چندان فرصتی برای پرداختن به مسائل روستاهاندارند.

یاشرکت مخابرات کوه نور دکل مخابراتی در روستابرپاکرده است.اما این دکل کارآئی لازم راندارد.تنها دکوری است که از دور،دل میبرد.هیچکس پس از نصب این دکل از ارتباط خوب تلفنی برخوردار نبوده است.البته من قبلأ نیز از زحمات برادران شرکت کوه نور تشکر کرده ام.



درموردمدرسه وبهداشت وامکانات دیگر نیز نباید چیزی گفت.زیرا تنها به سیاهی های دل می افزاید.نمیدانم وقتی مسئول شهری یا استانی از مهاجرت یک خانوار روستائی میشنود چه حسی پیدا میکند.لابدخیال میکند که این نیز از سختیهای روستا خلاص شد وبه آرامش شهر پیوست.اما همه میدانندکه هجرت یک آدم روستائی برایش آرامشی ندارد.زیرا مانند درختی است که شاخ وبالش رازده اند.

اماهمچنان امیدوارانه نگاه برراه داریم که شاید کسی فریاد بیکسی روستائیان مارابشنودوجوابی درخوربدهد



برای دیدن فیلم های مربوط به مناظر روستای وربن واطراف آن به آدرس
مراجعه نمائید


برچسب‌ها: تکامل روستا, شرکت مخابرات, مدیریت صحیح, طرح های عمرانی, آرامش
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

کاش یلدافراموش نشود شنبه سی ام آذر 1392 10:40

یلدا هم میگذرد.شب یلدا، شب دراز قصه های مادر بزرگ برای خواباندن بچه های کنجکاو ،که می خواهند بدانند ،آخر قصه چه میشود ،به صبح میرسد.

دیگر مادر بزرگها در شب یلدا حوصله قصه گوئی ندارند.زیرا حضور تلوزیون وشبکه های رنگارنگ بی معنی وبا معنی  جای مادر بزرگ را گرفته است.آخرخودمادربزرگهاهم باید بنشینندجلوی تلویزیون وسریالهای رنگارنگ خودشون روببینند. آدمهای قصه مادر بزرگ ،جان گرفته اند وراه میروند .دیگرکبوتران نامه بر قصه مادربزرگ آن سرعت خاص راندارند تاروح کودک ونوجوان عصر حاضر را ارضاء کنند.حالا کبوتران نامه برتبدیل به پرندگان آهنین بالی شده اند که فراتر از صوت که نه ،فراتر از سرعت نور میپرند.مادر بزرگ اگرحوصله ای برایش مانده باشد،هرچه قدر هم رنگ ولعاب قصه اش را افزایش بدهد به حدی نخواهد شد که زن روبوتی ویا مردآهنی را از میدان بدر کند.عمق نگاه قصه مادر بزرگ چاهی است که امیر ارسلان برای نجات فرخ لقا در آن فرو رفت.اما زن روبوتی با پرنده آهنین بال خود در کسری از ثانیه کائنات را در می نوردد.چوب جاروی قصه مادر بزرگ در برابر شمشیر لیزری فاتحان فضا رنگ می بازد. زندان هفت در قصه مادربزرگ، به زندان غیر قابل نفوذ آلکاتراز بدل شده است.دیگر چشمی به دهان مادر بزرگ دوخته نیست که باحیرت منتظر ادامه قصه باشد.اصلا دیگر قصه ای نیست.کودک یلدای امشب ،دلخور از شلوغی خانه که نمی تواند ادامه گودزیلاوبتمن ومرد انکبوتی ومرد آهنی  را به بیند،باقهر برای تخلیه خشم فروخورده اش از خانه خارج میشود.دیگر درشب یلدا وشبهای از پی آن کرسی مادر بزرگ مأمن وپناهگاه بزهکاری بچه های بازیگوش نیست،که از ترس تنبیه خودرا در زیر آن مخفی کنند.

آه،مادر بزرگ بیچاره من .دیگر کسی به قصه هایت گوش نمیدهد.نورچشمیهایت چشم وگوش به قصه های دیگری دارند.اما کاش بار دیگر تورا می دیدند ومی شنیدند.کاش تونیزباردیگر باحوصله ای درخورشأن مادربزرگیت به قصه گوئی میپرداختی .آخ که کودکان امروز،چه لذتی را از دست داده اند وقتی که دیگر یلدا معنی خودرا از دست داده است.کاش بار دیگر مجال تجربه یلدا آنگونه که در گذشته بود درک میشد.افسوس که فاتحان قلبهای کودکان دیروز خاموشندواغواگران ذهن کودکان امروز پرصدا.

امابه گمان من یلداهرگزدردلهای کودکان دیروز فراموش نمیشود.این عکسهای برفی راهم گذاشته ام تا به یاد بیاوریم که درگذشته بیشترشبهای یلدای ما بابرف همراه بود.







تصاویربرفی از:  (اع-محمدی)


برای دیدن فیلم های مربوط به مناظر روستای وربن واطراف آن به آدرس
مراجعه نمائید


برچسب‌ها: یلدا, قصه مادربزرگ, چله, کرسی, زمستان
نوشته شده توسط اسدا...سلیمی وربن  | لینک ثابت |

 
SusaWebTools
رأی بدهیدvarboon به سایت